..

به جز طبری صاحب کتاب «تاریخ الامم و الملوک»، آیا عالمان دیگری به این نام در میان عالمان گذشته بوده اند؟

 صاحب کتاب «تاریخ الامم و الملوک» محمد بن جریر بن یزید بن کثیر، ابوجعفر طبری آملی (متوفای 310 هجری قمری) است، وی از نویسندگان، مفسران و فقیهان بزرگ اهل سنت است. او دارای آثاری در تفسیر،[1] تاریخ،[2] و... است.[3]

در کنار وی؛ یکی از شخصیت های مشهور شیعی نیز معروف به طبری است و در نام و نام پدر و کنیه، با او مشترک است. این شخصیت، ابو جعفر؛ محمد بن جریر بن رستم طبری است.[4] او از عالمان قرن چهارم هجری است که نجاشی -صاحب کتاب رجال نجاشی- با دو واسطه کتاب المسترشد و دیگر کتاب های او را نقل می کند.[5]

آنچه که از منابع به دست می آید، این است که به علت شباهتی که این دو شخصیت از نظر اسم، اسم پدر و کنیه با هم داشته اند -علاوه برآن تقریباً در یک زمان زندگی می کرده اند- احیاناً در تشخیص بین آنان اشتباه می شد؛ لذا برخی از بزرگان و علما؛ مانند نجاشی و شیخ طوسی در توضیح و تبیینی که نسبت به این دو شخصیت داشته اند، بر فرق هایی که با هم داشته اند تأکید می کردند تا این دو با یکدیگر اشتباه نشوند. نجاشی در شرح حال یکی از دو نفری که معروف به طبری است (طبری سنی مذهب) تأکید می کند که وی «عامی» یعنی از اهل سنت است.[6]

شیخ طوسی نیز در بیان احوالات و شخصیت محمد بن جریر بن رستم (طبری شیعی) می گوید: کنیۀ وی ابوجعفر است، او انسان متدین و فاضلی است که با محمد بن جریر صاحب کتاب تاریخ متفاوت است؛ زیرا صاحب کتاب تاریخ، سنی مذهب است.[7]

بعد از نجاشی و شیخ طوسی، تقریباً تمام راوی شناسان و  کسانی که فهرستی از عالمان شیعه یا سنی جمع می کردند، بر تفاوت بین این دو تأکید کرده اند.[8]

موضوع تا این جا با کمی دقت حل می شود، اما آقا بزرگ تهرانی در کتاب سترگ «الذریعه» مطلبی را بیان می کند که جای بررسی بیشتری دارد. ایشان می گوید:

کتاب "الایضاح فی الامامة"، اثر محمد بن جریر بن رستم طبری است که شیخ طوسی از او در کتاب "الفهرست" خود به "الکبیر" یاد کرده است. این صفت (الکبیر) که شیخ طوسی به محمد بن جریر طبری داده به این خاطر است که یک محمد بن جریر بن رستم دیگری وجود دارد که ملقب به " الصغیر" است، طبری صغیر معاصر نجاشی و شیخ طوسی است و کتاب "دلائل الامامة" از کتاب های او است.[9]

آقا بزرگ تهرانی در جلد دیگر کتاب خود وقتی که در صدد بیان مولف کتاب "دلائل الامامة" است، این کتاب را که دیگران به محمد بن جریر بن رستم کبیر نسبت داده اند، وی به محمد بن جریر بن رستم طبری صغیر نسبت می دهد و برای وجود چنین شخصیتی چند دلیل می آورد. از جمله ادلۀ ایشان این است:

الف- صاحب این کتاب در چند جای آن، چون معاصر شیخ طوسی و نجاشی بوده است، از مشایخ این دو روایت نقل کرده است، با این که همان طور که گفتیم، نجاشی با دو واسطه از طبری ملقب به کبیر، کتاب "المسترشد" را نقل می کند.

ب- از برخی کلمات این کتاب چنین استفاده می شود که بعد از سال 411 هجری نوشته شده است؛  زیرا مولف کتاب در بیان یکی از معجزات حضرت صاحب الامر(عج) می گوید: این خبر را از دست خط شیخ و استادم مرحوم غضائری نقل می کنم و روشن است که غضائری در سال 411 وفات کرده است.

ج- این که نجاشی یا شیخ طوسی اسمی از این معاصر خود به میان نیاورده اند، و نام او را در کتاب هایشان ذکر نکرده اند؛ دلیل بر وجود نداشتن چنین شخصیتی نیست، آنان از کسانی مانند مرحوم کراجکی، سلار، ابن براج، محمد بن علی طرازی، هم در کتاب های خودشان، نام نبرده اند.[10]

کتاب دلائل الامامة

عده ای چون دیده اند؛ نقل هایی که در این کتاب شده از برخی مشایخ طوسی و نجاشی است و از طرفی این کتاب به محمد بن جریر بن رستم کبیر نسبت داده شده است که از نظر سال وفات در رتبۀ استادِ استادان شیخ طوسی و نجاشی قرار دارد، لذا این کتاب را از کتاب های جعل شده توسط غالیان در قرن هفتم دانسته اند، اما بنا بر استدلال آقا بزرگ تهرانی، (همان طور که خود ایشان تصریح دارد) این کتاب از محمد بن جریر بن رستم صغیر است.[11]

در هر صورت، آن چه که بیشتر مورد اختلاف بوده است، تشابه اسمی محمد بن جریر طبری شیعی مذهب با شخصی به همین نام از عالمان اهل سنت است.

اما غیر از این دو شخصیت افراد زیادی از شیعه و اهل سنت مشهور به طبری بوده اند که بعد از زمان این دو طبری مشهور می زیسته اند که فقط فهرست وار به برخی از آنا اشاره می کنیم:

1. ابو طیب طبری  (348- 450 ه) از فقیهان شافعی مذهب.[12]

2. حسین بن علی طبری (418- 498 ه).[13]

3. عماد الدین طبری(.. حدود 554 ه) عالم شیعی و مؤلف کتاب مشهور "بشارة المصطفی".[14]

4. هارون بن الحسن طبری (در سال 701 هجری در قید حیات بوده است)، وی فقیه شیعی و از شاگردان علامه حلی بوده است.[15]

 

[1] کتاب تفسیری او به نام "جامع البیان فی تفسیر قرآن" از مشهور ترین کتاب های تفسیری است.

[2] از جمله کتاب های او در این زمینه، کتاب تاریخ طبری را می توان نام برد.

[3]  سبحانی،جعفر، موسوعه طبقات الفقهاء، ج ‏4، ص 376، مؤسسه امام صادق، قم، 1418 ق.

[4] امین عاملی، سید محسن، أعیان‏الشیعة، ج ‏2، ص 262، دار التعارف للمطبوعات، بیروت، 1406 ق.

[5] نجاشى، رجال نجاشی، ص  376، نشر مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، 1416 ق.

[6] رجال‏ نجاشی، ص322.

[7]  طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن، الفهرست، ص 446، نشر آل البیت، بی تا.

[8] برای نمونه نک: حلی، حسن بن على بن داود، رجال ابن داود، ص 501، انتشارات دانشگاه تهران‏، تهران، 1383 ق؛ آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج ‏3، ص 250، دار الکتب العلمیه، بیروت، 1415ق؛ اعیان الشیعة، ج ‏9، ص 199.

[9] آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعة، ج ‏2، ص 489، اسماعیلیان، 1408ق.

[10] الذریعة، ج ‏8، ص 246.

[11] الذریعة، ج ‏8، ص 247.

[12] موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏5، ص 147.

[13] همان، ص 110.

[14] همان، ج ‏6، ص 291.

[15] همان، ج ‏8، ص 245.

 

منبع : اسلام کوئست

******