آیا علمای شیعه کتاب سلیم بن قیس را معتبر می دانند یا خیر؟

 سُلَیم بن قیس هلالی کوفی را بیشتر به دلیل کتابی که از او به یادگار مانده است، می شناسند. کتاب او در طول قرون متمادی بحث های گوناگونی را برانگیخته و علمای بزرگی پیرامون آن به بحث و بررسی پرداخته اند. آنچه مسلّم است این که اگر حجیت این کتاب ثابت شود، می توان در مسائل مهمی چون موضوعات مورد اختلاف شیعه و سنّی بدان استناد کرد.

البته اهمیت این کتاب نشانگر این نیست که سلیم شخصیّتی اثر گذار و مشهور در زمان خود بوده است، بلکه به حسب گزارشاتی که خود او در کتاب آورده، معلوم می شود که او تنها یک گزارشگر بوده و آنچه را که می دیده و می شنیده، ثبت می کرد.[1]

شناخت امروزه ما از سلیم، محدود بوده و مدارک و شواهد کافی در مورد وی وجود ندارد. آنچه امروز از او در منابع رجال و حدیث بر جای مانده، معمولاً برگرفته از خود کتاب و مقدمه ای است که راویان این اثر بر کتاب او نگاشته اند. بنابر محتوای کتاب، سلیم دو سال پیش از هجرت دیده به جهان گشوده و در دوران خلافت عُمَر در عهد جوانی به مدینه آمد. تلاش سلیم در این دوره بیشتر مصروف ثبت و ضبط ماجرای سقیفه و فدک و حوادث پیرامون آن بوده است. او در دوران حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) از یاران آن حضرت و شاهد مستقیم وقایع بود و آن گاه که حضرت به شهادت می رسد و امویان حکومت را به دست می گیرند، سلیم از جمله شیعیانی است که در لیست سیاه حکومت اموی قرار می گیرد.[2]

اهمیت کتاب سُلیم

اهمیت تاریخی این کتاب به دو لحاظ قابل بررسی است:

1. این کتاب، اولین کتاب حدیثی نگارش یافته شیعیان است که امروزه نیز موجود است؛ لذا این تقدّم زمانی، بر اساس قبول استناد این کتاب به سلیم، تا حد بسیاری بر ارزش و اعتبار کتاب خواهد افزود.

2. این کتاب به جهت گزارشی که از حوادث پس از وفات پیامبر(ص) و دوران حکومت حضرت علی(ع) به دست می دهد، اهمیت بسیاری دارد. یکی از ویژگی های برجسته کتاب، نقل حوادثی است که همواره میان شیعه و سنّی محلّ اختلاف و کشمکش بوده است. تأکید پیامبر اکرم(ص) بر مسئله امامت و ولایت، قضیه فدک، هجوم و آتش زدن خانه فاطمه زهرا(س) و ... از جمله این حوادث است.

دیدگاه های مختلف در اعتبار کتاب سلیم

از قرن ششم کتاب سلیم شهرت و آوازه ای افزون می یابد و روایات او با بسط و تفصیل بیشتری در جوامع روایی شیعه وارد می شود. در این دوره کتابی که بیشتر از دیگران از سلیم روایت آورده، الاحتجاج طبرسی و سپس ارشاد القلوب دیلمی است. تقریباً از همین زمان است که پاره ای از احادیث سلیم به برخی از منابع اهل سنّت نیز راه می یابد.[3]

سلیم بن قیس را عموم دانشمندان شیعه ستوده و توثیق کرده اند، اما این توثیق همگانی نبوده و برخی با آن مخالفت کرده اند.

به صورت کلی دیدگاه های موجود درباره این کتاب را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

1. دسته اوّل که بیشتر دانشمندان و محدثان شیعه را دربرمی گیرد، کتاب سلیم را معتبر دانسته اند. در رأس این گروه محدّث نعمانی (اوائل قرن چهارم) قرار دارد که با صراحت، همه مندرجات کتاب سلیم را معتبر و متقن دانسته است. در کلام کشّی نیز نشان از توثیق سلیم و تأیید کتابش وجود دارد. شیخ طوسی و نجاشی هرچند سلسله سند خویش را به کتاب سلیم ذکر کرده اند، ولی در کلامشان هیچ شاهدی که به صراحت آن را تأیید یا تضعیف کند، وجود ندارد. قول به صحّت کتاب و مندرجات آن در میان محدّثان و رجالیان متأخر طرفداران بیشتری دارد.[4]

2. برخی نیز با این کتاب مخالف اند، بعضی با اصل استناد این کتاب به سلیم مخالف بوده و می گویند اصل این کتاب جعلی است و نمی توان آن را به سلیم نسبت داد[5] و عده ای دیگر با قبول اصل استناد، روایات آن را رد کرده و احادیث کتاب را موثق نمی دانند.[6]

3. نظریه سوم راهی میان این دو  را می جوید. قائلان به این قول از یک سو کتاب سلیم و سند آن را اجمالاً تصدیق می کنند و ادلّه ابن غضائری دائر بر مجعول بودن اصل کتاب را نادرست می دانند و از سوی دیگر معتقدند آنچه از نسخه های کتاب در قرون بعد برجای مانده خالی از تحریف نیست و به همین دلیل باید به روایات سلیم به دیده احتیاط نگریست و تنها پس از نقد و بررسی به نقل و نشر آن پرداخت. این قول در میان متأخرین نیز  طرفدارانی دارد.[7] بنابر این قول، تمام روایات کتاب سلیم باید به مانند روایات دیگر بررسی شده و پس از بررسی درباره آن حکم کرد.

در این جا یک روایت از کتاب سلیم را ذکر می کنیم که در کتاب های معتبر ذکر شده و مورد قبول عالمان است: «امام علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) این کلام را نقل کرده اند که: علما بر دو دسته اند؛ گروهی که به علمشان عمل می کنند و اینان اهل نجات اند و گروهی عمل به علمشان را رها می کنند و اینان هلاک می شوند».[8]

از این دست روایات سلیم که در کتاب های معتبر آمده باشد؛ بسیار است و این خود می تواند شاهدی بر قول سوم باشد که باید هر روایت را به صورت جداگانه بررسی کنیم و در صورت اطمینان به روایت آن را قبول و در غیر این صورت، رهایش کنیم و در این حالت یقینا احتمال یافتن حقیقت در مورد احادیث سلیم بیشتر خواهد بود.

انتقادات بر کتاب سلیم

ابن غضائری به عنوان یکی از عالمان علم رجال درباره کتاب سلیم می گوید: کتاب بدون تردید جعلی است و در این باره شواهدی (در خود کتاب) نیز وجود دارد. او پس از این ادعا، به ذکر شواهدی می پردازد.[9] اما غیر از ابن غضائری که اصل کتاب را زیر سؤال می برد، عده ای نیز وجود دارند که اصل استناد را قبول دارند، ولی روایات آن را زیر سؤال برده و انتقاداتی بر کتاب کرده اند.

تعدادی از انتقادات کلی بر این کتاب از این قبیل اند:

1. متن و مضمون پاره ای از روایات سلیم که امروزه وجود دارد، خالی از اضطراب و دوگانگی و گاه سستی و کاستی نیست، این اضطراب و سستی می تواند نمایانگر وجود تحریف و اشتباه در این کتاب باشد.

2. بی توجهی یا کم توجّهی برخی از دانشمندان متقدّم شیعه نسبت به این کتاب نیز سؤال برانگیز است. برای مثال سید مرتضی در سراسر کتاب ها و رساله های خویش از کتاب سلیم نام و یادی به میان نمی آورد و در سراسر آثار خویش تنها یک روایت کوتاه از سلیم نقل کرده است. از دیگر شخصیت هایی که از کتاب سلیم نام نبرده اند، سید بن طاووس است. این مطلب از آن رو مایه شگفتی است که سید بن طاووس، همچون سیّد مرتضی، از کتابخانه ای معروف و مفصّل برخوردار بود و سیّد با علاقه وافری که به جمع آوری کتب داشته، بعید می نماید که از کتاب سلیم بی اطلاع مانده باشد و تقریباً شکی نیست که او این کتاب را دیده است. حال در نظر آورید که سید بن طاووس نه تنها نامی از کتاب سلیم نبرده، بلکه چند روایتی هم که از سلیم نقل کرده همگی از کتاب های دیگر بوده است. سید بن طاووس در کتاب کشف المحجّه، فرزندش را در وقایع سقیفه و پس از آن مکرّر به کتاب (المعرفة فی المناقب و المثائب) ابن هلال ثقفی ارجاع می دهد، امّا به هیچ وجه از کتاب سلیم، نامی نمی برد که این، اعتماد داشتن او به این کتاب را زیر سؤال می برد.

3. آنچه که مشایخ حدیث از سلیم در قرن چهارم و پنجم در کتاب های مختلف آورده اند با مندرجات فعلی کتاب سلیم اختلاف دارد و این خود یکی دیگر از مسائلی است که باید مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. حتی با یک نگاه اجمالی می توان دریافت که موضوعاتی از نسخه موجود در هیچ یک از متون روایی قرون اولیه نظیر کافی، خصال، من لایحضره الفقیه، استبصار و ، نقل نشده است.[10]

البته نوشته های بسیاری وجود دارد که اشکالات بر کتاب سلیم را به صورت جزئی و در ذیل احادیث بیان داشته اند[11] که در این جا مجالی برای ذکر آنها نیست.

البته موافقان این کتاب، به صورت بسیار مفصل در مقام پاسخ بر آمده اند و تلاش کرده اند با رفع این اشکالات، اعتبار کتاب را به اثبات برسانند. از جمله این موافقان، مترجم و محقق چاپ جدید این کتاب است که تلاش بسیاری در اثبات احادیث کتاب کرده است.

در چاپ جدید تحقیقات مفصلی پیرامون روایات کتاب به انجام رسیده است. مترجم و محقق این کتاب تلاش کرده نسخه های مختلف این کتاب را مشاهده کند و متن را با توجه به نسخه های متفاوت بنگارد. علاوه بر این، در چاپ جدید تلاش شده، روایات سلیم که در کتاب های دیگران آمده، نیز جمع آوری شود و با ذکر منابع دیگر که این احادیث را آورده اند، توثیقی برای روایات سلیم گردآوری گردد.

 

[1]. بابایی آریا، علی؛ فخلعی، محمد تقی، در جستجوی سلیم بن قیس هلالی، صفحه 16، مجله دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد، شماره 72 تابستان 1385.

[2]. سبحانی، محمد تقی، گامی دیگر در شناسایی و احیای کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص 20، مجله آینه پژوهش، شماره 37، 1375 ش.

[3]. همان،ص 22.

[4]. همان، ص 22.

[5]. به نقل از گامی دیگر در شناسایی و احیای کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص 23.

[6]. جوادی، قاسم، کتاب سلیم بن قیس، ص 164- 165، فصلنامه علمی- تخصصی علوم حدیث، شماره 35- 36، بهار و تابستان 1384.

[7]. گامی دیگر در شناسایی و احیای کتاب سلیم بن قیس هلالی،ص 23.

[8]. کلینى، الکافی، ج1، ص 44، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش.

[9]. به نقل از: جلالی، عبدالمهدی، پژوهشی درباره سلیم بن قیس هلالی، ص 120، مجله دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد، شماره 60، تابستان 82.

[10]. گامی دیگر در شناسایی و احیای کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص 27- 28.

[11]. ر. ک: جوادی، قاسم، کتاب سلیم بن قیس، ص163 – 179.

 

منبع : اسلام کوئست

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.