مروارید معرفت، در ساحل قرآن و عترت (3)

عبدالله اصفهانی

اشاره: در شماره های گذشته به بحث و بررسی پیرامون زندگی آیت الله محمدهادی معرفت) پرداخته شد و در آن به مباحثی همچون: خاندان و خانواده، عزیمت به کربلا و نجف، هجرت به قم، در محضر امام خمینی!، شیوة تدریس، دفاع از ولایت و... اشاره گردید؛ اکنون ادامة این مقاله ارائه می شود.

آیت الله جعفر سبحانی(دامت برکاته) در مراسم نکوداشت استاد معرفت، با اشاره به غیرت دینی، نشاط علمی و همّت والای ایشان یاد آور شدند: «از ممیّزات ایشان این است که کتاب را برای این نمی نویسد که کتابی نوشته باشد. خیلیها وقت دارند کتابی بنویسند، اثری از خود باقی گذارند، نمی گوییم بد است؛ امّا خیلی حُسن ندارد؛ اما این شیوه در ایشان هست که کمبودها را جبران کند، در علوم قرآنی نقصانی در کتابهای شیعه بوده، البته این خلأ بوده و نبوده (یعنی در ضمن تفسیرها بوده؛ ولی به طور مستقل نبوده است) علوم قرآنی را شیعه در داخل تفسیر نوشته؛ یعنی در ضمن تفسیر آورده اند و گاه در مقدمات تفسیر، در شیعه یک کتاب مستقل در علوم قرآنی نبود، این خلأ را الحمد لله ایشان پُر کرد.»[1]

زندگی او یکسره فراگیری و تعلیم بود و همواره می اندیشید، در می یافت و یافته ها را به محک می زد، معیارسنجی می کرد و نشر می داد و با این همه،  هرگز بر آنچه از پس سالیان پژوهش و در نگریستن یافته بود،  تعصّب نمی ورزید،  حتی در سالهای پایانی عمر با وجود کسالت و رنجوری، همچنان در دفاع از دیانت و فرهنگ قرآن و عترت پرشور تلاش می کرد و این فرسودگی از حضورش در مجامع علمی، آموزشی و پژوهشی نکاسته بود. انبوه نوشته های استوار، آثار محققانه،  مقالات آموزنده و تربیت ده ها شاگرد شایسته، کوشا و کارآمد، نشان دهنده آن همه سخت کوشی، همّت و نستوهی است.

یکی از شاگردانش یک روز قبل از رحلت جانکاه آن فرزانه عالیقدر، از ایشان پرسید: چقدر کار می کنید؟ ایشان پاسخ داد: «تنم آزار می بیند، جسمم خسته می شود، گاهی از بسیار نشستن و نوشتن رنج می کشم؛ امّا روحم شاد است و نشاطم بسیار عالی است و همچنان برای بسیار دیدن و تأمّل کردن و نوشتن بی قراری می کنم، همین زمان گاه تا چهارده ساعت کار می کنم.»[2]

فداکاری در راه انقلاب

آیت الله معرفت هیچ گاه خود را از علم به حوادث زمان دور نکرد. در کربلا ایام جوانی همراه جریان نهضت فکری حوزه در نگاشتن و عرضة  حقایق دینی حاضر بود و در نجف اشرف نیز آن گاه که معمار اندیشة حکومت دینی، (امام خمینی!) در حوزة این شهر حضور یافت، دل در گرو محبّت آن بزرگ نهاد و در درسش حاضر گردید تا از سرچشمة زلال اندیشه اش بنوشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به زعامت امام خمینی!، دل را در جهت این نهضت اسلامی نهاد و اولین اثر ارجمند و دقیق را در تبیین اندیشة ولایت فقیه رقم زد.  در بخش نظری و فکری دستگاه قضایی حضور یافت و برای گشودن گره هایی از مسائل حقوقی و قضایی قلم زد، ره گشود و مقالاتی سامان داده و بالاخره فرزندش «علی معرفت» را ـ  که طلبه ای کوشا و فاضلی ارجمند بود ـ روانة میدان نبرد با متجاوزان بعثی نمود که بعد از حماسه آفرینی در جبهه های جنگ تحمیلی،  در اول بهمن 1365، در عملیات کربلای 5، شهد شهادت نوشید. صبر پدر در هنگام شنیدن خبر شهادت فرزندش مثال زدنی بود؛ استوار ایستاد و چنان که از او انتظار می رفت، حماسه، صلابت و کرامت سرود و آن را هدیة الهی تلقّی کرد که به انقلاب و امام تقدیم کرده است،  و همواره بر شکوه و عظمت انقلاب اسلامی می اندیشید و بر ثبات اعلای آن دل می سوزاند. ایشان هنگام شهادت فرزند فاضلش مشغول نگارش جلد چهارم «التمهید» بود، پس ثوابش را به وی اهدا نمود و نوشت: «هدیه به تو ای فرزندم، و ای جگرگوشه ام! همانا تو در ضمن دستیابی به منزلت والای علم و کمال، به مقام شهادت دست یافتی. پس دو فضیلت را در خود گرد آوردی و به افتخار پیروزی در این دو میدان دست یافتی. تو در عمر کوتاه خود با سعادت زندگی کردی و در کرامت شهید شدی و به رستگاری عظیمی دست یافتی. تو با وجود تلاش پیوسته ات برای طلب علم و نیز پافشاری ات در دستیابی به شرف و کمال، جهاد در راه خدا و برافراشتن کلمة «الله» را برگزیدی؛ چرا که ضرورت به پا خاستن برای دفاع از حریم اسلام و پاسداری از قرآن را درک کردی، پس سعادت همیشگی و شرافت هم زادت گوارایت باد!»[3]

جرعه های فرزانگی و فروزندگی

استاد معرفت می گوید: «بنده از اول تحصیلم عادتم بر این بود که هیچ مطلبی را بدون اینکه خودم بیندیشم، نپذیرم. می خواهم این را عرض کنم: بنده در تمام آرا و مطالبی که به ظاهر نو جلوه می کند، حداقل پنج بار در حوزه درس گفته ام، حتماً اگر پنج بار مطرح نشده باشد، به طبع نخواهد رسید.»[4]

به آفاق دست یافتن،  پرهیز از هیجان زدگی، با تأنّی و تأمّل گفتن، نوشتن، مصاحبه کردن و درس دادن، از جلوه های شخصیت آن عالم فرزانه بود، آگاهانه و هوشمندانه به سراغ اندیشه ها رفتن و با همین زاویه به دین، میراث دینی و معارف تشیع نگریستن، از او دانش وری پیش رو و روشن اندیش و خرافه ستیز ساخته بود،  از اینکه در مواقعی خرافه گویی و گرایش به امور موهوم و سطحی نگری بر روی معارف ناب غبارهای خود را بنشاند، شکوه داشت و بر این باور بود که منطقی فکر کردن و از حریم دیانت دفاع کردن، درون مایة تفکر شیعی است و در گذرگاه تاریخ،  موافق و مخالف، اندیشة والای شیعی را به این ویژگی ستوده است، از اینکه جاهلان متنسّک، ساحت اهل بیت( را با اوهام و موضع گیریهای تنگ نظرانه می آلایند، می سوخت.

از اینکه عده ای قصد دارند حماسة عاشورا، قیام مقدس و منوّر حضرت اباعبد الله% را از جایگاه والایش تنزل دهند و به تحریفات و خرافات آمیخته سازند، سوز و گدازی تکان دهنده داشت. خود نیز به این قیام نگاهی عمیق و ژرف داشت و از اینکه در ایام سوگواری برای خامس آل عبا% به منبر بنشیند و حقیقت گویی کند و در نقلها و گزارشها و ذکر بسترهای این حرکت مقدس واقعیتهای مستند را مطرح کند،  ابایی نداشت؛ بلکه به آن می بالید و می گفت: این جایگاهی است که بسیار قداست دارد و لازم است علما و مراجع از آن صیانت کنند تا اغیار و جهل پیشگان و بدین عرصه گام نگذارند. در حق گویی، بیان دردها و نقد کژاندیشها و کج گوییها، زبانی صریح و در عین حال آمیخته به ادب داشت. هرگز در بیان آنچه را که حق می دانست، مصالح شخصی خود را لحاظ نمی کرد. با نگاهی حقیقت یاب جریانها را رصد می کرد تا در مواجهه با آنچه می گذشت، به درستی بیاندیشد، عمل کند و موضع گیری نماید،  به موقع توطئه ها، هجومها و بلکه شبیخونهای فرهنگی و فکری دشمن را شناسایی می کرد و متناسب با آن به حراست و حفاظت از مکتب اسلام و مذهب تشیّع اقدام می نمود.

در مواجهه با هر شبهه یا مسئله ای ضمن ارزیابی دقیق،  دربارة ابعاد و جوانب آن فکر می کرد و تا زاویة نگاه خویش را دقیق و  عمیق نمی کرد، پاسخ آن را نمی داد و شبهة مورد نظر را رد نمی نمود. از نظر او تمام قضایا و قصص قرآن قابل اثبات تاریخی است، او اعتقاد داشت که مثلهای قرآنی نمادین نمی باشد؛ چرا که کلام صادق مصدّقند و برای آنکه غرض هدایتی بر آن مترتب باشد،  قطعاً واقعی هستند و از قبیل داستانهای کلیله و دمنه، مرزبان نامه و گلستان سعدی نیستند.

مباحث نغز و ابتکاری آیت الله معرفت در مسائلی چون: ضوابط تأویل، شیوه های بیان قرآن، نقش اهل بیت( در تفسیر قرآن، تشابه اصلی و عرضی، فرضیه نسخ مشروط، حکمت بقای منسوخ و... از جمله مطالبی است که می توان گفت ایشان آنها را به شکلی علمی، مستدلّ و نو مطرح کرده است.[5]

شیوه های تبلیغی آیت الله معرفت

استاد، معرفت مجسّم و نماد اخلاق قرآنی بود. رفتار و کردارش متأثر از مفاهیم و مضامین قرآنی بود. او حدود هفتاد سال با خلوص و صداقت ویژه در پیشگاه با عظمت ثقلین زانوی ادب بر زمین زد و با وجود مشاغل فکری و دغدغه های ذهنی، چنان با اطمینان قلبی و آرامش معنوی در محراب مسجد چهارمردان قم به نماز می ایستاد که گویی جز راز و نیاز با معبود خویش، هیچ کار دیگری ندارد. بعد از اقامة نماز جماعت، با لبخندی ملیح در حلقة جوانان مشتاق معارف و مکارم آسمانی می نشست و به پرسشهای آنان دربارة علوم و معارف قرآن و عترت، صمیمانه و فروتنانه پاسخ می داد. ایشان به نسل جوان، پیوند عاطفی بین والدین و فرزندان را به یاد می آورد. در غم و شادی آنان شریک بود و در مجالس و محافل آنان حضور می یافت، خاطراتی بس خوش، از برخوردهای مشفقانه و متواضعانة این عالم وارسته با اقشار گوناگون و معاشرت با آشنایان و همسایگان،  در ذهن افرادی که با ایشان در ارتباط بوده اند، نقش بسته است، این ویژگیها تا بدان حدّ بود که ساعتی قبل از ارتحال، برای همدردی با همسایه ای که عزیزی را از دست داده بود، به خانه اش رفته و در تسلّای بازماندگان آن متوفّا نهایت دل سوزی و اهتمام را بروز داده بود.[6]

سبک زندگی استاد معرفت

آیت الله معرفت سحرخیز و اهل تهجّد بود و تا طلوع آفتاب علاوه بر انجام فرایض، نوافل، ذکر و دعا،  به مطالعه،  تألیف و کارهای علمی می پرداخت و اصولاً غالب تلاشهای پژوهشی این متفکّر قرآنی، بعد از اقامة نماز شب و نماز صبح بود.

او علاوه بر روح، دل و ذهن را به تقوا و ایمان آراسته بود و چشمه هایی از اخلاق را به برکت تزکیه و خودسازی در زندگی فردی و اجتماعی جاری ساخته بود. در پوشیدن لباس و امور ظاهری پاکیزگی و طهارت را با دقت رعایت می کرد، در زندگی اعتدال داشت و از هرگونه افراط و تفریط در اعمال و رفتار خود اجتناب می نمود و در خرید کتاب همّت خاصی داشت و در این راستا سخاوت به خرج می داد، نسبت به محیط زندگی و اطرافیان نگرشی خوش بینانه و توأم با صفای روحی و معنوی داشت و همواره می کوشید در مناسبات با دیگران و روابط اجتماعی، فضای شاد و با نشاط و در عین حال بیدارکننده، رشددهنده و سازنده به وجود آورد. علی رغم تراکم فعالیتهای علمی، در امور خانه مشارکت داشت و می کوشید به اعضای خانواده کمک کند و اجازه نمی داد برای تأمین نیازهای خود و دست یافتن به امکانات رفاهی به دیگران زحمتی بدهند. خرید خانه را شخصاً انجام می داد. شعار معروفی را از استادش شیخ یوسف نقل می کرد که: اگر می خواهی در زندگی راحت باشی، از مردم توقّع نداشته باش! این بود که در هر شرایطی، از کسی متوقّع نبود و در تمام کارهایش از کسی انتظار کمک نداشت، لذا خدمتکار و پیشکاری نداشت.[7]

اهل کرامت و شجاعت بود و در برابر مخالفان، سعة صدر فراوانی داشت. توکّل و اطمینان به الطاف الهی و اعتماد به مشیّت باری تعالی در زندگی استاد موج می زد،  توسّل به معصومین(  و استمداد از آنان برای رفع گرفتاریها، در زندگی شخصی و علمی به وضوح قابل مشاهده بود، همواره فرزندان، آشنایان و بستگان را به فراگیری علم و تقوا توصیه می کرد، از همسایگان، به خصوص آنان که در تأمین معاش خود مشکل داشتند، خیر می گفت و برای کمک به آنان، با حفظ عزت و آبرویشان اقدام می نمود. به این باور بود که در استفاده از نعمتهای الهی نباید دیگران را فراموش کرد.

با وجود آن همه تواناییهای علمی، برای عموم مردم؛ در مساجد چه در کربلا، چه در نجف و چه در قم، جلسات تفسیر قرآن دایر می کرد، تلاش علمی و آموزشی وی مداوم و بدون وقفه بود، فرزند ایشان گفته است: «پدر را هیچگاه در حال فراغت و وقت گذرانی ندیدیم، با وجود ابتلا به ناراحتی قلبی، از پژوهشها و تدریس خود دست برنداشت و جلسات بحث و درس را تعطیل نکرد، آخرین جلسة درس او بعد از رحلت ایشان لغو گردید؛ یعنی غروب جمعه بعد از نماز مغرب و عشا که شاگردان برای درس آمده بودند، متوجه شدند مربّی عالیقدر خود را از دست داده اند.»[8]

آثار گران سنگ آیت الله معرفت

تألیفات آیت الله معرفت به دلیل غنای علمی، برخوردار از تتبّع طاقت فرسا، اتقان و استواری مطلب و شیوایی و رسایی مباحث، در زمرة آثار ارزشمندی است که نه تنها در محافل علمی حوزوی و دانشگاهی ایران مورد توجه اهل تحقیق و علاقه مندان به علوم و معارف قرآنی و روایی قرار گرفته است؛ بلکه در برخی کشورهای اسلامی جایگاهی معتبر و قابل اعتنا دارد. در ذیل به معرفی برخی از تألیفات ایشان می پردازیم:

1. التمهید فی علوم القرآن؛

2. التفسیر و المفسّرون فی ثوبه القشیب؛

3. التفسیر الاثری الجامع: این کتاب شیوه ای نوین در تفسیرنگاری را ارائه داده است که در واقع آخرین اثر ماندگار مرحوم معرفت است و در نوع خود یک تفسیر روایی و نقل می باشد که جامع تمام روایات تفسیری شیعه و اهل تسنن است.

4. اهل البیت و القرآن الکریم؛

5. آموزش علوم قرآنی: این کتاب برای استفاده در دانشکده های علوم قرآنی و کانونهای قرآنی در 22 درس تدوین یافته است؛

6. پرتو ولایت: شامل سخنرانیهای استاد در رمضان المبارک 1425 ـ 1426 ق که در دو بخش «اسلام شناسی در مکتب تشیّع» و «آیه های ولایت» سامان یافته است؛

7. تناسخ الأرواح؛

8. صیانة القرآن من التحریف: این کتاب با عنوان «تحریف ناپذیری قرآن» به زبان فارسی ترجمه گردیده است؛

9. شبهات و ردود: که پاسخگوی معروف ترین شبهات دربارة قرآن است؛

10. جامعة مدنی؛

11. تاریخ قرآن؛

12. تفسیر سورة اسراء؛

13. تفسیر سورة حجرات؛

14. علوم قرآنی؛

15. معارفی از قرآن؛

16. ولایت فقیه؛

17. ولایت الفقیه ابعادها و حدودها؛

18. حدیث لا تعاد؛

19. تنزیه الانبیاء؛

20. تمهید القواعد؛

21. تناسب آیات؛

22. مالکیة الارض.

مرحوم آیت الله معرفت در موضوعات قرآنی، مباحث فقهی و اصولی و کلام اسلامی نیز آثاری به صورت مخطوط دارد. همچنین ایشان دارای مقالات متعددی در موضوعات گوناگون می باشد که در مجلات علمی و پژوهشی مراکز دانشگاهی و حوزوی به طبع رسیده اند. در مباحث متعدد علوم و معارف اسلامی،  با آن عالم بزرگوار مصاحبه های فراوانی صورت گرفته است که در نشریات و جراید کثیر الانتشار چاپ گردیده اند و اگر مجموعة آنها تدوین گردد، خود کتابی مستقل و چند جلدی را تشکیل می دهد.

آن فقیه قرآن پژوه، استاد راهنما و مشاور چندین پایان نامة دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد و دکترای دانشگاه ها و سطح 3 و 4 حوزه بوده است که خود ده ها موضوع متنوع قرآنی، کلامی، فقهی و روایی را در بر می گیرد.

رحلت و محل دفن

آیت الله معرفت در سالهای آخر عمر، دچار اختلالاتی در دستگاه گردش خون گردید و این بیماری اگر چه سلامتی او را در مخاطره ای جدی قرار داده بود؛  ولی هرگز مانع تکاپوی علمی و پژوهشهای وی در معارف قرآنی و دینی نگردید، روز جمعه 29/10/1385؛ یعنی آخرین روز حیات این عالم فرزانه، زمانی به غروب نزدیک گردید که ایشان نقد و بررسیهای روایات تفسیری سورة بقره را به پایان رسانده، با شادمانی اعلام کرد که در این چند جلد، از آغاز قرآن تا پایان سورة بقره کار را چنان به سامان رسانیده ام که اگر نباشم، شاگردانم می توانند با الهام از روش دنبال شده، این تفسیر را به انجام برسانند.

سرانجام هنگام غروب و در حال وضو گرفتن و آماده شدن برای اقامة نماز مغرب و عشا به سوی معبود خویش شتافت، پیکر پاکش بعد از تشریفات شرعی، اقامة نماز میّت توسط آیت الله شبیری زنجانی و تشییعی باشکوه، با حضور علما و مجاورین حرم و زائرین در روز اول بهمن 1385 مطابق با اول محرم الحرام 1428 ق، در رواق شهید مطهری) حرم حضرت فاطمه معصومه(ع) دفن گردید.[9]

 

[1].سخنرانی آیت الله سبحانی در مراسم نکوداشت آیت‏الله معرفت (ویژه‏نامه اربعین ارتحال آیت ‏الله معرفت)، مؤسسه فرهنگی تمهید، قم، 1385 ش، آفتاب معرفت، ص 29.

[2]. فصلنامه الهیات و حقوق، ش 26، زمستان 1386، ص 8.

[3]. التمهید، محمد هادی معرفت، مؤسسه فرهنگی تمهید، قم، ج 4، مقدمه.

[4]. مجله الهیات و حقوق، ش 26، ص 10، آفتاب معرفت، ص 49 ـ 51.

[5]. در رثای استاد، زهرا اخوان صرف، مندرج در آفتاب معرفت (ویژه‌نامه چهلمین روز ارتحال آیت الله معرفت)، ص 63.

[6]. خاطراتی از پدر، محمدصادق معرفت، مندرج در آفتاب معرفت، 9/12/1385.

[7]. آفتاب معرفت، ص 56 ـ 57.

[8]. زیست‌نامه و کتاب شناسی توصیفی علامه استاد معرفت، غلام نبی گلستانی، مجله تخصصی الهیات و حقوق، ص 302 ـ 303.

[9]. دانشنامه دانش‌گستر، مؤسسه علمی فرهنگی دانش‌گستر، تهران، 1389، ج 15، ص 643، آفتاب معرفت، ص 5، کیهان فرهنگی، دی و بهمن 1385، ش 243 ـ 244، ص 78.

برچسب‌ها: