آثار تربیتی گرفتاریهای زندگی

در دعای پانزدهم صحیفه سجادیه(ع) - عبد الکریم پاک‌نیا تبریزی

اشاره: در شمارة 154 از ماهنامة مبلّغان، موضوعی با عنوان «آموزه‌های تربیتی در نیایشهای امام سجاد(ع)» آغاز گردید و در آن به بحث «خطر لغزشها» (با توجه به ادعیه وارده از امام سجاد(ع) پرداخته شد؛ سپس در شماره‌های 165، 167 و 169 ذیل عنوان مذکور به مبحث «حقوق والدین» اشاره گردید و اکنون در ادامة این موضوع به مبحث «آثار تربیتی گرفتاریهای زندگی» پرداخته می‌شود: پروفسور «آنه ماری شیمل»؛‌[1] اسلام‌پژوه خاورشناس و مستشرق مشهور آلمانی و استاد دانشگاه‌ هاروارد آمریکا (بعد از آنکه با کمال انصاف در مقابل معارف اهل‌بیت(‌ متواضعانه سر تسلیم فرود آورده،‌ به‌ویژه «صحیفة سجادیه%» را شناخته و تصمیم گرفته است آن را برای مخاطبین خود شرح کند)،‌ در مصاحبه‌ای می‌گوید: «من همواره دعاها را از اصل عربی می‌خوانم و به هیچ ترجمه‌ای مراجعه نمی‌کنم. البته بخشهایی از صحیفة سجادیه% را به زبان آلمانی ترجمه کرده‌ام. وقتی مشغول ترجمة دعاها به زبان مذکور بودم، مادرم به دلیل کسالت در بیمارستانی بستری بود و من مدام به او سر می‌زدم و کاملاً در جریان احوالش بودم. پس از اینکه او به خواب می‌رفت، در گوشه‌ای از اتاق مشغول پاکنویس ترجمه‌ها می‌شدم. اضافه کنم که اتاق مادرم دو تختی بود و در تخت دیگر خانمی مسیحی که عقاید کاتولیکی محکم و راسخ و در عین حال متعصبانه داشت، بستری بود. او از روی ایمانی که به مذهب خویش داشت، وقتی متوجه شد من مشغول ترجمة دعاهایی از یک متن اسلامی هستم، آزرده‌خاطر گردید و با ناگواری و نگرانی گفت: مگر در مسیحیت و در کتب مقدس خودمان از نظر ادعیه کمبودی داریم که تو اکنون به دعاهای مسلمانان روی آورده‌ای؟! جوابی به وی ندادم؛ اما وقتی کتابم چاپ شد، نسخه‌ای از آن را برایش فرستادم. مدتی بعد با من تماس تلفنی گرفت و خاطرنشان ساخت:‌ از این هدیة جالب بسیار صمیمانه متشکرم؛ زیرا هر روز به جای دعاهای انجیل آن را می‌خوانم! و چه به جا گفته‌اند که:

آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم
یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم

بدون تردید ترجمة معارف اهل‌بیت(‌، مخصوصاً «صحیفه سجادیه(ع)» نه تنها در میان غربیها؛‌ بلکه در دل هر انسان مشتاق حقیقت می‌تواند تا این حد تحول‌آفرین و سرنوشت‌ساز باشد؛[2]چراکه امام رضا% فرموده است:‌ «اِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا؛[3] اگر مردم زیبائیهای کلمات ما را بفهمند، حتماً از ما پیروی می‌کنند.»؛ چون با فطرت آنان سازگار است. این بانوی دانشمند و نابغة مشهور آلمانی وصیت کرد روی قبرش روایت زیر را از امیرالمؤمنین% بنویسند: «النَّاسُ نِیَامٌ فَاِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا؛[4] مردم خوابند، وقتی می‌میرند بیدار خواهند شد.»

اعتراف مفسر بزرگ اهل‌ سنت

خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران

کلمات وحیانی امام سجاد(ع) در «صحیفة سجادیه» نه تنها از نگاه معرفتی و عرفانی منبعی سرشار است و متصل به عالم بالاست؛ بلکه از نگاه بلاغت بیان و برتری گفتار به حدّی است که سخنوران و فصیحان و ادیبان در برابر آن سر تعظیم فرود آورده‌اند، تا حدی که به آن لقب انجیل اهل‌بیت و زبور آل محمّد و اُخْتُ الْقُرآن داده‌ند.[5]

نوزدهم ربیع الاول سال 1358ق آیت‏الله سیّد شهاب الدین مرعشی نجفی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ‌ نامه‌ای را به همراه یک نسخه از «صحیفة سجادیه» به یکی از علمای اهل سنت مصر به نام علّامه جوهری طنطاوی، صاحب تفسیر معروف و مفتی اسکندریّه می‌فرستد. وی پس از دریافت این هدیه طی نامه‌ای به آیت الله مرعشی چنین می‌نویسد: «قاهره 19 ربیع الاول سال 58، 9 مه 39 جماعت اخوّت اسلامی متشکّل از تمام کشورهای اسلامی، قبة الغوری، خیابان المعزّ الدین لله: حضرت استاد، علامه حجّت أبوالمعالی نقیب الاشراف سیّد شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی، نسّابه خاندان رسول خدا- که خدا او را محفوظ دارد؛ سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد! نامة گرامی مدّتی پیش به ضمیمة کتاب صحیفه از کلمات امام زاهد اسلام، علی زین‏العابدین بن امام حسین شهید، ریحانة مصطفی، رسید. کتاب را با دست تکریم گرفتم و آن را کتابی یگانه یافتم که مشتمل بر علوم و معارف و حکمتهایی است که در غیر آن یافت نمی‌شود. بدبختانه ما تاکنون به این اثر گرانبهای جاوید از میراثهای نبوّت و اهل‌بیت دست نیافته‌ایم. من هرچه در آن مطالعه و دقّت می‌کنم، می‌بینم که آن بالاتر از کلام مخلوق و دون کلام خالق است.[6] راستی چه کتاب کریمی است! خدا شما را در برابر این هدیه بهترین پاداش بخشد و به نشر علم و هدایت موفّق و مؤیّد بدارد و شما سزاوار این کارید. دیگر آنکه، آیا کسی از علمای اسلام این کتاب را شرح کرده؟! و آیا چیزی از آن شروح شما یافت می‌شود یا نه؟! در پایان دوام شما را از کرم خدای تعالی امید دارم.»

آیت الله مرعشی در پاسخ به نامة علامه طنطاوی تعدادی از شروح «صحیفة سجادیه(ع)» را نام برده است، و به همراه آن کتاب «ریاض السالکین» و برخی کتب دیگر را برای وی ارسال می‌دارد که این بار نیز علامه طنطاوی از این نامه خوشحال شده، می‌نویسد: حضرت علّامه، استاد حجّت بارع و نقیب أشرف و نسّابة خاندان رسول خدا-، سیّد شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی ـ‌ دامت أیّامه ـ‌ سلام و رحمت خدا بر شما باد! نامة شریف به ضمیمة کتاب «ریاض السالکین» در شرح صحیفه امام زین العابدین علی بن الحسین السبط، تألیف علّامه سید علی بن معصوم مَدَنی و صاحب کتاب «سلافة العصر» و کتابهای دیگر که در باب خود از کتب بی‌نظیر بود، رسید، و من آن را به دانشمند فاضل سید محمّدحسن أعظمی هندی منشی کلّ جماعت اخوت اسلامی تسلیم کردم و او آن را به عنوان هدیه شما به من و هدیه من به جمعیت، در کتابخانة جمعیّت گذاشته، تا نفعش دائم‌تر و شامل‌تر و عمومی‌تر باشد. و جمعیّت اخوّت اسلامی خوشوقت خواهد شد که از کتبی که در کشور شما یافت می‌شود، برایش بفرستید؛ زیرا این جمعیّت از تمام مذاهب اسلامی تشکیل شده است و من به حول و قوّة خدای تعالی آماده و مجهّزم که ان‌شاء الله شرحی بر این صحیفة گرامی بنویسم. در پایان تحیّات و سلامم را بپذیرید! مخلص، طنطاوی جوهری.[7]

مطالب فوق به عنوان مقدمه اشاره شد تا مبلغین با معرفت بیش‌تری به این زبور آل محمد- بنگرند و با خود این بیت حافظ را زمزمه کنند که:

سالها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

مضامین دعای پانزدهم

«وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا مَرِضَ أَوْ نَزَلَ بِهِ كَرْبٌ أَوْ بَلِيَّة.»[8]

امام سجاد(ع) هنگامی که بیمار می‌شد[9] یا اندوه و گرفتاری به آن حضرت رو می‌آورد، با این دعا با خدای متعالی مناجات می‌کرد.»

در این دعا موضوعات اعتقادی، اخلاقی، تربیتی و عرفانی همچون: ستایش خداوند در هر حال، سلامت بدنی، آثار بیماری، آداب بیماری، صبر بر مصائب، شکوه نکردن از مشکلات، آگاهی از برکات سلامتی، شناخت دوستان، بخشش گناهان، ارتقای درجات و رضایت از خداوند و... مطرح شده است که به برخی از اینها در پرتو کلام امام زین العابدین(ع) می‌پردازیم:

حمد الهی در کل حال

«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا لَمْ أَزَلْ أَتَصَرَّفُ فِيهِ مِنْ سَلَامَةِ بَدَنِي، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا أَحْدَثْتَ بِي مِنْ عِلَّةٍ فِي جَسَدِي؛ بار خدایا! تو را سپاس بر تندرستی تن من که پیش از این همیشه در آن بسر می‌برم، و تو را سپاس بر بیماری که در بدنم پدید آورده‌ای!»

«فَمَا أَدْرِي، يَا إِلَهِي، أَيُّ الْحَالَيْنِ أَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ، وَ أَيُّ الْوَقْتَيْنِ أَوْلَى بِالْحَمْدِ لَكَ؛ پس نمی‌دانم ای خدای من، کدام یک از این دو حالت (تندرستی و بیماری) به سپاسگزاری تو شایسته‌تر و کدام یک از این دو حالت برای ستایش تو سزاوارتر است.»

انسان عارف همواره تمام کارهای خدا را با دیدة زیبایی می‌نگرد و حالات سختی و راحتی برای او یکسان است و در هر حالی حمد و سپاس الهی را به جا می‌آورد.

در شرح این دو فراز لازم است بدانیم که از دیدگاه توحیدی اهل‌بیت(، برای عبور از گرفتاریهای سخت زندگی و گردنه‌های نفس‌گیر آن، باور کردن و عمل به چند نکته ضرورت دارد:

1. شکیبایی در سختیها

از منظر امام سجاد(ع) انسان مؤمن و عاقل نه تنها هرگز در مقابل مشکلات عاجز و درمانده نمی‌شود؛ بلکه ابتلائات برایش نعمت و حکمت است و حتی صبر بر آنها موجب تقویت ایمان وی می‌گردد. کسی که شیرینی تحمّل بلاها را بچشد، به الطاف خداوندی (آسایش دنیوی و نجات اخروی) می‌رسد. در آتش بلا و محنت، انوار باطنی ظاهر می‌گردد و به بصیرت، علم و مقامات معنوی می‌رسد. طبق آیات الهی مؤمن سختی را از منظر زیبایی می‌نگرد: ]وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ * الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ * أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ[؛[10] «قطعاً شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم و بشارت ده به استقامت‌کنندگان! آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم! اینها، همانها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هدایت یافتگان‌اند!»

2. دنیا، کانون مشکلات

شخصی که از سختیها، بیماری و فقر شکایت می‌کند، بیچارگی و اضطراب دائمی، بیش از خودِ سختی او را آزار می‌دهد؛‌ زیرا سختیهای زندگی آنقدر بزرگ نیستند که ما تصوّر می‌کنیم. اگر انسان دنیا را بسیار مهم شمرده و آن را محل آسایش و راحتی بداند، ابتلائات آن در نظرش بسیار بزرگ جلوه می‌کند و تحمّل آن برایش بسیار دشوار می‌شود. حضرت علی(ع)فرمود: «دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لَا يَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ الْعَيْشُ فِيهَا مَذْمُومٌ وَ الْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ وَ إِنَّمَا أَهْلُهَا فِيهَا أَغْرَاضٌ مُسْتَهْدَفَةٌ تَرْمِيهِمْ بِسِهَامِهَا وَ تُفْنِيهِمْ بِحِمَامِهَا؛[11] دنیا خانه‌ای است پیچیده به بلا،‌ و معروف به خیانت، احوالش پایدار نمی‌ماند، و اهلش جان سالم به در نمی‌برند. حالاتی است گوناگون،‌ و نوبتهایی است متغیّر. زندگی در آن ناپسند است، و امنیت در آن نایاب. مردمش آماج تیر بلایند، که تیرهایش به سوی آنان نشانه می‌رود،‌ و با مرگ نابودشان می‌کند.»

3. مقایسه با سختیهای بزرگ

یکی از عوامل موفقیت در زندگی، داشتن هنر کوچک‌سازی سختیهاست. نخست باید سختیها را کوچک شمرد و سپس آنها را پشت سر گذاشت.

این روش راه تحمّل بیش‌تر سختیها را هموار می‌سازد. این اصل در کاهش تنشها نقش مهمّی دارد. کسی که به زندگی علاقه‌مند باشد، در پی راه‌هایی برای بهبود آن است،‌ نه سخت‌تر کردن آن، پس باید در پی یافتن روشهایی برای کاهش مصیبتها باشد که یکی از آنها یادآوری سختیهای بزرگ‌تر است. حضرت علی% فرمود: «مَنْ‏ صَبَرَ صَبْرَ الْأَحْرَارِ وَ إِلَّا سَلَا سُلُوَّ الْأَغْمَارِ؛[12] کسی که [در مصیبتها] چون آزادگان شکیبا بود [او شکیبا است]‌ و اگر صبر نکرد، خود را به فراموشی بزند همچون ابلهان.»

مقاومت مثال زدنی

«عمران بن حصین» از شخصیتهای صابر و شکیبائی است که از آزمون الهی سرفراز بیرون آمد. او دچار بیماری استسقاء[13] بود. هرچه مداوا کرد،‌ خوب نشد. سی سال روی شکم خوابید و نتوانست بنشیند و یا بایستد. سختیهای فراوانی را متحمّل شد؛ ولی هرگز در اعتقاد توحیدی‌اش تزلزلی پدید نیامد. او هرگز در برابر سختیهای زندگی زانو نزد و تسلیم نشد و با اراده‌ای فولادین مقاومت کرد و به وعده‌های الهی دست یافت.[14]

روزی برادرش (علاء)‌ برای عیادت او آمد، وقتی حال دلخراش او را دید، گریه کرد. عمران به برادرش گفت: چرا گریه می‌کنی؟ گفت:‌ به خاطر اینکه می‌بینم سالها در این وضع رقت‌بار به سر می‌بری! عمران گفت:‌ گریه نکن و ناراحت مباش!‌ آنچه خدا بخواهد، برای من محبوب‌تر از همه چیز است. دوست دارم تا زنده‌ام، همان‏گونه باشم که خدا می‌خواهد. مطلبی به تو می‌گویم، تا زنده هستم به کسی نگو و آن این است:‌ من با فرشتگان محشورم و آنها به من سلام می‌کنند و من جواب سلام آنها را می‌دهم و با آنها انس گرمی دارم.[15]

ناز پرورده تنعّم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوة رندان بلاکش باشد

به قول معروف: «ارزش سختیهای روزگار را باید دانست؛ آنها آمده‌اند تا ما را نیرومندتر سازند.»

و این مَثل که: «هیچ اهرمی همچون بردباری و امید نمی‌تواند مشکلات را از پیش پایت بردارد.»

4. لذت معنوی سختیها

عارف بی‌بدیل، میرزا علی‌ آقا قاضی تبریزی) با آن همه عظمت علمی و معنوی در نهایت فقر و سختی به سر می‌برد، به طوری‌که حتی توان پرداخت اجاره‌خانه را نداشت. روزی صاحبخانه اثاث ایشان را بیرون ریخت. ایشان مجبور شد با خانواده‌اش به کوفه برود. در مسجد کوفه، بالاخانه‌ای بود که مخصوص افراد غریب بود. علی آقا قاضی با خانواده در آنجا سکونت گزیدند. علامه طباطبایی) می‌فرمود: به مسجد کوفه رفتم، دیدم مرحوم قاضی و خانواده‌اش مریض هستند. هنگام نماز شد. آقای قاضی طبق معمول در اوّل وقت به نماز ایستاد و بعد از نماز عشاء آنچنان با توجه کامل آیة شریفه «آمن الرسول»[16] را تلاوت نمود، مثل اینکه هیچ مشکلی پیش نیامده است. با آرامش وصف‌ناپذیر و شگفت‌انگیز به ذکر و دعا مشغول بود.[17]

در بلا هم می‌کشم لذات او
مات اویم مات اویم مات او

نسبت سختیها و آسایشها

امام سجاد(ع) در فراز سوم و چهارم این دعا می‌فرماید: «أَ وَقْتُ الصِّحَّةِ الَّتِي هَنَّأْتَنِي فِيهَا طَيِّبَاتِ رِزْقِكَ، وَ نَشَّطْتَنِي بِهَا لِابْتِغَاءِ مَرْضَاتِكَ وَ فَضْلِكَ، وَ قَوَّيْتَنِي مَعَهَا عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ مِنْ طَاعَتِكَ؛ آیا هنگام تندرستی که در آن روزیهای پاکیزه‌ات را به من گوارا ساخته و برای درخواست خوشنودی و احسانت نشاط بخشیده و با آن بر طاعت خویش توفیقم داده و توانایم کرده بودی، برای شکرگزاریت شایسته است.»

«أَمْ وَقْتُ الْعِلَّةِ الَّتِي مَحَّصْتَنِي بِهَا، وَ النِّعَمِ الَّتِي أَتْحَفْتَنِي بِهَا، تَخْفِيفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَيَّ ظَهْرِي مِنَ الْخَطِيئَاتِ، وَ تَطْهِيراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِيهِ مِنَ السَّيِّئَاتِ، وَ تَنْبِيهاً لِتَنَاوُلِ التَّوْبَةِ، وَ تَذْكِيراً لِمَحْوِ الْحَوْبَةِ بِقَدِيمِ النِّعْمَةِ؛ یا اکنون که بیمارم و مرا به این بیماری آزموده‌ای و این دردها را چونان نعمتی بر من تحفه داده‌ای، تا بار گناهانم را که بر پشتم سنگینی می‌کند سبک گردانی و از گناهانی که در آن غرق گشته‌ام پاکیزه سازی و مرا به توبه هشدار دهی و یادکرد نعمت قدیم را سبب زدودن گناهان کنی؟»

امام سجا(ع) در این فرازها به نعمت سلامتی اشاره کرده است و از اینکه انسان در ایام تندرستی با نشاط کامل به انجام وظایف بندگی می‌پردازد، سپاس گفته و سپس آن را با زمان بیماری و گرفتاری مقایسه می‌کند و اینکه بیماری نوعی هشدار و بیدارباش است و آن را برای توبه کردن فرصتی مناسب می‌داند.

اسلام و نعمت سلامتی

از منظر اسلام تندرستی و سلامتی انسانها امری مطلوب است و هیچ کس نمی‌تواند بدون دلیل منطقی، سلامتی خود را به خطر بیندازد. هر چیزی که سلامتی انسان را به خطر اندازد، از نظر شرعی حرام است. قرآن می‌فرماید: ]يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون‏[؛ «ای اهل ایمان! از انواع میوه‌ها و خوردنیهای پاکیزه‌ای که روزی شما کرده‌ایم، بخورید و خدا را (در مقابل نعمت سلامتی) سپاس گزارید، اگر فقط او را می‌پرستید.»

رسول خدا- فرمود: «طُوبَى لِمَنْ أسْلَمَ وَ کَانَ عَيْشُهُ كَفَافاً وَ قَواهُ سَدَاداً؛[18] خوشا به حال کسی که اسلام را پذیرفته و به قدر معاش خود، درآمد دارد و قوای بدنش نیرومند و سلامت است.»

امام علی(ع) در دعای کمیل از خدای متعال سلامتی و قدرت بدنی می‌خواهد تا در خدمت اهداف الهی باشد:‌ «قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي؛[19] [پروردگارا!] اعضا و جوارح مرا در راه خدمت به خودت قوی و نیرومند گردان و دلم را ثابت و استوار بدار!»

امام سجاد%‌ در «دعای ابو حمزه ثمالی» عاجزانه تقاضا می‌کند: «اللَّهُمَّ وَ أَعْطِنِي .... وَ الصِّحَّةَ فِي الْجِسْمِ وَ الْقُوَّةَ فِي الْبَدَنِ؛[20] خداوندا! به من سلامتی در جسم و توانایی در بدن ارزانی فرما (که در طاعت تو کوشش کنم)!»

قوی‌ترین فرد

البته از منظر فرهنگ اسلامی معیار قدرت و سلامتی واقعی برتری معنوی و سلامت اخلاقی و روحی است. به این جهت حضرت علی% فرمود:‌ »أقْوَى النَّاسِ أعْظَمُهُمْ سُلْطَاناً عَلَى نَفْسِهِ؛ در بین مردم، آن کس از همه سالم‌تر و قوی‌تر است که تسلّطش بر هوای نفس خویش بیش‌تر باشد.»

آثار تربیتی و معنوی سختیها

از منظر آیات، چون انسان از اسرار غیب آگاهی ندارد و حکمت خیلی از حوادث را نمی‌داند، خیر و شرّ آنها را تشخیص نمی‌دهد؛‌ زیرا برخی چیزها را که به مصلحتش نیست،‌ به شدّت می‌طلبد و چیزهایی را که به صلاح اوست، ‌از خود دور می‌کند و دوست ندارد:‌ ]عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏[؛[21] «چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است، و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.»

سلامتی و بیماری از همین نوع است که معمولاً کسی دوست ندارد هرگز مریض شود؛ ولی از منظر امام سجاد% بیماری فوایدی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

1. تحفه‌ای متفاوت

از دیدگاه امام زین العابدین(ع) بیماریها و سایر مشکلات زندگی برای سبک شدن بار گناهان انسان تأثیر به سزایی دارد. اگر فردی با این دیدگاه به سختیهای زندگی نظر کند، علاوه بر اینکه نگرانیهایش تخفیف می‌یابد، برای آیندة زندگی نیز امیدوار خواهد بود؛ چرا که پروندة سیاه گذشته، که هر روز هم قطورتر می‌شود، برای انسان آینده‌ای تاریک ترسیم می‌کند؛ امّا وقتی با این مژده در تنگنای سختیها و بیماریها مواجه می‌شود سبک‏بار، امیدوار و باانگیزه‌ای مضاعف برای آینده‌اش گام برمی‌دارد، به این جهت امام سجاد(ع) در این فراز می‌فرماید: «تَخْفِيفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَيَّ ظَهْرِي مِنَ الْخَطِيئَاتِ؛ [خدایا! این دردها را به من به عنوان] ارمغان و تحفه‌ای عنایت کرده‌ای تا از بار سنگین گناهان سبکبارم کنی!»

خدای متعال می‌فرماید: ]وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِير[؛[22] «و هرگونه مصیبتی به شما برسد، به سبب عملکرد خود شماست، و خدا از بسیاری در می‌گذرد.»

2. نجات از آلودگیهای اخلاقی

آلودگیهای اخلاقی نوعاً روح را افسرده و کدر می‌کند و هر روز که بیش‌تر در این منجلاب فرو می‌رود، از خود ناامیدتر شده و از زیباییهای زندگی فاصله می‌گیرد. درد و رنجهای زندگی می‌تواند برای نجات از این آلودگیهای اخلاقی بهترین فرصت باشد، حتی تلنگری برای غفلت‌زده‏هاست. امام سجاد% بیماری و مشکلات را موجب خلاصی از زندان گناهان و تطهیر انسان از آلودگیها معرفی نموده‌اند.

3. بهانه‌ای برای توبه

بیماری بهانه و فرصت خوبی برای توبه و بازگشت به سوی خداست و این بازگشت برای مریض توفیقی اجباری محسوب می‌شود که گاهی ممکن است انسان از همین راه به مراتب عالی دست یابد. شخص بیمار و گرفتار، احساس ضعف و عجز بیش‌تری می‌کند و در پی دست یافتن به قدرتی فوق‌العاده است که او را در چنین حالی یاری کند و این زمینه ارتباط وی را با خدا برقرار کرده و او را به سوی معنویت می‌کشاند.

در چنین فرصتی است  که انسان نگاهی حق‌بینانه به گذشتة آلودة خود و ناسپاسیهایش می‌اندازد. به این جهت از نزدیک‌ترین حالات انسان به خدا، حال بیماری اوست.

خدای متعال می‌فرماید: ]وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى‏ بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيض‏[؛[23] «و هرگاه به انسان (غافل و بی‌خبر) نعمت دهیم، روی می‌گرداند و به حال تکبّر از حق دور می‌شود؛ ولی هرگاه گرفتاری و ناراحتی به او رسد، تقاضای فراوان و مستمرّ (برای برطرف شدن آن) می‌کند و همواره دست به دعا دارد!»

4. کفارة گناهان

رسول خدا- بیماری را کفّاره‌ای برای گناهان معرفی می‌کند و می‌فرماید: «مَنْ مَرِضَ سَبْعَةَ أَيَّامٍ مَرَضاً سَخِيناً كَفَّرَ اللَّهُ عَنْهُ ذُنُوبَ سَبْعِينَ سَنَةً؛[24] هر کس هفت روز به شدت بیمار باشد، خدا گناهان هفتاد سالة او را می‌آمرزد.»

حضرت زین العابدین(ع) فرموده است: «مَا اخْتَلَجَ عِرْقٌ وَ لَا صُدِعَ مُؤْمِنٌ قَطُّ إِلَّا بِذَنْبِهِ وَ مَا يَعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَكْثَرُ؛ هیچ مؤمنی دچار ضربان رگ و سردرد نمی‌شود؛ مگر به سبب گناهانش، و آنچه خدا از او می‌بخشد، بیش‌تر است.»

هرگاه امام چهارم(ع) بیماری را می‌دید که خوب شده است، می‌فرمود: «سلامتی و پاکی از گناهان بر تو مبارک باد! اعمالت را از نو آغاز کن!»[25]

5. یادآوری نعمتهای گذشته

معمولاً انسانها دو نعمت را بیش‌تر فراموش می‌کنند؛ یکی نعمت سلامتی و دیگری امنیت. رسول خدا(ص) فرمود: «نِعْمَتَانِ مَجْهُولَتَانِ الأَمْنُ وَالْعَافِیَةُ؛[26] قدر دو نعمت مجهول است؛ امنیت و سلامتی.» انسان وقتی قدر نعمت سلامتی را می‌داند که بیمار شود.

اگر شخص بیمار در حال بیماری نعمتهای گذشته و سلامتی‌اش را یاد کند و به این جهت در عوض آه و ناله، سپاس نعمتهای پیشین را به جا آورد، خدای متعال گناهان گذشته‌اش را می‌آمرزد و او را به مقامات عالی و معنوی می‌رساند.             ادامه دارد...

__________________________________________________________

[1]. پروفسور آنه ماری شیمل آلمانی در اکتبر سال 1941م رساله دکترای خویش را روی موضوع «مصر در اواخر دوران وسطی» به انتها رساند، و با آنکه هنوز 19 سال بیش‌تر نداشت، موفق به اخذ درجه دکترا از دانشگاه برلین شد. او همچنین، دکترای دوم خود را در سال 1951 م در حوزه تاریخ ادیان و با رساله‌ای پیرامون «عشق عرفانی در اسلام» دریافت نمود. این پروفسور علاوه بر زبانهای انگلیسی و آلمانی ـ که کتابها و مقالات خود را بیش‌تر به این دو زبان نوشته است ـ‌ به زبانهای فرانسه، فارسی، عربی، ترکی، اردو، سندی و بنگالی نیز احاطه داشت و آثار وی نشان می‌دهد که وی به سهولت می‌توانسته متون قدیم و جدید را به این زبانها، خاصه فارسی و عربی بخواند و در آثاری که به این زبانها نوشته شده است،‌ به تحقیق بپردازد و حتی آنها را به انگلیسی و آلمانی ترجمه کند. از نکات جالب درباره این بانوی دانشمند آنکه، او گاهی آثار خود را از آلمانی به انگلیسی و یا برعکس ترجمه می‌کرده است. وی یکی از معدود مستشرقانی است که به معارف اسلام و اهل ‌بیت(‌ با دیده انصاف نگریسته است. تألیف یکصد کتاب تحقیقی، دریافت چهارده مدال علمی و هفت دکترای افتخاری از جمله نتایج زحمات این دانشمند است.

[2]. آنه ماری‌شیمل بانوی شرق‌شناس جهان غرب، ماهنامه از دیگران، سال دوم، ش 5، مرداد 1380، ص10 ـ 11.

[3]. عیون اخبار الرضا%،‌ ‌محمد بن علی بن بابویه، تهران، اول، ‌1378 ق، ج‏1، ص‏307.

[4]. عیون الحکم و المواعظ، لیثی واسطی، دارالحدیث، قم، 1376ش، ص66.

[5]. امام شناسی، حسینی تهرانی، مؤسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام، مشهد، 1422ق، ج‏15، ص‏46.

[6]. «وَ مِنَ الشَّقَاءِ‌ أنَّا إِلَی الآنِ‌ لَمْ نَقِف، عَلَی هَذَا الأثَرِ الْقَیِّمِ الْخَالِدِ مِنْ مَوَارِیثِ النُّبُوَّةِ وَ أهْلِ الْبَیْتِ. وَ‌ إِنِّی کَلَّمَا تَأمَّلْتُهَا رَأیْتُهَا فَوْقَ کَلَامِ الْمَخْلُوقِ وَ دُونَ کَلَامِ الْخَالِق...».

[7]. جریان این نامه‌نگاری در مقدمه کتاب «صحیفه سجادیه» با مقدمه آیت الله مرعشی، چاپ 1369 ق، و با ترجمه دانشمند معروف آقای سید صدر الدین بلاغی و نشر دار الکتب الاسلامیّه (آخوندی)، ص‏8 ـ 37 منتشر شده است.

[8]. صحیفه سجادیه، امام سجاد(ع)، دفتر نشر الهادی،قم، 1376ش، ص76.

[9]. در گذشته بین مردم اصطلاح «امام زین العابدین بیمار» را به کار می‌بردند که کاملاً نادرست است؛ چرا که ایشان فقط در واقعه کربلا بنا بر مصلحت خدا چند روزی بیمار بودند که در این واقعه به علت بیماری به شهادت نرسند تا بار مسئولیت امامت را بعد از حضرت سید الشهدا(ع) بر دوش بکشند. استاد مطهری) در این باره می‌نویسد: «چند بار تصمیم گرفتند امام را بکشند؛‌ ولی چون بیماری ایشان در آن وقت شدید بود، گفتند: «انَّهُ لِمَا بِهِ» (ارشاد، شیخ مفید، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی‏تا، ج‏2، ص‏113)؛ یعنی اینکه دارد می‌میرد،‌ چرا دیگر او را بکشیم؟ امام زین العابدین با امام حسین% هیچ فرق نداشته است،‌ با امام باقر(ع) از نظر مزاج و بنیه هیچ فرق نداشت. امام چهل سال بعد از حادثه کربلا زنده بود و مثل همه سالم بود. با امام صادق(ع) فرقی نداشته است. چرا ما بگوییم «امام زین العابدین بیمار؟!» مجموعه آثار، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، تهران، ج‏17، ص‏125.

[10]. بقره/ 155 ـ‌ 157.

[11]. نهج‏ البلاغة، محمد بن حسین شریف رضی، تصحیح: صبحی صالح، قم، ‌اول، ‌1414 ق، ص‏348.

[12]. همان، ص‏548.

[13]. مرضی است که مریض شکمش ورم می‌کند، آب بسیار می‌خورد و عطش فوق العاده‌ای احساس می‌کند.

[14]. البته در عصر ما کم نیستند جانبازانی که سالیان دراز خود و خانواده‌هایشان در مقابل انواع سختیهای روحی و جسمی مقاومت کردند و هرگز در ایمانشان تزلزلی رخ نداد.

[15]. داستانها و پندها، مصطفی زمانی وجدانی، نشر پیام آزادی، تهران، 1363ش، ج‏7، ص‏168؛ لئالی الاخبار، تویسرکانی، مکتبۀ علامه، قم، 1373ش، ج‏1، ص‏346 (با کمی ویرایش).

[16]. بقره/ 285.

[17]. اسوه عارفان، صادق حسن‌زاده و محمود طیار مراغی، نشر آل علی(ع)، قم، 1379ش، چاپ نهم، ص‏26.

[18]. النوادر، فضل الله بن علی راوندی کاشانی، مؤسسه امام مهدی(عج)، قم، چاپ اول، بی‌تا، ص‏4.

[19]. مصباح المتهجّد، محمد بن حسن طوسی، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، اول، 1411 ق، ج‏2، ص‏849.

[20]. همان، ص‏595.

[21]. بقره/216.

[22]. شوری/ 30.

[23]. فصّلت/ 51.

[24]. طبّ النبی-، جعفر بن محمد مستغفری، مطبعۀ الأدب، نجف، اوّل، 1385 ق، ص‏31.

[25]. مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، حسین بن محمدتقی نوری، مؤسسه آل البیت(، قم، اوّل، 1408 ق، ج‏2، ص‏54.

[26]. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، محمّد بن احمد فتال نیشابوری، ط قدیم، قم، اوّل، 1375 ش، ج‏2، ص‏472.

برچسب‌ها: