پاسخ به پرسشهای زرتشتیان

«پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک»

اداره کل فرق و ادیان ـ مهدی رستمی

اشاره: امروزه یکی از وظایف و مسئولیتهای مبلّغان دینی، پاسخگویی به شبهات و پرسشهایی است که از سوی پیروان و مروّجین فرقه ها و نحله ها منتشر می شود؛ در این راستا به برخی پرسشهای مروّجین زرتشتی گری پاسخ می دهیم.

سؤال

دين زرتشتي مي گويد: «پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك»، پس چرا آن را دين باطلي مي دانيد؟ و چرا اسلام را از آن برتر معرفی می کنید؟

پاسخ

از جمله نعمتهای خدادادی به انسان، نعمت عقل و اندیشه است که بهره بردن از آن، در امور زندگي راهگشا است. از اين رو، در پردازشِ آنچه كه مي شنويم، و آنچه در پيرامون ما مي گذرد، «عقلانيت» ابزاري كارآمد است.

با نگاهي روشن و دقيق، درمي يابيم كه صِرف شعار در يك مكتب، اثبات كنندة حقّانيت آن نيست. بلكه «به عمل کار برآید به سخندانی نیست!» چه بسا آيينها و مكتبهايي كه در گذر تاريخ، زيباترين شعارها را سر داده اند؛ اما در عمل خلاف آن را بروز داده اند. امروزه نيز شعارهايي چون: «حقوق بشر»، «آزادي» و «دموكراسي» تنها دستاويزي براي جهانخواران و ستمگران شده است تا با استفاده از اين عبارات، جهان را به يغما برده، مردم را فريب دهند و به بردگي كشند.

اين شعار (پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك)، هرچند ظاهراً زيباست، ليكن في نفسه (در واقع) سخني مبهم و كلي  است؛ شهيد مطهري! مي گويد: «پوک ترین و بى مغزترین حرفها همین حرف منسوب به زردشت است که مى گوید: گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک. آخر نیکى چیست؟ مثل این است که از مهندسى براى ساختمان یک مسجد طرح بخواهند، به او بگویند: طرح شما چیست؟ بگوید: یک ساختمان خوب! اول باید دید "خوب" و "ساختمان" در نظر او چیست. یا به یک خیاطى بگویند: چه مدل لباس مى دوزى؟ بگوید: یک مدل خوب! ولى معلوم نباشد خوب او چگونه است.»[1]

طبيبي را در نظر بگيريم كه به بيمار بگويد: «غذاي خوب بخور!»؛ اما نگويد منظور از غذای خوب چيست، پس دستور طبيب بدين صورت فايده اي ندارد. طبيب بايد بگويد چه چيز براي اين بيمار مصداق «غذای خوب» است و چه چيز مصداقِ «غذای بد». زمانی سخنِ طبيب ارزشمند است که توضیح دهد هر شخص در هر سن و سالی چه چیزی بخورد، و از چه چیزهایی پرهیز کند و...

منطق اسلام در اين زمينه، هم در بُعد شعار، هم در «تعيين مصاديقِ خوبي و بدي» و هم در عملِ الگوهاي ديني، بسي كامل تر و نيكوتر از شعائر زرتشتي است. اگر زرتشت مي گويد: «پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك»، اسلام پا را فراتر از اين گذاشته و «نيك ترين انديشه، نيك ترين گفتار و نيك ترين كردار» را معرفی کرده و علاوه بر آن مصاديق آن را نيز به صورت روشن و دقیق معيّن كرده است به عبارتی دیگر نه تنها قرآن همگان را به گفتار نیک فرامی خواند؛ بلکه از میان گفتارهای نیک، «نیکوترین گفتار» را خواسته است؛ یعنی قدمی فراتر و بالاتر از گفتار نیک! آنجا که می فرماید: ]قُلْ لِعِبَادِی یقُولُوا الَّتِی هِی أَحْسَنُ[[2]؛ «به بندگان من بگو: سخنی بگویند که نیکوترین باشد.»؛ و از میان کردارهای نیک، نیک ترینها را باید برگزید: ]وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ... لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً...[[3]؛ «و اوست كسى كه آسمانها و زمين را آفريد... تا شما را بيازمايد كه كدام  يك نیک کردارتر هستید...»

همچنين امام سجاد(ع) در دعاي مشهور خود از خداوند درخواست مي كنند: «خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و ایمان مرا به کامل ترین مرتبه، و یقین مرا بهترین یقین، و نیّت و اندیشة مرا در زمرة نیک ترین انديشه ها و کردار مرا نیک ترین کردارها قرار ده!»[4]

اين گفتار امام را در عرصه عمل نيز به روشني مي بينيم، آنجا كه اُسراي كربلا را به شام بردند، پيرمردي از اهالي دمشق، در محضر امام ايستاد و خطاب به ايشان، لب به فحاشي گشود، امام لحظاتي سكوت اختيار كرده، پس نگاه رحماني خود را با گفتار نيك همراه ساخته؛ فرمودند: «اي مرد، قرآن خوانده اي؟» پيرمرد پاسخ داد: «آري والله مسلمانم!» پس امام فرمودند: «آيا كلام خدا را خوانده اي كه ]قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى[؟[5]»مرد پاسخ داد: «آري خوانده ام». امام فرمود: «ماييم نزديكان پيامبر، پس چگونه مودّت را در حق ما به جاي مي آوريد؟» پيرمرد با شنيدن اين سخن دست به آسمان برده، ناله زد و از ظالمينِ در حق اهل بيت پيامبر(ص) تبرّي جست.[6] مي بينيم كه انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك امام سجاد(ع)، چگونه انساني را از قعر ضلالت نجات مي دهد وكافي است در سنت نبوي و سيره معصومين( بنگريم، تا دريابيم كه اين منطق اسلام در عمل نيز متعالي است، نه اينكه صرفاً شعاري كلّي و مبهم باشد.

ممکن است کسی بگوید: درست است که این شعار زرتشتیان کلّی است؛ اما شما نمی توانید به صرف کلی بودن این شعار، آن را محکوم کنید؛ چون حتماً منابع زرتشتی آن را تفسیر می کند و توضیح می دهد! پس باید به سراغ منابع آنها برویم.

اما هنگامي كه به منابع زرتشتي، همچون اَوستا (كتاب مقدس زرتشتيان) و ديگر متون تفسيري و روايي زرتشتي (كه به متون پهلوي مشهورند) مراجعه مي كنيم، درمي يابيم كه معنيِ واقعيِ اين شعار چيست! براي مثال: در انديشة زرتشتي، مورچه موجودی اهریمنی و خبیث (اصطلاحاً: خرَفستَر) شمرده می شود که برای مقابله با آفرینش اهورامزدا پدید آمده است.[7] در ادامة اين پندار، كرداري نيز وجود دارد و آن اينكه کشتن خرفستران (مخلوقاتِ اهريمن) از جمله مورچه ها و خراب كردن لانة آنها، سبب آمرزش شمرده شده و به آن عمل مي شد.  

مثال دیگر: در وندیدادِ اوستا، فرگرد چهاردهم، بند پنجم، کسی که یک سگ آبی را بکشد، مرتکب گناهی بزرگ شده و برای آمرزیده شدن می بایستی کارهای بسیاری انجام دهد، از جمله کشتن ده هزار مورچة دانه کش. در فرگرد شانزدهم، بند دوازدهم نیز آمده است که بانوان پس از اتمام عادت ماهیانه، بعد از غسل با ادرار گاو، باید دویست مورچه را بکشند تا از آلودگي پاك شوند. همچنين در اوستا، وندیداد، فرگرد سوم، بند بیست و دوم آمده است: «زرتشت پرسید: زمین را چگونه می توان خشنود نمود؟ اهورامزدا پاسخ داد: کسی که هرچه بیش تر لانه های آفریدگان اهریمن را خراب نماید.»[8]

چنين مواردي در اوستا و متون پهلوي به وفور موجود است و متأسفانه كردار نيك شمرده شده است.[9] ناگفته نماند که در دین زرتشتی همین دیدگاه (علاوه بر مورچه ها) دربارة لاک پشتها نیز وجود دارد! چه اینکه لاک پشتها نیز موجودات اهریمنی و سزاوار مرگ دانسته شده و كشتن آنان ثواب بسيار دارد.[10]

در اين باب اگر بخواهيم مصاديق بيش تري را از اوستا و متون روايي زرتشتي بيان كنيم، مي توانيم به اين موارد اشاره نمایيم:

اگر در خرید و فروش کشتزار، يكي از طرفين، معامله را بر هم بزند، او و نزديكانش هزار برابرِ ارزش كشتزار را بايد به عنوان خسارت بدهند.[11] آيا به راستي اين ديدگاه، قانوني برگرفته از پنداري نيك است؟! همچنين بنا بر روايات زرتشتي، هم بستري با مادر، خواهر و دختر (و ديگر محارم)، كرداري نيك شمرده شده است كه موجب آمرزش گناهان و رسيدن به كمال مي گردد.[12]

پندار نيك دیگر در آيين زرتشتي اين است كه بنا بر متن اوستا، نابینايان، ناشنوايان و معلولين، داغ خوردگان اهريمن شمرده شده و از نوشيدنِ نوشيدنيِ نذري در مراسم آييني زرتشتي محروم شمرده شده اند.[13]

نيك تر از اين، آنجاست كه بنا بر متن اوستا، شستشوي بدن با ادرار خويشاوندان (ادرار انسانها) كردار نيك و سبب دور شدن از اهريمن مي گردد![14]

گذشته از اين، زنده زنده پوست كندن انسانها با اندك خطا، كرداري نيك؛ بلكه لازم شمرده شده است.[15] بر همين اساس، موبدان زرتشتي در عصر ساسانيان، ماني را زنده زنده پوست كنده، از دروازة شهر جنديشاپور آويزان كردند.[16] مسائلي از اين دست در اوستا و قوانين زرتشتي فراوان است.

گاو در آیین زرتشت

آنچه بیش تر موجب شگفتی می شود، هدف از پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك در آيين زرتشتي است. هدف این است كه انسان به روان گاو مقدس برسد! توضيح اينكه: بنا بر تعاليم زرتشتي، گاو (در اوستا: geu/geuš) نخستين آفريدة اهورامزدا است كه جهانِ پاك از روانِ او خلق شده، پس روحِ گاو نخستين در منابع زرتشتي از قداستِ وي‍ژه اي برخوردار است و مبدأ پاكي شمرد مي شود.[17]

در تمامِ بخشهاي اوستا، گاو و روان او (به اَوستايي: urvan geuš)  مورد ستايش قرار گرفته است و در اين باره اسناد بسياری وجود دارد. در اوستا، گاتها، هات 28، بند 1 می خوانیم:

ahyâ ýâsâ nemanghâ ustânazastô rafedhrahyâ manyêush mazdâ pourvîm speñtahyâ ashâ vîspêñg shyaothanâ vanghêush xratûm mananghô ýâ xshnevîshâ gêushcâ urvânem.[18]

«ای مزدا! ای سپندمینو! اینک در آغاز با دستهای برآورده تو را نماز می گزارم و خواستار بهروزی و آرامشم [بشود که] با کردارهای پاك و با همة خرد و منش نیک، «گئوش اوروَن» را خشنود کنم.»

زرتشت دست به سوی آسمان دراز می کند، نماز می گزارد، آرامش و بهروزی می خواهد، و دست به دامانِ نيكيها (پندار نيك و كردار نيك و گفتار نيك)  مي شود، و هدف او از نيكي، رسیدن به خشنودی روانِ گاو است.

آیا با این حال، می توان شعار: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیکِ زرتشتی را دلیل بر حقانیت، کامل بودن و یا برتری این آيين بر اسلام دانست؟

ادامه دارد...

_____________________________________

[1]. مجموعه آثار، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، 1368ش، ج 22، ص 645.

[2]. اسراء/ ۵۳.

[3]. هود/ ۷.

[4]. صحیفه سجادیه، دعای ۲۰، دعای امام(غ) در مکارم اخلاق و کردارهای پسندیده، ترجمه علامه ابوالحسن شعرانی و ترجمه فیض الاسلام، لطیف راشدی، سید کاظم ارفع و...

[5]. شوری / 23.

[6]. الإحتجاج، طبرسی، نشر مرتضى، مشهد مقدس، 1403ق، ج 2، ص 306-307

.[7] وندیداد، پژوهش جیمز دارمستتر، ترجمه موسی جوان، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۸۴ش، ص ۶۱، فرگرد یکم، بند هفتم؛ فرنبغ دادگی، بندهش، گزارش مهرداد بهار، نشر توس، تهران،  ۱۳۸۵ش، صص ۹۷ – ۹۸؛ موبد جهانگیر اوشیدری، دانشنامه مزدیسنا، نشر مرکز، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش، صص ۲۵۵ – ۲۵۶.

 .[8]وندیداد، ص ۹۲.

[9]. ر.ک: متن پهلوی سَددَر نثر، باب ۴۳؛ مینوی خرد، ترجمه احمد تفضلی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران ۱۳۵۴ش، صص ۱۸-۱۹؛ اوستا، ترجمه وَنَندیَشت، یشتِ بیست و یکم؛ زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها، مری بویس، ترجمه ع. بهرامی، انتشارات ققنوس، تهران، چاپ دوازدهم، ۱۳۹۱ش، صص ۷۰، ۱۰۴، 213؛ موبد جهانگیر اوشیدری، ص ۲۵۵ – ۲۵۶.

[10]. زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها، ص ۲۱۳ ؛ موبد جهانگیر اوشیدری، صص ۲۵۵ – ۲۵۶.

[11]. اَوِستا، بخشِ وَندیداد، فرگرد چهارم، بند 5 – 10.

[12]. کتاب سوم دین‌کرد، دفتر اول، به اهتمام فریدون فضیلت، انتشارات فرهنگ دهخدا، تهران، ۱۳۸۱ش، صص 143 – 150؛ شاهنامه (بر اساس نسخه چاپ مسکو)،مؤسسه نور، تهران، صص ۷۷۳، بیت ۲۸۰۸۱ - ۲۸۱۰۳ (حكايت بهمن اردشير و هماي)؛ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامى‏، برتولد اشپولر، ترجمه: جواد فلاطورى و مریم میراحمدى‏، انتشارات علمى و فرهنگى‏، تهران، ۱۳۷۳ش، ج ‏۲، ص ۱۸۱؛ تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه‏، یان ریپكا، ترجمه عیسى شهابى‏، انتشارات علمى و فرهنگى، تهران، ۱۳۷۱ش، ص ۸۱؛ تاریخ اجتماعى ایران، مرتضى راوندى‏، انتشارات نگاه‏، تهران‏، ۱۳۸۲ش، ج‏ ۱، ص ۶۶۱؛ ایران در زمان ساسانیان‏، آرتور كرستین سن، ترجمه رشید یاسمى‏، انتشارات نیاى كتاب، تهران، ۱۳۶۸ش، ص 435؛ ارداویرافنامه، رشید یاسمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بند۲.

[13]. اوستا، آبان یشت، بند ۹۳؛ اوستا، گزارش دکتر دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران، چاپ شانزدهم، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، ج ۱، ص ۳۱۴.

[14]. اوستا، وندیداد، فرگرد هشتم، بند ۱۱ – ۱۳.

[15]. همان، فرگرد نهم، بند 49 و فرگردسوم، بند 15 – 20.

[16]. شاهنامه فردوسی (مسکو)، ص ۹۲۰، بيت ۳۳۳۳۸ – ۳۳۳۴۴؛ شاهنامه کامل فردوسی به نثر پارسی، میترا مهرآبادی، انتشارات روزگار، تهران، ج ۲، ص ۸۸۷؛ زگفتار دهقان (شاهنامه به نظم و نثر)، اقبال یغمایی، انتشارات توس، تهران، ص ۵۳۰.

ديگر منابع تاريخي از جمله: ابوحنيفه دينورى در اخبار الطوال، محمد بن جریر طبری در تاریخ الرسل و الملوک، ابن مِسكوَيه در تـجارب الامم، مطهر بن طاهر المقدسى در البدء و التاريخ، ابن اثير در الكامل في التاريخ، ابوريحان بيرونى‏ در الآثار الباقية عن القرون الخالية و... بر اين نكته تأكيده كرده‏اند.

[17]. گاتها کهن‌ترین بخش اوستا، ابراهیم پورداود، انتشارات اساطیر، تهران، 1378ش، صص ۱۱۸ – ۱۱۷.

[18]. سایت: Avesta, Yasna 28: 1, Based on edition of Karl F. Geldner, Avesta, the Sacred Books of the Parsis, Stuttgart, 1896.

برچسب‌ها: