تفاوت حکم نماز در سفر و حضر

 محمد اسماعیل نوری
مقدمه
یکی از رخدادهایی که قرآن بدان اشاره می کند، متفاوت شدن حکم نماز در سفر و حضر می‌باشد که آیه و حکم آن در دوازدهم ربیع الثانی بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) نازل شده است. 
قبل از هجرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به «مدینه» نماز پنج گانه های، دو رکعتی بودند، حدود یک ماه پس از ورود آن حضرت به «مدینه» در روز دوازدهم ربیع الثانی سال اول هجرت، هفت رکعت بر تعداد رکعات نماز افزوده شد به هر کدام از نمازهای ظهر، عصر و عشا دو رکعت و به مغرب یک رکعت، بدین ترتیب تعداد رکعات نماز واجب در شبانه روز برای غیر مسافر هفده رکعت و برای مسافر یازده رکعت شد؛ یعنی از هر کدام از ظهر، عصر و عشا دو رکعت کم شد و مغرب به حال خود باقی ماند. 
در این مقاله آیۀ 101 سورۀ نساء که دربارۀ نماز مسافر می‌باشد، مورد بررسی و تفسیر مختصر قرار می‌گیرد.
آیۀ مربوط به نماز مسافر
در قرآن به دنبال آیات مربوط به «جهاد» و «هجرت» به نماز مسافر اشاره کرده است و می‌فرماید: ((وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا))؛  «هنگامی که سفر می‌کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید، اگر از فتنه (و خطر) کافران بترسید؛ زیرا کافران برای شما دشمن آشکاری هستند.»
معنی عبارات آیه
«ضرب» به معنی زدن است و در این آیه، با توجه به اینکه انسان هنگام راه رفتن، پای خود را به زمین می‌زند، منظور از جملۀ «ضرب فی الارض» راه رفتن و مسافرت می‌باشد. 
«قصر» به معنی کوتاه کردن است و منظور از «قصر الصّلاة» کم کردن برخی از اجزا و شرایط نماز می‌باشد. 
تفسیر آیه
در معنی جملۀ «اَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَوةِ» سه نظریه وجود دارد: 
1. منظور این است که از عدد رکعات نماز کم کنی و نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی بخوانی؛ این نظریه، صحیح و مطابق مذهب اهل بیت(علیهم السلام) و قول اکثر فقهای اسلام می‌باشد. و بعضی از صاحبان این قول گفته اند: مسافر بدون خوف، نماز را دو رکعتی می‌خواند و مسافر خائف باید یک رکعتی بخواند.
2. منظور از «قصر» کم کردن از حدود و شرایط نماز است، به این معنی که مکلّف باید در شدّت خوف نماز را با ایماء و اشاره انجام دهد، اگر آن نیز ممکن نباشد، به جای هر یک رکعت، یک بار «تسبیحات اربعه» بگوید.
3. مراد از «قصر» در این آیه، جمع بین دو نماز (ظهر و عصر یا مغرب و عشاء) است. 
البته معلوم است که نظریۀ اول صحیح است. 
با توجه به این که تعبیر «نماز شکسته» مناسب نبوده و ترجمۀ صحیح کلمۀ «قصر» نیز نمی باشد، در این مقاله از خود عنوان «نماز قصر» که در قرآن و روایات آمده است و ترجمه فارسی آن «نماز کوتاه» است استفاده می‌شود.
رخصت یا عزیمت قصر
با توجه به ظاهر آیه ((فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ))؛ «گناهی بر شما نیست.» سؤال می‌شود که آیا حکم «قصر نماز» برای مسافر حتمی است و باید نماز را قصر بخواند یا اینکه وی مخیّر بین قصر و تمام است؟
مذاهب اسلامی در این حکم اختلاف دارند: پیروان مذاهب شافعی، مالکی و حنبلی گفته اند: این حکم به عنوان رخصت است، بنابراین مسافر در مورد قصر یا تمام خواندن نماز مخیر است؛ ولی پیروان دو مذهب شیعه و حنفی گفته اند که این حکم عزیمت است، لذا اگر مسافر واجد شرایط نماز را تمام بخواند، باطل است. 
دلیل عزیمت حکم قصر
با توجه به اینکه مفسّر اصلی آیات قرآن، پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام) می‌باشند، لذا «سنّت» اعم از قول، فعل و تقریر معصوم نیز در کنار قرآن به عنوان منبع و مأخذ شناخت دین اسلام و احکام آن، قرار داده شده است. از این رو، در فهم مقصود اصلی این آیه باید به سراغ «سنّت» برویم.
در روایات شیعه، حکم «قصر» برای نماز مسافر به صورت واجب و حتمی بیان شده است و هرگاه توضیح خواسته شده، روایات امامان معصوم(علیهم السلام) و عمل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به عنوان «مستند» حکم بیان کرده اند. برای نمونه به روایت زیر توجه فرمایید: 
درروایت «صحیح» نقل شده است که «زراره» و «محمد بن مسلم» گفته اند: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردیم: مسافر باید نماز را چگونه بخواند؟
امام(علیه السلام) فرمود: «اِنَّ اللهَ یَقُولُ وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ فَصَارَ التَّقْصِیرُ وَاجِباً فِی السَّفَرِ کَوُجُوبِ التَّمامِ فِی الحَضَرِ؛ خدا در قرآن می‌فرماید: «هنگامی که سفر می‌کنید، گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید» پس کوتاه کردن نماز در سفر همانند نماز تمام در حضر (وطن و جایی که مسافر قصد ماندن ده روز یا بیشتر داشته باشد) واجب گردیده است.»
سپس به امام عرض کردیم: خدا فرموده است: «گناهی بر شما نیست...» نفرموده که حتماً چنین کنید، پس چطور واجب شده است؟!
حضرت فرمود: «اَوَ لَیْسَ قَال اللهُ عَزَّوَجَلَّ فِی الصَّفا وَ الْمَرَوةِ ((فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا))  اَلا تَرَوْنَ اَنَّ الطَّوافَ بِهِما وَاجِبٌ مَفْروُضٌ، لِاَنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ ذَکَرَهُ فِی کِتابِهِ وَ صَنَعَهُ نَبِیُهُ وَ کَذلِکَ التَّقْصیرُ فِی السَّفَرِ شَیءٌ صَنَعَهُ النَّبِیُ وَ ذَکَرَهُ اللهُ فِی کِتابِهِ؛ مگر دربارۀ صفا و مروه چنین نیست که خدای تعالی فرموده است: «کسانی که حج خانۀ خدا و یا عمره انجام دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند (سعیِ صفا و مروه انجام دهند).» آیا نمی بینید که طواف (سعی) بر صفا و مروه واجب حتمی است؛ زیرا خدای تعالی آن را در کتاب خود بیان کرده و پیامبرش آن را انجام داده است. تقصیر نماز در سفر نیز همین طور است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) انجام داده و خدا در کتاب خود ذکر نموده است.»
سپس گفتیم: اگر کسی در سفر نماز خود را چهار رکعتی بخواند، باید اعاده کند یا نه؟
فرمود: «إِنْ كَانَ قَدْ قُرِئَتْ عَلَيْهِ آيَةُ التَّقْصِيرُ وَ فُسِّرَتْ  لَهُ  فَصَلَّى  أَرْبَعاً أَعَادَ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ قُرِئَتْ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَعْلَمْهَا فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ وَ الصَّلَوَاتُ كُلُّهَا فِي السَّفَرِ الْفَرِيضَةُ رَكْعَتَانِ كُلُّ صَلَاةٍ إِلَّا الْمَغْرِبَ فَإِنَّهَا ثَلَاثٌ لَيْسَ فِيهَا تَقْصِيرٌ تَرَكَهَا رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ ثَلَاثَ رَكَعَات ؛  اگر آیۀ تقصیر نماز مسافر بر او قرائت و تفسیر شده و در عین حال او نماز را چهاررکعتی خوانده، باید اعاده کند، و اگر قرائت و تفسیر نشده و او حکم را نمی داند، اعاده لازم نیست. تمام نمازهای واجب در سفر دو رکعتی است، جز نماز مغرب که سه رکعت است و در آن تقصیر (کوتاه خواندن) وجود ندارد؛ چون پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) آن را به حال خود رها کرده که در سفر و حضر سه رکعتی خوانده شود.»
توضیحی در مورد حدیث مذکور
در حدیث فوق، وجوب «سعی بین صفا و مروه» و وجوب «تقصیر نماز مسافر» را به عمل پیامبر(صلی الله علیه و آله) و تفسیر آن حضرت از هر دو آیه مستند نموده است، در حالی که در هر دو آیۀ شریفه کلمۀ «لاجُنَاحَ» به کار رفته که ظاهر آن دلالت بر وجوب ندارد.
از توجه به این مورد و مواردی از این قبیل، نقش اساسی مفسّر بودن پیامبر و امامان(علیهم السلام) و نیاز مبرم مردم به آنان برای تفسیر قرآن و بطلان شعار «کَفَانَا کِتَابُ اللهِ» که عمر در حال مریضی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) مطرح کرد، روشن می‌گردد.
شاید نکتۀ تعبیر «لاجناح» در این دو آیه برای نفی توهّم تحریم باشد؛ زیرا در آغاز اسلام، بتهایی روی صفا و مروه قرار داشت و به خاطر وجود آنها بعضی از مسلمانان گمان می‌کردند سعی بین صفا و مروه از آداب بت پرستان است، در حالی که چنین نبود، لذا قرآن برای نفی این توهم می‌فرماید: مانعی ندارد که شما بین صفا و مروه سعی کنید؛ یعنی اعمال خلاف مشرکان که بر روی هر کدام از دو کوه یک بت قرار داده اند، از موقعیت این دو مکان مقدس نمی کاهد و شما اعمال خودتان را انجام دهید و به بتها اعتنایی نکنید.
همچنین در مورد مسافر نیز جای این توهم هست که بعضی گمان کنند کوتاه کردن نماز در سفر موجب بطلان نماز و گناه می‌باشد، لذا قرآن با تعبیر «لاجُنَاحَ» این توهم باطل را از بین برده است. 
شاهد وجود این توهم روایتی است که می‌گوید: پس از آنکه پیامبر(صلی الله علیه و آله) در سفر روزه را افطار کرد و نماز را قصر خواند، باز هم بعضی از صحابۀ پیامبر از انجام این عمل (افطار و قصر) خودداری کردند و حضرت آنان را گروه «عُصاۀ» و گنه کار نامید. 
البته دلیل گنهکار بودن آنها روشن است که پس از اجازۀ قرآن و عمل پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) باز هم از توهم و گمان قبلی دست برنداشتند که خود حاکی از عدم اعتقاد به رسالت و عصمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌باشد.
در برخی از روایات به نکتۀ لطیفی اشاره شده است و آن اینکه حکم قصر نماز در سفر، یک نوع تخفیف و هدیۀ الهی است، و ادب بندگی ایجاب می‌کند که انسان هدیۀ خدا را ردّ نکند و به آن بی اعتنایی ننماید. این نوع روایات زیاد است که تنها به نقل یک نمونه اکتفا می‌کنیم.
در روایت معتبر «سکونی» از امام باقر(علیه السلام) و او از طریق پدران معصوم(علیهم السلام) خود از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل فرموده است: «اِنَّ اللهَ اَهْدی اِلَیَّ وَ اِلی اُمَّتِی هَدِیَّۀً لَمْ یُهْدِهَا اِلَی اَحَدٍ مِنَ الْاُمَمِ کَرَامَۀً مِنَ اللهِ لَنَا، قالُوا: وَ مَا ذاکَ یَا رَسُولَ اللهِ؟ قالَ: اَلْاِفْطارُ فِی السَّفَرِ، وَ التَقْصِیرُ فِی الصَّلاةِ، فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ رَدَّ عَلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَدِیَّتَهُ؛  خدا بر من و امّتم هدیه ای را به عنوان کرامت عطا کرده که به هیچ از یک از امّتهای گذشته عطا نفرموده است. عرض کردند: ای رسول خدا! آن هدیه چیست؟ فرمود: افطار روزه در سفر و قصر در نماز مسافر. پس هر کس اینها را انجام ندهد، در حقیقت هدیۀ خدا را ردّ کرده است!»
از مطالب مذکور، عزیمت و حتمی بودن حکم قصر نماز مسافر اثبات می‌شود و بطلان قول دیگر (سه مذهب مالکی، شافعی و حنبلی) آشکار می‌گردد.
لازم به یادآوری است مطالعۀ مطالبی که در گذشته برای اثبات عزیمت حکم افطار روزۀ مسافر در این ماهنامه منتشر شده است، خالی از فایده نمی باشد. 
آیا حکم تقصیر نماز مسافر مشروط به وجود خوف است؟
با توجه به ظاهر آیه شریفه که می‌فرماید: ((إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ...))؛ «اگر از فتنه و خطر کافران بترسید...» این سؤال مطرح می‌شود که آیا این جمله مفهوم دارد؟ یعنی آیا مسافر فقط در صورت خوف از خطر دشمن باید نماز خود را قصر بخواند یا در هر صورت قصر واجب است؛ چه خوف از دشمن باشد یا نباشد؟
در پاسخ این سؤال، اکثر مفسرین گفته اند: این قید ناظر به وضع اکثریت مسلمانان صدر اسلام است و به اصطلاح علم اصول «قید غالبی» است؛ یعنی غالباً سفرهای آنها توأم با خوف بوده است و همانطور که در علم اصول گفته اند: قید غالبی مفهوم ندارد. همچنان که در آیۀ زیر قید «فی حجورکم» نیز مفهوم ندارد: 
در قرآن، ضمن بیان حکم زنانی که ازدواج با آنان حرام است، می‌فرماید: ((وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم))؛  «دختران همسرتان که در دامانِ شما پرورش یافته اند.»
تمام مسلمانان ـ اعم از شیعه و سنی ـ قبول دارند که «دختران همسر» مطلقاً جزء محارمند، خواه در دامان ایشان بزرگ شده باشند یا نه؛ ولی چون غالباً زنان مطلقه یا شوهر مرده‌ای که دوباره ازدواج می‌کنند، فرزندان خردسالی دارند که در دامان شوهر دوم بزرگ می‌شوند، قید «فی حُجُورِکُم» در آیۀ فوق، ذکر شده است و مفهوم ندارد.
و قید ((إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا)) نیز در آیۀ مورد بحث همین طور است و مفهوم ندارد، و لذا مسافر واجد شرایط باید نماز خود را قصر بخواند، چه بترسد یا نترسد. 
حکمت قصر نماز مسافر
در برخی روایات، حکمت قصر نماز مسافر، نوعی ارفاق، لطف و رحمت خدا نسبت به مسافر معرفی شده است که روایت زیر نمونه‌ای از آن است: به سند «حسن» از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «وَ إِنَّمَا قَصُرَتِ الصَّلَاةُ فِي السَّفَرِ لِأَنَّ الصَّلَاةَ الْمَفْرُوضَةَ أَوَّلًا إِنَّمَا هِيَ  عَشْرُ رَكَعَاتٍ  وَ السَّبْعُ  إِنَّمَا زِيدَتْ فِيهَا بَعْدُ فَخَفَّفَ اللَّهُ عَنْهُ تِلْكَ الزِّيَادَةَ لِمَوْضِعِ سَفَرِهِ وَ تَعَبِهِ وَ نَصَبِهِ وَ اشْتِغَالِهِ بِأَمْرِ نَفْسِهِ وَ ظَعْنِهِ وَ إِقَامَتِهِ لِئَلَّا يَشْتَغِلَ عَمَّا لَا بُدَّ لَهُ مِنْ مَعِيشَتِهِ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَعَطُّفاً عَلَيْهِ إِلَّا صَلَاةَ الْمَغْرِبِ فَإِنَّهَا لَمْ تُقَصَّرْ لِأَنَّهَا صَلَاةٌ مُقْصوُرَةٌ فِي الْأَصْل ؛  علّت اینکه نماز در سفر قصر می‌شود این است که در آغاز، نماز واجب ده رکعت بوده و هفت رکعت بعداً افزوده شده است، خداوند آن رکعتهای اضافی را به خاطر سفر و رنج و زحمت آن و به خاطر اشتغال مسافر به امور شخصی برای حرکت و اقامت خود، تخفیف داده است تا مسافر از امور ضروری زندگی خود بازنماند و این تخفیف از باب رحمت و عطوفت خدا بر مسافر می‌باشد؛ ولی نماز مغرب قصر نمی گردد؛ زیرا آن در اصل کوتاه (و کمتر از چهار رکعت) است.»
شرایط نماز مسافر
برای قصر شدن نماز مسافر شرایطی وجود دارد که اگر یکی از آنها مفقود باشد، نماز قصر نمی گردد و باید تمام خوانده شود. البته شرایط نماز مسافر ـ مانند شرایط و خصوصیات سایر احکام ـ در قرآن نیامده است؛ بلکه در سنّت بیان شده، به همین جهت میان مذاهب اسلامی اختلاف زیادی وجود دارد؛ ولی ما فقط به شرایط هشتگانۀ نماز مسافر که مورد قبول فقهای شیعه است، اشاره می‌کنیم و از ذکر توضیحات، اختلافات و روایات مربوط به آنها خودداری می‌نماییم. البته در مواردی به فتوای مذاهب دیگر نیز اشاره‌ای خواهیم کرد.
1. مسافت سفر، به مقدار هشت فرسخ یا بیشتر باشد (فقط رفتن یا با تلفیق رفت و برگشت)؛ ولی اهل سنت در این مسئله اختلاف دارند؛ حنبلی، مالکی و شافعی معتقدند: فقط رفتن باید شانزده فرسخ یا بیشتر باشد و حنفیها می‌گویند: فقط رفتن باید بیست و چهار فرسخ باشد.
2. از اول مسافرت باید قصد رفتن هشت فرسخ یا بیشتر را داشته باشد. (به عقیدۀ اهل سنت قصر 16 یا 24 فرسخ را داشته باشد).
3. قبل از رسیدن به حدّ مسافت شرعی، از قصد خود برنگردد، پس اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ، منصرف شود یا مرددّ گردد، باید نماز را تمام بخواند.
4. پیش از رسیدن به هشت فرسخ، از وطن خود و یا جایی که قصد اقامة ده روز یا بیشتر کند، نگذرد. پس کسی که می‌خواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطن بگذرد یا ده روز در محلی بماند، باید نماز را تمام بخواند. البته اهل سنت در مقدار قصد اقامه اختلاف دارند؛ مالکی و شافعی معتقدند: چهار روز، حنفی پانزده روز و حنبلی مدتی که بیش از بست نماز برایش واجب گردد (کمی بیش از چهار روز).
5. سفر مباح باشد؛ یعنی برای کار حرام سفر نکند، پس اگر برای کار حرامی مانند دزدی سفر کند، باید نماز را تمام بخواند. این شرط مورد قبول تمام مذاهب است، جز حنفی که می‌گوید: در سفر حرام، اگرچه شخص گنهکار است؛ ولی نمازش قصر می‌شود.
6. از صحرانشینهایی نباشد که در بیابانها گردش می‌کنند و هرجا که آب و خوراک برای خود و دامشان پیدا می‌کنند، می‌مانند و بعد از چند روز به جای دیگر می‌روند (این شرط مخصوص شیعه است).
7. شغل او مسافرت نباشد، نبابراین راننده و امثال آن، در غیر سفر اول باید نماز را تمام بخوانند (این شرط را فقط شیعه و حنبلی معتبر می‌دانند).
8. به حدّ ترخّص برسد؛ یعنی از وطنش به قدری دور شود که دیوار شهر یا روستا را نبیند و صدای اذان را نیز نشنود و اگر قبر از رسیدن به حدّ ترخّص نماز بخواند، باید تمام بخواند؛ ولی اهل سنت گفته اند: به حدّ ترخص رسیدن لازم نیست و همین که مسافر از اصل شهر یا روستا خارج شود، نمازش قصر می‌شود.
البته به عقیدۀ اهل سنت شرطهای دیگری نیز وجود دارد که مورد قبول شیعه نمی باشد، لذا از ذکر آنها خودداری می‌شود. 
مواضع تخییر بین قصر و تمام
حکم قصر نماز برای مسافر به صورت عزیمت و حتمی است؛ ولی همین حکم، طبق مضمون برخی روایات معصومین(علیهم السلام) و فتوای مشهور فقهای شیعه در چهار مکان به تخییر تبدیل می‌گردد؛ یعنی مسافر در آن چهار مکان مخیر است که نماز خود را قصر یا تمام بخواند، و آن مکانها عبارتند از: مسجد الحرام در مکه، مسجد النبی(صلی الله علیه و آله) در مدینه، حرم امام حسین(علیه السلام) و مسجد کوفه. البته در جزئیات این مسئله اختلافهایی نیز میان فقها وجود دارد و بعضی از فقها اصل تخییر را نیز قبول ندارند؛ ولی ما به خاطر اختصار تنها به ذکر اصل مسئله اکتفا نموده، از ذکر جزییات و اختلاف فتاوای فقها و فروع دیگر نماز مسافر خودداری می‌کنیم و خوانندگان محترم را برای مراجعه به توضیح المسائل مراجع تقلید و دیگر کتب فقهی توصیه می‌نماییم.
نماز خوف
نماز خوف که از جمله در حال جنگ خوانده می‌شود، مثل نماز مسافر است؛ یعنی نمازهای چهار رکعتی به دو رکعتی تبدیل می‌شوند، با این تفاوت که افراد لشکر دو گروه می‌شوند؛ گروه اول یک رکعت را با امام می‌خوانند و امام پس از اتمام یک رکعت توقف می‌کند؛ یعنی قرائت نماز را طول می‌دهد تا اینکه مأمومین رکعت دیگر را فرادا بخوانند، و به جبهۀ جنگ باز گردند، سپس گروه دوم جای آنها را می‌گیرند و نماز خود را با رکعت دوم امام انجام می‌دهند.
حکم نماز خوف و کیفیت انجام آن در سورۀ نساء آیۀ 102 بیان شده است و چون نماز خوف، حکم مستقل از نماز مسافر بوده و چند سال بعد از آن نازل شده است، لذا از توضیح و تفسیر آیۀ مربوط به آن خودداری می‌گردد.  

برچسب‌ها: