حسرتهاي بزرگ قيامت

سيد جواد حسيني

قيامت اسامي متعددي دارد كه هر كدام به گوشه اي از وقایع قيامت اشاره مي كند؛ مثل: ]يَوْمَ  تُبْلَي السَّرَائِر[؛ «روزي كه پرده ها كنار مي رود» و همه چيز آشكار مي شود. يا «يَوْمَ الدِّين»؛ يعني روز جزا، «يَوْمَ عَظِيم»، «دَار القَرار»، «يَوْمَ الآخر» و...؛ يكي از اسمهاي قيامت «يوم الحسرة» است كه انسان با كنار رفتن پرده ها و روشن شدن واقعيات اعمالش، دچار حسرت شديدي مي شود كه قابل جبران نيست.

قرآن و منابع ديني، اين حسرتها را گوشزد كرده اند تا براي انسانهايي كه در دنيا تلاش مي كنند، درس عبرتي باشد و در آخرت دچار اين حسرتها نشود.

امير مؤمنان علي(ع) فرمودند: «وَ مَا قَدَّمْنَاهُ وَجَدْنَاهُ وَ مَا أَنْفَقْنَاهُ  رَبِحْنَاهُ وَ مَا خَلَّفْنَاهُ خَسِرْنَاه ...؛[1] و آنچه پيش فرستاديم [براي قيامت] آن را يافتيم و آنچه [در راه خدا] انفاق كرديم، سود برديم؛ ولي آنچه را [از اموال] جا گذاشتيم، خسارت كرديم.»

توجّه دادن به حسرتها

در اسلام تأكيد شده است كه مردم را متوجّه حسرتهاي قيامت كنيد و آنها را از اين خطر عظيم برهانيد.

قرآن كريم به پيامبر اكرم(ص) رسماً دستور مي دهد: ]وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ في  غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ[؛[2] «(و اي رسول ما) امّت را از روز [غم و] حسرت بترسان كه آن روز، ديگر كارشان گذشته است و مردم سخت از آن روز غافل اند و به آن ايمان نمي آورند.»

و حضرت سجّاد(ع) عرضه مي دارد: «وَ نَعُوذُ بِكَ  مِنَ  الْحَسْرَةِ الْعُظْمَى، وَ الْمُصِيبَةِ الْكُبْرَى؛[3] پناه مي برم به تو، از حسرت بزرگ و مصيبت بزرگ.»

البته انسان در دنيا نيز ممكن است دچار حسرت شود؛ ولي نوعاً حسرتهاي دنيا تا حدّ زيادي قابل جبران است؛ اما حسرتهاي آخرت، به دليل بسته شدن پروندة اعمال، قابل جبران نيست.

عوامل حسرت در قيامت متعدد است كه به اهمّ آنها اشاره مي شود:

الف) حسرت بر كوتاهي ها:

در قرآن كريم مي خوانيم: ]أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى  عَلى  ما فَرَّطْتُ في  جَنْبِ اللَّهِ[؛[4] «(مبادا) كسي بگويد: افسوس و حسرت بر من از كوتاهيها كه در مسير اطاعت خدا نمودم.»

در اينجا مراد از «جنب الله» تمام اموري است كه به خدا مربوط مي باشد و در جانب او قرار مي گيرد؛ يعني فرامين الهي. در آيات قبل و بعد از آن مواردي ذكر شده است كه نشان مي دهد كوتاهي بر چه اموري بوده است. به عنوان نمونه:

1. كوتاهي به انجام توبه: ]وَ أَنيبُوا إِلى  رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ[؛[5] «به سوي خداي خود [با توبه] بازگرديد و تسليم امر او شويد، پيش از آنكه عذاب قهر خدا فرا رسد، سپس ياري نشويد.»

امير مؤمنان علي(ع) در نامه اي به يكي از اصحابش نوشت: «فَتَدَارَكْ  مَا بَقِيَ  مِنْ  عُمُرِكَ  وَ لَا تَقُلْ غَداً أَوْ بَعْدَ غَدٍ فَإِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ بِإِقَامَتِهِمْ عَلَى الْأَمَانِيِّ وَ التَّسْوِيفِ حَتَّى أَتَاهُمْ أَمْرُ اللَّهِ بَغْتَةً وَ هُمْ غَافِلُونَ فَنُقِلُوا عَلَى أَعْوَادِهِمْ إِلَى قُبُورِهِمُ الْمُظْلِمَةِ الضَّيِّقَةِ وَ قَدْ أَسْلَمَهُمُ الْأَوْلَادُ وَ الْأَهْلُون ؛[6] پس باقي ماندة عمرت را درياب و نگو فردا یا بعد از فردا [چنين خواهم كرد.] همانا انسانهاي قبل از تو، به خاطر آرزوها و به تأخير انداختنها هلاك شدند تا ناگهان امر خدا (مرگشان) فرا رسيد و آنها غافل بودند،  پس به روي چوبهايشان (تابوتهايشان) به سوي قبرهاي تاريك و تنگ خود منتقل شدند و فرزندان و خويشاوندانشان آنها را تسليم [گور] كردند.» آن وقت است كه دچار حسرت شديد مي شوند كه چرا توبه نكرده از دنيا رفتند.

2. كوتاهي در هدايت پذيري: ]أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَداني  لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقينَ[؛[7] «یا بگوید اگر خداوند مرا هدایت می کرد، اکنون از متقین بودم».

3. كوتاهي در استفاده از عمر: ]أَوْ تَقُولَ حينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لي  كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنينَ[؛[8] «يا آنكه چون عذاب خدا را مشاهد كنند، گويند: اي كاش بار ديگر به دنيا بازمي گشتيم و از نيكوكاران مي شديم.»

4. كوتاهي در پذيرش امامت: گاهي در روايات براي جنب الله مصاديقي بيان شده است، از جمله فرمود: «جَنْبُ  اللَّهِ  أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ  وَ كَذَلِكَ مَنْ كَانَ مِنْ بَعْدِهِ [مِنَ ] الْأَوْصِيَاءِ بِالْمَكَانِ الرَّفِيعِ إِلَى أَنْ يَنْتَهِيَ الْأَمْرُ إِلَى آخِرِهِمْ؛[9] «جنب الله امير المؤمنين(ع) است و همچنين اوصياي بعد از او كه مقام بلندي دارند تا به آخرين نفر آنها برسد.»

ب) حسرت بر تكذيب قرآن:

قرآن مي فرمايد: ]وَ إِنَّهُ  لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ  وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ  وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِين[؛[10] «اين قرآن يادآوري براي پرواپيشگان است، و ما قطعاً مي دانيم كه بعضي از شما آن را تكذيب مي كنيد و اين ماية حسرت كافران است.»

در آية ديگري مي خوانيم: ]بَلى  قَدْ جاءَتْكَ آياتي  فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرينَ * وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ في  جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرينَ[؛[11] «آري (اي بيچاره)! آيات كتاب من (كه البته براي هدايت تو آمد آن را تكذيب كردي و راه تكبر و سركشي پيش گرفتي و از زمرة كافران شدي. و روز قيامت كساني را كه بر خدا دروغ بستند، بنگري كه رويشان سياه شده است. آيا جاي متكبران در جهنّم نيست؟»

در اين دنيا قرآن را تكذيب مي كنند؛ امّا در روز قيامت كه پرده ها كنار مي رود و حقايق روشن مي شود، هم حقيقت قرآن آشكار مي گردد و هم حقيقت گناه تكذيب كنندگان قرآن، لذا متوجه مي شوند چه گنج گرانبهايي را از دست داده اند و چه خسارت عظيمي نموده اند. بنابراين، پشيمان شده، اظهار حسرت مي كنند.

ج) حسرت جدايي از خوبان و رفاقت با بدان

در قرآن كريم مي خوانيم:  ]وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى  يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً  * يا وَيْلَتى  لَيْتَني  لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً * لَقَدْ أَضَلَّني  عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَني  وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً[؛[12] «و روزي كه (مردم) ظالم پشت دست حسرت را به دندان گرفته و گويند: اي كاش من با رسول (خدا) راه دوستي (و طاعت) پيش مي گرفتم. واي بر من! اي كاش فلاني را دوست نمي گرفتم كه (رفاقت) او مرا از پيروي قرآن (و رسول حق) محروم ساخت و گمراه گردانيد و شيطان ماية خذلان و گمراهي انسان است.»

در شأن نزول اين آيه مي خوانيم: در عصر پيامبر اكرم(ص) دو نفر مشرك به نام «عُقبه»  و «اُبي» با هم دوست بودند. هر زمان عقبه از سفر مي آمد، غذايي ترتيب مي داد و اشراف قريش را دعوت مي كرد. روزي از سفر برگشت و طبق معمول غذا ترتيب داد و دوستانش را دعوت كرد، در ضمن از پيامبر اسلام(ص) نيز دعوت نمود. هنگامي كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد، پيامبر(ص) فرمود: من از غذاي تو نمي خورم تا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من دهي، پس عقبه شهادتين را بر زبان جاري كرد.

اين خبر به گوش «ابي» رسيد، گفت:  اي عقبه! از آيينت منحرف شدي؟ او گفت: به خدا سوگند! من منحرف نشدم؛ ولكن مردي بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد، جز اينكه شهادتين بگويم، من از اين شرم داشتم كه او از سر سفرة  من برخيزد، بي آنكه غذا خورده باشد، لذا شهادت دادم. ابي گفت: من هرگز از تو راضي نمي شوم، مگر اينكه در برابر او بايستي و سخت توهين كني! عقبه اين كار را كرد و مرتدّ شد و سرانجام در جنگ بدر، در صف كفار به هلاكت رسيد و رفيقش ابي نيز در روز جنگ احد كشته شد.[13]

د) حسرت بر اعمال ناپسند

از آنجا كه روز قيامت «يوم تبلي السرائر» است، پرده ها كنار مي رود و جهل و غرور و غفلت از انسان دور مي شود. مجرمان زشتي اعمال خويش را مي بينند و دچار حسرت مي شوند. قرآن كريم مي فرمايد: ]وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النَّارِ[؛[14] «آن گاه پيروان (پيشوايان گمراه از روي پشيماني) مي گويند: كاش ديگر بار به دنيا بازمي گشتيم و از اطاعت آنان بيزاري مي جستيم، چنان كه آنها از ما بيزاري جستند (و گروهي از كار ما نگشودند) اين چنين خداوند اعمالشان را به صورت ماية حسرت به آنها نشان مي دهد و آنها را از عذاب آتش جهنّم نجات نباشد.»

به راستي اگر انسان يك عمر تلاش خويش را در راه پرستش بتها و معاصي را نادرست، ببيند سخت دچار حسرت خواهد شد،  حسرتي كه هيچ سودي ندارد، جز رنج و عذاب بيش تر.

حضرت صادق(ع) در توضيح اين آيه فرمود: «هُوَ الرَّجُلُ  يَدَعُ  مَالَهُ  لَا يُنْفِقُهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بُخْلًا ثُمَّ يَمُوتُ فَيَدَعُهُ لِمَنْ يَعْمَلُ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ أَوْ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ فَإِنْ عَمِلَ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ رَآهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ فَرَآهُ حَسْرَةً وَ قَدْ كَانَ الْمَالُ لَهُ وَ إِنْ كَانَ عَمِلَ بِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ قَوَّاهُ بِذَلِكَ الْمَالِ حَتَّى عَمِلَ بِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛[15] او مردي است كه از روي بخل، مالش را در راه اطاعت خدا انفاق نمي كند و مي رود و مال را بر جاي مي نهد، افرادي كه آن را به ارث مي برند، يا در راه اطاعت صرف مي كنند يا معصيت و نافرماني؛ اگر در راه طاعت خدا صرف شود، اين شخص اثر آن را در میزان عمل دیگری ببیند و حسرت می خورد؛ زیرا آن مال برای او بوده است و اگر در مسير نافرماني خدا صرف شود، آن را تقويت نمايد تا تمام آن در مسير معصيت مصرف گردد.»

در اين صورت نيز جاي حسرت دارد كه چرا آن را در صحيح و خير صرف نكرده تا در آخرت بهره ببرد.

هـ.) حسرت بر اعمال از دست رفته

عالمي كه ديگران را تبليغ كرده و آنها به دستورات دين عمل كرده اند و اهل بهشت شده اند؛ ولي خود بدان عمل نكرده و جهنّم رفته است، دچار بالاترين حسرت مي شود.

رسول اكرم(ص) فرمود: «يَطَّلِعُ  قَوْمٌ  مِنْ  أَهْلِ  الْجَنَّةِ عَلَى قَوْمٍ مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَيَقُولُونَ مَا أَدْخَلَكُمُ النَّارَ وَ قَدْ دَخَلْنَا الْجَنَّةَ لِفَضْلِ تَأْدِيبِكُمْ وَ تَعْلِيمِكُمْ فَيَقُولُونَ إِنَّا كُنَّا نَأْمُرُ بِالْخَيْرِ وَ لَا نَفْعَلُه ؛[16] گروهي از اهل بهشت متوجه گروهی از اهل آتش مي شوند، پس به آنها مي گويند: براي چه شما داخل آتش جهنم شديد، در حالي كه ما به بركت تربيت و تعليم شما وارد بهشت شديم؟ آنان جواب مي دهند: ما (عالماني بوديم كه مردم را) به خير و نيكي امر مي كرديم؛  ولي خود بدان عمل نكرديم (لذا جهنمي شديم).» و به حسرت سختي دچار مي شوند.

امام علي(ع) فرمود: «... إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ  النَّارِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَى  اللَّهِ فَاسْتَجَابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطَاعَ اللَّهَ فَأَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ الدَّاعِيَ النَّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ وَ اتِّبَاعِهِ الْهَوَى وَ طُولِ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ طُولُ الْأَمَلِ يُنْسِي الْآخِرَةَ؛[17] شديدترين پشيماني و حسرت اهل آتش مربوط به كسي است كه بنده اي را به خدا دعوت نموده و او اجابت كرده،  خدا را اطاعت كرده است و باعث بهشت رفتن او شده؛  ولي خود بر اثر ترك طاعت الهي و پيروي از هوس و آرزوي طولاني وارد جهنّم شده است؛  زيرا پيروي هوس از حق انسان را باز مي دارد و آرزويهاي طولاني آخرت را به فراموشي مي سپارد.»

و) حسرت بر عدل اجرا نشده

بسيارند كساني كه از عدل و عدالت اجتماعي بسيار زيبا سخن مي گويند و قدرت اجراي عدالت را يافته اند؛  اما گفته ها را از ياد برده و عملاً بر خلاف عدالت قدم برداشته اند اينان نيز در قيامت دچار حسرتند. حضرت باقر(ع) فرمود: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ  حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ الَّذِينَ وَصَفُوا الْعَدْلَ ثُمَّ خَالَفُوهُ؛[18] از تمام مردم بيش تر كساني دچار حسرت مي شوند كه عدالت را (به خوبي) براي مردم توصيف كرده اند؛ امّا خود با آن مخالفت ورزيده اند.» صدر روايت نشان مي دهد كه عمل نكردن به دستورات ديني،  مخصوصاً اوصافي كه براي يك شيعه لازم و ضروري است، حسرت شديدي را در پي دارد.

حضرت باقر(ع) به يكي از ياران خود به نام «خُثيمه» فرمود: «يَا خَيْثَمَةُ! أَبْلِغْ  مَنْ  تَرى  مِنْ مَوَالِينَا السَّلَامَ، وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ، وَ أَنْ يَعُودَ غَنِيُّهُمْ عَلى  فَقِيرِهِمْ، وَ قَوِيُّهُمْ عَلى  ضَعِيفِهِمْ، وَ أَنْ يَشْهَدَ حَيُّهُمْ جِنَازَةَ مَيِّتِهِمْ، وَ أَنْ يَتَلَاقَوْا فِي بُيُوتِهِمْ؛ فَإِنَّ لُقِيَّا بَعْضِهِمْ بَعْضاً حَيَاةٌ لِأَمْرِنَا، رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا؛ يَا خَيْثَمَةُ، أَبْلِغْ مَوَالِيَنَا: أَنَّا لَانُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِلَّا بِعَمَلٍ، وَ أَنَّهُمْ لَنْ يَنَالُوا وَلَايَتَنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ، وَ أَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا، ثُمَّ خَالَفَهُ إِلى  غَيْرِهِ؛[19] اي خثيمه! هر كدام از دوستان ما را كه ديدي، سلام برسان و به آنها سفارش كن به رعايت تقواي خداي بزرگ... خدا رحمت كند بنده اي را كه كارها را زنده دارد. اي خثيمه! به دوستان ما اين پيغام را برسان كه ما از طرف خدا، هيچ كار و چاره اي براي شما نتوانيم، جز به عمل و كردار خوب شما. به راستي كه آنه به دوستي و ولايت ما نرسند، جز با ورع و پارسايي. همانا افسوس خورترين مردم در روز قيامت كسي است كه عدالت و داد را براي ديگران شرح دهد و خودش به خلاف آن كار ديگري كند.»

ز) حسرت بر غفلتها

امام علي(ع) مي فرمايد: «فَيَا لَهَا حَسْرَةً عَلَى كُلِّ ذِي غَفْلَةٍ أَنْ يَكُونَ عُمُرُهُ عَلَيْهِ حُجَّة وَ اَنْ تُؤَدِّيَهُ اَيَّامُهُ؛[20] حسرت سزاوار كسي است كه غافل بوده و عمرش در روز قيامت بر او حجّت و دليل است (كه آن را هدر داده است) و روزگارش او را به شقاوت كشانده.» غفلت هر چه باشد زيان آور است مخصوصاً:

1. غفلت از خداي متعال: امام علي(ع) مي فرمايد: «مَالِي اَرَاكُمْ عَنِ اللهِ  ذَاهِبَيْنِ وَ اِلَي غَيْرِهِ رَاغِبَيْنِ؛[21] چگونه است که شما را می بینماز خداوند روی گردان و به غیر خدا روی آورده اید.»

2. غفلت از دشمني شيطان: حضرت صادق(ع) فرمود: «إِنْ  كَانَ  الشَّيْطَانُ  عَدُوّاً فَالْغَفْلَةُ لِمَا ذَا؛[22] اگر شيطان دشمن (قسم خوردة انسان است)، غفلت براي چيست؟»

3. غفلت از عمر و از مسجد:  امام حسن(ع) فرمود: «الْغَفْلَةُ تَرْكُكَ  الْمَسْجِد؛[23] غفلت باعث ترك مسجد مي شود.»

ح) حسرت بر كسب مال حرام:

اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: «إِنَّ  أَعْظَمَ  الْحَسَرَاتِ  يَوْمَ  الْقِيَامَةِ حَسْرَةُ رَجُلٍ كَسَبَ مَالًا فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ- [فَوَرَّثَهُ رَجُلًا] فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنْفَقَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّةَ وَ دَخَلَ الْأَوَّلُ بِهِ النَّار؛[24] بزرگ ترين حسرتها در روز قيامت براي مردي است كه مالي را در غير طاعت و فرمان خدا به دست آورده است و شخص ديگري آن را به ارث برده و در مسير طاعت خدا انفاق كرده است و به خاطر اين انفاق، بهشتي شده؛ امّا مرد (و صاحب مال) به سبب همان مال، جهنمي شده است.»

ي) حسرت بر آخرت فروشي

قرآن كريم به مردم گوشزد مي كند: ]يَا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ[؛[25] اي قوم! اين زندگاني (فاني) دنيا متاع ناچيزي بيش نيست و سراي آخرت منزلگاه ابدي است.»

در جاي ديگر فرمود: ]قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَليلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى[؛[26]  «بگو: زندگاني دنيا متاعي اندك است و جهان آخرت (ابدي) براي هر كسي كه خداترس باشد، بهتر است (از دنيا).»

با اين حال، عده اي آخرت را به دنيا فروختند؛ ولي از همه بدتر حال كساني است كه آخرت خويش را به دنياي ديگران فروخته اند.

رسول خدا(ص) فرمود: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ  نَدَامَةً يَوْمَ  الْقِيَامَةِ رَجُلٌ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنيَا غَيْرِهِ؛[27] پشيمان ترين مردم در روز قيامت كسي است كه آخرتش را به دنياي ديگران فروخته باشد.»

گذشت از آخرت

روزي نادرشاه با «سيد هاشم خاركن» كه از روحانيون به نام بود، در نجف ملاقات كرد. نادر خطاب به سيد هاشم گفت: شما واقعاً همّت كرده ايد كه از دنيا گذشته ايد. سيد هاشم با همان وقار و آرامش روحاني مخصوص به خود گفت: نه، شما همّت كرده ايد كه از آخرت گذشته ايد.[28]

ط) حسرت بر زكات ندادن

به امام علي(ع) گفته شد:  «فَمَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَسْرَةً، قَالَ: مَنْ رَأَى مَالَهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ فَأَدْخَلَهُ  اللَّهُ  بِهِ  النَّارَ وَ أَدْخَلَ وُرَّاثَهُ بِهِ الْجَنَّة...؛ چه كسي بزرگ ترين حسرت را (در روز قيامت) دارد؟ فرمود:  كسي كه مالش را در ترازوي (حساب) ديگران مشاهده كند، پس خداوند به خاطر آن مال صاحبش را وارد جهنم مي كند و وارث را وارد بهشت. گفته شد: چگونه مي شود؟ فرمود: چنانكه يكي از برادرانم قصّة مردي را گفت كه بر او وارد شد، در حالي كه صندوقي را حمل مي كرد. به او گفتم: فلاني! چه مي گويي دربارة صد هزاري كه در اين صندوق است؟ گفت:  «مَا أَدَّيْتُ  مِنْهَا زَكَاةً قَطُّ، وَ لَا وَصَلْتُ مِنْهَا رَحِماً قَط؛ زكات آن را هرگز نپرداخته ام و به بستگانم كمك نكرده ام.» گفتم: براي چه جمع كرده اي؟ گفت: براي (اداي) حقوق سلطان (و دولت) و افزون طلبي بر خويش و قوم و براي خاطر ترس از فقر و نداري بر عيالم و ترس از زمانه. آن شخص گويد: صاحب مال از نزد من خارج نشده، از دنيا رفت «ثُمَّ قَالَ عَلِيٌّ: ... إِنَّ [مِنْ ] أَشَدِّ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ  الْقِيَامَةِ مَنْ  رَأَى  مَالَهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِه ...؛ سپس حضرت علي(ع) فرمود: شديدترين حسرت روز قيامت مربوط به كسي است كه مال خود را در ميزان [اعمال] ديگري مشاهده كند.»[29]

م) ريا كاري يا گناه

«عَنِ النَّبِيِّ (ص) أَنَّهُ قَالَ:- أَشَدُّ النَّاسِ حَسْرَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَنْ  رَأَى  وُضُوءَهُ  عَلَى جِلْدِ غَيْرِهِ؛[30] شديدترين حسرت، در قيامت مربوط به كسي است كه وضوي خود را بر بدن ديگري مشاهده كند.» مراد يا اين است كه در وضو گرفتن ريا كرده است و يا ممكن است گناهي چون غيبت انجام داده كه ثواب وضوي او به ديگري منتقل شده است.»

ن) دوری کردن ولايت حضرت علي(ع) را نداشتن

امام صادق(ع) فرمود: «أَعْظَمُ النَّاسِ حَسْرَةً رَجُلٌ جَمَعَ مَالًا عَظِيماً بِكَدٍّ شَدِيدٍ وَ مُبَاشَرَةِ الْأَهْوَالِ وَ تَعَرُّضِ الْأَخْطَارِ ثُمَّ أَفْنَى مَالَهُ صَدَقَاتٍ وَ مَبَرَّاتٍ وَ أَفْنَى شَبَابَهُ وَ قُوَّتَهُ فِي عِبَادَاتٍ وَ صَلَوَاتٍ وَ هُوَ مَعَ ذَلِكَ لَا يَرَى لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(ع) حَقَّهُ وَ لَا يَعْرِفُ لَهُ مِنَ الْإِسْلَامِ مَحَلَّهُ ... فَذَاكَ أَعْظَمُ حَسْرَةً مِنْ كُلِّ مَنْ يَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ صَدَقَاتُهُ مُمَثَّلَةٌ لَهُ فِي مِثَالِ الْأَفَاعِي تَنْهَشُهُ وَ صَلَوَاتُهُ وَ عِبَادَاتُهُ مُمَثَّلَةٌ لَهُ فِي مِثَالِ الزَّبَانِيَةِ تَتْبَعُهُ حَتَّى تَدُعَّهُ إِلَى جَهَنَّمَ دَعّا...؛ بزرگ ترين حسرت مربوط به كسي است كه مال زيادي جمع آوري كرده، آن هم با زحمت زياد و تحمل ترسها و سختيها و خطرها، آن گاه آن مال را در راه صدقات و خيرات خرج نموده است و جواني و قدرت خويشتن را نيز در عبادات و نماز سپري كرده، با اين حال حق (امامت) علي بن ابي طالب(ع)  را باور نداشته و در اسلام جايگاه او را نشناخته است. اين شخص بزرگ ترين حسرت را نسبت به تمام كساني كه وارد قيامت مي شوند، دارد، در حالي كه صدقات او به صورت افعيها در آمده است و او را نيش مي زند و نماز و  عبادتش به صورت شعلة آتش درآمده كه او را به سمت جهنم مي خواند.»

نماز بي ولايت بي نمازي است

عبادت نيست نوعي حقه بازي است
______________________________________________

[1]. ارشاد القلوب، حسن بن ابي الحسن ديلمي، انتشارات شريف رضي، قم، چاپ ‌اوّل، 1412 ق، ج 1، ص197.

[2]. مريم/39.

[3]. الصحيفة السجادية، نشر الهادي، قم،‌ اوّل، 1376 ش، دعاي 9، ص 56.

[4]. زمر/56.

[5]. زمر/54.

[6]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی‏تا، ج 70، ص 75 ـ 76.

[7]. زمر/57.

[8]. زمر/58.

[9]. نور الثقلين، علي بن جمعه حويزي، تحقيق رسول محلّاتي، المطبعة العلميّة، قم، چاپ اوّل، ج 4، ص 495.

[10]. حاقة/48-50

[11]. زمر/59 ـ 60.

[12]. فرقان/27 ـ 29.

[13]. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي و همكاران، دار‏الكتب الاسلاميه، تهران، هشتم، 1370، ج 15، ص69.

[14]. بقره/167.

[15]. تفسير الصادقين، ملا محسن فيض كاشاني، انتشارات صدرا، تهران، اوّل، 1415 ق، ذيل آيه.

[16]. بحار الانوار، ج 74، ص 78؛ مكارم الاخلاق، ج 2، ص 364، ح 2661.

[17]. الكافي، محمد بن يعقوب الكليني، دار‏الكتب الاسلاميه، تهران‌، اوّل، 1365 ش، ج 1، ص 44.

[18]. تفسير نور الثقلين، علي بن جمعه العروسي الحويزي، تحقيق: سيد هاشم محلّاتي، المطبعة العلمية، قم،‌ اوّل، ج 4، ص 496؛ امالي، شيخ طوسي، ص 663،‌ ح 1386.

[19]. الكافي، شيخ كليني، ج 2، ص 175.

[20]. نهج البلاغه، خطبه 64.

[21]. بحار الانوار، محمدباقر مجلسي، ج 26، ص 78.

[22]. همان، ص 190، ح 1.

[23]. همان، ج 78، ص 115، ح 10.

[24]. آثار الصادقين،‌ صادق احسانبخش، انتشارات دار‏العلم، قم، چاپ چهارم، 1377 ش، ج 3، ص 352.

[25]. غافر/39.

[26]. نساء/77.

[27]. آثار الصادقين: صادق احسانبخش، ج 3، ص 353؛ منتخب ميزان الحكمة، محمدي ري‌شهري، دار‏الحديث، قم، دوم، 1380 ش، ج 1، ص 143.

[28]. نكته‌ها و سرگذشتهاي خواندني، سيد جواد حسيني،‌ پيام حجت، قم، اول، 1392 ش، ص 120.

[29]. مستدرك، همان، ج 15، ص 272.

[30]. الفقيه، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم،‌ اول، 1413 ق، ج 1، ص 48.