كشاورزی در اسلام

از دیر زمان تا كنون، یكی از پسندیده ترین كارها در میان تمام ملل و ادیان، كشاورزی و دامداری (1) بوده است؛ چنانچه تمام ادیان الهى کشاورزی را شغلی مقدس دانسته و پیشوایان مذهبى در هر عصر، علاوه بر آنكه خود با كمال علاقه‏مندى به كار كشاورزى اشتغال داشته اند، مردم را نیز به این كار وادار می ساختند. آباد كردن زمین كه خواستۀ خداوند بزرگ است و همچنین بهره‏بردارى از منابع و ذخائر آن، به صور مختلف میسّر است و یكى از بهترین طرق آنكه در روایات اسلامى نیز مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته، مسئلۀ كشاورزى است.
اهمیت كشاورزى‏ در اسلام
دین مبین اسلام عنایت ویژه ای به كشت، زرع و كشاورزی دارد. بر این اساس، یكی از مهم ترین قراردادها در اسلام، مزارعه و مساقات است كه مربوط به كشاورزی است تا كشاورزی توسعه بیش تری پیدا كند. به همین جهت، از اوایل تأسیس نظام اسلامی، تأكید اسلام بر بهره برداری مناسب از منابع طبیعی و معادن و نیز آباد نمودن زمینهای بایر و وا افتاده، بوده و پیشوایان دین با عمل خود، مردم را به آن هدایت و تشویق می نمودند.
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در هر نقطه ای كه قوای اسلامی را متمركز می ساخت، نخست دستور حفر چاه می داد و از همان سالهای اول هجرت آنان را وادار به كشاورزی و باغداری و حفر قنوات نموده، آنان نیز با سعی و تلاش به این امور اشتغال می ورزیدند و در اثر آن، اراضی بی حاصل بسیاری آباد گردید.
آن حضرت به كشاورزی و درختكاری آنچنان اهمیت می داد كه به پیروان خود می فرمود: حتی در آستانه نابودی زمین و انقراض عالم هم باید فعالیت كشاورزی كرد: «إِنْ قَامَتِ السَّاعَةُ وَ فِی یدِ أَحَدِكُمُ الْفَسِیلَةُ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَةُ حَتَّى یغْرِسَهَا فَلْیغْرِسْهَا؛ (2) اگر قیامت بر پا شود و در دست یكى از شما نهالى باشد، اگر بتواند چنان كند كه كمى پیش از قیامت آن را بكارد، باید بكارد.»
نهالى بدست تو باشد اگر                    بدان كه رسد از قیامت اثر
اگر می توانى تو آن را بكار                    مكن هیچ فكر سرانجام كار
اهمیت این موضوع تا جایی است كه حتى امروز كه دستگاههاى تولیدى و ماشینى آن قدر گسترده شده كه همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داده است، باز دامدارى و كشاورزى مهم ترین بخش تولید زندگى انسان را تشكیل مى‏دهد؛ چرا كه مى‏دانیم پایه اصلى تغذیه در این دو قسمت نهفته شده، و به همین دلیل رسیدن به حد خودكفایى در قسمت دامدارى و كشاورزى نه تنها ضامن استقلال اقتصادى است؛ بلكه استقلال سیاسى نیز تا حد زیادى به آن مربوط است.
بنابراین، جاى تعجب نیست كه تمام ملتهاى دنیا كوشش مى‏كنند كه صنعت كشاورزى و دامدارى خود را تا سر حد امكان توسعه دهند و از صنایع مدرن براى این توسعه كمك گیرند. نیاز به این دو، تا آن حد اساسى است كه گاه كشورهاى به اصطلاح ابر قدرتى همچون روسیه، براى رفع نیازمندى خود در این زمینه ناچار مى‏شوند با دادن امتیازهاى سیاسى دست نیاز خود را به سوى كشورهایى كه درست در قطب مخالفند، دراز كنند! و به همین جهت در اسلام و تعلیمات حیات آفرین آن به مسئله دامدارى و كشاورزى اهمیت فوق العاده زیادى داده شده است و با استفاده از هر فرصت، مسلمانان را به این دو تشویق نموده است.
با بررسی قرآن كریم به این نتیجه می رسیم كه این كتاب الهی با لحن تشویق آمیزى از موضوع كشت و زرع سخن به میان آورده و منافع آن را اعم از منافع غذایى و پوششى بر مى‏ شمرد. قرآن مجید در سورۀ هود، با اشاره به آفرینش زمین و نعمتهای فراوانی كه خداوند متعال در اختیار انسان قرار داده است، انسانها را به آباد كردن زمین فرمان داده می فرماید: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فیها»؛ (3) «اوست كه شما را از زمین پدید آورد و خواست كه آبادانش دارید.»
حضرت علی علیه السلام  در تفسیر این آیۀ شریفه می فرماید: «فَأَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ أَنَّهُ قَدْ أَمَرَهُمْ بِالْعِمَارَةِ لِیكُونَ ذَلِكَ سَبَباً لِمَعَایشِهِمْ بِمَا یخْرُجُ مِنَ الْأَرْضِ مِنَ الْحَبِّ وَ الثَّمَرَاتِ وَ مَا شَاكَلَ ذَلِكَ مِمَّا جَعَلَهُ اللَّهُ مَعَایشَ لِلْخَلْقِ؛ (4) خداوند سبحان اعلام كرد كه مردم را به آبادانی امر كرده است تا این مطلب سبب گذران زندگیشان شود؛ به این نحو كه از زمین، دانه ها و ثمره ها و نظیر آنها از اموری كه خداوند برای مَمَر زندگی قرار داده است، بِروید.»
امام صادق علیه السلام  نیز درباره اهمیت زراعت می فرماید: «اَلْكِیمِیاءُ الْأَكْبَرُ الزِّرَاعَةُ؛ (5) كشاورزی بزرگ ترین كیمیاست.»
در جای دیگر می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ لِأَنْبِیائِهِ علیه السلام  مِنَ الْأَعْمَالِ الْحَرْثَ وَ الرَّعْی؛ (6) خداوند عزّ و جلّ از میان كارها و شغلها، كشاورزى و چوپانى را براى انبیائش دوست دارد.»
خصوصیات كشاورزی
1. شغل انبیاء و اولیاء
بسیاری از انبیاء و اولیاء الهی دارای كشت و زرع بوده اند. بی شك انتخاب این شغل و صرف بخشی از عمر پیامبران خدا در این راه، نشان از عنایت ویژۀ خداوند به این شغل دارد؛ چنانكه امام صادق علیه السلام  در پاسخ به سؤال كسی كه درباره فلّاحین پرسید، فرمودند: «هُمُ الزَّارِعُونَ كُنُوزُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ مَا فِی الْأَعْمَالِ شَی‏ءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الزِّرَاعَةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً إِلَّا زَارِعاً إِلَّا إِدْرِیسَ علیه السلام  فَإِنَّهُ كَانَ خَیاطاً؛ (7) آنان همان كشاورزانند كه گنجهای خدا در زمینش هستند و در كارها، چیزی دوست داشتنی تر پیش خدا از كشاورزی نیست و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نكرده، مگر اینكه كشاورز بوده، جز حضرت ادریس كه خیاط بوده است.»
بررسی سیرۀ ائمۀ بزرگوار دین: ما را به این مهم رهنمون می دارد، كه علاوه بر اینكه آن بزرگواران بر كار و تلاش برای امرار معاش تأكید می ورزیده اند؛ اما كشاورزی را به عنوان یكی از بهترین كارها برای خویش برمی گزیده اند؛ چنانكه یكی از دوستداران خاندان رسالت می گوید: «امام كاظم علیه السلام  را در مزرعه اش دیدم كه بیل در دست و عرق ریزان كار می كرد. به ایشان عرض كردم: فدایت گردم! پس كارگران شما كجا هستند كه خودتان این گونه عرق می ریزید؟ فرمود: «یا عَلِی! قَدْ عَمِلَ بِالْیدِ مَنْ هُوَ خَیرٌ مِنِّی وَ مِنْ أَبِی فِی أَرْضِه؛ ای علی! كسانی كه از من و پدرم بهتر بودند، با دست در مزرعۀ خویش كار می كردند.» و پس از آنكه پرسیدم: آنان چه كسانی هستند؟ فرمود: «رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَ آبَائِی علیهم السلام  كُلُّهُمْ كَانُوا قَدْ عَمِلُوا بِأَیدِیهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِیینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْأَوْصِیاءِ وَ الصَّالِحِینَ؛ (8) پیامبر صلی الله علیه وآله و امیرالمومنین علیه السلام  و پدران گرانقدرم علیهم السلام  همگی كسانی بودند كه با دستان خویش كار می كردند؛ چرا كه كار و تلاش سیرۀ پیامبران، مرسلین، اوصیاء و صالحین است.»
2. بهترین ثروت
چنانكه گذشت، كشاورزی بزرگ ترین كیمیاست و خداوند متعال برای پیامبرانش از میان كارها، كشاورزی را انتخاب نموده است. انسانها از روزگار قدیم به ارزش اقتصادی كشاورزی پی برده اند؛ چرا كه اولاً كشاورزی است كه توان برآورده نمودن بخش عظیمی از این نیازها را داراست، و ثانیاً سرمایۀ اولیۀ آن جز آب و خاك نیست و هرگاه تلاش و همّت بشر بدان افزوده شود، زمینۀ دست یابی به محصولات ارزشمند آن بیش تر فراهم است. این مطلب همان سخن گهر بار امام ششم علیه السلام  است كه فرمود: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ؛ (9) هر كس آب و خاك داشته باشد و باز نیازمند باشد، از رحمت خداوند بدور است.»
و از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال شد: كدام مال بهتراست؟ فرمود: «زَرْعٌ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَ أَصْلَحَهُ وَ أَدَّى حَقَّهُ یوْمَ حَصَاده؛ (10) زراعتی كه صاحبش آن را بكارد و بارور سازد، و پس از درو كردن، حق (زكات) آن را بدهد.»
3. پاكیزه ترین كار
در میان كارها، زراعت و كشاورزی جزء سودمندترین و پاكیزه ترین كارهاست؛ زیرا علاوه بر اینكه هوا را آلوده نمی كند، موجب طراوت و تلطیف هوا می شود. امام صادق علیه السلام  می فرماید: «ازْرَعُوا وَ اغْرِسُوا فَلَا وَ اللَّهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلًا أَحَلَّ وَ لَا أَطْیبَ مِنْه؛ (11) زراعت كنید و درخت بكارید. به خدا قسم هیچ كاری مردم انجام نمی دهند كه حلال تر و پاكیزه تر از آن باشد.»
4. پر بركت ترین كار
یكی از پر بركت ترین كارها، كشاورزی است.
امام صادق علیه السلام  در پاسخ به سؤال كسی كه دربارۀ آیۀ «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» (12) پرسید، فرمود: «الزَّارِعُونَ؛ (13) [آنها] كشاورزان هستند [كه توكل و امیدشان به خداوند متعال است.]»
كشاورزی یكی از ثروتهای خدادادی است كه موجب بركت در مال و زندگی می شود و اگر می بینیم در برخی زمینها بركت، جای خویش را با بی بركتی عوض نموده است، شاید به خاطر این است كه در برخی كشاورزان، امید به خداوند متعال جای خویش را به امید به غیر خدا و... داده است [البته استفاده از امكانات و بهره برداری از خدماتی همچون بیمه های كشاورزی از باب محكم كاری، امری پسندیده و لازم است؛ اما نباید امید به رحمت خداوند را در افراد ضعیف نماید؛ چنانكه متأسفانه در برخی مشاغل مشاهده می شود.]
دلائل كم محصولی
قحطی و خشكسالی، كم آبی و كم محصولی، سرمای شدید یا آفات، گزینه های مختلفی است كه در زمانهای مختلفی از تاریخ به وقوع پیوسته و كشاورزی را با مشكل روبرو ساخته است. مروری بر آیات و روایات نشانگر آن است كه عوامل مختلفی در این زمینه دخالت دارند كه توجه به آنها ضروری می باشد:
الف. گناه
چنانكه در مقالۀ گناه و برخی از آثار آن گفته شد، (14) یكی از آثار اجتماعی گناه، خشكسالی و نباریدن باران، نزول بلا و آفات، و تغییر در نعمتهای الهی است؛ چنانكه قرآن كریم در آیات بسیاری پیوند روشنى میان مسائل معنوى و مادى بر قرار مى‏سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوى خدا را مایۀ آبادانى، خرمى، طراوت، سرسبزى و اضافه شدن نیرویى بر نیروها معرفى كرده، می فرماید: «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیكُمْ مِدْراراً وَ یزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمین»؛ (15) «و اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنید؛ سپس به سوى او بازگردید، تا (باران) آسمان را پى در پى بر شما بفرستد و نیرویى بر نیرویتان بیفزاید! و گنهكارانه، روى (از حق) بر نتابید!»
امام باقر علیه السلام  نیز می فرماید: «أَمَا إِنَّهُ لَیسَ مِنْ سَنَةٍ أَقَلَّ مَطَراً مِنْ سَنَةٍ وَ لَكِنَّ اللَّهَ یضَعُهُ حَیثُ یشَاءُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِی صَرَفَ عَنْهُمْ مَا كَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ الْمَطَرِ فِی تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى غَیرِهِمْ وَ إِلَى الْفَیافِی وَ الْبِحَارِ وَ الْجِبَالِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَیعَذِّبُ الْجُعَلَ فِی جُحْرِهَا بِحَبْسِ الْمَطَرِ عَنِ الْأَرْضِ الَّتِی هِی بِمَحَلَّتِهَا لِخَطَایا مَنْ بِحَضْرَتِهَا وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهَا السَّبِیلَ إِلَى مَسْلَكٍ سِوَى مَحَلَّةِ أَهْلِ الْمَعَاصِی قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام  فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصار»؛ (16) سالى از سالى كم‏باران‏تر نیست؛ ولى خدا آن را هر جا خواهد، ببارد. براستى چون مردمى نافرمانى كنند، خداى جل جلاله آنچه باران براى آنها مقدر است، در آن سال از آنها به دیگران گردانده و به بیابانها و دریا و كوه ببارد. به راستى خدا جُعَل (17) را در سوراخش به خطاى كسانى كه در محل اویند عذاب كند؛ چون می تواند از آنجا نقل مكان كند و به محل دیگرى كه اهل معصیت نباشند، برود. سپس امام پنجم فرمود: عبرت گیرید اى صاحبان بصیرت‏.»
ب. عدم پرداخت زكات
عدم پرداخت زكات آثار سوء دنیوی و اخروی بسیاری دارد كه شامل فرد و اجتماع می گردد. در خاطرات كودكی حضرت آیۀ الله العظمی سید محمود شاهرودی رحمه الله می خوانیم: كشاورزان منطقۀ [قلعه آقا عبدالله شاهرود] دو سال پیاپی در بند ملخها گرفتار آمده بودند. آشكار شدن آثار این آفت در ماه های آغازین سال سوم آنها را در نگرانی فرو برد. سران آبادی در سرای «سید علی» گرد هم آمدند تا راه های مبارزه با ملخها را بررسی نمایند. هریك از آنها به فراخور تجربۀ خویش راهی پیشنهاد كرده، درباره آن سخن گفتند؛ چون گفتگوها به بن بست رسید، سید محمود یكباره برخاست و گفت: «همه به خداوند روی آورید و بر پرداخت زكات مالتان پیمان ببندید تا پروردگار آفت را از مزارعتان دور سازد و باران رحمت خویش را بر شما فرو ریزد.» این سخن بزرگ كه از كودكی خردسال بعید می نمود، كشاورزان نگران را به خود آورد. همه پیمان بستند كه اگر آفات از كشت زارشان دور شود و كشتهایشان به بار نشست، زكات بپردازند و چنین شد.» (18)
امام باقر علیه السلام  می فرماید:
«إِذَا مَنَعُوا الزَّكاةَ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَكتَهَا مِنَ الزَّرْعِ وَ الثِّمَارِ وَ الْمَعَادِنِ كلَّهَا؛ (19) هر گاه [مردم] از دادن زكات دریغ كنند، زمین بركات خود را از تمام زراعت، میوه‏ها و معادن خویش دریغ كند.»
ج. عدم انفاق
دین اسلام بر رسیدگی به فقرا و مساكین تأكید فراوانی نموده و در مال اغنیاء سهمی را برای آنان قرار داده است. قرآن كریم در آیات 17 تا 33 سورۀ قلم به عده‏اى از ثروتمندان اشاره می نماید كه داراى باغ خرم و سرسبزى بودند، و سرانجام بر اثر خیره‏سرى و عدم انفاق نابود شدند. ماجرا چنین بود كه این باغ در اختیار پیر مرد مؤمنی قرار داشت،كه به قدر نیاز از آن برمى‏گرفت، و بقیه را به مستحقان و نیازمندان مى‏داد؛ اما هنگامى كه چشم از دنیا پوشید، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول این باغ سزاوارتریم؛ چرا كه عیال و فرزندان ما بسیارند، و ما نمى‏توانیم مانند پدرمان عمل كنیم! و به این ترتیب تصمیم گرفتند تمام مستمندان را كه هر ساله از آن بهره مى‏گرفتند، محروم سازند.
[این تصمیم آنها نشان مى‏ دهد كه این كار ناشى از نیاز نبود؛ بلكه ناشى از بخل و ضعف ایمان آنها بود؛ زیرا انسان هر قدر هم نیازمند باشد، مى‏تواند كمى از محصول یك باغ پردرآمد را به نیازمندان اختصاص دهد.]
سپس در ادامۀ این سخن مى‏افزاید: به هنگام شب، در آن موقع كه همۀ آنها در خواب بودند، عذاب و بلایى فراگیر از ناحیۀ پروردگار بر تمام باغ فرود آمد، آتشى سوزان و صاعقه‏اى مرگبار چنان بر آن مسلط شد كه آن باغ خرم و سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانى گردید و جز مشتى خاكستر از آن باقى نماند. به هر حال، صاحبان باغ به گمان اینكه درختهاى پربارشان آمادۀ چیدن میوه است، در آغاز صبح یكدیگر را صدا زدند، و گفتند: «به سوى كشتزار و باغستان خود حركت كنید، اگر مى‏خواهید میوه‏هاى خود را بچینید!» به این ترتیب آنها به سوى باغشان حركت كردند؛ در حالى كه آهسته با هم سخن مى‏گفتند كه «مواظب باشید امروز حتى یك فقیر وارد بر شما نشود!» و چنان آهسته سخن مى‏گفتند كه صداى آنها به گوش كسى نرسد، مبادا مسكینى خبردار شود، و براى خوشه‏چینى، یا گرفتن مختصرى میوه براى سیر كردن شكم خود، به سراغ آنها برود! چنین به نظر مى‏رسد كه به خاطر سابقۀ اعمال نیك پدر، جمعى از فقرا همه ساله در انتظار چنین ایامى بودند كه میوه‏چینى باغ شروع شود و بهره‏اى‏ عائد آنها گردد و لذا این فرزندان بخیل و ناخلف چنان مخفیانه حركت كردند كه هیچكس احتمال ندهد که چنان روزى فرا رسیده، و هنگامى فقرا با خبر شوند كه كار از كار گذشته باشد. و به این ترتیب آنها صبحگاهان به قصد باغ و كشتزار خود با قدرت تمام بر منع مستمندان حركت كردند؛ اما هنگامى كه آنها باغ خود را دیدند، چنان اوضاع به هم ریخته بود كه گفتند: این باغ ما نیست، ما راه را گم كرده‏ایم‏. سپس افزودند: بلكه ما محرومان واقعى هستیم؛ مى‏خواستیم مستمندان و نیازمندان را محروم كنیم؛ اما خودمان از همه بیش تر محروم شدیم. هم محروم از درآمد مادى، و هم بركات معنوى كه از طریق انفاق در راه خدا و به نیازمندان به دست مى‏آید.
در این میان یكى از آنها كه از همه عاقل تر بود گفت: آیا به شما نگفتم: چرا تسبیح خدا نمى‏گویید؟ نگفتم: خدا را به عظمت یاد كنید، و از مخالفت او بپرهیزید و شكر نعمت او را بجا آورید، و نیازمندان را از اموال خود بهره‏مند سازید؟ ولى شما گوش نكردید، و به روزگار سیاه افتادید! (20)
د. آزمایش
یكی از علل قحطی یا خشكسالی، امتحان الهی است. خداوند در سورۀ بقره می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَی‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ»؛ (21) «قطعاً همۀ شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و میوه‏ها، آزمایش مى‏كنیم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان!»
خداوند متعال، همۀ انسانها را آزمایش مى‏كند؛ امّا آزمایش و امتحان همه یكسان نیست. گاهى كم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشكلات، به خاطر آزمایش الهى است‏، و گاه پر محصولی و وفور نعمت.
هـ. كمی اطلاعات و مدیریت
البته نباید از نظر دور داشت كه كمى اطلاعات كشاورزان از دانشهای كشاورزی و عدم مدیریت صحیح نیز عامل مهمی برای كم محصولی می باشد. بنابراین، در زمان حاضر كه كشت و زرع نیازمند استفاده از آلات و ابزار و روشهایى تازه است؛ لازم است كه كشاورزان، آنها را مورد استفاده قرار دهند و در كار با آنها مهارت پیدا كنند تا سال به سال محصول بهتر و با كیفیت تر به دست آورده و علاوه بر معاش خود و خانواده، دیگران را از آن بهره مند نمایند. رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره تلاش برای حضور در بازار مسلمانان و ارائۀ محصول در آن می فرماید: «اَلْجَالِبُ إلَى سُوقِنَا كَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُحْتَكِرُ فِی سُوقِنَا كَالْمُلْحِدِ فِی كِتَابِ اللَّهِ؛ (22) آنكه به بازار ما چیزى وارد مى‏كند، مانند آن كس است كه در راه خدا جهاد می كند و آنكه در بازار ما احتكار می كند، مانند كسى است كه در كتاب خدا كافر بشمار رفته است.»
هر آنكس كند عرضه كالاى خویش                به بازار ما اى پسندیده كیش‏
بود چون مجاهد به راه خداى                       نه چون محتكر كافر و بی حیاى‏
دستورالعمل های كشاورزی در اسلام
از آنجایی كه كشاورزی از جایگاه خاص و ویژه ای نزد معصومین علیه السلام  برخوردار است، دستور العمل های خاصی نیز در زمان كاشت و داشت ارائه نموده اند كه آگاهی و عمل به آنها [و البته با عدم موانعی كه در بالا اشاره شد] به بهتر شدن محصول كمك خواهد نمود:
الف. وظیفۀ كشاورزان
1. برخی افراد فراوان بودن محصول را نتیجه زحمت خویش می دانند، در حالی که باید توجه داشت كه خدای متعال است كه از ابرهاى باران‏زا آبى فراوان نازل كرده و به وسیلۀ آن دانه و گیاه بسیار می رویاند. (23)
به همین خاطر است كه امام باقر علیه السلام  می فرماید: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَزْرَعَ زَرْعاً فَخُذْ قَبْضَةً مِنَ الْبَذْرِ بِیدِكَ ثُمَّ اسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ قُلْ «أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ ام نَحْنُ الزَّارِعُونَ» (24) ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ حَرْثاً مُبَارَكاً وَ ارْزُقْنَا فِیهِ السَّلَامَةَ وَ التَّمَامَ وَ اجْعَلْهُ حَبّاً مُتَرَاكِباً وَ لَا تَحْرِمْنِی مِنْ خَیرِ مَا أَبْتَغِی وَ لَا تَفْتِنِّی بِمَا مَنَعْتَنِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیبِینَ الطَّاهِرِینَ ثُمَّ ابْذُرِ الْقَبْضَةَ الَّتِی فِی یدِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى؛ (25) چون خواهى كشت كنى مشتى بذر بردار و رو به قبله كن و سه بار بگو: آیا شما آن را مى‏رویانید یا ما مى‏رویانیم؟! و بعد بگو: خداوندا این كشت را مبارك بدار و بوسیله آن سلامت و همه چیز به ما عنایت كن، و از آن دانه بسیار بوجود آور، و مرا از خیراتى كه از آن در نظر دارم محروم مفرما و مرا با ندادن نعمت امتحان نكن بحق محمّد و اهل بیت پاك او؛ بعد آن مشت بذر را كه در دستت است بپاش، اگر خداوند متعال بخواهد.»
2. اولیای دین علیه السلام  شب هنگام را برای كاشت بذر و برداشت محصول مناسب ندانسته و از آن منع نموده اند؛ چنانكه امام صادق علیه السلام  می فرماید: «لَا تَصْرِمْ بِاللَّیلِ وَ لَا تَحْصُدْ بِاللَّیلِ وَ لَا تُضَحِّ بِاللَّیلِ وَ لَا تَبْذُرْ بِاللَّیلِ...؛ (26) میوۀ باغ را شبانه ‏نچین! كشت خود را شبانه جمع نكن! و قربانی را نیز شبانه نكش! و شبانه بذر نپاش.»
3. هنگام برداشت محصول نیز، پرداخت زكات واجب و نیز انفاق در راه خدا در اولویت می باشد؛ چنانكه قرآن كریم در سورۀ انعام پس از ذكر نعمتهاى گوناگون، می فرماید: «از میوۀ آنها به هنگامى كه به ثمر نشست، بخورید؛ ولى فراموش نكنید كه به هنگام چیدن، حق آن را باید ادا كنید.»
ب. وظیفه حكومت اسلامی
1. به كار گماری افراد كارشناس و امین
از دیگر برنامه های حكومت اسلامی كه می تواند در تولید محصولات كشاورزی موثر باشد، مسئولیت دادن به افراد كاردان و امین است تا امور كشاورزی را زیر نظر گرفته و نهایت تلاش و كوشش خویش را به كار گیرند. قرآن كریم دلیل پیشنهاد حضرت یوسف برای سرپرستی امور كشاورزی را كاردانی و آگاهی او در مسائل دانسته، می فرماید: «قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ»؛ (27) «[یوسف] گفت: مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، كه نگهدارنده و آگاهم!»
2. تخفیفات و دادن تسهیلات
امیرالمؤمنین علیه السلام  در ترویج و توسعه كشاورزی تلاش فراوان می نمود؛ و علاوه  بر اینكه خود آن حضرت كشاورزی نمونه بود، در برنامۀ دولتش كشاورزی در اولویت قرار داشت و به استانداران و فرمانداران خود دستور داده بود كه از حال كشاورزان و خراج گزاران همیشه باخبر باشند.
چنانچه هنگامی كه مالك اشتر را به فرمانداری مصر برمی گزیند، نامۀ بسیار مفصلی برای او نوشته و اصول و فرامین مهمی را به او ابلاغ می نماید. یكی از بندهای این نامه درباره دادن تخفیفات و تسهیلات به كشاورزان در مواقع اضطراری است: «فَإِنْ شَكَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّةً أَوِ انْقِطَاعَ شِرْبٍ أَوْ بَالَّةٍ أَوْ إِحَالَةَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ وَ لَا یثْقُلَنَّ عَلَیكَ شَی‏ءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَةَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یعُودُونَ بِهِ عَلَیكَ فِی عِمَارَةِ بِلَادِكَ وَ تَزْیینِ وِلَایتِكَ مَعَ اسْتِجْلَابِكَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِكَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِیهِمْ مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِكَ لَهُمْ وَ الثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِكَ عَلَیهِمْ وَ رِفْقِكَ بِهِمْ فَرُبَّمَا حَدَثَ مِنَ الْأُمُورِ مَا إِذَا عَوَّلْتَ فِیهِ عَلَیهِمْ مِنْ بَعْدُ احْتَمَلُوهُ طَیبَةً أَنْفُسُهُمْ بِهِ فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ وَ إِنَّمَا یؤْتَى خَرَابُ الْأَرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا وَ إِنَّمَا یعْوِزُ أَهْلُهَا لِإِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلَاةِ عَلَى الْجَمْعِ وَ سُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ وَ قِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَر؛ (28) پس اگر مردم شكایت كردند، از سنگینى مالیات، یا آفت زدگى، یا خشك شدن آب چشمه‏ها، یا كمى باران، یا خراب شدن زمین در سیلابها، یا خشكسالى، در گرفتن مالیات به میزانى تخفیف ده تا امورشان سامان گیرد، و هرگز تخفیف دادن در خراج تو را نگران نسازد؛ زیرا آن، اندوخته ای است که در آبادانی شهرهای تو، و آراستن ولایتهای تو نقش دارد، و رعیت تو را می ستایند، و تو از گسترش عدالت میان مردم خشنود خواهی شد، و به افزایش قوّت آنان تکیّه خواهی کرد، بدانچه در نزدشان اندوختی و به آنان بخشیدی، و با گسترش عدالت در بین مردم، و مهربانى با رعیت، به آنان اطمینان خواهى داشت. آنگاه اگر در آینده كارى پیش آید و به عهده‏شان بگذارى، با شادمانى خواهند پذیرفت؛ زیرا عمران و آبادى، قدرت تحمّل مردم را زیاد مى‏كند. همانا ویرانى زمین به جهت تنگدستى كشاورزان است، و تنگدستى كشاورزان، به جهت غارت اموال از طرف زمامدارانى است كه به آینده حكومتشان اعتماد ندارند، و از تاریخ گذشتگان عبرت نمى‏گیرند.»

پی نوشـــــــــــــت ها:

(1). دامداری یكی از شغلهای ملازم با كشاورزی و از فروع آن است، و در روایات اسلامی بر آن تأكید فراوانی شده است؛ اما سخن از دامداری از دیدگاه اسلام به نوشتار جداگانه ای نیاز دارد.
(2). مستدرك‏الوسائل، میرزا حسین نورى، قم، مؤسسه آل البیت‏ علیه السلام ، چاپ اول،ج13،ص460.
(3). هود /61.
(4). وسائل‏الشیعة، شیخ حر عاملى، مؤسسه آل البیت علیه السلام ، قم، 1409 ق، ج19، ص35.
(5). همان، ج9، ص 34.
(6). علل‏الشرائع، شیخ صدوق، انتشارات مكتبة الداورى، قم، ج1، ص32.
(7). وسائل‏الشیعة، ج17، ص42.
(8). الكافی، ثقة الاسلام كلینى، دار الكتب الإسلامیة، تهران، 1365، ج5، ص76.
(9). وسائل‏الشیعه، ج17، ص41.
(10). الأمالی،شیخ صدوق، انتشارات كتابخانه اسلامیه، چاپ چهارم، 1362، ص350.
(11). الكافی، ج5، ص260.
(12). ابراهیم/12.
(13). من‏لایحضره‏ الفقیه، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق، ج3، ص253.
(14). مجله مبلغان، ش 113.
(15). هود/52.
(16). أمالی الصدوق، ص 308.
(17). جانوری است سیاهرنگ و دارای پر به شكل زنبور؛ گونه ای سوسك (لغت نامه فرهنگ ابجدی، ج1، ص 298).
(18). یتیمان سرافراز، محمد مهدی فجری، مهر امیرالمومنین علیه السلام ، سوم، 1387ش، ص99.
(19). الكافی، ج2، ص 374.
(20). تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازى، دار الكتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374، ج‏24، ص394-400.
(21). بقره /155.
(22). نهج الفصاحه، ابو القاسم پاینده‏، دنیاى دانش‏، تهران‏، 1382، چهارم،ص؛ مستدرك علی الصحیحین،ج5، ص271، ش2127.
(23). «وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً، لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً» (نبأ/ 15 – 16).
(24). واقعه /64.
(25). مكارم‏ الاخلاق، ص353.
(26). الكافی، ج3، ص565.
(27). یوسف/55.
(28). نهج البلاغه، نامه 53.

برچسب‌ها: