احکام مواد غذایی

سید جعفر ربّانی

اشاره: در ماهنامه مبلّغان (شماره 200) موضوع «احکام مواد غذایی» مطرح گردید و در آن به مباحثی همچون: «اصل حلیّت»، «مواد غذایی داخلی و خارجی»، «نجس شدن مواد غذایی»، «خباثت» و «تشخیص بهداشت» اشاره شد؛ اکنون ادامۀ این موضوع ارائه می گردد.

6. حیوانات حرام گوشت

فقها حیوانات را به سه دسته تقسیم نموده اند: خشکی، آبزی، و پرندگان. آنگاه برای حلال و حرام بودن هر یک، فهرست و معیارهایی مشخص فرموده اند که عبارت است از:

حیوانات خشکی:

حیوانهای حرام گوشتی که در خشکی زندگی می کنند، به شرح ذیل می باشند:

الف) سگ و خوک خشکی که نجس و حرام گوشتند؛

ب) حیوانات درنده مانند: شیر، کفتار، ببر، پلنگ، گرگ، سمور و مطلق گربه سانان، که حرام گوشتند؛

ج) تمام انواع بوزینه ها، میمونها و شامپانزه ها که حرام گوشتند؛

د) حشرات مانند: مگس، پشه، مورچه، سوسک و... حیواناتی که لانۀ آنها در درون زمین است که خوردن آنها حرام می باشد؛

هـ) مار ها با تمام اقسامشان، اعم از آبی و خشکی، جزء حیوانات حرام گوشت هستند؛

و) خرگوشها و موش ها که حرام گوشتند؛

ز) سوسمار ها، بزمچه ها و مانند آنها، مارمولکها، تمساحها و...[1]

آبزیان:

از آبزیان، ماهی پولک دار و میگو حلال گوشت و بقیه حرامند، مثل لاک پشت، خرچنگ، مارماهی، حلزون، قورباغه، ماهی بدون پولک، عروس دریایی، کوسه و...[2] 

پرندگان:

مقصود ما از پرندگان، حیواناتی هستند که دارای بال می باشند؛ اعم از اینکه بتوانند پرواز کنند یا نه. پرندگانی از قبیل مرغ و خروس، کبوتر، گنجشک به تمام اقسام شان حلال هستند؛ ولی در سایر پرندگان، معیار در حلال و حرام بودن آنها از این قرار است:

* پرندگانی که هنگام پرواز بیش تر بال می زنند و کم تر بالهای خود را صاف نگه می دارند، حلال اند، و پرندگانی که هنگام پرواز بیش تر بالهای خود را صاف نگه می دارند و کم تر بال می زنند، حرام؛

* پرندگانی که چینه دان یا سنگدان دارند، حلال گوشتند، وگرنه حرام گوشت؛

* پرندگانی که در پشت ساق پا ناخن دارند، حلال و پرندگانی که ندارند، حرام اند؛

* پرندگانی که «پنجه» دارند که با آن شکار می کنند، حرام اند، مانند: عقاب، کرکس، کلاغ، جغد، شاهین و... که از این گونه پرندگان، به سباع (درنده) نیز تعبیر شده است.[3]

شیر و تخم حیوانات

حکم شیر حیوان و تخم پرنده و ماهی، تابع حکم خود آن حیوان است؛ پس از حلال گوشتها حلال و از نجس العین ها یا حرام گوشتها حرام است.[4]

7. حرام شدن حلال گوشت

در مواردی، خوردن حیوان حلال گوشت، حرام می گردد. مثل:

1. مُردن حیوان: اگر حیوان حلال گوشتی بمیرد، میته و نجس می شود و خوردن آن حرام است. حلال بودن گوشت حیوانات، مشروط به ذبح شرعی آنهاست. به استثنای ماهی که اگر زنده از آب گرفته شود و در بیرون آب جان دهد، حلال است[5] و ملخ که با صید حلال می شود و شتر که مشروط به نحر شرعی است.

2. نجاست خوار شدن: گاهی، حیوانات حلال گوشت به خوردن مدفوع انسان عادت می کنند. در این صورت آن حیوان، حرام گوشت می شود تا آنکه آن را «استبراء» کنند؛ یعنی حیوان را در جایی قرار دهند که این عادت از سرش برود و پس از آن، حلال می گردد.[6]

3. عدم ذبح شرعی: ذبح شرعی حیوانات دارای شرایطی است که اگر بعضی از آنها عمداً ترک شود، حیوان حرام می گردد، و برخی دیگر، چه عمداً و چه سهواً ترک شود، حرام می شود.

آنچه فقط در صورت «عمد» موجب حرام شدن حیوان می گردد، عبارت است از:

1. ترک نام خدا هنگام ذبح؛ 2. رو به قبله نبودن حیوان.

و آنچه مطلقا سبب حرام شدن حیوان می گردد، عبارت است از:

1. قرار گرفتن برآمدگی گلو در قسمت بدن؛ 2. ذبح حیوان توسط کافر؛ 3. بریده نشدن رگهای چهارگانه؛ 4. وطی: چنانچه - نعوذ بالله - انسانی با حیوان وطی (نزدیکی) کند، علاوه بر آنکه مرتکب کار حرام شده است، آن حیوان و شیر و بچه ای که در شکم دارد، حرام شده و دیگر قابل حلال شدن نیست. در این صورت باید آن حیوان را ذبح کنند و سپس بسوزانند و چنانچه انجام دهندة این عمل زشت، مالک آن نبوده است، باید پول آن حیوان را نیز به مالک (به عنوان خسارت) بپردازد.

5. اگر حاجی یا عمره گزار در حال احرام، حیوان حلال گوشت را شکار کند، کار حرام کرده و خوردن آن شکار حرام است؛[7]

6. اگر شکارچی فرصت ذبح داشته باشد و ذبح نکند، صید حرام می گردد.[8]

8. اجزای حیوانات

خوردن پانزده چيز از حيوانات حلال گوشت، حرام است:

1. خون؛ 2. فضله (اعم از ادرار و مدفوع حیوان که پس از ذبح در بدنش جا مانده)؛ 4 و 3. آلت تناسلی (نری و مادگی)؛ 5. رَحِم (بچه دان)؛ 6. دُشوَل (غده ها)؛ 7. دمبلان یا تخم (بیضه)؛ 8. چيزى كه در مغز كلّه است و به شكل نخود مى باشد؛ 9. نخاع (مغز حرام كه در ميان تيرة پشت است)؛ 10. پى كه در دو طرف تيرة پشت است؛ 11. زَهره دان؛ 12. سپرز (طحال)؛ 13. بول دان (مثانه)؛ 14. حدقۀ چشم؛ 15. چيزى كه در ميان سُم است و به آن ذات الاشاجع مى گويند.[9]

لازم است اغذیه فروشان و تولیدکنندگان سوسیس و کالباس و... به محرمات فوق توجه نموده؛ هم خود را آلوده به معصیت نکنند و هم کار و کسب خود را از حرام حفظ نمایند. شغلهایی مانند کله پزیها، جگرکیها و ساندویچ فروشیها. تأکید می شود حرمت خوردن بیضة حیوانات، خصوصاً در حیواناتی که برای تذکیه ذبح یا نحر نمی شوند، مورد اتفاق تمام فقهاست.

نکته:

تذکیة حیوان حلال گوشت زنده با ذبح و نحر صورت می گیرد؛ ولی عضو جدا شده از حیوان حلال گوشت زنده در حکم مردار و خوردن آن حرام است. مثلاً چنانچه دنبة گوسفند زنده را جدا نمایند، آن دنبه نجس و خوردنش حرام است.

ولی اگر ماهی را زنده از آب بگیرند یا ملخ را صید کنند و در حالی که زنده است، آن را قطعه قطعه نمایند یا زنده زنده بخورند، به فتوای بیش تر فقها حلال خواهد بود.[10]

9. مسکرات

استفاده از مسکرات در مواد غذایی جایز نیست؛ خواه آن مادة مست کننده:

* خوردنی باشد یا آشامیدنی؛

* کم باشد یا زیاد؛

* با چیزی مخلوط شده باشد یا نه، حتی اگر یک قطره شراب در یک پارچ آب ریخته شود، تمام آب نجس و خوردن آن حرام خواهد شد.[11]

علی بن زید می گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم. مردی از آن حضرت سؤال کرد: آیا نماز شارب الخمر (نوشندة شراب) قبول است؟ امام صادق(ع) پاسخ دادند: «لَا تُقْبَلُ صَلَاةُ شَارِبِ الْمُسْكِرِ أَرْبَعِينَ يَوْماً إِلَّا أَنْ يَتُوب...؛[12] نماز کسی که چیز مست کننده بیاشامد، تا چهل روز مورد قبول واقع نمی شود، مگر اینکه توبه کند.» البته این بدان معنی نیست که نوشندة شراب می تواند نماز را در این مدت ترک کند؛ بلکه او نیز مانند سایر مردم باید نماز بخواند و قبل از نماز باید بدن و لباسش طاهر باشد.

امام صادق(ع) از قول پیامبر(ص) نقل می کند: «شَارِبُ الْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ فَلَا تَعُودُوهُ وَ إِنْ مَاتَ فَلَا تَحْضُرُوهُ وَ إِنْ شَهِدَ فَلَا تُزَكُّوهُ وَ إِنْ خَطَبَ فَلَا تُزَوِّجُوهُ وَ إِنْ سَأَلَكُمْ أَمَانَةً فَلَا تَأْتَمِنُوهُ؛[13] آن حضرت دربارة رفتار با کسی که شراب می نوشد، چنین امر فرمودند: به عیادتش نروید. در تشییع جنازه اش حاضر نشوید. گواهی و شهادت او را نپذیرید. به وی زن ندهید. او را امین نشمارید.»

و در حدیث دیگر چنین می خوانیم: «لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ شَارِبَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ؛[14] زید بن علی بن الحسین( از پدران بزرگوارش (که درود خدا بر آنان باد) نقل می کند: رسول اکرم(ص) در ارتباط با شراب این گروه ها را لعنت فرمودند: خود شراب. کسی که آن را می فشرد. سازندة شراب. فروشندة شراب. مشتری شراب. ساقی شراب. شخصی که پول حاصل از فروش شراب را مصرف نماید. نوشندة شراب. حمل کنندة شراب و شخصی که شراب برایش برده شود.»

مراجع تقلید در این زمینه با بهره گیری از آیات و روایات می فرمایند: «آشاميدن شراب حرام و در بعضى از اخبار بزرگ ترين گناه شمرده شده است و اگر كسى آن را حلال بداند، در صورتى كه ملتفت باشد كه لازمة حلال دانستن آن، تكذيب خدا و پيغمبر(ص) مى باشد، كافر است.

امام صادق(ع) فرمودند: «شراب ريشة بديها و منشأ گناهان است و كسى كه شراب مى خورد، عقل خود را از دست مى دهد و در آن موقع خدا را نمى شناسد و از هيچ گناهى باك ندارد و احترام هيچ كس را نگه نمى دارد و حقّ خويشان نزديك را رعايت نمى كند و از زشتيهاى آشكار رو نمى گرداند  و روح ايمان و خداشناسى از بدن او بيرون مى رود و روح ناقص خبيثى كه از رحمت خدا دور است، در او مى ماند و خدا و فرشتگان و پيغمبران و مؤمنين او را لعنت مى كنند و تا چهل روز نمازش قبول نمى شود و روز قيامت روى او سياه است و زبان از دهانش بيرون مى آيد و آب دهان او به سينه اش مى ريزد و فرياد تشنگى او بلند است.»[15]

بر سر سفره اى كه در آن شراب مى خورند، اگر انسان يكى از آنان حساب شود، بنا بر احتياط واجب نبايد نشست و چيز خوردن از آن سفره حرام است.[16]

__________________________________

[1]. زبدة الاحکام، سید روح الله موسوی خمینی(امام خمینی!)، چاپ و نشر مهر، قم، 1402ق، ص 187.

[2]. تحریر الوسیلة، سید روح الله موسوی خمینی(امام خمینی!)، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1368ش، ج 2، ص 155.

[3]. همان، ص 157.

[4]. همان، ص 156.

[5]. توضیح المسائل محشی، حسین بروجردی، نشر جاویدان، قم، بی‌تا، ج 2، ص 591.

[6]. از اینگونه حیوانات در فقه، تعبیر به «جلّال» می‏ گردد. لازم به ذکر است که فقط عادت به خوردن مدفوع انسان، سبب حرمت حیوان می‏گردد، نه نجاسات دیگر.

[7]. قرآن مجید در این مورد می‏ فرماید: >يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ‏ حُرُمٌ‏ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكينَ أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ<؛ «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در حال احرام، شكار نكنيد، و هر كس از شما عمداً آن را به قتل برساند، بايد كفاره‏اى معادل آن از چهارپايان بدهد؛ كفاره‏اى كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصديق كنند؛ و به صورت قربانى به(حريم) كعبه برسد؛ يا (به جاى قربانى،) اطعام مستمندان كند؛ يا معادل آن، روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو كرده؛ ولى هر كس تكرار كند، خدا از او انتقام مى‏گيرد و خداوند، توانا و صاحب انتقام است.» (مائده / 95)

[8]. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 589.

[9]. همان، ص 596.

[10]. همان، ص 593.

[11]. همان، ص 603.

[12]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403ق، ج 63، ص 488.

[13]. الکافی، کلینی، دارالکتب الاسلامیۀ، تهران، 1407ق، ج 1، ص 397.

[14]. همان، ص 398.

[15]. توضیح المسائل محشی، ج 2، ص 604.

[16]. همان.

برچسب‌ها: