ارتباطات غير كلامي امير المؤمنين(علیه السلام) در دوران حاكميّت

غلامرضا حداد زاده
مقدمه
ارتباطات غيركلامي، جزء جدايي‌ناپذير ارتباطات انساني است، و بيش‌ترين كاربرد را در روابط اجتماعي با افراد دارد. عمده كاربري ارتباطات غيركلامي، مكمّل بودن آن براي ارتباطات كلامي است. به عبارتي ديگر، هرگاه يك ارتباطي كلامي با مؤلفه‌هاي غيركلامي همراه شود، تأثيرگذاري بر مخاطب را افزايش داده، به حالتِ خشك و بي‌روح بودن كلمات انعطاف مي‌دهد.
در سيرة ارتباطات امير المؤمنين(علیه السلام)، نقش ارتباطات غير كلامي بسيار پُر اهميت و پُر كاربرد است،‌ و بيش‌تر به جهت تأكيد و افزايش هيجان در گفتار مي‌آيد.
با توجه به سيرة ارتباطات اميرالمؤمنين(علیه السلام) در دوران حاكميت، ارتباطات غيركلاميِ حضرت را در دوران حاکمیّت مورد بررسی قرار می‏دهیم.
البته اين به معناي كليّة ارتباطات غيركلامي حضرت نيست؛ زيرا اِحصاي تمامي آنها غير ممكن و بسياري از رفتارها و سيرة ارتباطاتي امام به ما نرسيده، و مواردي كه ذكر خواهد شد، به طور مستند نقل شده است.
الف) خصوصيات فيزيكي امام(علیه السلام)
چنانكه مي‌دانيم، خصوصيات ظاهري انسان، اعم از پوشش و لباس، نظافت و پاكي، جذابيّتهاي ظاهري مانند موي سر و بوي خوش، اندام و قدّ انسان، تواضع و فروتني و بسياري از موارد ديگر، همگي در برقراري ارتباطات انساني بسيار مؤثّر و مفيد هستند. پيش از برقراري ارتباطات، اين خصوصيّات گوياي روحيّات، فرهنگ و معيارهاي اخلاقي انسان مي‌باشند. به برخي از خصوصيات فيزيكي در ارتباطات امام علي(علیه السلام) در دوران حاكميّت اشاره مي‌كنيم.
1. پوشش و لباس
در فرهنگ اسلام و سيرة پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و امير المؤمنين(علیه السلام)، رهبر و حاكم مسلمين، از نظر پوشش و غذا همطراز با ضعيف‌ترينِ افراد جامعه است. اين سيره دو دليل دارد: 
اولاً: مرهمي بر حال بينوايان و فقرا باشد و تحمّل نداري و مشكلات برايشان آسان گردد.
 ثانياً: در ارتباطات با حاكم و رهبر، راحت‌تر باشند؛ چه بسيار حاكمان و رهبراني در تاريخ بوده‌اند كه پوشش و وضع مجلّل و تشريفاتي آنان، جرأت را از رعيّت و مردم براي رفع حوائج و خواسته‌هايشان مي‌گرفته است.  حضرت در جواب يكي از ياران كه بر كهنه و وصله‌دار بودن لباسِ امام(علیه السلام) اعتراض كرد، فرمودند: «رهبرِ شايسته بايد در غذا و لباس خود مانند فقيرترين افراد جامعه باشد تا الگويي براي بينوايان شود و آنان، مشكلات و نداري خود را بتوانند تحمّل كنند.» 
البته بايد توجه داشت كه در آن زمان اكثريت مردم در فقر و نداري زندگي مي‌كردند و فقط اندك افرادي جزء‌ اشراف و سرمايه‌داران محسوب مي‌شدند و نظام طبقاتي فاحشي در آن زمان وجود داشت، پس زمانه و دوران نيز مقتضي چنين ساده‌پوشي براي امام(علیه السلام) بود.
از طرفی دیگر دنياگريزي و عدم تعلّق به ظواهر و زينتهاي آن و توجه به ارزشهاي اخلاقي نيز عامل ديگري براي ساده‌زيستي امام(علیه السلام)‌ بود. لباس از ظواهر و تعلّقات دنيوي و عاملي براي تكبّر و فخرفروي انسانها است! وقتي يكي از دشمنان، به وضع لباس حضرت خنديد و ايشان را مورد استهزاء قرار داد، امام(علیه السلام) در پاسخ فرمودند: «همين لباس ساده مرا از غرور و تكبّر دور مي‌كند.» 
چند نكته: 
1. پوششِ امام آنقدر مهمّ بوده است كه اصحاب در نقل روايت، از ويژگيهاي لباس حضرت نيز گفته‌اند. براي مثال: «زيد بن صوحان» روايت مي‌كند: ديدم علي(علیه السلام)‌ را در ذي‌قار، در حالي‌كه عمامة سياه در سر و ساج در بَر داشت، خطبه مي‌خواند: «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَي كُلِّ اَمرٍ وَ حَالٍ فِي الْغُدُوِّ وَ الْآصَال؛  سپاس خداي را در هر حالي و در صبح و شام.»
2. پوشش و لباس حضرت در دوران حاكميّت، چنان در تاريخ برجسته بوده است كه برخي از تاريخ‌نويسان بابي مخصوصِ لباس علي بن ابي طالب(علیه السلام) در سيره‌نويسي خود باز كرده‌اند. براي مثال «واقدي» در كتاب «الطبقات الكبري»، قسمتي را با نام «لباس علي(علیه السلام)» آورده است. 
معلوم مي‌شود پوشش و لباس ظاهري حضرت در ارتباطات ايشان بسيار تأثيرگذار بوده است.
2. نظافت و آراستگي
نظافت و پاكيزگي، غير از آن‌كه باعث افزايش و استحكام ارتباطات انساني مي‌شود، دستور صريح اسلام و سفارش حضرات معصومين(علیهم السلام) نيز هست.  خدوند در قرآن به پيامبرش دستور به نظافت لباس مي‌دهد: ((وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّر))؛  «و لباست را،‌ پس پاكيزه گردان!»
درست است كه سيره و روش امير‏المؤمنين(علیه السلام)‌ در دوران حكومت، ساده‌زيستي بوده و ايشان لباس ساده و خشن مي‌پوشيد؛ امّا اين هرگز به معناي ژوليدگي و كثيفي در ظاهر ايشان نيست؛ بلكه حضرت به عنوان حاكم و رهبري معصوم، هم داراي پاكيزگي ظاهري بود و هم پاكيزگي باطني، ايشان در طهارت باطني مصداق بارز ((إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً))  بود. در سفارشات امام(علیه السلام) نيز به پاكي و نظافت ظاهر و لباس توجه شده است آنجا که می‏فرماید:‌ «غَسْلُ الثِّيَابِ يُذْهِبُ الْهَمَّ وَ الْحَزَن‏؛  شستن لباس (و لباس پاكيزه پوشيدن)‌ حزن و اندوه را از بين مي‌برد.»
نظافت و آراستگي امام(علیه السلام) ‌به گونه‌اي بود كه هر انساني و حتي مخالفان را به خود جذب مي‌كرد. با تمام سادگي كه داشت، هرگز از وضع ظاهري، بهداشت و نظافت غافل نبود، و همين امر در ارتباطات ايشان نقش مهمّي داشت.
حضرت به ياران و شيعيان پيوسته سفارش به زينت و آراستگي مي‌فرمودند. فضايل اخلاقي و صفات حسنه، باعث آراستگي و پاكيزگي باطني مي‌شوند. روايات بسيار زيادي در اين مورد موجود است، مانند: «اَلْحِلْمُ زِينَةُ الْعِلْمِ؛  حلم زينت علم است [و سبب آراستگي آن مي‌گردد].» و سَبَبُ تَزْکِیَةِ الْأَخْلاقِ حُسْنُ الْأَدَبِ؛  حسن ادب،‌ باعث پاكيزگي اخلاق مي‌شود.»
نكته 
قطعاً پاكيزگيِ باطن انسان در ظاهر و شكل او تجلّي پيدا كرده و ارتباطات غيركلامي انساني را مستحكم‌تر مي‌كند؛ زيرا آراستن باطن و درون انسان به وسيلة اخلاقِ خوب، زمينه‌اي براي آن است كه خداوند گفتار و رفتار ظاهري او را به لطف خود اصلاح كند؛ چون آراستگي ظاهر به منزلة نتايج آرايش باطن است. همچنين عمل انسان به خاطر دين و برپا شدن حدود الهي، زمينة‌ اصلاح حال او در زندگي دنيوي بوده، انگيزه‌اي است براي توجّه مردم نسبت به او. 
حضرت در بعضي از فرمايشات خويش  به ياران و كارگزاران خويش چنين سفارشاتي كرده‌اند.
3. جذابيّتهاي ظاهري امام(علیه السلام)
از منظر علم ارتباطات، جذابيّتهاي ظاهري انسان، در ارتباطات غيركلامي با افراد نقش به‌سزايي دارد. امام علي(علیه السلام) از جذابيّتِ فوق العاده و البته متضادّي برخوردار بود؛‌ زيرا از يك طرف در دوران حكومتِ خويش، سرداران و فرماندهانِ‌ لشكرِ دشمن و حتي كارگزاران و فرماندهان خودي، با مواجهة‌ با حضرت لرزه به اندامشان مي‌افتاد ـ‌ چون امام را همانند شيري قدرتمند و قوي مي‌يافتند ، ـ از طرف ديگر، مردم، ياران،‌ مستضعفان و بينوايان جامعه، چنان به او عشق مي‌ورزيدند كه غير قابل توصيف است. آنقدر مهربان و دوست‌داشتني بود كه بايد از زبان افراد مختلف جامعه وصف و ستايش ايشان را شنيد كه: براي بعضي مانند پدري مهربان، و بر بعضي ديگر، برادري دلسوز و براي بعضي، سرپرستي غمخوار بود.
آري، امام علي(علیه السلام) نمونة آن شخصيّت كاملي است كه خدا در وصفش چنين فرمود: ((أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ))؛  «در برابر كفّار سرسخت و شديد، و نسبت به ياران و (خوديها) مهربانند.»‌ در شرح «خطبه اشباح» كه از خطبه‌هاي امام علي(علیه السلام) در مورد شگفتيهاي خلقت است،‌ ذيل عبارت «خِيَرَةَ مَنْ خَلَقَهُ» خداوند آدم را از ميان مخلوقاتش برگزيد، آمده است:‌ يكي از دلايلي كه خداوند آدم را از ميان مخلوقاتش برگزيد، شايد به لحاظ امور جسماني مانند صورت زيبا و اندام معتدل آدم و ذرّيّه‌اش باشد. چنانكه فرمود: ((لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيم‏))؛  «ما انسان را به بهترين صورت و نظام آفريديم.»  
در وجود انسانها علاوه بر سیما و صورت زيبا، خصوصيّات و ويژگي هايي وجود دارد كه باعث ارتباطات غيركلامي و پيام‌دهي مؤثر مي‌شوند؛ برخي از جذابيّتهاي امام علي(علیه السلام)‌ كه در ارتباطات ايشان مؤثر بوده‌اند، عبارتند از «اندام و شمایل»، «تواضع و فروتنی»، «معطر بودن ظاهر» و... که در اینجا به دلیل رعایت اختصار از پرداختن به هر کدام از این خصوصیات خودداری می ‏کنیم.
ب) تصوير سازي
در ارتباطات انساني، نمايش و تصويرسازيِ‌ پيام، جزء ارتباطات غير كلامي محسوب مي‌شود. هر تصوير و نمايش، پيامي را به مخاطب مي‌رساند و تكميل كنندة‌ كلام و گفتار مي‌گردد. اين شيوة ارتباطاتي در انواع مختلفش و بيش‌تر جهت تأكيد بر گفتار در سيرة ارتباطاتي امام علي(علیه السلام) عيان بود. به چند نمونه از تصويرسازي در دوران حكومت حضرت  اشاره مي‌كنيم:
1. عذاب الهي
عقيل برادر حضرت امیر(علیه السلام) مي‌گويد: «سخت درمانده و تهيدست شده بودم و گرسنگي مرا فرا گرفت. از علي(علیه السلام) برادرم درخواست چيزي از بيت‌المال كردم. توجّهي نكرد و پاسخي نداد. مرتّب اصرار مي‌كردم. روزي كودكان گرسنه و درماندة خود را در پيش او حاضر و اظهار عجز و ناتواني كردم. فرمود: شامگاه پيش من آي تا چيزي به تو بدهم. پنداشتم عجز و ناله و اصرار فراوان، كارساز شده و او به دلخواه من رفتار مي‌كند. شب هنگام، در حالي كه يكي از پسرانم دستم را گرفته بود، نزد او آمدم. به فرزندم فرمان داد كه دور برود و آنگاه فرمود: بگير. در حالي كه طمع بر من چيره شده بود، پنداشتم كيسة پول است،‌ دست دراز كردم و دست خود را بر قطعة‌ آهني نهادم كه چون آتش بود، هنوز آن را نگرفته، رها كردم و فریاد زدم. علي(علیه السلام) گفت:‌ از آهني مي‌نالي كه انساني به بازيچه آن را گرم ساخته است؛ امّا مرا به آتش دوزخي مي‌خواني كه خداي جبّارش با خشم خود آن را گداخته؟» 
معاويه تا قضيه را از عقيل شنيد، شگفت‌زده گفت هيهات! هيهات! كه زنان از زائيدن نظير او ناتوانند.
در اين قضيه حضرت پيام خود؛ يعني حرمت امتيازخواهي بي‌جا و زير پاگذاشتن حقوق مردم و وجوب اجراي عدالت را به صورت غيركلامي به تصوير مي‌كشد.
2. بي‌ارزشي دنيا
در ابتداي خطبه 33 نهج البلاغه آمده است: ابن عباس مي‌گويد: «در سرزمين ذي‌قار (محلي در نزديكي بصره)‌ خدمت امام(علیه السلام) رفتم، در حالي كه داشت كفش خود را پينه مي‌زد. تا مرا ديد، فرمود: قيمت اين كفش چقدر است؟‌ گفتم:‌ بهايي ندارد. فرمود: به خدا سوگند! همين كفش بي‌ارزش نزد من از حكومت بر شما محبوب‌تر است، مگر اينكه حقّي را با آن به پا دارم، يا باطلي را دفع نمايم.» 
در نگاه امام(علیه السلام)‌ حكومت ابزاري براي احقاق حق، برقراري عدالت و اصلاح امور خلق است، نه هدف كه به هر شيوه‌اي باشد،‌ آن را به دست آورد؛ چرا كه دنيا از مَنظر امام(علیه السلام)، كالايي بي‌ارزش و بي‌مقدار است. چنين انديشه‌اي را امام(علیه السلام) در قالب غيركلامي به تصوير مي‌كشد.
3. يتيم‌نوازي
امام(علیه السلام)‌ در مورد حال زار چند يتيم در خانه‌اي آگاه شد. مقداري غذا با خود برداشت و در حالي كه خود به دوش مي‌كشيد،‌ به همراه قنبر به خانة‌ آنها رفت و به قنبر اجازة‌ كمك نداد. غذاهاي خوش‌طعمي درست كرد و به آنان خورانيد تا سير شدند، سپس بر روي دو زانو و دست خود مي‌رفت و به بچه‌ها سواري مي‌داد و با صداي گوسفند بچه‌ها را مي‌خنداند. بچه‌ها نيز چنين مي‌كردند و فراوان خنديدند. وقتي از منزل خارج شدند، قنبر گفت:‌ مولاي من! امروز فهم دو چيز براي من مشكل بود: اوّل آنكه خود غذا به دوش كشيدي،‌ و ديگر آنكه با تقليد از گوسفند، بچه‌ها را مي‌خنداندي!
امام(علیه السلام) فرمود: اوّلي براي رسيدن به پاداش بود و دومي براي آنكه وقتي وارد خانة آنها شدم، يتيمان در حال گريه بودند، خواستم وقتي خارج مي‌شويم، آنها هم سير باشند و هم بخندند. 
4. فاصلة حق و باطل
امام (علیه السلام) براي برحذر داشتن مسلمانان از نشر شايعات و بي‌اعتنايي به سخنان بي‌اساس، فرمود: «بدانيد ميان حق و باطل بيش از چهار انگشت فاصله نيست.» يكي از حاضران، تفسير آن را از امام سؤال كرد. امام انگشتان خود را در فاصلة ميان گوش و چشم خود قرار داد و فرمود: «الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ وَ الْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْت‏ُ؛  باطل آن است كه بگويي شنيدم و حق آن است كه بگويي ديدم.» 
ج)‌ عوامل محيطي در ارتباطات امام(علیه السلام)
توجّه داشتن به محيط و شرايطي كه ارتباطات انساني در آن صورت مي‌پذيرد، باعث تأثيرگذاري بيش‌تر مي‌شود. در سيرة ارتباطات امام علي(علیه السلام)‌ با افراد و گروه‌هاي مختلف، با توجّه به گونه‌هاي متنوّع ارتباطاتي، ‌سلسله عوامل و شرايط محيطي نيز دخيل بوده است كه قطعاً به تأثير پيام‌دهي افزوده است. براي مثال:‌ بر روي منبر قرار گرفتن، خطابه‌ها را در مسجد و مكانهاي عمومي ايراد كردن، بر روي تخته سنگي قرار گرفتن و سپس سخنراني كردن، در حالي كه سواري بر اسب به سخنراني پرداختن، اشاره به كشته‌هاي جنگ جمل كردن، با اشاره به مزبله‌داني به موعظة ياران پرداختن، و هزاران نمونة ديگر، همگي تأثير محيط بر كلام و گفتار حضرت را مي‌رسانند. به چند نمونه كه مربوط به دوران حاكميّت ايشان است، اشاره مي‌كنيم:
1. خاموش كردن چراغ بيت‌المال
شبي امام علي(علیه السلام)‌ وارد بيت‌المال شد. در همان هنگام، طلحه و زبير وارد شدند. حضرت چراغ آنجا را خاموش كرد و چراغ ديگري را از منزل آورد و آن را روشن نمود. پرسيدند: چه تفاوتي ميان اين دو چراغ بود؟ امام(علیه السلام)‌ فرمود: روغن آن چراغ از بيت‌المال بود و چون شما با من كار شخصي داشتيد، آن را خاموش كردم. 
حضرت با وضع چنين شرايط محيطي، آنان را متوجّه حساسيّت حقوق مردم و بيت‌المال نمود.
2. جمع كردن مردم در مسجد و موعظه نمودن
در «امالي» شيخ صدوق(رحمه الله)‌ آمده است:‌ «اصبغ بن نباته مي‌گويد: وقتي امام علي(علیه السلام)‌ به خلافت رسيد و مردم با وي بيعت كردند، به مسجد آمد، در حالي كه عمامة رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را بر سر داشت و بُرد او را بر تن و نعلين حضرت را بر پا و شمشير او را بر كمر بسته،‌ بر بالاي منبر رفت و شروع به سخنراني نمود.» 
خطابه در مسجد و بر روي منبر قرار گرفتن با آن شرايط، همگي استفاده از محيط و فضاي خاص تأثيرگذاري، در سخنوري را نشان مي‌دهد.
د) حركات و مجاورت
در ارتباطات كلامي، تمام حركاتي كه انسان با بدن خود انجام مي‌دهد، اعم از حركات دست،‌ صورت و اندامهاي بدن، حالتهاي چهره و غيره، همگي باعث افزايش تأثير ارتباطي مي‌شوند. وضعيّت يا مجاورت نيز نشانة نوع و حالت ارتباطاتي است؛‌ يعني آيا ارتباطات دوستانه است يا خصمانه؟ پيام از سر خيرخواهي است يا بدخواهي نسبت به مخاطب. 
در سيرة ارتباطاتي امام علي(علیه السلام) اين حركات بوده است، و بايد گفت كه ارتباطات كلامي بدون حركات، غير ممكن است. با توجه به گزارشاتي كه از سيرة رفتاري و ارتباطي امام(علیه السلام)‌ در دوران حاكميت ايشان به ما رسيده، ايشان در خطابه‌ها و سخنرانيها با تمام فصاحت و بلاغت، از حركات دست و تكان دادن صورت و گاه اخم كردن و برافروخته شدن و تمامي آن صفاتي كه در يك سخنور كامل بايد وجود داشته باشد،‌ استفاده مي‌نموده است.
حركات پرچم، شمشير،‌ دست و صورت امام(علیه السلام)،‌ و با اسب تاختن به طرف دشمن ، همگي استفاده از حركات در ارتباطات غيركلامي‌اند.
در هنگام سخنراني در مسجد كوفه، بر روي منبر قرار گرفتن و روبروي مخاطب نشستن  و يا در جمع دوستان و ياران، به صورت دايره‌وار نشستن و يا جمع شدن مردم به دور حضرت و موعظه كردن آنان، و روي برگرداندن از ظالمان، همگي نوعي استفاده از مجاورت در ارتباطات غيركلامي حضرت هستند. 
براي مثال: پس از پذيرش حَكميّت در صفّين، يكي از ياران با اعتراض عرض كرد: ما را از حكميّت نهي فرمودي و دوباره پذيرفتي و داور تعيين كردي. ما نمي‌دانيم كدام درست است؟
امام دست بر پشت دست كوبيد و فرمود: «هَذَا جَزَاءُ مَنْ تَرَكَ الْعُقْدَةَ؛  اين سزاي كسي است كه بيعت [با امام خود] را ترك كند.»
حركت كوبيدن دست بر دست،‌ اظهار تأسفِ‌ حضرت از رفتار و بيعت‌شكني آنان را نشان مي‌دهد. به عبارتي ديگر، گفتار حضرت همراه با حركتي كه انجام دادند، پيام تأسف حضرت از بيعت‌شكني را مي‌رساند.
دست بر كتف ياران زدن و موعظه كردن، نوازش يتيم و دست روي سر آنها كشيدن، همراهي كردن و گام برداشتن با مرد ذمّي و مشايعت كردن وي به علّت همسفر بودن (و در نهايت مسلمان شدن ذمّي)، خيره به دشمن نگاه كردن، رنگ رخسار عوض شدن،‌ و... نمونه‌هاي ديگري از حركات و ارتباطات  غيركلامي امام(علیه السلام) هستند.
هـ.) پيرا زبان
پيرا زبان، آواها و اَلحاني هستند كه در گفتار باعث تغيير واژه‌ها و يا تكميل آنها مي‌شوند، و جزء جدايي‌ناپذير يك سخنور تمام عيار هستند. آهنگها يا زير و بم صدا، سرعت و فرصت، نجواها و نفس‌زدنها و تكيه كردن در گفتار، ‌كلام را از يكنواختي خارج كرده، بر جذابيّت و زيبايي آن مي‌افزايد.
به طور يقين خطيبي توانا و سخنوري كامل مانند امام علي(علیه السلام)‌ كه در دوران حكومت خويش خطابه و سخنرانيهاي بسيار داشت، از اين تكنيكهاي كلامي استفاده مي‌كرده و تأثير سخن خويش را افزايش مي‌داده است.
در برخي از خطابه‌ها مخاطبين چنان مدهوش سخنوري حضرت مي‌شدند كه زمان و مكان را فراموش كرده، از خود بي‌خود مي‌گشتند. به گفتة «ابن ابي الحديد»‌ در وصف فرازي از سخنراني امام: اگر تمام فصحاي عرب در يك مجلس جمع شوند،‌ سزاوار است با شنيدن اين فراز خطبه، بر آن سجده كنند. 
سخن پایانی
فصاحت و بلاغت در كلام، بدون در نظر گرفتن ارتباطات غيركلامي، مثل حركات،‌ مجاورت و عوامل محيطي، در روابط اجتماعي كار را دشوار و تأثيرگذاري را كاهش مي‌دهد. گاه اين نوع رفتارهاي غيركلامي ناخودآگاه و گاهي با قصد و هدف منظور مي‌شوند. مانند تصويرسازي.
هميشه دانشمندان علوم ارتباطات و رفتارهاي اجتماعي به دنبال شناسايي و طراحي الگويي صحيح و جامع جهت ايجاد ارتباطي كامل و تأثيرگذار بين افراد جامعه بوده‌اند. قطعاً اين مهمّ در بين حاكمان جامعه، ديپلماتها و مسئولين، از اهميت بالاتري برخوردار است. بررسي و توجه در رفتارها و عوامل ارتباطاتي اميرالمؤمنين(علیه السلام) به عنوان حاكم جامعة‌ اسلامي و كسي كه تمام كلمات، حركات و سكناتش،‌ الهام گرفته از مكتب ناب محمّدي(صلی الله علیه و آله و سلم) است، بسيار مهمّ و اساسي مي‌باشد و مسئولين جوامع اسلامي و سخنوران مذهبي مي‌توانند از آن به عنوان الگويي در ارتباطات اجتماعي بهره ببرند.