..

مفهوم خدا باوري در عرفان ساي بابا

پرسش:

دیدگاه سای بابا نسبت به خداوند چه می باشد؟ آیا خدا در عرفان سای بابا مورد انکار قرار گرفته است؟

در عرفان ساتيا ساي بابا موضوع خدا باوري كم اهميت جلوه مي‌كند خداوند در روند تغيرات زندگي انسان نقش كم رنگي را اجرا مي‌كند.

خداشناسي درون مايه تمام بايد و نبايدهاي مكاتب و مسالكي است كه رويكرد به منبع قدسي را جزء لا ينفك عقايد خو پنداشته اند. در تمام اعصار گوناگون خداشناسي در تفكرات مذهبي كانوني است كه ذهن پژوهشگر را ناخواسته به سوي خود جذب ميكند. در مسير كنكاش مباحث ديني اولين قدم متفكر برخورد با بزرگترين سوال ممكن در حيطه كاري اوست كه آيا خدا هست يا نيست؟
تاريخ اديان گذشته اغلب گواه بر مثبت انگاري به سوال فوق است هر چند موجي از مكاتب عرفاني در غرب، از ده ه هاي گذشته سعي بر حذف اين سوال و يا پاسخ منفي بدان را بر گزيده اند. در هر حال پاسخ بسياري از مكاتب ديني دال بر صدق اين مطلب است.
در گام بعدي، مسئله بر سر تعدد خدا يا يگانگي رونق بوده هر چند ساي بابا به واسطه اقتباس از تعاليم هندو، به انواع تجليات خداوند اوست، در هندوئيسم و مذاهب منشعب آن، بحث چند خدائي همواره پر معتقد است؛ اما بر خلاف كتب مقدس هندويئسم بيشتر بر خداي اعلي تكيه دارد. چنانچه همواره در تعاليم او بحث از خدا با تكيه بر وحدانيت شكل ميگيرد.
ساتيا ساي بابا ميگويد: همه اديان يك چيز را تعليم مي دهند (تطهير ذهن از آسيب خود خواهي و پرهيز از لذت هاي بي ارزش) هر آييني به انسان مي آموزد كه وجود خويش را سرشار از شكوه و جلال ايزدي كند و از حقارت و پوچي و خود خواهي بپالايد. راه و روش تفكيك و تشخيص را به او تعليم مي دهد تا شايد به تعالي برسد و به آزادي دست يابد. بدانيد كه همه قلبها تنها به ياد (يكي) كه همان خداوند يكتاست به طپش در مي آيد و همه نامها و همه اشكال الهي نيز به خداوند يگانه اشاره دارند. برترين نحوه ستايش او ستايش با عشق است. يكتا پرستي را در ميان مردم از هر كيش، كشور و قاره ترويج دهيد.اين است پيامي كه دارم و آرزو ميكنم با قلبها يتان آن را در يافت كنيد.( 1)
ساي بابا ميگويد: «مهمترين و بالا ترين نياز بشر امروزي اين است كه اين واقعيت را بپذيرد كه خداوند يكي است اين چيزي است كه مسيح و محمد اعلام كرده اند. كلمه الله واقعا به معني يگانه ي متعالي است كه همه چيز را در عالم هستي در بر ميگيرد. باور اصلي تمام اديان اين است كه خداوند يكي است. مسيح، پدر بودن خداوند و برادر بودن بشر را اعلام نمود انسان ميتواند تنها يك پدر داشته باشد نه دو تا. زماني كه مسيح به دنيا آمد، سه مرد خردمند ستاره ها را دنبال كردند تا به محل تولد او برسند. با ديدن نوزاد تازه به دنيا آمده، آنها در دل خود به اين كودك الهي تعظيم كردند. قبل از ترك محل هر يك از آنها چيزي درباره كودك گفت، خردمند اول به حضرت مريم گفت: او عاشق خداوند است. خردمند دوم گفت : خداوند او را دوست دارد، خرمند سوم گفت: او روح خداست. اهميت دروني اين سه گفتار و اعلام در مورد مسيح چه ميتواند باشد؟ جمله اول دلالت بر اين دارد كه مسيح پيام آور حق است. پيام آور ميتواند ارباب خود را دوست بدارد ولي ارباب به اين آسانيها پيام آور خود را دوست ندارد. جمله دوم اعلام ميكرد كه خداوند مسيح را دوست دارد، چرا ؟ براي اينكه او تجلي الهي است. جمله سوم حاوي چيزي است كه مسيح اعلام نمود: من و روح خدا يكي هستيم.( 2)
ساتيا ساي بابا همواره اذعان مي دارد كه تمام انسانها نمادي از خداوند هستند و اينكه هر پيكر اوست كه با نان تقويت ميشود و هر قطره از خون جاري در رگهاي هر موجود زنده اي، خون اوست كه با شور و تحريكي كه شراب به آن مي رساند روح ميگيرد از همين رو ميتوان گفت كه هر انساني تجسم روح خداوند است و بايد همانند او مورد احترام قرار گيرد. شما مانند يك خدمتگزار عمل ميكنيد، پرستش ميكنيد، همانند پسري كه پدر خود را ميستايد و نهايتا به خردي دست مييابيد كه بيانگر اين است كه شما و او يكي هستيد اين سفري معنوي ا ست و مسيح راه را با عبادت واضح نشان داده است.
ساي بابا اينگونه ادامه ميدهد كه همه انسانها را تجسمي از الوهيت بدانيد و با عشق، تفاهم و خدمت به آنها احترام بگذاريد. تنها يك نابينا نسبت به شرايط ملال آور ديگران بي تفاوت ميماند. تنها يك نا شنوا از ناله هاي ديگران تاثير نميپذيرد. در حقيقت «ديگران» وجود ندارند. شما همه سلولهاي زنده اي در بدن خداونديد و هر سلول وظيفه اش را براي پيشبرد اراده وي به انجام مي رساند.3
ساتيا ساي بابا معتقد است كه «خداوند شكلي را به خود مي گيرد كه سر سپرده ها آروز داشته اند. دانستن اينكه تمام اشياء خلق شده شكلي از خداونداند بسيار اساسي است».(4
ساي بابا در مسئله خدا شناسي و پرداختن به خصوصيات خداوندي همواره از تعاليم هندو كه مبتني بر تعدد خدايان است فاصله ميگيرد. لكن در صدر و ذيل گفتارهايش درباره خداوند به پيامبران و اديان توحيدي اشاره ميكند. اين نكته در برخورد با موضع پلوراليسم ديني او پر اهميت است.
بنابراین، برخلاف آنچه اغلب بيان ميشود كه عرفانهاي نو ظهور، عرفانهاي منهاي خدا هستند؛ بايد گفت كه اين ادعا بيشتر با مكاتب ديني ـ عرفاني طبيعت گرايانه موافق است. همانند اديان ابتدايي و برخي از عرفانهاي افريقايي و امريكاي جنوبي (عرفان كارلوس كاستاندا). حال آن كه در عموم عرفانهاي نو ظهور و سكولار به وجود خداوند اعتراف شده، لكن مسئله بر سر ميزان اعتبار، اهمييت و قدرت تصرف در امور شخص سالك است. در عرفان ساتيا ساي بابا موضوع خدا باوري كم اهميت جلوه مي‌كند خداوند در روند تغيرات زندگي انسان نقش كم رنگي را اجرا مي‌كند. چنانچه هر اندازه الوهيت در عرفانهاي توحيدي بالاخص عرفان اسلامي پراهميت است در عرفانهاي سكولار كم اهمييت و بي ارزش.
ساي بابا در قسمت دستورات عملي هيچگاه هدف و قصد انجام اعمال را توجه به خدا اعلام نمي دارد. چنانچه در اين قسمت (بعد عملي) هيچ اشاره اي به خدا نميشود.
چنين موضع گيرهايي كه در عرفان ساي باباو به طور كلي در همه عرفانهاي سكولار به آن اشاره ميشود بيشتر متاثر از اومانيسم غربي و مكاتب فلسفي همچون اگزيستانسياليسم رونق مي گيرند، هر چند نقش فراگيري نيهيليسم دنياي غرب، كه در اواخر قرن نوزده و بعد از مكتب فلسفي نيچه شكل مي گيرد بر عرفان هاي سكولار حائز اهميت است.
نوشته: محمد حسین کیانی
1. ساتيا ساي بابا، تعلميات ساتيا ساي بابا، ترجمه رويا مصاحبي محمدي، انتشارات تعاليم حق چاپ اول 1383 ص .31
2. ساتيا ساي بابا، سخنان ساتيا ساي بابا ترجمه توراندخت تمدن ( مالكي) انتشارات تعالم حق چاپ اول 1381 ص .206
3. همان ص .96
4. سيما كوندار تراشهاي الماس خداوند ص .90

منبع:سایت پرسمان دانشجویی

******