ازدواج علي و فاطمه(علیها السلام) الگوي ديگران

حسین تربتی -مقدّمه

موضوع ازدواج یکی از نيازهاي اصلی جامعة‌ بشري است كه هميشه و در هر جامعه‌اي با مشكلات و چالشهاي فراوان روبه‌رو بوده است.

در جامعة امروز ما عدم اجرای صحیح سنت ازدواج (در برخی موارد) به يك معضل مهمّ اجتماعي و خانوادگي تبديل شده است؛ بالا رفتن سن ازدواج از یک طرف و ازدواجهاي انجام شده‏ای که دچار مشكل طلاق واقعي و عاطفي می‏شود. از طرف دیگر بر مشکلات خانواده و اجتماعی می ‏افزاید شايد بتوان گفت در موضوع ازدواج سه عامل «جهیزیه»، «مهریه» و «مراسمات و تشریفات» موجب بروز برخی مشکلات می‏ شوند.

بنابراین بر همگان لازم است جهت رفع این مشکلات تلاش نمايند. يكي از اموري كه مي‌تواند در حَل اين معضل و يا كاهش اين مشكل نقش داشته باشد، ارائة الگوهاي مناسب در زمينة ازدواج است، خصوصاً الگوهاي مقدس و قابل احترام كه مي‌تواند اثرگذار باشد و فرهنگ نارواي موجود را به فرهنگ صحيح و معقول تبديل نمايد.

آنچه پيش رو داريد، بازخواني ازدواج اميرمؤمنان علي(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) است و درسهايي كه از آن مي‌توان گرفت.

همسري علي و فاطمه(علیهما السلام)

از مهم‌ترين شرايط ازدواج اين است كه زوجين «كفو» و هم‏مرتبه يكديگر باشند. دین مبین اسلام همواره بر این موضوع تأکید کرده و رعایت هم‏کفو بودن را یکی از شرایط ازدواج می‏ داند. امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید: «مَنْ‏ خَطَبَ‏ إِلَيْكُمْ‏ فَرَضِيتُمْ‏ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ كَائِناً مَنْ كَانَ فَزَوِّجُوهُ وَ إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ‏ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ؛[1] اگر مردي كه دين و امانتش مورد پسند‏تان بود، از دختر شما خواستگاري نمود، موافقت كنيد وگرنه فتنه و فسادی بزرگ در زمین خواهد بود.»

از مهم‌ترين امتياز ازدواج حضرت علي(علیه السلام) با فاطمه زهرا(علیها السلام) اين است كه هردو از تمام جهات كفو هم بودند.

«يونس بن ظبيان» از حضرت صادق(علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: «لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لِفَاطِمَةَ مَا كَانَ لَهَا كُفْوٌ عَلَى الْأَرْضِ؛[2] اگر خدا اميرمؤمنان (علي(علیه السلام)) را براي فاطمه خلق نكرده بود، براي او كفو و مانند روي زمين يافت نمي‌شد.»

در روايت ديگر مي‌خوانيم: «فَزَوَّجَهَا رَسُولُ اللَّهِ(قدس سره) فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ عِنْدَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مَا كَانَ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ غَيْرُ عَلِيٍّ (علیه السلام)؛[3] پس رسول خدا(قدس سره) او (فاطمه(علیها السلام)) را به تزويج (علي(علیه السلام)) در آورد،‌ پس ابن عباس عرض کرد: به خدا قسم! براي فاطمه كفوي جز علي(علیه السلام) نبود.»

حضرت رضا(علیه السلام) از پدرش و او از پدرانش نقل كرده است كه رسول خدا(قدس سره) به علي(علیه السلام) فرمود: «يَا عَلِيُّ لَقَدْ عَاتَبَنِي رِجَالٌ مِنْ قُرَيْشٍ فِي أَمْرِ فَاطِمَةَ وَ قَالُوا خَطَبْنَاهَا إِلَيْكَ فَمَنَعْتَنَا وَ زَوَّجْتَ عَلِيّاً فَقُلْتُ لَهُمْ وَ اللَّهِ مَا أَنَا مَنَعْتُكُمْ وَ زَوَّجْتُهُ بَلِ اللَّهُ مَنَعَكُمْ وَ زَوَّجَهُ فَهَبَطَ عَلَيَّ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ يَقُولُ لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِيّاً لَمَا كَانَ لِفَاطِمَةَ ابْنَتِكَ كُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ؛[4] اي علي! گروهي از [مردان] قريش [در امر فاطمه(علیها السلام)] مرا مورد عتاب قرار داده و گفتند: ما فاطمه را از شما خواستگاري نموديم و شما نپذيرفتي و او را به علي(علیه السلام)‌ تزويج كردي. من به آنان گفتم: به خدا قسم من به اختيار خود شما را منع نكرده و فاطمه(علیها السلام) را به علي(علیه السلام) تزويج ننمودم؛‌ بلكه خداوند متعال شما را از ترویج با فاطمه منع کرد و او را به ازدواج علی در آورد، آنجا که جبرئيل بر من نازل شد و گفت: اي محمّد! خداي عزّ و جلّ مي‌گويد: اگر علي(علیه السلام) را خلق نمي‌كردم، براي فاطمه(علیها السلام) كفو و مانندي در روي زمين از آدم و غير آدم يافت نمي‌شد.»

اين روايات نشان مي‌دهد كه اوّلاً زوجين بايد كفو يكديگر باشند و ثانياً براي رسيدن به هم كفو از ملامت و سرزنش ديگران نبايد ترسيد و غير كفو را قاطعانه بايد ردْ كرد.

ثالثاً در امر ازدواج رهنمودهاي الهي، چه به صورت مستقيم و چه به صورت قانون و شريعت يا توصيه‌هاي اخلاقي بايد مدّ نظر قرار گيرد،‌ هر چند جامعه و يا افراد داراي نفوذ اجتماعي آن را نپذيرند.

جريان خواستگاري

در جريان خواستگاري هر چند وجود واسطه‌هاي آبرومند و يا والدين مفيد است؛ ولي هيچ اشكالي ندارد كه خود داماد مستقيم به اين امر مبادرت ورزد. حضرت علي(علیه السلام)، خود مستقيم براي خواستگاري محضر پيامبر اكرم(قدس سره) رسيد، هر چند با حياي تمام و رعايت ادب كامل اين كار را انجام داد. امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید:« قَالَ عَلِيٌّ(علیه السلام) لَقَدْ هَمَمْتُ بِتَزْوِيجِ فَاطِمَةَ ابْنَةِ مُحَمَّدٍ(قدس سره) وَ لَمْ أَتَجَرَّأْ أَنْ أَذْكُرَ ذَلِكَ لِلنَّبِيِّ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَيَخْتَلِجُ فِي صَدْرِي لَيْلِي وَ نَهَارِي حَتَّى دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(قدس سره) فَقَالَ يَا عَلِيُّ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ هَلْ لَكَ فِي التَّزْوِيجِ قُلْتُ رَسُولُ اللَّهِ أَعْلَمُ وَ إِذَا هُوَ يُرِيدُ أَنْ يُزَوِّجَنِي بَعْضَ نِسَاءِ قُرَيْشٍ وَ إِنِّي لَخَائِفٌ عَلَى فَوْتِ فَاطِمَة؛ امام علي(علیه السلام) فرمود: قصد ازدواج با فاطمه دختر محمد(قدس سره) را داشتم؛ ولي جرأت نمي‌كردم با پيامبر(قدس سره) مطرح كنم و اين فكر شب و روز در (سر و) سينه‌ام بود تا اينكه روزي بر حضرت وارد شدم، پس فرمود: اي علي! گفتم: بله اي رسول خدا! فرمود: آيا تصميم ازدواج داري؟ گفتم: رسول خدا داناتر است، و اين در حالي بود كه بيم داشتم آن حضرت قصد داشته باشد همسري از زنان قريش برايم بگيرد و من (به شدّت) ترس داشتم كه فاطمه(قدس سره) را از دست بدهم.»

آن حضرت در ادامة روایت می‏فرماید:«فَمَا شَعَرْتُ بِشَيْ‏ءٍ إِذْ أَتَانِي رَسُولُ رَسُولِ اللَّهِ(قدس سره) فَقَالَ لِي أَجِبِ النَّبِيَّ(قدس سره) وَ أَسْرِعْ فَمَا رَأَيْنَا رَسُولَ اللَّهِ(قدس سره) أَشَدَّ فَرَحاً مِنْهُ الْيَوْمَ قَالَ فَأَتَيْتُهُ مُسْرِعاً فَإِذَا هُوَ فِي حُجْرَةِ أُمِّ سَلَمَةَ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيَّ تَهَلَّلَ وَجْهُهُ فَرَحاً وَ تَبَسَّمَ حَتَّى نَظَرْتُ إِلَى بَيَاضِ أَسْنَانِهِ يَبْرُقُ فَقَالَ أَبْشِرْ يَا عَلِيُّ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ كَفَانِي مَا قَدْ كَانَ أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ تَزْوِيجِكَ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَال .... نَادَى مُنَادٍ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ ... أَلَا إِنِّي أُشْهِدُكُمْ أَنِّي قَدْ زَوَّجْتُ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب‏؛[5] مدّتي نگذشت كه فرستادة رسول خدا(قدس سره) آمد و گفت: به سرعت پيامبر(قدس سره) را اجابت كن؛‌ زيرا هيچ روزي مانند امروز حضرت(قدس سره) را خوشحال نديده بوديم. فرمود: من با سرعت نزد او رفتم، در حالي كه در حجرة ام سلمه بود. هنگامي كه به من نگاه كرد، چهره‌اش شاد و خندان بود تا آنجا كه سفيدي دندانهاي حضرت (نمايان بود) برق مي‌زد. آنگاه فرمود: اي علي! بشارت مي‌دهم كه خداي عزيز و جليل آنچه كه من دربارة امر تزويج تو تصميم داشتم، به عهده گرفت. گفتم: چگونه اي رسول خدا(قدس سره)؟ فرمود: جبرئيل نازل شد (و مطالبي بيان فرمود) آنگاه منادي از زير عرش ندا كرد كه به راستي من شما را شاهد مي‌گيرم كه علي(علیه السلام) را به ازدواج فاطمه(علیها السلام) درآوردم....»

در روايت ديگري آمده است كه پیامبر اکرم(قدس سره) به فاطمه زهرا(علیها السلام) فرمود:‌ دخترم فاطمه! پسر عمويت علي(علیه السلام) از تو خواستگاري نموده است. پاسخ تو چيست؟ فاطمه با احترام عرض كرد: نظر شما چيست؟ پيامبر اكرم(قدس سره) فرمود: «اَذِنَ اللهُ فِيهِ مِنَ السَّمَاءِ؛ خداوند از آسمان اجازه داده است.»

فاطمه(علیها السلام) در حالي كه تبسّم بر لب داشت،‌ پاسخ داد:‌ «رَضِيتُ بِمَا رَضِيَ اللَّهُ لى وَ رَسُولُه‏؛[6] خشنودم به آنچه كه خدا و پيامبر او براي من رضايت دادند.»

امام باقر(علیه السلام) نیز در این رابطه می‏فرماید:‌ «فَضَحِكَتْ وَ قَالَتْ رَضِيتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؛[7] [حضرت فاطمه(علیها السلام)] تبسم نموده و عرض كرد: راضي شدم اي رسول خدا!»

تمام اين تعبيرات نهايت ادب و معرفت بالاي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را مي‌رساند.

تاريخ ازدواج

حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) در ماه مبارك رمضان بعد از جنگ بدر كبري بوده است؛ امّا در مورد تاريخ زفاف و به اصطلاح عروسي همگي اتفاق دارند كه در ذي‏‏‏الحجة الحرام بوده است؛ ولي در روز عروسي عده‌اي روز اوّل را پذيرفته‌اند و جمعي روز ششم را گفته‌اند كه مشهور همان روز اوّل ذي حجه است.

مرحوم مجلسي(رحمه الله) در «بحار الانوار» از «مصباح» نقل نموده است كه: «فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ (قدس سره) فَاطِمَةَ(علیها السلام) مِنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) وَ رُوِيَ أَنَّهُ كَانَ يَوْمَ السَّادِسِ؛[8] در روز اوّل از (ماه) ذي حجّه رسول خدا(قدس سره) فاطمه(علیها السلام) را به تزويج امير المؤمنين علي(علیه السلام)‌ درآورد و روايت شده كه روز ششم (ذي حجّه) بوده است.»

در روايت ديگر آمده است: «وَ كَانَ بَيْنَ تَزْوِيجِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةَ (علیها السلام) فِي السَّمَاءِ إِلَى تَزْوِيجِهِمَا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعِينَ يَوْماً زَوَّجَهَا رَسُولُ اللَّهِ(قدس سره) مِنْ عَلِيٍّ أَوَّلَ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ كَانَ يَوْمَ السَّادِسِ مِنْهُ؛[9] بين تزويج اميرمؤمنان(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) در آسمان و تزويج آنان در زمين چهل روز فاصله بود و رسول خدا(قدس سره) فاطمه(علیها السلام) را روز اوّل ذي حجّه به ازدواج در آورد و در روايت ديگري آمده است ششم ذي حجّه به علي(علیه السلام) تزويج نمود.»

شيخ مفيد(رحمه الله) مي‌گويد: روز اوّل ماه ذي‏حجّه سال دوم هجرت، رسول خدا(قدس سره) حضرت زهرا(علیها السلام) را به امير المؤمنين(علیه السلام) تزويج نمود.[10] اين اقوال زمان عقد را بيش‌تر اوّل ذي حجّه مي‌دانند؛ امّا در چه سالي بوده است؟ حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند كه سال دوّم هجرت بوده است.

خطبه عقد و تعيين مهريّه

براي حضرت زهرا(علیها السلام) دو خطبه و دو مراسم عقد برگزار شد؛‌ يكي در آسمان و ديگري در زمين.

«امّ ايمن» در خبري طولاني از پيامبر اكرم(قدس سره) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «وَ عَقَدَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ فِي السَّمَاءِ نِكَاحَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ فَكَانَ جَبْرَئِيلُ الْمُتَكَلِّمَ عَنْ عَلِيٍّ وَ مِيكَائِيلُ الرَّادَّ عَنِّي؛[11] جبرئيل و ميكائيل عقد علي و فاطمه(علیها السلام) را در آسمان بستند، پس جبرئيل (وكيل) و گوينده از طرف علي(علیه السلام) بود و ميكائيل (وكيل و) جواب دهنده از طرف من.»

در حديث «خُبّاب الاَرْتْ» آمده است كه: «أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى جَبْرَئِيلَ زَوِّجِ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَ كَانَ الْوَلِيُّ اللَّهَ وَ الْخَطِيبُ جَبْرَئِيلَ وَ الْمُنَادِي مِيكَائِيلَ وَ الدَّاعِي إِسْرَافِيلَ وَ النَّاثِرُ عِزْرَائِيلَ وَ الشُّهُودُ مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِين‏...؛[12] خداي بلند مرتبه به جبرئيل وحي كرد كه نور را با نور تزويج كن! خدا (در اين مراسم عقد) وليّ و سرپرست بود، و خطبه خوان جبرئيل، و ندا دهنده ميكائيل و دعوت كننده اسرافيل و نثار دهنده عزرائيل و شاهدهاي (عقد) ملائكه‌هاي آسمان و زمين.» در بعضي كتب آمده است كه راحيل در بيت المعمور اينگونه خطبه خواند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ أَوَّلِيَّةِ الْأَوَّلِينَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ الْعَالَمِين‏ ... اخْتَارَ الْمَلِكُ الْجَبَّارُ صَفْوَةَ كَرَمِهِ وَ عَبْدَ عَظَمَتِهِ لِأَمَتِهِ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ بِنْتِ خَيْرِ النَّبِيِّينَ وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ فَوَصَلَ حَبْلَهُ بِحَبْلِ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِهِ وَ صَاحِبِهِ الْمُصَدِّقِ دَعْوَتَهُ الْمُبَادِرِ إِلَى كَلِمَتِهِ عَلِيٍّ الْوَصُولِ بِفَاطِمَةَ الْبَتُولِ ابْنَةِ الرَّسُولِ؛ ستايش خدايي را كه اوّل قبل از اوّل قرار گرفتن اوّلين است،‌ و باقي بعد از فناي عالمين است... خداي سلطان قدرتمند هستي،‌ برگزيدة كرمش را و بندة عظمتش را براي كنيزش سيدة زنان عالم، دختر بهترين انبيا و آقاي رسولان و پيشواي متقين اختيار نمود، پس ريسمان پيامبر(قدس سره) را به ريسمان (مردي)‌ از اهلش و همراهش پيوند زد؛‌ كسي كه دعوت او را تصديق كرد و به كلمه (اسلام) او سبقت گرفت (و  اوّل مسلمان لقب گرفت)؛ يعني علي(علیه السلام) كه به بتول،  دختر رسول رسيد و وصلت نمود.» آن‌گاه جبرئيل سخنان (و خطبه) خدا را بيان كرد: «الْحَمْدُ رِدَائِي وَ الْعَظَمَةُ كِبْرِيَائِي وَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ عَبِيدِي وَ إِمَائِي زَوَّجْتُ فَاطِمَةَ أَمَتِي مِنْ عَلِيٍّ صَفْوَتِي اشْهَدُوا مَلَائِكَتِي؛[13]‏ ستايش (به منزلة) رداي من است،‌ و عظمت (منحصر) در بزرگي من و مخلوق همه بندگان و كنيزان من هستند. فاطمه كنيزم را به ازدواج علي، برگزيده‌ام درآوردم. اي ملائكة من گواه باشيد!»

امّا در زمين شخص پيامبر اكرم(قدس سره) خطبة عقد را خواند.

انس مي‌گويد: نزد رسول خدا(قدس سره) بودم كه حالت دريافت وحي به آن حضرت دست داد. به من فرمود: اي انس! مي‌داني جبرئيل از نزد صاحب عرش چه آورد؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاه‌ترند. فرمود: مرا امر كرد كه فاطمه را به علي تزويج كنم. برخيز ابوبكر،‌ عمر، عثمان، علي، طلحه،‌ زبير و تعدادي از انصار را بخوان. انس گويد: رفتم آنان را دعوت كردم. وقتي خدمت پيامبر(قدس سره) آمدند، حضرت فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَحْمُودِ بِنِعْمَتِهِ الْمَعْبُودِ بِقُدْرَتِهِ الْمُطَاعِ فِي سُلْطَانِهِ الْمَرْهُوبِ مِنْ عَذَابِهِ الْمَرْغُوبِ إِلَيْهِ فِيمَا عِنْدَهُ النَّافِذِ أَمْرُهُ فِي أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِ الَّذِي خَلَقَ الْخَلْقَ بِقُدْرَتِهِ وَ مَيَّزَهُمْ بِأَحْكَامِهِ وَ أَعَزَّهُمْ بِدِينِهِ وَ أَكْرَمَهُمْ بِنَبِيِّهِ مُحَمَّد؛ ستايش خدايي كه به سبب نعمتهايش ستوده شده و به سبب قدرتش پرستيده شده،‌ و سلطنتش اطاعت گشته است و از عذابش (مردم) ترس دارند و به آنچه (در بهشت) نزد خداوند است، اشتياق دارند،‌ فرمانش در آسمانها و زمين نافذ است. خدايي كه خلق را با قدرتش آفريد، و با حكمتش از هم ممتاز ساخت،‌ و به وسيلة دينش آنها را عزّت بخشيد و با پيامبرش محمد(قدس سره) گرامي داشت.»

«ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ الْمُصَاهَرَةَ نَسَباً لَاحِقاً وَ أَمْراً مُفْتَرَضاً وَ شَجَّ بِهَا الْأَرْحَامَ وَ أَلْزَمَهَا الْأَنَامَ فَقَالَ تَبَارَكَ اسْمُهُ وَ تَعَالَى جَدُّهُ ((وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً))[14] فَأَمْرُ اللَّهِ يَجْرِي إِلَى قَضَائِهِ وَ قَضَاؤُهُ يَجْرِي إِلَى قَدَرِهِ وَ لِكُلِّ قَدَرٍ أَجَلٌ وَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ ((يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب‏))؛[15] سپس خداوند دامادي را نسب حق، و امر واجب قرار داد، و به وسيلة آن ارحام را پيوند داد و بر مردم لازم نمود، پس خداوند ـ كه اسمش مبارك است ـ فرمود: او خدايي است كه از آب بشر آفريد، سپس او را نسب و سبب قرار داد و پروردگار تو همواره توانا بوده است. پس امر الهي به سمت قضاي الهي،‌ و قضاي او به سوي قدرتش جاري است؛ پس براي هر قضا (و فرمان قطعي) قدَري و براي هر قدَري اَجَلْ (و مدّتي) است و براي هر اَجَلي كتابي (نوشته شده) كه خدا هر چه را بخواهد، محو و يا اثبات مي‌كند و نزد او امّ‏الكتاب [لوح محفوظ] است.»

آنگاه فرمود: من شما را گواه مي‌گيرم كه فاطمه(علیها السلام) را به چهارصد مثقال نقره [و طبق روايات معروف پانصد درهم] بر علي(علیه السلام) تزويج كردم، اگر او راضي شود. در آن وقت علي(علیه السلام) حاضر نبود، آن‌گاه رسول خدا(قدس سره) امر كرد تا طبقي از خرما آوردند. در اين هنگام علي(علیه السلام)‌ وارد شد. رسول خدا(قدس سره) تبسّمي كرد و فرمود:‌ خدا مرا امر نموده كه فاطمه(علیها السلام) را به تو تزويج كنم، آيا بر چهارصد مثقال نقره راضي هستي؟ علي(علیه السلام) گفت: راضي هستم يا رسول الله! سپس علي(علیه السلام) خدا را سجده كرد. آن‌گاه نبي اكرم(قدس سره) فرمود: خدا در شما خير كثير و پاك قرار دهد و بر شما مبارك گرداند.

انس گويد: همان گونه كه پيامبر(قدس سره) دعا كرد، محقق شد.[16]

وصال حيدر و يارش مبارك

وصال ياس و دلدارش مبارك

ز الطاف و عنايات الهي

رسيده حق به حقدارش مبارك

امشب شب ساغر زدن با ساقي كوثر شده

امشب عروس آسمان خاك درِ حيدر شده

علي محو رخ صديقه اطهر شده

امشب بيت فاطمه غلمان ثنا گستر شده

امشب شب آمرزش خلق از سوي داور شده

زيرا امير المؤمنين داماد پيغمبر شده

در اينكه مقدار مهريّة حضرت زهرا(علیها السلام) چه مقدار بوده، روايات مختلف است: در اين روايت چهارصد مثقال ذكر شده است؛‌ ولي در خبري از امام حسين(علیه السلام) نقل شده است كه نبي اكرم(قدس سره) فاطمه(علیها السلام) را به تزويج علي(علیه السلام) به چهارصد و هشتاد درهم، و در روايت ديگر وارد شده كه پانصد درهم درآورد.

و ظاهراً همين روايت صحيح‌تر است.

راه جمع روايات اين است كه شايد اختلاف ارقام به خاطر اختلاف درهم و مثقال بوده است. شاهد اين جمع، روايت «محمد بن ابراهيم» است كه مي‌گويد: مهر دختران و زنان رسول خدا(قدس سره) پانصد درهم بوده است.[17]

جهيزيّه حضرت زهرا(علیها السلام)

«يعقوب بن شعيب» از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است: امام علی(علیه السلام) فرمود: هنگامي كه رسول خدا(قدس سره) فاطمه(علیها السلام) را به علي(علیه السلام) تزويج كرد رسول خدا(قدس سره) فرمود: «قُمْ فَبِعِ الدِّرْعَ فَقُمْتُ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(قدس سره) فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُه فَبِعِ‏ الدِّرْعَ‏ فَقُمْتُ‏ فَبِعْتُهُ وَ أَخَذْتُ الثَّمَنَ وَ دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَسَكَبْتُ الدَّرَاهِمَ فِي حَجْرِهِ فَلَمْ يَسْأَلْنِي كَمْ هِيَ وَ لَا أَنَا أَخْبَرْتُهُ ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً وَ دَعَا بِلَالًا فَأَعْطَاهُ فَقَالَ: ابْتَعْ لِفَاطِمَةَ طِيباً. ثُمَّ قَبَضَ رَسُولُ اللَّهِ(قدس سره) مِنَ الدَّرَاهِمِ بِكِلْتَا يَدَيْهِ فَأَعْطَاهُ أَبَا بَكْرٍ وَ قَالَ: ابْتَعْ لِفَاطِمَةَ مَا يُصْلِحُهَا مِنْ ثِيَابٍ وَ أَثَاثِ الْبَيْتِ وَ أَرْدَفَهُ بِعَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ وَ بِعِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فَحَضَرُوا السُّوقَ فَكَانَ مِمَّا اشْتَرَوْهُ قَمِيصٌ بِسَبْعَةِ دَرَاهِمَ وَ خِمَارٌ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَ قَطِيفَةٌ سَوْدَاءُ خَيْبَرِيَّةٌ وَ سَرِيرٌ مُزَمَّلٌ بِشَرِيطٍ وَ فِرَاشَيْنِ مِنْ خَيْشِ مِصْرَ حَشْوُ أَحَدِهِمَا لِيفٌ وَ حَشْوُ الْآخَرِ مِنْ جِزِّ الْغَنَمِ وَ أَرْبَعَ مَرَافِقَ مِنْ أَدَمِ الطَّائِفِ حَشْوُهَا إِذْخِرٌ وَ سِتْرٌ مِنْ صُوفٍ وَ حَصِيرٌ هَجَرِيٌّ وَ رَحًى لِلْيَدِ وَ مِخْضَبٌ مِنْ نُحَاسٍ وَ سِقَاءٌ مِنْ أَدَمٍ وَ قَعْبٌ لِلَّبَنِ وَ شَیٌ لِلْمَاءِ؛[18] برخيز و این زِرِه را بفروش. من نيز برخاسته و آن زِرِه را فروختم و بهاي آن را نزد رسول خدا(قدس سره) آوردم. پس پيامبر(قدس سره) سؤال نكرده كه چه مقدار است، و من نيز مقدار آن را نگفتم. آنگاه مقداري از آن را به بلال داد كه عطري براي فاطمه(علیها السلام) تهيه كند. سپس مقداري از دراهم را به ابو بكر داد و فرمود: با آن لباس و اثاث منزل كه صلاح مي‌داند، تهيه كند. عمّار بن ياسر و جمعي از صحابه را فرستاد. آنان به بازار رفته و... و اجناسي را به شرح زير خريدند: 1. يك پيراهن به هفت درهم؛ 2. روسري به قيمت چهار درهم؛ 3. قطيفة خيبري سياه رنگ؛ 4. يك عدد تخت خواب؛ 5. دو فرش مصري، كه داخل يكي از آنها ليف و ديگري پشم گوسفند بود؛ 6. چهار بالشت كه از پوست طائف و داخل آن اذخر (كه گياهي است) نهاده بودند؛ 7. پرده‌اي از جنس پشم؛ 8. حصيري هجري (يمني)؛ 9. يك عدد آسياب دستي؛ 10. طشتي از مِس؛ 11. ظرف آبي از پوست و ظرفي چوبي براي شير؛ 12. مشكي براي آب.»

اجناس خريداري شده را نزد آن حضرت آوردند: «جَعَلَ يُقَلِّبُهُ بِيَدِهِ وَ يَقُولُ بَارَكَ اللَّهُ لِأَهْلِ الْبَيْت‏؛[19] رسول خدا(قدس سره) با دست خود اثاثیه را زير و رو كرد و فرمود: خدا براي اهل بيت مبارك گرداند.»

در منابع اهل سنّت به اقلام كم‌تري نسبت به جهيزية حضرت زهرا(علیها السلام) اشاره شده است. از جمله: از عكرمه نقل شده است: هنگامي كه رسول خدا(قدس سره) فاطمه(علیها السلام) را به علي(علیه السلام) تزويج كرد، جهيزية فاطمه(علیها السلام) سرير و تخت و بالشت ـ‌ كه داخل آن ليف خرما بود ـ تور و يك مشك بود. مقداري شن هم آورده و در كف حجره پهن كردند.[20]

خانة فاطمه(علیها السلام)

بسياري از جوانان به‏خاطر توقعِ داشتن خانة آنچناني و اثاثية كذايي از ازدواج بازمانده‌اند و يا ازدواجشان به تأخير افتاده است. بد نيست با خانه‌اي كه حضرت علي(علیه السلام) آماده كرده بود،‌ آشنا شويم.

جابر از حضرت باقر(علیه السلام)‌ نقل كرده است كه فرمود: هنگامي كه علي(علیه السلام)‌ با فاطمه(علیها السلام) ازدواج نمود، خانه را با مقداري ماسه مسطح كرد و آن را با پوست گوسفندي فرش نمود. پشتي آنها از ليف خرما بود. چوبي را نصب كرده بود كه مشك را بر آن مي‌نهادند و آن را با عبايي پوشانده بودند.[21]

و از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: «أَدْخَلَ‏ رَسُولُ‏ اللَّهِ(قدس سره) فَاطِمَةَ عَلَى عَلِيٍّ(علیه السلام) وَ سِتْرُهَا عَبَاءٌ وَ فَرْشُهَا إِهَابُ كَبْشٍ وَ وِسَادَتُهَا أَدَمٌ مَحْشُوَّةٌ بِمَسَدٍ؛[22] رسول خدا(قدس سره) فاطمه(علیها السلام) را به خانة علي(علیه السلام)‌ فرستاد،‌ در حالي كه پردة خانه عبايي بود و فرش آن پوست گوسفند و بالشتهايي از پوست كه داخل آن از ليف خرما بود.»

وليمة عروسي

وليمه عروسي حضرت زهرا(علیها السلام) نيز بسيار ساده و بي‌آلايش بوده است.

رسول خدا(قدس سره) به بلال فرمود: من دختر خود را به پسر عمويم تزويج كردم و دوست دارم كه در مراسم ازدواج به عنوان سنّت امّت من وليمه داده شود:  «فَأْتِ الْغَنَمَ فَخُذْ شَاةً مِنْهَا وَ أَرْبَعَةَ أَمْدَادٍ فَاجْعَلْ لِي قَصْعَةً لَعَلِّي أَجْمَعُ عَلَيْهَا الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَار...؛ پس از ميان گله، گوسفندي را بگير و چهار مُدْ (طعام) و ظرفي نيز فراهم آور تا مهاجرين و انصار را اطعام كنم.» بلال مي‌گويد: آنچه رسول خدا(قدس سره) دستور داده بود، انجام دادم.

پيامبر(قدس سره) فرمود: مردم را گروه گروه بیاور تا غذا بخورند. مردم غذا خوردند، سپس حضرت باقيماندة غذا را تبرّك نمود و فرمود: اين غذاها را نزد زنان ببر تا آنان نيز بخورند.

سپس رسول خدا(قدس سره) برخاست و نزد زنان رفت و فرمود: مَنْ دختر خود را به پسر عمويم تزويج نمودم. شما نيز منزلت فاطمه(علیها السلام) را نزد من مي‌دانيد، پس او را هم اكنون به خانة علي(علیه السلام) خواهم فرستاد. زنان برخاسته، عطريات و زيورهاي خود را برداشتند و درون خانة فاطمه(علیها السلام) را با ليف خرما فرش كردند تا مراسم را شروع نمايند. آنگاه رسول خدا(قدس سره) وارد خانة فاطمه(علیها السلام) شدند، زنان هنگامي كه از آمدن رسول خدا(قدس سره) مطّلع شدند، برخاستند و رفتند، در حالي كه بين آنان و رسول خدا(قدس سره) پرده‌اي فاصله بود و اسماء بنت عميس باقي ماند. رسول خدا(قدس سره) فرمود:‌ شما كيستي كه اينجا مانده‌اي؟ عرض كرد: من براي حراست و مواظبت دخترت فاطمه(علیها السلام)‌ مانده‌ام؛ زيرا دختران در شب عروسي نياز دارند كه زني از خويشانشان نزد آنها بماند كه اگر حاجتي داشته و يا چيزي بخواهند، به وسيلة آن زن اقدام كنند. رسول خدا(قدس سره) فرمود: «فَإِنِّي أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يَحْرُسُكِ مِنْ بَيْنِ يَدَيْكِ وَ مِنْ خَلْفِكِ وَ عَنْ يَمِينِكِ وَ عَنْ شِمَالِكِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏؛ من از خدا مي‌خواهم كه تو را از چهار جهت، جلو و پشت سر، راست و چپ از شرّ شيطان حفظ و حراست نمايد.»

آنگاه فاطمه(علیها السلام) را طلب نمود، وقتي وارد بر پدر شد، ديد علي(علیه السلام) در كنار رسول خدا(قدس سره) نشسته است، شرم بر چهره‌اش ظاهر شد و گريه نمود، رسول خدا(قدس سره) فرمود: چرا گريه مي‌كني؟ سوگند به خدا! بهترين اهل خود را براي همسري تو انتخاب كردم و به آن كس كه جانم به دست اوست، تو را به كسي تزويج كردم كه در دنيا سيد و بزرگوار و در آخرت از صالحين است.

سپس نبي اعظم(قدس سره) به اسماء دستور داد تا طشتي پر از آب بياورد، حضرت صورت و پاي خود را با آن شست. و آن‌گاه فاطمه(علیها السلام) را نزد خود فرا خواند و مقداري از آن آب بر سر و دستها و بدن او پاشيد و او را در بر گرفت و فرمود: «اللَّهُمَّ إِنَّهَا مِنِّي وَ أَنَا مِنْهَا، اللَّهُمَّ كَمَا أَذْهَبْتَ عَنِّي الرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَنِي فَطَهِّرْهَا؛ فاطمه(علیها السلام) از من و من از اويم، همان‌گونه كه مرا تطهير كردي، او را نيز تطهير نما.» سپس علي(علیه السلام) را فرا خواند و همان‌ گونه از آب به سر و دستهاي او پاشيد و براي او دعا نمود و فرمود: برخيزيد و به خانة خود رويد و فرمود: «جَمَعَ اللَّهُ بَيْنَكُمَا وَ بَارَكَ فِي نَسْلِكُمَا وَ أَصْلَحَ بَالَكُمَا؛ خداوند! بين شما دو جمع كند و نسل شما را مبارك گرداند و حالت باطني شما را اصلاح كند.»[23]

نماز و دعا در شب زفاف

شب ازدواج و آغاز زندگي مشترك براي هر زن و مردي شيرين،‌ جذاب و خاطره‌انگيز است. بسياري اين لحظه‌هاي شيرين را به گناه و خلاف شرع آلوده مي‌كنند، و شايد بر اين باورند كه در آن شب انجام هر عملي مجاز است. بايد ديد كامل‌ترين بانوي جهان هستي در شب عروسي چه حالاتي دارد!

حضرت علي(علیه السلام) شب عروسي، فاطمة زهرا(علیها السلام) را نگران و گريان ديد. پرسيد: چرا ناراحتي؟ پاسخ داد: «تَفَكَّرْتُ فِي حَالِي وَ اَمْرِي عِنْدَ ذَهَابِي عُمْرِِي و نُزُولِي فِي قَبْرِي فَشَبَّهْتُ‌دُخُولِي فِي فِرَاشِي بِمَنْزِلِي كَدُخُولِي اِلَي لَحَدِي وَ قَبْرِي فَاُنشِدُكَ اللهُ اِنْ قَمْتَ اِلَي الصَّلَاةِ فَنَعْبُدُ اللهَ تَعَالَي هَذِهِ اللَّيْلَةِ؛ دربارة حال و كارم هنگام به پايان رسيدن عمرم و وارد شدن در قبرم تفكّر نمودم، پس ديدم داخل شدنم (به خانة شما) و در جاي استراحتم در منزل، شبيه داخل شدنم به سوي لحد و قبرم مي‌باشد (امروز از خانه پدر به اينجا منتقل شدم و روزي نيز از اينجا به قبر و لحد منتقل مي‌شود) پس تو را به خداوند سوگند مي‌دهم كه بيا به نماز بايستيم و با هم خدا را عبادت كنيم.»[24]

تذكر اين نكته ضروري است كه اين عمل فاطمه زهرا(علیها السلام) به معناي فرار از وظيفة زن و شوهري نيست و همين طور به معناي شاد و بشّاش برخورد نكردن با شوهر نيز به حساب نمي‌آيد؛ چرا كه به اعتراف خود امير المؤمنين(علیه السلام) زهرا(علیها السلام) به قدري با نشاط با همسرش برخورد مي‌كرد كه حضرت غصّه‌ها را فراموش مي‌نمود؛ آنجا که می‏فرماید: «وَ لَقَدْ كُنْتُ اَنْظُرُ اِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومَ وَ الْاَحْزَانَ؛[25] به راستي هميشه اين گونه بود كه وقتي به او (زهرا(علیها السلام)) نگاه مي‌كردم، تمام غمها و غصّه‌هايم برطرف مي‌شد.»

انفاق در شب عروسي

«صفوري شافعي» از «ابن جوزي» نقل مي‌كند:‌ رسول خدا(قدس سره) در شب عروسي فاطمه(علیها السلام) براي او پيراهن تازه‌اي آماده كرد. جامه‌اي كهنه و وصله‌دار نيز نزد ايشان بود. سائلي در زد و گفت: از خانة رسول خدا(قدس سره) جامه‌اي كهنه مي‌خواهم. فاطمه(علیها السلام) مي‌خواست جامة كهنه را بدهد؛ ولي سخن خدا به يادش آمد كه مي‌فرمايد: ((لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‏))؛[26] «به نيکويي نخواهيد رسيد، مگر اينكه از آنچه دوست داريد، انفاق كنيد.»

سپس جامة نو را به وي داد. وقتي كه هنگام زفاف حضرت شد، جبرئيل به محضر رسول خدا(قدس سره) آمد و عرض كرد:‌ يا رسول الله! پروردگارت سلام مي‌رساند، و مرا نيز فرمان داده كه به فاطمه(علیها السلام) سلام برسانم و براي فاطمه(علیها السلام) توسط من جامه‌اي بهشتي از ديباي سبز فرستاده است.»

فرداي عروسي

روايت شده است كه رسول خدا(قدس سره) صبح‌گاه فرداي عروسي، با ظرفي از شير نزد فاطمه(علیها السلام) آمد و فرمود: اين را بنوش، پدر فدايت شود! سپس به علي(علیه السلام) فرمود: اين را بنوش، پسر  عمويت فدايت شود.[27] در حديثي مي‌خوانيم كه رسول خدا(قدس سره) از علي(علیه السلام) پرسيد: «كَيْفَ وَجَدْتَ أَهْلَكَ؟ قَالَ: نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ سَأَلَ فَاطِمَةَ فَقَالَتْ خَيْرُ بَعْل؛‏[28] فاطمه، همسرت را چگونه يافتي؟ گفت:‌ بهترين يار بر اطاعت [و بندگي] خداوند. و از فاطمه(علیها السلام) سؤال كرد: گفت: او بهترين شوهر است.»

در روايت ديگر آمده است: وقتي كه از فاطمه(علیها السلام) پرسيد: «كَيْفَ رَأَيْتِ زَوْجَكِ قَالَتْ لَهُ يَا أَبَتِ خَيْرَ زَوْج‏؛[29] همسرت را چگونه يافتي؟ گفت: اي پدر! بهترين همسر است.»

درسهاي اين ازدواج

آنچه بيان شد، گزارش مختصري از جريان ازدواج علي(علیه السلام) با فاطمه(علیها السلام) بود، همين جريان مختصر درسهاي بسيار بزرگي مي‌آموزد كه مي‌تواند در اين زمان بهترين، مطمئن‌ترين، و سالم‌ترين الگو براي ازدواج جوانان باشد، و خيلي از مشكلاتي را كه دامن اجتماع و جوانان را دربارة ازدواج گرفته است، حلّ‌ نمايد.

1. اوّلين درس اين است كه تلاش شود، همسري انتخاب كنيم كه هم كفو باشد و از نظر ديني فرد مناسب و پاك باشد. مسئلة پول، جمال و موقعيت شغلي در رتبة بعدي قرار گيرد نه در صدر. پيامبر اكرم(قدس سره) براي رسيدن به حضرت زهرا(علیها السلام) به كفو خود، خيلي از بزرگان و نامداران و معروفين را رد كرد و نيش آنان را به جان خريد، و وقتي حضرت علي(علیه السلام) به عنوان بهترين كفو حضرت زهرا(علیها السلام) پا جلو گذاشت، از فقر و نداري او ترسي به خود راه ندادند.

2. نگاه اصلي در امر ازدواج به دستورات الهي باشد. وقتي خداوند حضرت زهرا(علیها السلام) را براي علي(علیه السلام)‌ انتخاب كرد، هم پيامبر(قدس سره) آن را با جان و دل پذيرفت و هم فاطمه(علیها السلام) كمال رضايت خويش را اعلام داشت و هم حتّي كساني كه قبلاً خواستگار جدّي فاطمه(علیها السلام) بودند، در مقابل اين امر تسليم شدند، و دست از اصرار و سماجت برداشتند. در ازدواجهاي فعلي، هر چند امر خاص الهي براي يقين زوجين نيست؛ ولي معيارهاي ديني فراواني در اين زمينه بيان شده است كه جوانان بايد نگاه اوّلشان در انتخاب همسر آن معيارهاي الهي باشد، نه معيارهاي غيرديني و غيرشرعي.

3. هر چند واسطه در امر خواستگاري خوب و مناسب است؛ ولي در مواردي كه واسطه نمي‌تواند به خوبی نقش خود را ایفا كند، خود مردها مي‌توانند مستقيم وارد عمل شوند و امر خواستگاري را به شايستگي و خوبي انجام دهند، چنان كه علي(علیه السلام) اين عمل را انجام داد.

4. در امر ازدواج رضايت دختر و پسر مهم و ضروری است، لذا به هيچ وجه نبايد تحميل انجام گيرد، البته نقش هدايتي و مشورتي پدر و بزرگان نبايد ناديده گرفته شود. با اينكه پيامبر اكرم(قدس سره) از طرف خداوند علي(علیه السلام) را انتخاب كرده و خود نيز او را پسنديده بود، كاملاً فاطمه(علیها السلام) را در انتخاب، آزاد گذاشت تا آنجا كه با صراحت تمام و رضايت كامل موافقت خود را با ازدواج ايشان اعلام نمود. به اين جهت ضروري است كه والدين از ازدواجهاي تحميلي جداً خودداري نمايند كه عواقب بدي در پي خواهد داشت.

5. در هنگام عقد، مناسب است خطبه‌اي كه در آن اهميّت ازدواج و جايگاه آن بيان شده است، خوانده شود و متن آن براي مردم ترجمه شود، چنان كه خداي متعال و پيامبر اكرم(قدس سره) به هنگام عقد حضرت زهرا(علیها السلام) خطبة مهمّي بيان نمودند.

6. از بزرگ‌ترين مشكلات ازدواج در جامعة امروزي مهرية سنگين است،‌ ازدواج حضرت فاطمه(علیها السلام) نشان داد كه مي‌توان با مهرية متوسط نيز ازدواج نمود.

7. از مشكلات ديگر ازدواج در جامعة ما جهيزية سنگين است كه هر روز با چشم و هم چشمي بر سنگيني آن افزوده مي‌شود. اقلام جهيزيه حضرت زهرا(علیها السلام) حدود 15 قلم بود كه آن را نيز شوهرش آماده كرده بود. اين نشان مي‌دهد كه مرد موظف است وسايل زندگي همسرش را فراهم كند و نبايد توقع جهيزيه آن هم از نوع سنگين و نيمه سنگين از سوی خانواده دختر داشته باشد،‌ هر چند اگر آنها چنين لطفي كردند، در حدْ توان مورد استقبال و ستايش قرار می‏گيرند.

8. وليمه عروسي را نيز مي‌توان ساده برگزار كرد؛ لازم نيست در تالارهای مجلل و با چندين غذا ـ‌ كه اغلب همراه با اسراف است ـ مراسم عروسی برگزار شود. وليمة بهترين زنِ هستي، آب‌گوشت ساده‌اي بود كه با آن،‌ جمعيّت فراواني را پذيرايي نمود.

9. خانة حضرت فاطمه(علیها السلام) نيز با فرشي از پوست، ساده‌ترين خانه‌اي بود كه بالاترين صفا در آن وجود داشت و عالي‌ترين انسانها در آن تربيت يافتند. جوانهاي امروز نيز مي‌توانند با انتخاب خانه‌هاي ساده و بي‌آلايش از رنجهاي زندگي خود كاسته، بر راحتي و آسودگي خويش بيفزايند.

10. در اوج لذّت دنيوي ارتباط با خدا فراموش نشود، و آغاز زندگي مُشترك را با دعا و نماز بايد نوراني كرد، نه با گناه‏هانی همچون موسيقي حرام، و رقص، اختلاطهاي ناروا و... که موجب تيره و تار شدن زندگی می‏شوند.

حضرت فاطمه(علیها السلام) شب اوّل را از علي(علیه السلام) اجازه مي‌گيرد كه هر دو به عبادت بپردازند. اين همان خانه‌اي است كه با اين دعاها و نمازها رفعت مقام پيدا كرده است كه ((فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه))؛[30] «در خانه‌هايي كه خدا اذن داده است تا رفعت مقام يابد و در آنها اسم خدا بُرده شود.»

11. در شب عروسي نيز از مرگ و قيامت نبايد غافل شد و امكان انتقال از اين دنيا به عالم قبر و برزخ هر آن و هر لحظه وجود دارد.

12. شاديها را با ديگران تقسيم كنيم و در اوج شادي دوران زندگي، و خاطرات فراموش نشدني، فقرا و بيچارگان را فراموش نكنيم و سعي كنيم از بهترينها و دوست داشتنيها انفاق نماييم. و صد البته خدا نيز بندة خالص خود را تنها نمي‌گذارد و به سرعت عطاي او را با بهترين لباس بهشتي جبران مي‌كند.

عده‌اي هستند كه فقرا و همسايگان از وليمه‌ها و انفاقهاي آنان محرومند. اينان بايد بدانند كه انفاقها و عطاياي الهي نيز وابسته به اين است كه ما در هر حال و هر زمان تحت هر شرايطي دست فقرا را بگيريم و از ياد و كمك به آنها غافل نباشيم.

13. هميشه زوجين تلاش كنند در حضور ديگران نقاط مثبت همسر خويش را مطرح كنند و خوبيهاي او را به زبان آورند كه اين كار زندگي را شيرين‌تر و با لذّت‌تر مي‌كند.

لذا وقتي پيامبر(قدس سره) از علي(علیه السلام) دربارة حضرت زهرا(علیها السلام) مي‌پرسد، او را بهترين ياور در بندگي خدا معرّفي مي‌كند، معلوم مي‌شود كه همسر نمونه آن است كه شوهر را به سمت و سوي خدا بكشاند و او را در بندگي خدا ياري نمايد.

و وقتي از حضرت زهرا(علیها السلام) دربارة علي(علیه السلام) مي‌پرسد او را بهترين شوهر، معرّفي مي‌كند، پس يك شوهر خوب آن است كه وظايف خود را در قبال خانواده و فرزندان خود به خوبي انجام دهد.

14. و سرانجام اينكه والدين نيز بعد از ازدواج فرزندان، آنان را فراموش نكنند و به آنها سر بزنند. پيامبر اكرم(قدس سره) فرداي عروسي با ظرف شير به ديدن دختر و دامادش مي‌رود و با كلمه فداي شما گردم، شير را نثار جان شيرين آنان مي‌كند. و از آنان در مورد همسرشان نظرخواهي مي‌نمايد تا در صورت وجود مشكل، بين آنها داوري كند.

___________________________________________________________

[1]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1413 ق

[2]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، چاپ سوم،1403ق، ج 43، ص 97، ح 6.

[3]. همان، ص 101، ادامه ح 11.

[4]. همان، ج 43، ص 92، ح 3.

[5]. بحار الانوار، ج 43، ص 101 ـ‌ 102.

[6]. بحار الانوار، ج 43، ص 150، در ضمن ح 6؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 344.

[7]. بحار الانوار، ج 43، ص 149، ح 5.

[8]. بحار الانوار، ج 43، ص 92، ح 2؛‌ مصباح المتهجد، شيخ طوسي، چاپ سنگي، ص 465.

[9]. بحار الانوار، ج 43، ص 110، ذيل روايت 22.

[10]. مسار الشيعه، شیخ مفید، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، تهران، بی تا، ص 53.

[11]. همان، ص 109.

[12]. همان، ج 43، ص 109.

[13]. بحار الانوار، ج 43، ص 110، ذيل حديث 22.

[14]. فرقان/54.

[15]. رعد/39.

[16]. كشف الغمّه، اربلي، المطبعة العلمية، قم،‌چاپ اول، ج 1، ص 448.

[17]. طبقات، ابن سعد، دار صادر، بيروت، اوّل، بي‌ تا، ج 8، ص 22.

[18]. بحار الانوار، ج 43، ص 94، ح 5.

[19]. همان.

[20]. طبقات ابن سعد، ج 8، ص 22.

[21]. بحار الانوار، ج 43، ص 117، ح 25.

[22]. همان.

[23]. بحار الانوار، ج 43، ص 141، باب 5، تزويجها صلوات الله عليها.

[24]. فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(علیها السلام)،‌ محمد دشتي، انتشارات مشهور، قم، اوّل، 1380، ص 20.

[25]. بحار الانوار، ج 43، ص 134، سطر سوم.

[26]. نزهة‌ المجالس، صَفُوري شافعي، ج 2، ص 226، به نقل از فاطمه زهرا(علیها السلام) بهجة قلب المصطفي، رحماني همداني، نشر المرضيّة، تهران، دوم، 1372، ص 30.

[27]. بحار الانوار، ج 43، ص 144، ذيل ح 37.

[28]. احقاق الحق، قاضي نور الله حسيني، مكتبة الاسلامية، تهران، ج 10، ص 401.

[29]. بحار الانوار، ج 43، ص 133.

[30]. نور / 36.

برچسب‌ها: