تهديدات و حربه‌هاي شيطان و راه مقابله با آن

مقدمه : مهم‌ترين عامل پيروزي بر دشمن، شناخت دشمن است. ملّتي كه از قدرت،‌ نقشه‌ها، امكانات و روشها، تهديدات و برنامه‌هاي دشمنش بي‌خبر است، قطعاً توان مقابله‌اي كه منجر به پيروزي شود، نخواهد داشت.

انسان، دشمنی خطرناك‌تر از شيطان لعین ندارد؛ چرا كه او نسبت به حضرت آدم(ع) قسم ياد كرد كه: «من قطعاً خيرخواه شما هستم.»[1]، امّا آنگونه آدم و حوا را گمراه ساخت تا از بهشت بيرون شده، گرفتار رنج دنيا گشتند. همچنين نسبت به فرزندان آدم قسم ياد كرده است كه همه را گمراه مي‌كنم: ]فَبِعِزَّتِكَ لَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعِينَ[؛[2] «پس به عزت تو قسم! تمام آنها (فرزندان آدم) را اغوا [و گمراه] مي‌كنم.».

بدين جهت، قرآن او را در چندين آيه دشمن آشكار و ]عَدُوٌّ مُبِينٌ[ انسان خوانده است. از جمله در این آیه که مي‌فرمايد: ]أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني  آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُوني  هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ[؛[3] «اي فرزندان آدم! آيا با شما پيمان نبستم كه بندگي شيطان را كه دشمني آشكار براي شما است، نكنيد و اينكه مرا عبادت كنيد، اين راه مستقيم است؟» و در آيه ديگر مي‌فرمايد: ]إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعيرِ[؛[4] «به راستي شيطان حتماً دشمن شما است، پس شما نيز او را دشمن بداريد، همانا شيطان حزبش را دعوت مي‌كند [به بديها] تا از ياران آتش گردند.»

امام علي(ع) فرمود: «احْذَرُوا عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً؛[5] بترسيد از دشمنی كه در سينه‌ها مخفيانه نفوذ مي‌كند و در گوشها به صورت نجوا مي‌دمد.»

و حضرت موسي بن جعفر' در جواب اين پرسش كه: دشمن‌ترين دشمنان كه مبارزه با او واجب است، ‌كيست؟ فرمود: «أَقْرَبُهُمْ  إِلَيْكَ  وَ أَعْدَاهُمْ  لَكَ ... مَنْ يُحَرِّضُ أَعْدَاءَكَ عَلَيْكَ وَ هُوَ إِبْلِيسُ؛[6] نزديك‌ترين و دشمن‌ترين نسبت به شما كسي است كه... دشمنان ديگر را (نيز) عليه شما تحريك مي‌كند و او ابليس است.»

لذا لازم است هر انساني با تهديدات، حربه‌ها و حيله‌هاي اين دشمن سرسخت آشنا شود و آنگاه با مهارتهاي مقابله با او به خوبي آشنايي پيدا كند.

واژه‌شناسي شيطان

واژة شيطان از مادّه «شطن» به معناي دور شدن است. بعضي آن‌را از مادّة «شاط» به معناي هلاكت گرفته و حرف «نون» را زايد دانسته‌اند.

در واقع مي‌توان گفت كه اين كلمه به معناي انحراف از حق و راستي، و اعوجاج در مسير اطاعت و خروج از مرحلة درستي است: «إِنَّ الْاَصْلَ الْوَاحِدَ فِي هَذِهِ الْمَادَّةِ هُوَ الْمَيْلُ عَنِ الْحَقِّ وَ الْاِسْتَقَامَةِ وَ تَحْقِيقِ الْاِعْوِجَاجِ وَ الْاِلْتَوَاءِ؛[7] اصل واحد در مادّة شيطان، میل به انحراف از مسير حق و راه مستقيم و تحقّق كجي و انحراف است.»

امّا كلمه «ابليس» به معناي حزن و غصّة شديدي است كه از شدّت سختي و یا نااميدي بر فرد عارض مي‌شود.»[8] ابليس را ابليس گويند؛ چون هم خود از رحمت خدا مأيوس است و هم ديگران را مأيوس مي‌كند.

تهديدهاي شيطان

شيطان پس از رانده شدن از درگاه الهي، تقاضاي مهلت كرد تا انتقام خويش را از فرزندان آدم بگيرد و سوگند ياد كرد كه تمام آنها را گمراه سازد. تهديدهاي شيطان از اين قرار است:

1. احتناك:

احتناک به معناي دهنه زدن بر چارپا و زمام غير را در اختيار گرفتن است. راغب در اين زمينه مي‌گويد: «حَنَكْتُ الدَّابَّةَ اَصَبْتُ حَنَكَهَا بِاللِّجَامِ وَ الرَّسَنِ...؛[9] دهنه زدم حيوان را؛ يعني دهان او را با افسار يا ريسمان مهار كردم.»

در قرآن كريم مي‌خوانيم: ]لَئِنْ أَخَّرْتَنِی إِلى  يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَليلاً[؛[10] «(اي خدا!) اگر اجل مرا تا قيامت به تأخير افكني، به جز قليلي، ‌تمام اولاد آدم را مهار كرده (و بدار هلاكت مي‌كشانم).»

شيطان تلاش مي‌كند تا انسان را مقهور و مغلوب نموده، و ريسمان انحراف را به گردن او بيندازد؛ البته اين ريسمان و لجام مي‌تواند انحرافات و شهوات باشد: «الشَّهَوَاتُ مَصَائِدُ لِلشَّيْطَانِ؛[11] شهوات، دامهاي شيطانند.»

2. استفزاز و اجلاب:

استفزاز يعني تحريك و برانگيختن سريع و ساده. راغب مي‌گويد: «وَ خَزَّنِي فُلَانٌ أَي اَزْعَجَنِي؛[12] فلاني مرا برانگيخت و تحريك كرد؛ يعني فريب داد.»

امّا اجلاب به معنای «سَوْق الشَّيءِ؛[13] راندن چيزي» است؛ به عبارت دیگر مراد از اجلاب اين است كه شيطان انسان را با وعده‌هاي كاذب به سمتي كه مي‌خواهد، سوق مي‌دهد.

قرآن كريم مي‌فرمايد: ]وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً[؛[14] «هر كدام از آنها را مي‌تواني، با صداي خودت تحريك كن و لشكر سواره و پياده‌ات را بر آنها گسيل بدار و در ثروت و فرزندان آنها شركت جوي و آنها را با وعده‌ها سرگرم كن؛ امّا شيطان جز فريب و دروغ وعده‌اي نمي‌دهد.»

در اين آيه به چهار شيوه از تهديدات و حربه‌هاي شيطان اشاره شده است: يك) تبليغات گمراه‌كننده: اشاره شد كه استفزاز به معناي تحريك با صوت است؛ هر چند بعضي از مفسرين آن را به معناي موسيقي و غنا گرفته‌اند، از جمله در «مجمع البحرين» مي‌خوانيم: «وَ قِيلَ بِصَوْتِكَ  أَيْ  بِالْغِنَاءِ وَ الْمَزَامِيرِ وَ الْمَلَاهِي وَ قِيلَ كُلُّ صَوْتٍ يُدْعَى بِهِ إِلَى الْفَسَادِ فَهُوَ مِنْ صَوتِ الشَّيْطَانِ ؛[15] گفته شده مراد از "صَوْتِكَ" غنا و ساز و لهويات است و بعضي گفته‌اند هر صدايي كه انسان را به فساد بخواند، صوت شيطان است.» ولي به موسيقي اختصاص ندارد؛ بلكه هر تبليغات گمراه كننده و نداي شيطاني را شامل مي‌شود كه مردم را به معصيت بكشاند، مثل برخی از شبكه‌هاي تلويزيوني و ماهواره‌اي و... .

دو) نيروي نظامي: اجلاب به معناي فرياد شديد و راندن و حركت دادن است. آيه ای که ذکر شد مي‌فرماید: با لشكر سواره و پياده نظام خود، مردم را به گناه وادار كن! مراد، شياطين جنّي و انسي است كه عملاً تحت فرماندهي شياطين قرار دارند.

امام علي(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: «فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ  أَنْ  يُعْدِيَكُمْ بِدَائِهِ وَ أَنْ يَسْتَفِزَّكُمْ بِخَيْلِهِ وَ رَجِلِهِ فَلَعَمْرِي لَقَدْ فَوَّقَ لَكُمْ سَهْمَ الْوَعِيدِ وَ أَغْرَقَ لَكُمْ بِالنَّزْعِ الشَّدِيدِ وَ رَمَاكُمْ مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ؛[16] اي بندگان خدا! بر حذر باشيد [از شيطان] مبادا شما را به درد خويش مبتلا سازد و با فرياد خويش شما را تحريك كند و لشكريان سواره و پياده‌اش را ندا داده، ضد شما وادار نمايد. قسم به جانم! او تير خطرناكي را براي شما آماده نموده و در كمان گذارده و با قدرت تا آخرين حد كشيده و از مكان نزديك به سوي شما پرتاب می کند.» يعني چنين تيري كم‌تر خطا مي‌رود. پس به اين جهت، خطر شيطان جدّي و نزديك است.

سه) شركت در اموال و اولاد: شيطان علاوه بر تبليغات فرهنگي و استفاده از قدرت نظامي و لشكريان خود، برنامة اقتصادي و جمعيتي نيز دارد؛ يعني تلاش مي‌كند كه مردم را به تحصيل مال حرام وادار و كار خلاف عفت نموده و يا در حين انعقاد نطفه، آنان را از ياد خدا غافل كند و به اين صورت در مال و اولاد مردم شركت نمايد.

علامه طباطبايي) مي‌نويسد: «شيطان براي اينكه با انسان در انتفاع از مال و فرزند شريك شود، سعي مي‌كند مال و فرزند از راه حرام تحصيل شود.»[17]

چهارم) وعده‌هاي دروغين: شيطان با وعدة دروغين، انسانها را به گناه وادار مي‌كند، چنان‌كه به آدم گفت: «من خيرخواه شما هستم.» فرزندان او را نيز با انواع فريب به انواع معاصي و خيانتها وا مي‌دارد.

3. اغواء:

اغواء و گمراه ساختن از تهدیدات شیطان است. قرآن كريم مي‌‌فرمايد: ]قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ * إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ[؛[18] «شيطان گفت: به عزّتت قسم! همة آنها را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالصت (كه راهي بر آنها ندارم).» غير از "مخلصين" كه به مرحلة عصمت رسيده‌اند و غير از مفسدين كه همراه شيطانند، مابقي در خطر و تهديد عظيمي هستند؛ به ویژه کسانی كه به اهل  بيت( و مذهب حقه تشیّع نزديك‌ترند، آنها در خطر بيش‌تري قرار دارند.

حضرت صادق(ع) فرمودند: «لَقَدْ نَصَبَ  إِبْلِيسُ  حَبَائِلَهُ  فِي دَارِ الْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلَّا أَوْلِيَاءَنَا؛[19] ابليس در دار دنيا (خانه فريب)،‌ دامهاي خود را پهن كرده است، پس هدفي جز [گمراه كردن] دوستان ما ندارد.»

4. تزيين اعمال ناپسند:

تزيين به معناي آراستن و زيبا جلوه دادن كارهاي ناپسند است. در قرآن كريم مي‌خوانيم: ]قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني  لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ[؛[20] «گفت: پروردگارا! به خاطر اينكه مرا گمراه ساختي، در زمين (نعمتهاي مادّي و معاصي را) در نظر آنها زيبا جلوه مي‌دهم و همگي را گمراه مي‌كنم.» در اين آيه متعلّق تزيين ذكر نشده است كه نشانة فراگيري و عموميّت است؛ یعنی از هر راه و وسیله ای برای تزیین استفاده می کند.

در آيه ديگر فرمود: ]فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ[؛[21] «چرا وقتي كه بلاي ما به آنها رسيد، توبه، تضرّع و زاري نكردند؟ بدين سبب (نكردند) كه دلهايشان را قساوت فرا گرفت و شيطان كردار (زشت) آنها را در نظرشان زيبا جلوه داد.» در این آیه هر چند متعلَّق تزيين ذكر شده است؛ ولي نمی فرماید كه اعمال زشت آنان زينت داده شده يا اعمال نيك آنها، اما در آية ديگري مي‌فرمايد: ]زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ[؛[22] «شيطان كردار ايشان (امتهاي پيشين) را در نظرشان زينت داد، پس او امروز دوستدارشان گشته و براي آنها عذابي دردناك است.» از اينكه شيطان در روز قيامت وليّ آنها است و گرفتار عذاب جهنم‌اند، مي‌توان فهميد كه مراد، اعمال زشت آنان است.

امام علي(ع) مي‌فرمايد: «وَ الشَّيْطَانُ  مُوَكَّلٌ  بِهِ  يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْكَبَهَا وَ يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا؛[23] شيطان بر بنده گمارده شده است كه معصيت را براي او زيبا جلوه دهد تا آن را مرتكب شود و به او تلقين مي‌كند تا براي (جبران گناه و) انجام توبه، سوف سوف (و امروز و فردا) كند.»

امام زين العابدين(ع) فرمودند: «فَلَوْ لَا أَنَ  الشَّيْطَانَ  يَخْتَدِعُهُمْ  عَنْ  طَاعَتِكَ مَا عَصَاكَ عَاصٍ، وَ لَوْ لَا أَنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الْبَاطِلَ فِي مِثَالِ الْحَقِّ مَا ضَلَّ عَنْ طَرِيقِكَ ضَالّ ؛[24] بار إلها اگر شيطان مردم را از اطاعت تو فريب نمي‌داد، كسي تو را معصيت نمي‌كرد. و اگر شيطان باطل را به صورت حق جلوه نمي‌داد، هيچ كس از راه (مستقيم) تو گمراه نمي‌شد.»

5. القاي آرزوي دروغين:

اميد كاذب و آرزوي باطل ايجاد كردن، تهديد ديگر شيطان است. قرآن از زبان شيطان مي‌‌گويد: ]وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُم [؛[25] «و حتماً آنها را گمراه مي‌كنم و به آرزوها سرگرم مي‌سازم.»

6. القاي وعده‌هاي دروغين:

وعدة دروغین دادن و به دنبال آن انحراف از مسیر حق و گمراهی و ضلالت نیز یکی از تهدیدات شیطانی است که قرآن کریم به آن اشاره می فرماید:

]يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُورا[؛[26] «[شيطان] وعده نشان مي‌دهد و به آرزو كردن وادارشان مي‌كند و به آنان جز فريب وعده ندهد.» حضرت علي(ع) فرمودند:‌ «يَا كُمَيْلُ!  إِنَّ  إِبْلِيسَ  لَا يَعِدُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا يَعِدُ عَنْ رَبِّهِ لِيَحْمِلَهُمْ عَلَى مَعْصِيَتِهِ فَيُوَرِّطَهُم؛[27]  اي كميل! ابليس از طرف خود وعده نمي‌دهد؛ بلكه فقط از طرف پروردگارش وعده (هاي دروغين) مي‌دهد تا مردم را بر معصيت وادار كند (و فريب دهد) و گرفتار نمايد.»

7. كمين و محاصرة كامل:

شيطان انسان را به اين راحتي رها نمي‌كند؛ بلكه با كمين كردن و محاصرة كامل، سعي مي‌كند راه ها را كاملاً بر انسان مسدود كرده، او را از راه مستقيم بندگي خدا باز دارد.

قرآن کریم مي‌فرمايد: ]قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني  لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ[؛[28] «[شیطان] گفت: پس حال كه مرا گمراه ساختي، من بر سر راه مستقيم تو، به كمين آنها مي‌نشينم، سپس از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها به سراغشان مي‌روم و بيش‌تر آنها را شاكر نخواهي يافت.»

حضرت باقر(ع) در تفسير اين آيه فرمودند: «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ اَيْدِيْهِم» معناي آن اين است كه امر آخرت را بر آنان كم اهميت جلوه مي‌دهد «وَ مِنْ خَلْفِهِمْ» يعني امر به جمع مال مي‌كند و به بخل از پرداخت حقوق واجبه فرمان مي‌دهد. «وَ عَنْ اَيْمَانِهِمْ» يعني دينشان را از طريق زيبا جلوه دادن گمراهي و شبهه فاسد مي‌كند «وَ‌ عَنْ شَمَائِلِهِمْ»؛ يعني لذّات را محبوب آنها مي‌گرداند و شهوات را بر قلبشان غلبه مي‌دهد.[29]

گامها و حربه های  شيطان

شيطان انسان را يكباره گمراه نمي‌كند؛ بلكه داراي سياست گام به گام است؛ يعني آرام آرام انسان را به گمراهي مي‌كشاند و به تدريج در مسير خودش قرار مي‌دهد.

در قرآن مي‌خوانيم: ]يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين [؛[30] «اي مردم! از آنچه در زمين است، حلال و پاكيزه بخوريد و از گامهاي شيطان پيروي نكنيد؛ چه اينكه او دشمن آشكار شما است.»

ابن منظور مي‌گويد: «الْخُطْوَةُ بِالضَّمِّ مَا بَيْنَ الْقَدَمَيْنِ وَ الْجَمْعُ خَطَي وَ خُطُوَاتِ؛[31] خطوه يعني گام و قدم و جمع آن خُطي و خطوات است.»

تعبير خطوات در آيات متعددي آمده است، از جمله: بقره / 168، و 208، انعام/142، و نور/231.

در روايات نيز براي آن مصاديقي مشخص شده است، از جمله: حضرت باقر(ع) فرمود: «إِنَّ مِنْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ  الْحَلْفَ  بِالطَّلَاقِ  وَ النُّذُورَ فِي الْمَعَاصِي وَ كُلَّ يَمِينٍ بِغَيْرِ اللَّهِ تَعَالَى؛[32] از گامهاي شيطان است: قسم به طلاق (زن خوردن) نذر در گناهان و قسم به نام غير خدا.»

مهم‌ترين گامهاي شيطان از اين قرار‌ند:

1. وسوسه:

يعني صداي آهسته كه در نفس ايجاد مي‌شود و مطابق واقع نيست. نوعي خطور باطني و آهنگ دروني كه بر اساس ضعف انديشه و خرد ايجاد مي‌شود.

قرآن كريم مي‌فرمايد: ]مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ‌ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ‌ النّاسِ[؛[33] «از شر وسواس خناس (شيطان) كه در دلهاي مردم وسوسه مي‌كند.»

در آية ديگر از وسوسه به دعوت تعبير شده است: ]وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي  فَلا تَلُومُوني  وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم [؛[34] «من بر شما تسلطي نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما اجابتم كرديد، مرا ملامت نكنيد، خودتان را ملامت كنيد.»

از امام صادق(ع) نقل شده است: وقتي كه آية ]وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ [؛[35] نازل شد، ابليس با صداي بلند فرياد كشيد و سران لشكرش را جمع كرد و گفت: اين آيه نازل شده كه ماية نجات بشر است، چه كسي مي‌تواند با آن مقابله كند؟ هر كدام طرحي دادند كه پذيرفته نشد. در اين‌حال «وسواس خنّاس» برخاست و گفت: من از عهدة آن برمي‌آيم. ابليس گفت: از چه راه؟ گفت: آنها را با وعده‌ها و آرزوها سرگرم مي‌كنم تا آلوده به گناه شوند و هنگامي كه گناه كردند، توبه را از يادشان مي‌برم. ابليس گفت: تو مي‌تواني از عهدة كار بر آيي و اين مأموريت را تا دامنة قيامت به او سپرد.[36]

حضرت سجاد(ع) دربارة وسوسة شيطان مي‌گويد: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ  مِنْ  نَزَعَاتِ  الشَّيْطَانِ  الرَّجِيمِ وَ كَيْدِهِ وَ مَكَايِدِهِ وَ مِنَ الثِّقَةِ بِأَمَانِيِّهِ وَ مَوَاعِيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَ مَصَائِدِه ؛[37] بار الها! به تو پناه مي‌بريم از وسوسه‌هاي شيطان رانده شده و مكر و فريبهايش و از اعتماد به هوسهاي باطل و وعده‌ها و فتنه‌ انگيزيها و دامهايش.»

2. فتنه‌گري:

قرآن كريم مي‌فرمايد: ]يا بَني  آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ[؛[38] «اي فرزندان آدم! مبادا شيطان شما را فريب دهد، چنانكه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و جامة عزّت را از تن آنان بركند و قبايح آنان را در نظرشان پديد آورد. همانا آن (شيطان) و بستگانش شما را مي‌بينند،‌ در صورتي كه شما آنها را نمي‌بينيد. ما نوع شيطان را دوستدار آنان كه ايمان نمي‌آورند، قرار داده‌ايم.»

امام علي(ع) فرمودند: «الْفِتَنُ  ثَلَاثٌ : حُبُ  النِّسَاءِ وَ هُوَ سَيْفُ الشَّيْطَانِ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ وَ هُوَ فَخُّ الشَّيْطَانِ وَ حُبُّ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ وَ هُمْ سَهْمُ الشَّيْطَانِ؛[39] فتنه (و فريب شيطان)‌ از سه طريق است: دوستي زنان [در حدّ افراط و خارج از محدودة شرع] كه شمشير شيطان است،‌ و نوشيدن شراب كه دميدن شيطان است و دوستي درهم و دينار كه تير شيطان است.»

حضرت صادق(ع) فرمودند: «لَيْسَ  لِإِبْلِيسَ  جُنْدٌ أَشَدَّ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْغَضَبِ؛[40] براي شيطان لشكر و سپاهي محكم‌تر از زنان [فاسد] و خشم نيست.» اين دو بهترين وسيله براي ايجاد فتنه و فساد در جامعه‌اند.

3. نزغ و فساد:

نزغ به معناي فسادانگيزي است و اين واژه شش بار در قرآن كريم آمده است، از جمله: ]إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ[؛[41] «همانا شيطان بين آنها ايجاد فساد مي‌كند.» حضرت يوسف(ع) خطاب به برادران گفت: ]نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْني  وَ بَيْنَ إِخْوَتي [؛[42] «شيطان بين من و برادرانم فتنه و فسادانگيزي ‌كرد.» آن همه مشكلاتي كه براي حضرتش پيش آمد، در واقع با فتنه‌گري و فسادانگيزي شيطان آغاز شد.

حضرت صادق(ع) فرمودند: «يَقُولُ  إِبْلِيسُ  لِجُنُودِهِ:  أَلْقُوا بَيْنَهُمُ الْحَسَدَ وَ الْبَغْيَ فَإِنَّهُمَا يَعْدِلَانِ عِنْدَ اللَّهِ الشِّرْكَ؛[43] ابليس به سربازان خود مي‌گويد: بين مردم حسودي و ستمگري ايجاد كنيد؛ زيرا اين دو نزد خدا معادل شرك‌اند.» همان طوري كه برادران حضرت يوسف(ع) را وادار به حسودي نمود و آنان به دنبال آن در حق برادر خود ظلم و ستم كردند.

4. استحواذ و خدا فراموشي:

«استحواذ» از مادّة «حوذ» به معناي تسلط يافتن و چيره شدن است. راغب مي‌گويد: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ اِسْتَاقَهُمْ مُسْتَولِياً؛[44] شيطان بر آنها چيره شد؛ يعني با سلطه و چيره شدن آنها را راند.» در قرآن كريم مي‌خوانيم: ]اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ[؛[45] «شيطان بر آنها چيره شده و سپس ياد خدا را از خاطرشان برد آنان حزب شیطانند. آگاه باشید که حزب شیطان همان زیانکارانند.»

اگر شيطان مسلط و چيره شود، خدا فراموش مي‌شود. وقتي خدا فراموش شد، شيطان چيره مي‌شود: ]وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ[؛[46] «و هر كس از ياد خدا رخ برتابد شيطان را برانگيزيم تا يار و همنشين دايم وي باشد.»

هر گاه ياد خدا فراموش شود، زندگي در همين دنيا نيز تلخ مي‌شود.

رسول خدا(ص) فرمود: حضرت موسي(ع) نشسته بود كه ابليس نزد او آمد «وَ قَالَ مُوسَى: فَأَخْبِرْنِي  بِالذَّنْبِ  الَّذِي  إِذَا أَذْنَبَهُ ابْنُ آدَمَ اسْتَحْوَذْتَ عَلَيْهِ قَالَ: إِذَا أَعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ وَ اسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَ صَغُرَ فِي عَيْنِهِ ذَنْبُه ؛[47] موسي فرمود: پس خبرم بده از گناهاني كه وقتي فرزندان آدم آن را انجام مي‌دهند، بر آنها چيره مي‌شوي؟ شيطان گفت: هنگامي نفس فرزند آدم دچار عُجب و خودپسندي شود و عمل كم خود را زياد ببيند و گناه در چشمانشان كوچك جلوه كند.»

امام علي(ع) فرمودند: «مُجَالَسَةُ أَهْلِ  الْهَوَى  مَنْسَاةٌ لِلْإِيمَانِ وَ مَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَان ؛[48] همنشيني با اهل هوس فراموشگاه ايمان و محل حضور (و چيره شدن) شيطان است.»

5. دشمني و كينه‌ انداختن در دلها:

یکی از حربه های شیطان، ایجاد دشمنی بین مؤمنان و کینه توزی بین آنان است که در آموزه های دینی، بسیار نهی شده است؛ قرآن كريم به این نکته اشاره کرده و مي‌فرمايد: ]إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ[؛[49] «شيطان مي‌خواهد در ميان شما به وسيلة شراب و قمار عداوت ايجاد كند و شما را از ذكر خدا و از نماز باز دارد. آيا خودداري خواهيد كرد؟»

6. به بندگي كشيدن افراد:

شيطان افراد را به اطاعت و پيروي خود وادار مي‌كند و اين در واقع بندگي شيطان است.

قرآن كريم مي‌فرمايد: ]أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني  آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ[؛[50] «آيا با شما پيمان نبستم اي فرزندان آدم كه بندگي شيطان را نكنيد كه دشمني آشكار براي شما است؛ مرا عبادت كنيد كه اين راه مستقيم است.»

قرآن كريم در جای دیگری مي‌فرمايد: ]إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ[؛[51] «به راستي تو بر بندگان من سلطه نداري، مگر گمراهاني كه از تو پيروي مي‌كنند.» اين آيه مي‌گويد: بندگاني كه پيرو شيطان شوند، از بندگي خدا خارج شده، به بندگي و بردگي شيطان وارد مي‌شوند.

علي(ع) دربارة پيروي و بندگي شيطان و نتايج آن مي‌فرمايد: «اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ  لِأَمْرِهِمْ  مِلَاكاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطَانُ فِي سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِه ؛[52] [زشت سيرتان،] شيطان را ملاك كارشان قرار داده‌اند،‌ او هم آنان را دام خويش برگزيده و سپس تخمهاي پستي و رذالت را در سينه‌هاشان گذارده، و جوجه‌هاي آن را در دامنشان پرورش داده، با چشم آنان مي‌نگرد و با زبان آنان سخن مي‌گويد. و با دستياريشان بر مركب گمراه كننده خويش سوار شده و كردار ناپسند را به نظرشان جلوه داده (اينان به كسي مانند كه) اعمال آنها گواهي مي‌دهد كه با همكاري شيطان انجام شده است، و سخنان باطل را او به زبانشان نهاده است!»

7. وعده فقر و فرمان فحشا:

شيطان با وعدة فقر، مانع انفاق و اداي واجبات مال مي‌شود و صفت بخل را در انسان تقويت مي‌كند و در كنار آن به فحشا و كارهاي قبيح ترغيب مي‌كند.

قرآن كريم مي‌فرمايد: ]الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ[؛[53] «شيطان شما را به فقر و تهيدستي وعده مي‌دهد و به فحشا و زشتيها فرمان مي‌دهد؛ ولي خداوند شما را به آمرزش و افزايش وعده مي‌دهد و خداوند گشایشگر داناست.»

رهايي از شرّ شياطين

قبل از پرداختن به اسباب و راههايي كه انسان را از شرّ‌ تهديدات و گامهاي شيطان حفظ مي‌كند، به چند نكته توجه شود:

الف) بايد شيطان را دشمن خطرناك خود بدانيم: قرآن مجيد مي‌فرمايد: ]إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا[؛[54] «مسلماً شيطان دشمن شماست، او را دشمن خود بدانيد.»

ب) اين دشمن سرسخت را دوست خود نگيريم: قرآن كريم مي‌فرمايد: ]أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني  وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ[؛[55] «آيا او و فرزندانش را دوست و اولياي خود قرار مي‌دهيد، در حالي كه دشمن سرسخت شما هستند؟»

ج) محكم در مقابلش صف‌آرايي كنيم: امام علي(ع) فرمودند: «صَافُّوا الشَّيْطَانَ  بِالْمُجَاهَدَةِ وَ اغْلِبُوهُ بِالْمُخَالَفَة؛[56] در برابر شيطان براي جنگ با او صف‌آرايي كنيد و با مخالفت بر او چيره شويد.»

د) ‌تا شيطان نمرده است، آرام نگيريم: امام علي(ع) فرمودند:‌ خدا به حضرت موسي(ع) چهار سفارش كرد و فرمود: «أَوَّلُهُنَّ مَا دُمْتَ لَا تَرَى ذُنُوبَكَ تُغْفَرُ فَلَا تَشْتَغِلْ  بِعُيُوبِ  غَيْرِكَ وَ الثَّانِيَةُ مَا دُمْتَ لَا تَرَى كُنُوزِي قَدْ نَفِدَتْ فَلَا تَغْتَمَّ بِسَبَبِ رِزْقِكَ وَ الثَّالِثَةُ مَا دُمْتَ لَا تَرَى زَوَالَ مُلْكِي فَلَا تَرْجُ أَحَداً غَيْرِي وَ الرَّابِعَةُ مَا دُمْتَ لَا تَرَى الشَّيْطَانَ مَيِّتاً فَلَا تَأْمَنْ مَكْرَهُ؛[57] تا گناهانت آمرزيده نشده، به عيوب ديگران نپرداز؛ تا گنجهاي من تمام نشده، غصّة روزي را مخور؛ تا ملك و سلطنت من برقرار است، به ديگري اميدوار نباش؛ تا شيطان نمرده است، از مكر و فريب او ايمن مباش!»

با توجه به نكات چهارگانه راهكارهاي رهايي از شرّ شيطان ارائه مي‌شود:

1. پناه بردن به خدا (استعاذه):

استعاذه از «عوذ»‌ به معناي پناه بردن به چيزي و چنگ زدن به آن براي محفوظ ماندن از شرّ و خطري است كه متوجّه انسان مي‌شود.

قرآن كريم در آيات متعددي اين مسئله را متذكر شده است. از جمله مي‌فرمايد: ]وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَميعٌ عَليمٌ[؛[58] «و هر گاه وسوسه‌هاي شيطاني متوجه تو مي‌گردد، به خدا پناه ببر كه او شنونده و آگاه است.» در آية ديگر فرمود: ]فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ[؛[59] «هنگامي كه قرآن مي‌خواني، از شرّ شيطان رانده شده به خدا پناه ببر!»

و در آية ديگر فرمود: ]وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ[؛[60] «بگو: پروردگار من از وسوسه‌هاي شيطان به تو پناه مي‌برم.» همزات جمع همزه به معناي دفع و تحريك شديد است و در اينجا مقصود وسوسه‌هاي دروني است.»

حضرت رضا(ع) فرمود: «إِنَّ اِبْلِيسَ لَهُ خُرْطُومٌ كَخُرْطُومِ الْكَلْبِ وَاضِعَةٌ عَلَي قَلْبِ ابْنِ‌آدَم يُذَكِّرُهُ الشَّهَوَاتِ وَ اللَّذَّاتِ وَ  يَأتِيهِ‌بِالْاَمَانِي وَ يَأتِيهِ بِالْوَسْوَسِيَةِ عَلَي قَلْبِهِ يُشَكِّكُهُ فِي رَبِّهِ فَاِذَا قَالَ الْعَبْدُ: «اَعُوذُ بِاللهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ» اَخْرَجَ خُرْطُومَهُ مِنْ قَلْبِهِ؛[61] براي شيطان پوزه‌اي است مانند پوزة سگ كه آن را در دل آدمي مي‌نهد و او را به ياد شهوات و لذتهاي نفساني مي‌اندازد و سرگرم آرزوها مي‌كند و وسوسه را در قلب او مي‌افكند كه در نتيجه او را نسبت به آفريدگارش در شك و ترديد واقع كند، پس هر گاه آن بنده بگويد: «پناه مي‌برم به خداوند شنواي دانا» پوزه‌اش را از قلب او بيرون مي‌كند.»

2. ايمان و توكّل بر خداوند:

در تعريف توكّل گفته شده است: «هُوَ الْاِعْتِمَادُ عَلَي الْغَيْرِ وَ تَخْلِيَةُ الْأَمْرِ اِلَيْهِ؛[62] اعتماد كردن به ديگري و واگذاري كامل امر به او.» در واقع توكل،‌ انجام وظيفه و واگذاري نتيجه به خداوند است، و ايمان عقد قلبي به خداوند. اين هر دو در كنار هم مانع نفوذ شيطان مي‌شوند.

قرآن مي‌فرمايد: ]إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى  رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون  * إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُون [؛[63] «همانا او (شيطان) تسلّطي بر كساني كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مي‌كنند، ندارد. تنها تسلّط او بر كساني است كه او را به سرپرستي خود برگزيده‌اند و آنها كه نسبت به او شرك مي‌ورزند.»؛ يعني ايمان و توكل واقعي راه تسلّط و اثرگذاري شيطان را مي‌بندد.

رسول خدا(ص) از جبرئيل پرسيد: توكّل بر خداي عزيز و جليل جيست؟ «فَقَالَ الْعِلْمُ  بِأَنَ  الْمَخْلُوقَ  لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّل ؛[64] پس گفت:‌توكل آن است كه باور داشته باشي مخلوق (و بنده) نه زيان مي‌رساند و نه نفع، نه اعطا مي‌كند و نه منع. و يأس و نااميدي از بندگان خدا داشته باشي. وقتي در بنده چنين باوري پيدا شد [نتيجه اين مي‌شود كه] براي غير خدا، عملي انجام نمي‌دهد، به غير او اميد ندارد، از غير او نمي‌ترسد و چشم داشتي به غير خدا ندارد. اين همان توكّل است.»

از امام رضا(ع) سؤال شد: «مَا حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقَالَ لِي أَنْ  لَا تَخَافَ  مَعَ  اللَّهِ  أَحَداً؛[65] حدّ توكل چيست؟ فرمود: اينكه با اتكاي به خدا از هيچ كس نترسي!» و هر كسي چنين توكلي داشت، خداوند امور او را كفايت مي‌كند و در مقابل شيطان بيمه مي‌شود: ]وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَي اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ[؛ «هر كس بر خدا توكّل كند، خدا امورش را كفايت مي‌نمايد.»

3. حمد الهي و كمك خواستن از خداوند:

امام علي(ع) فرمودند: «أَحْمَدُ اللَّهَ  وَ أَسْتَعِينُهُ  عَلَى مَدَاحِرِ الشَّيْطَانِ وَ مَزَاجِرِهِ وَ الِاعْتِصَامِ مِنْ حَبَائِلِهِ وَ مَخَاتِلِه؛[66]  خدا را ستايش مي‌كنم و از او كمك مي‌خواهم بر دور شدن (از شرّ) شيطان و مانع تراشي او، و به دامن الهي چنگ مي‌زنم از دامها و حيله‌هاي شيطان.»

معلوم مي‌شود حمد الهي و استعانت از او و اعتصام به حبل الهي، انسان را از شرّ دامها و نقشه‌هاي شيطان حفظ مي‌كند.

4. دعا و ذكر «بسم الله الرحمن الرحيم»:

حضرت علي(ع) فرمود: «أَكْثِرِ الدُّعَاءَ تَسْلَمْ  مِنْ سَوْرَةِ الشَّيْطَان ؛[67] زياد دعا كنيد تا از شرّ احاطة شيطان سالم بمانيد!»

شيطان چاقي با شيطان لاغري ملاقات كرد (كنايه از گفتگوي ذريّة شيطان با يكديگر است) پرسيد: چرا چنين لاغر و ضعيف شده‌اي (تلاش تو در انحراف موفق نبوده است)؟ شيطان لاغر پاسخ داد: من مأمور گمراه كردن شخصي هستم كه هميشه در آغاز هر كار بسم الله مي‌گويد، به اين جهت از نفوذ در كارهاي او محروم هستم، تو چرا چاق هستي (تلاشت ثمربخش است)؟‌ پاسخ داد: من بر شخص غافل و بي‌تفاوتي مسلّط هستم كه در هيچ كاري بسم الله نمي‌گويد.[68]

پنج امر مهم نگهدارنده از شرّ شيطان

امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «قَالَ إِبْلِيسُ خَمْسَةُ أَشْيَاءَ لَيْسَ  لِي  فِيهِنَ  حِيلَةٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ فِي قَبْضَتِي مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ عَنْ نِيَّةٍ صَادِقَةٍ وَ اتَّكَلَ عَلَيْهِ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ وَ مَنْ كَثُرَ تَسْبِيحُهُ فِي لَيْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ مَنْ رَضِيَ لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ بِمَا يَرْضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجْزَعْ عَلَى الْمُصِيبَةِ حِينَ تُصِيبُهُ وَ مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ وَ لَمْ يَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ؛[69] ابليس گفت: پنج گروه است كه من بر آنها راه و حيله‌اي ندارم و بقية مردم در چنگ من هستند:‌ كسي كه با نيّت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام كارها به او توكل كند؛ كسي كه در شب و روز زياد تسبيح خدا مي‌كند (و سبحان الله مي‌گويد)؛ كسي كه براي برادر مؤمنش مي‌پسندد آنچه را براي خود مي‌پسندد؛ كسي كه هنگام رسيدن مصيبت جزع و بي‌تابي نمي‌كند؛ و كسي كه به آنچه خداوند (از رزق) تقسيم نموده است، راضي مي‌باشد و غصّة رزقش را نمي‌خورد.»

دامهاي شيطان

حضرت باقر(ع) فرمودند: «تَحَرَّزْ مِنْ  إِبْلِيسَ  بِالْخَوْفِ الصَّادِق ؛[70] از شيطان با ترس واقعي و صادق دوري كنيد!» براي تحقق اين تحرز به صورت فهرست‌وار به دامهاي شيطان اشاره مي‌شود:

1. حُبّ درهم و دينار:

روزي شيطان به صورت پيرمردي نزد حضرت سليمان(ع) رفت. حضرت از او پرسيد: با امّت موسي(ع) چه مي‌كني؟ گفت:‌ حُبّ دنيا را بر دلهايشان مي‌اندازم. پرسيد:‌ با امت عيسي(ع) چه مي‌كني؟ گفت: آنها را به تثليث و شرك اغوا خواهم كرد. پرسيد: با امّت خاتم النبيين(ص) چه مي‌كني؟ گفت: آنها را وانمي‌گذارم تا درهم و دينار را برايشان محبوب‌تر از «لا إله الا الله» قرار دهم.»[71]

2. تحصيل مال حرام:

هنگامي كه رسول خدا(ص) به نبوّت رسيد، سپاهيان شيطان هراسان دور شيطان جمع شدند و گفتند: پيامبر آخر الزمان مبعوث شده است. چه كنيم؟ نگرانيم! ابليس گفت: آيا امّت او به دنيا علاقه دارند؟ گفتند: آري، گفت: غصّه نخوريد! اگر بت‌پرستي نمي‌كنند، مهم نيست، آنها را وادار به 3 كار كنيد: تحصيل مال از راه حرام؛ مصرف كردن آن در راه حرام؛ نپرداختن حقوق واجب الهي (مانند خمس و زكات).[72]

دوزخ است ابليس و دوزخ اژدهاست

كو به درياها نگردد كمّ و كاست

هفت دريا را در آشامد هنوز

كم نگردد سوزشش آن خلق سوز

3. عجب و زياد ديدن اعمال كم و كوچك شمردن گناهان؛[73]

4. همنشينی با اهل هوا و هوس؛[74]

5. زنان فاسد و خشم و غضب؛[75]

6. حسودي و ستمگري...؛[76] كه در موارد اخير قبلاً روايات مربوطه ارائه شد.

_______________________________________

[1]. ]إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحين‏ [اعراف/21.

[2]. ص/82 ـ 83.

[3]. يس/ 60.

[4]. فاطر/6.

[5]. غرر الحكم و درر الکلم، عبد الواحد تميمي آمدي، ترجمه: رسول محلّاتي،‌ دفتر نشر فرهنگ اسلامي، قم، چاپ، چهارم، 1380 ش، ح 2623.

[6]. تحف العقول، علي بن شعبه حرّاني، تحقيق: علي اكبر غفاري، انتشارات اسلامي، قم، 1404 ق، ص‏399.

[7]. التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن المصطفوي، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامي، تهران، چاپ، اوّل، 1416 ق، ج‏6، ص‏65.

[8]. مفردات، راغب اصفهانی، دفتر نشر کتاب، تهران، چاپ اول، 1404 ق، ص‏60.

[9]. مفردات راغب، ص‏134.

[10]. اسراء/62.

[11]. مستدرك الوسائل، ميرزا حسين نوري،‌ مؤسسة‌ آل البيت، قم، چاپ اوّل، 1408 ق، ج‏2، ص‏314.

[12]. مفردات راغب، ص‏378.

[13]. همان، ص‏95.

[14]. اسراء/64.

[15]. مجمع البيان، ابو علي الفضل بن الحسن الطبرسي، دار المعرفة، بيروت، چاپ اوّل، 1408 ق، ج‏6، ص426.

[16]. نهج البلاغه، سید رضی، ترجمه: محمد دشتي، انتشارات پارسايان، قم، چاپ دوم، 1379، ص‏382، خطبه 192.

[17]. الميزان، علامه سيد محمد حسين طباطبايي، دفتر انتشارات اسلامي، قم، چاپ پنجم، 1417 ق، ج‏13، ص‏147.

[18]. ص/ 82 ـ 83.

[19]. تحف العقول، ص‏301.

[20]. حجر/39.

[21]. انعام/43.

[22]. نحل/63.

[23]. نهج البلاغه، خطبه 63.

[24]. صحيفه سجاديه، ترجمه و شرح فيض الاسلام، نشر الهادي، قم، چاپ اول، 1376 ش، ص‏144، دعاي 37.

[25]. نساء/ 119.

[26]. نساء/ 120.

[27]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، دار الإحیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق، ج‏74، ص‏271؛ بشارة المصطفي، عماد الدين طبري، كتابخانه حيدريه، نجف، چاپ اول، 1383 ق، ص‏27.

[28]. اعراف/ 16 ـ 17.

[29]. مجمع البيان، طبرسی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372 ش، ج‏4، ص‏403.

[30]. بقره/ 168.

[31]. مفردات راغب، ص‏152.

[32]. مجمع البيان، ج‏1، ص‏459.

[33]. ناس/ 4 و 5.

[34]. ابراهيم/ 22.

[35]. «و آنها كه وقتي مرتكب عمل زشتي شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا افتاده، پس براي گناهان خود طلب آمرزش مي‌كنند، و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد.» آل عمران/135.

[36]. الميزان، علامه طباطبايي، دار الكتب الاسلاميه، تهران، چاپ اول، ج‏20، ص‏557؛ تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي و همكاران، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1370 ش، ج‏27، ص‏475 ـ 476.

[37]. صحيفه سجاديه، امام سجاد، دفتر نشر الهادی، قم، 1376 ش، دعاي 17.

[38]. اعراف/ 27.

[39]. الخصال، شيخ صدوق، تحقيق:‌علي اكبر غفاري، مؤسسة‌ الاعلمي، بيروت، چاپ اوّل، 1410 ق، ص113، ح 91.

[40]. تحف العقول، ص‏363.

[41]. اسراء/53.

[42]. يوسف/100.

[43]. الكافي، محمد بن يعقوب كليني، تحقيق: علي اكبر غفاري، دار الصعب و دار التعارف، بيروت، چاپ چهارم، 1401 ق، ج‏2، ص‏327،‌ ح 2.

[44]. مفردات، راغب اصفهانی، ص‏134.

[45]. مجادله/19.

[46]. زخرف/36.

[47]. الكافي، ج‏2، ص‏314، ح 8.

[48]. نهج البلاغه، خطبه 86.

[49]. مائده/91.

[50]. يس/60.

[51]. حجر/42.

[52]. نهج البلاغه، خطبه 7.

[53]. بقره/268.

[54]. فاطر/6.

[55]. كهف/50.

[56]. بحار الانوار، ج‏69، ص‏290.

[57]. خصال شیخ صدوق، ص‏170، شماره 483.

[58]. اعراف/ 200 و فصلت/36.

[59]. نحل/98.

[60]. مؤمنون/97.

[61]. بحار الانوار، ج‏67، ص‏49.

[62]. التحقيق، ج‏13، ص‏195.

[63]. نحل/99 ـ 100.

[64]. بحار الانوار، ج‏69، ص‏373.

[65]. سفينة البحار، شيخ عباس قمي، دار الاسوة، قم،‌ چاپ چهارم، 1427 ق، ج‏8، ص‏573.

[66]. نهج البلاغه، خطبه 7.

[67]. بحار الانوار، ج‏78، ص‏9، ح 64.

[68]. حكايتهاي شنيدني، محمدي اشتهاردي، انتشارات علامه، قم، چاپ اوّل، 1378 ش، ص‏457.

[69]. الخصال، ص‏285، ح 37.

[70]. بحار الانوار، ج‏78، ص‏164، ح 1.

[71]. در داستانهاي شگفت: سيد عبد الحسين دستغيب، انتشارات صبا، تهران، 1360 ش، ص‏195.

[72]. محجّة البيضاء في تهذيب الاخبار، ملا محسن فيض كاشاني، مؤسسة الاعلمي، بيروت، دوم، 1403 ق، ج‏5، ص‏370.

[73]. الكافي، ج‏2، ص‏314،‌ متن عربي آن قبلاً‌ نقل شد.

[74]. نهج البلاغه، خطبه 86.

[75]. تحف العقول، ص‏363.

[76]. الكافي، ج‏2، ص‏327.