اختلالات فردی

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • پرسش:

  • من در محیط کار، خیلی اوقات حواسم پرت می شود و نمی توانم درست کار کنم. خواهشمندم برای غلبه بر این مشکل مرا راهنمایی بفرمایید.
  • پرسش:من دچار ضعف اعصاب هستم و آستانه تحملم كم شده و در مقابل حرف ها و شوخي ها و متلكهای اطرافیان زود به اصطلاح از كوره در مي روم و در مقابل مسائل ريز و كوچك ناخودآگاه و بدون اراده عصباني مي شوم و نمي توانم اين وضعيت را كنترل كنم و بعد خودم هم از اين مسئله شرمنده و پشيمان مي شوم ولی نمي توانم به خ

  • پرسش:

  • پرسش:

  • خواهر گرامي؛ قطعا حل مشكل شما با مراجعه به متخصص روانشناس باليني و انجام مصاحبه تشخيصي قابل پي گيري است. لذا از همين جا مي خواهيم تا در اولين فرصت با مراجعه به متخصص مربوطه از شديد شدن هرگونه اختلال اضطرابي جلوگيري كنيد.

  • پرسشگر گرامي! هيچ كاري براي خدا سخت نيست، اما خداوند حكيم از يك سو به انسان عقل و فكر، و قدرت و توانايي جسماني داده است، تا با كار و تلاش، تدبير و برنامه ريزي، و استفاده از تجربه و تخصص، زندگي مادي و معنوي خود را سامان دهد، و از سويي ديگر براي تحقق هر امري و حل هر مشكلي، راهكاري  قرار داده است .

  • بهترين راه براي جبران اثرات خود ارضايي، ترك اين كار است. در مورد ضربه هاي جسمي استمنا بايد گفت كه خيلي از عوارض استمناء، در اثر ضعف عمومي بدن در اثر اين كار است، كسي كه عادت به استمنا پيدا كرده است ميزان زيادي از انرژي را از بدنش خارج مي كند، و اين باعث ضعف بدن مي شود.

  • با سلام بر پرسشگر گرامي و آرزوي ايامي سرشار از ياد پرودگار و فارغ از وسواسي كه از طرف شيطان تلقين مي‌شود تا بندگان خدا در دين خود را سست شوند، زيرا كه طبق فرموده قرآن كريم شيطان هميشه امر به زشتي و پليدي مي‌كند و زشتي و پليدي وسواس بر كسي پوشيده نيست و به همين جهت وسواس چه فكري و چه عملي منسوب به

  • اگر مي خواهيد در وضع زندگي تحول و دگرگوني  و گشايشي ايجاد شود، به چند نكته توجه كنيد.

  • پرسشگر گرامي من راهكارهايي را به شما ارائه مي دهم كه شما با تمرين و ممارست بر آنها مي توانيد بر مشكل كنوني خود غلبه كنيد و براحتي در مقابل جمع خود اظهاري نماييد.

  • بنا بر تحقيقات مختلفي كه در سال‌هاي اخير درباره‌ي متوسط قد افراد در كشورمان ايران انجام گرفته است متوسط قد مردان167 سانتي‌متر و متوسط قد زنان161 سانتي‌متر بوده است. وزارت بهداشت در بروشوري كه اخيراً منتشر كرده است متوسط قد مردان ايراني را 165 سانتي‌متر و براي زنان160 سانتي‌متر ذكر كرده است.

  • احتمال دارد كه مسئله خود ارضايي شما حالت وسواسي به خود گرفته باشد. در مورد اختلالاتي كه حالت وسواسي به خود گرفته اند مداخله داروئي لازم است.

  • متاسفانه ننوشته ايد كه به چه عادت ناپسندي رنج مي بريد. ما نيز نمي خواهيم و نمي تونيم با حدسيات، شما را متهم به گناهي خاص كنيم. از اين رو به نكاتي كلي اشاره مي كنيم. در صورت تمايل مي توانيد در مكاتبات بعدي توضيح بيشتري بدهيد تا راهنمايي كنيم:

  •  پرسشگر گرامي آيا براي ابراز احساسات زباني نسبت به ديگران نيز دچار مشكل هستيد؟! و يا فقط در مورد مادر و خواهر خودتان با اين مشكل مواجه‌ايد؟

  • به طور كلي، اضطراب به منزله‌ي بخشى از زندگى هر انسان، در همه‌ي افراد در حدّى اعتدال آميز وجود دارد و در اين حد، به عنوان پاسخى سازش يافته تلقّى مى شود، به گونه‌اى كه مى توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت ميزهايمان به خواب مى رفتيم.» فقدان اضطراب ممكن است ما را با مشكلات و خطرات قابل ملاحظه‌اى

  •  پرسشگر گرامي، با توجه به اينكه پرسشهاي شما متعدد است، من آنها را يك به يك مطرح و به پاسخگويي از آنها مي پردازم:

  • برادر گرامي؛ با توجه به نا كافي بودن اطلاعات شما در زمينه نوع مشكل و علت يابي آن اميدواريم كه پاسخ حاضر جوابگوي سوال شما باشد. وجود مشكل وسواس فكري بعيد به نظر نمي رسد. البته تشخيص قطعي اين مشكل بستگي به نظر دقيق روانشناس باليني دارد.

  • پرسش : مدتی است که اعتمادم از دیگران سلب شده ، همیشه در فکر گذشته ام. نمی توانم به آینده فکر کنم. چگونه می توانم گذشته را فراموش کنم؟ چگونه می توانم به حرف ها فکر نکنم ؟ پاسخ: از نامه شما بر می آید که دختری احساسی ، عاطفی و زودرنج هستید. البته این حالات برای دوران بلوغ برای پسران و دختران قابل پیش بینی است اما آن چه باعث شده روحیة شاد و با نشاط خود را از دست داده و تنها و دوری از مردم گرایش پیدا کنید، مرور گذشته و خاطرات تلخ به مانده از دیگران و یا برخورد غیر منطقی اطرافیان ، نیز تلقین منفی و نگرش بدبینانه به خود و تلقی بدشانس بودن از خود است. جواب همه سؤالات شما یک جمله است و آن اصلاح فکر و اندیشة خویش است.

  • احساسات پاک و بی آلایش شما بیانگر ایمان قلبی و پاکی باطنی و صداقتی است که در جوانان مؤمن دیده می شود و با وجود وضع نامطلوب اجتماعی و تفکرات غلط (که در ذهن جوانان رسوخ کرده و به مواردی که برای شما دارای اهمیت است، اشاره کردید، توجه و دغدغه ای ندارند اما) شما احساس درد کرده اید، نیز به ضعف خود اشاره کرده اید، که ارزشمند و قابل تحسین است و برای برطرف نمودن عیب، بسیار مؤثر است.

  • خودکشی در یک تعریف ساده به معنای قصد جان گرفتن از خود و یا وسیله ای خود را کشتن است.
    و در تعریف دقیق به معنای پرخاش و عصیان فرد به ضد خود که به طور معمول با وارد کردن ضرر و زیان مادی و معنوی به دیگران (از خویشان و نزدیکان گرفته تا همه افراد جامعه) همراه است به تعبیری دیگر:
    فردی که از بهداشت از بهداشت روانی محرم است احساس می کند که برای رسیدن به سعادت و خوشبختی ضعیف و ناتوان است و نیز احساس می کند که نمیتواند برای زیستن خود هدف و معنای معقول و مورد قبولی بیابد او زندگی را پوچ و بی هدف می داند .

  • خودکشی نه تنها برای فردی که به این عمل اقدام می کند. زیانبار است، بلکه برای اجتماع نیز زیان معنوی فراوانی به بار می آورد. در اجتماعی که اعداد و ارقام خودکشی رو به فزونی است، حیثیت اجتماعی زیر سوال قرار می گیرد و می توان گفت که آن اجتماعی از اعتبار و حیثیت لازم بهره مند معکوس است. در جامعه ای که آمار خودکشی بالا باشد، فرهنگ آن جامعه در نظر افکار عمومی معیوب و ناسالم است و همه می پرسند که در این جامعه چه مشکل حادی وجود دارد که تا این اندازه اشخاص به خودکشی روی می آورند.

  • خودکشی انواع و اقسامی دارد و از جهات مختلف می توان آن را تفسیر نمود. 1- از جهت موفقیت در عمل: خودکشی کامل یا موفق به خودکشی ای گفته می شود که شخص اقدام کننده موفق شد که از این راه به زندگیش پایان دهد. اما در خودکشی ناقص یا ناموفق فرد از این عمل جان سالم بدر می برد. بین آنان که اقدام به خودکشی می کنند، با آنان که از این اقدام کشته می شوند تفاوت هست.

  • پژوهشگران در امور تربیتی و روانی درباره عوامل خودکشی عناوین زیادی را بیان داشته اند که اینک به برخی از این عناوین اشاره می نماییم. "ارویل استنگل" در کتاب خودکشی می نویسد: "روانشناسان اغلب کوشش داشته اند که میزان هایی را که حاکی از وقوع عمل خود کشنده است فهرست بندی کند، یکی از این فهرستها به ترتیب زیر است. 1- افسردگی همراه با احساس گناه، تحقیر و متهم ساختن خود توأم باتنش و تشویق.

  • برای درمان بیماری های جسمی و روحی، قدم نخست شناخت بیماری است که بحمدلله شما این قدم را به خوبی برداشته اید و به ضعف اخلاقی و بیماری قلبی خود که حسادت است، پی برده و به دور از خودخواهی به آن اعتراف کرده اید. اما این اندازه کافی نیست، باید گام های مهم تری را بردارید و بکوشید از تقویت و رشد حسادت جلوگیری کنید که هر چه بگذرد، مبارزه با آن مشکل تر می شود.

  • در آغاز باید دید منشأ پیدایش غضب چیست؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد، بلکه خشم آن گاه زبانه مى کشد که انسان خود را حریف طرف مقابل و شخص مغضوب ببیند و لااقل خود را با او متساوى و در یک مرتبه احساس کند، امّا اگر از عمل و برخورد فرد قدرتمندى ناراحت گردد، اگر چه غم و حزن در قلب او پدیدار مى شود، امّا چون از انتقام ناتوان است،‌ چاره اى ندارد جز این که غضب خود را فرو برد. این خشم به باطن بر مى گردد و عقدة درونى ایجاد مى کند و به کینه تبدیل مى شود.(1)

  • نمی‌دانیم منظورتان از سؤال چیست؟ آیا از قانون وراثت و زیست‌شناسی سؤال می‌کنید یا دختر بودن را عیب می‌دانید؟ چه چیزی در دختر بودن شما را نگران می‌کند؟ بله قبول داریم اگر انسان نتواند حقیقت خود را درک کند، یا ارزش و شخصیت خود را بشناسد، برای او مشکل خواهد بود. انسان اگر نتواند زیبایی‌های وجود خود و جنبه مثبت وجودش را بیابد و تنها به کاستی‌ها نگاه کند و صرفاً در پی مقایسه خود با دیگران یا جنس خود با جنس دیگر باشد و به ارزش وجودی و آنچه که دارد، آگاه نشود، زندگی برای او سخت و جانکاه خواهد بود. البته اینجا دیگر مشکل، جنسیت (زن یا مرد بودن ) نیست ، مشکل آن است که خود را پیدا نکرده است.

  • اوّلاً تنها شما نیستید که این مشکل را دارید، بلکه یکی از ویژگی‌های دوران نوجوانی و جوانی (که دوران گذر و دگرگونی جسمی، روحی، فکری و عقیدتی است)، «زودرنجی» است. روان‌شناسان معتقدند که «حساسیت‌ها و هیجانات، از ویژگی‌های ثابت نوجوانی و جوانی است، و کمتر جوانی را می‌بینیم که درگیر این مسایل نباشد. این امر اغلب ناشی از دگرگونی‌های مربوط به ترشح غُدَد، میزان هورمون‌ها و نوع تربیت گذشته است که در جمع وضع زندگی عاطفی او را تغییر می‌دهند»(1).

  • پرسش: دوستی دارم که به مسائل دینی پای‌بند نیست و هر چیزی را با عقل خود می‌سنجد و با افراد ناباب معاشرت می‌کند. می‌گوید آن‌ها نمی‌توانند بر عقاید من اثر بگذارند. در مورد ایشان مرا راهنمایی کنید. پاسخ: اشتباه دوست جوان شما در دو چیز است: اوّلاً تحلیل درست از مسائل شرعی ندارد و فکر می‌کند همه چیز با عقل و خِرَد قابل ارزش‌گذاری است، در حالی که عقل (هرچند در احادیث به عنوان حجت باطنی قلمداد شده است(1) اما کارکرد آن محدود و مشخص می‌باشد. عقل در اثبات خدا و نبوت میزان است، یعنی از طریق استدلال عقلی می‌توان خداوند و ضرورت نبوت را اثبات کرد،‌ ولی در امور جزئی و فرعی مانند احکام عملیه و یا اسرار احکام، عقل قادر به شناخت و یا دخالت در آن‌ها نیست، مثلاً نمی تواند بفهمد چرا نماز صبح دو رکعت است؟ چرا قمار با پاسور حرام است؟

صفحه‌ها