در مورد ساده زیستن پیشنهاداتی عرض نمایید؟

0 3

ساده زیستی رفتار پسندیده راهنمایان بشریت یعنی پیامبران و امامان ( و شیوه زندگی عارفان وعالمان وانسانهای متفکر بزرگ وآزاد مردان و دانشمندان بزرگ بشر در طول تاریخ بوده، ولی چرا ساده زیستی؟ چرا نباید در رفاه کامل زیست؟

بی شک ساده زیستی ناشی از وسعت دید انسان می باشد یعنی انسانی که احساس مسئولیت در قبال بشریت می کند نمیتواند با بی اعتنایی به دیگران که در فقر و جهل در گوشه و کنار زندگی می کنند بی تفاوت باشد چون :

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند

انسانی که هدف زندگی را دنیا و آسایش درآن می داند نمی تواند مسأله ساده زیستی را قبول کند چون چنین شخصی اصالت را زندگی دنیا می داند وراضی نمی شود دنیای نقد را به آخرت که به آن ایمان عمیق ندارد بدهد. چنین شخصی بالاخره خودش را در نعمتهای دنیوی غرق می کند به قول سعدی :

چشم تنگ دنیا دوست رایا قناعت پر کند یا خاک گور

دنیا چنانکه در بیانات معصومین مذکور است همانند آب شور می باشد و خورنده آن به هر میزان بخورد به تشنگیش افزوده می شود. نگاههای دنیاپرستان همیشه به دنبال رنگهای دل ربای زیباییهای دنیاست. دنیاپرستان و دل خوشان به دنیا زیبایی دیگری بجز زیبایی های دنیا را نمی توانند درک کنند و از آنجایی که لذت زیبایی دنیا و شهوات آن محدود است روحشان همیشه ناآرام می باشد به قول شاعر :چون که دنیا مونث ادنی استهر که ادنی است طالب دنیا است

روح انسان و خواسته های روحانیش چون طالب لذات نامحدود است هنگامی که مشغول لذات محدود دنیایی باشند به مرض حرص و آز دچار می شود این مرض روحی باعث می شود نفس و روح انسان مانند کسی که به مرض استسقا دچار شده همیشه در پی شهوات دنیایی برود. برای جلوگیری از ابتلای نفس انسان به این بیماری خطرناک روانی یعنی حرص وآز باید علاج واقعه را قبل از وقوع کرد وآن همان ساده زیستی و زندگی متعادل بدور از افراط وتفریط می باشد.روایت شده که پیراهن وصله داری بر اندام امامعلی( بود شخصی پرسید چرا پیراهن و صله داری می پوشی؟ امام( فرمود : دل با آن فروتن و نفس رام می شود و مؤمنان ازآن سرمشق می گیرند دنیا (دنیای حرام) و آخرت دو دشمن متفاوت، و دو راه جدایی از یکدیگرند. پس کسی که دنیاپرست باشد به آن عشق می ورزد به آخرت کینه ورزد وبا آن دشمنی خواهد کرد. وآن دو همانند شرق و غرب از هم دورند و رونده به سوی آن دو هرگاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور می گردد وآن دو همواره به یکدیگر زیان رسانند باید توجه کرد منظور نویسنده از آوردن این روایت این نیست که ما هم لباس وصله دار بپوشیم بلکه ما باید لباس معمول عرف جامعه اسلامیمان را بپوشیم. یعنی خود را انگش نما نکینم. زمانی که علی( با پوشیدن آن در پی یاد دادن به انسانهایی همانند ماست که اگر می خواهی نفس سرکش را رام کنی لباس معتدل بپوش یعنی هدف را دنیا قرار نده. آیا واقعاً ارزش دارد که انسان به خاطر زندگی چند روزه خانه آخرتش را که عبارت است از روح عالی الهی که غذای آن معنویت است فراموش کند. حضرت علی( در خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه برای بیان الگوهای ساده زیستی از زندگی چند پیامبر بزرگ الهی مثال می آورد. علی( درباره پیامبر( می فرماید : پیامبر( از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند، و به دنیا با گوشه چشم نگریست،دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر، و شکمش از همه خالی تر بود، دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت، و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد آن را دشمن داشت و چیزی را که خدا خوار شمرده آن را خوار انگاشت، و چیزی را که خدا کوچک شمرده کوچک و ناچیز می دانست. اگر در ما نباشد جز آن که آنچه را خدا و پیامبرش دشمن می دارند، دوست بداریم، با آنچه راخدا و پیامبرش کو چک شمارند بزرگ بداریم، برای نشان دادن دشمنی ما با خدا و سرپیچی از فرمانهای او کافی بود. و همانا پیامبر( بر روی زمین می نشست وغذا می خورد و چون برده ساده می نشست و با دست خود کفش خودرا وصله می زد و جامه خود را با دست خود می دوخت، و بر الاغ برهنه ای مینشست و دیگری را پشت سر خویش سوار می کرد. پرده ای بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویرها برآن بود به یکی از همسرانش فرمود : این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هرگاه نگاهم به آن می افتد به یاد دنیا و زینتهای آن می افتم. پیامبر( با دل از دنیا رو ی گرداند و یادش را از جان خود ریشه کن کرد و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان مانده و ازآن لباس زیبایی تهیه نکند. وآن را قرارگاه دائمی خود نداند، و امید ماندن در دنیا را نداشته باشد، پس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد، و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند.

خودم و پرسشگر بزرگوار را به تفکر و تدبر در عبارات بیان شده دعوت می کنم امید است خداوند ما را هدایت کند. بهترین الگوی پیشنهادی ما در زندگی پیامبران وامامان( هستند. امام علی( در نامه ای به فرماندار بصره می فرمایند: … آگاه باش ! امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است، بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزکاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی، مرا یاری دهید. پس سوگند به خدا! من از دنیای شما طلا و نقره ای نیندوخته، واز غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیفزودم واز زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفته ام و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است، آری از آنچه آسمان برآن سایه افکنده، فدک در دست ما بود که مردمی برآن بخل ورزیده و مردمی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند وبهترین داور خداست. مرا با فدک وغیر فدک چه کار؟ در حالی که جایگاه فردای آدمی گور است، که در تاریکی آن، آثار انسان نابود و اخبارش پنهان می گردد، گودالی که هر چه بر وسعت آن بیفزایند، و دست های گورکن فراخش نماید، سنگ و کلوخ آن را پر کرده، و خاک انباشته رخنه هایش را مسدود کند.

من نفس خود را با پرهیزگاری می پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک ترین روزهاست در امان و در لغزشگاه های آن ثابت قدم باشم، من اگر می خواستم، می توانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص وطمع مرا وا دارد که طعامهای لذیذ برگزینم، در حالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد، ویا هرگز شکمی سیر نخورد یا من سیر بخورم و پیرامونم شکم هایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهایی سوخته وجود داشته باشد…

حضرت علی( در فرازهایی از این نامه خطاب به دنیا می فرماید : …از برابر دیدگانم دور شو سوگند به خدا رام تو نگردم که خوارم سازی و مهارم را به دست تو ندهم که هر کجا خواهی مرا بکشانی، به خدا سوگند، سوگندی که تنها اراده خدا در آن است، چنان نفس خود را به ریاضت وا دارم که به یک قرص نان، هرگاه بیابم شاد شود که به نمک به جای نان خورش قناعت کند وآنقدر از چشم ها اشک ریزم که چونان چشمه ای خشک درآید، و اشک چشمم پایان پذیرد. آیا سزاوار است چرندگان، فراوان بخوردند و راحت بخوابند، و گله گوسفندان پس از چرا کردن به آغل رو کنند، و علی نیز ]همانند آنان[ از زاد و توشه خود بخورد و استراحت کند؟ چشمش روشن باد! که پس از سالیان دراز چهارپایان رهاشده، و گله های گوسفندان را الگو قرار دهد! خوشا به حال آن کس که مسؤولیت های واجب را در پیشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هر گونه سختی و تلخی را به جان خریده و به شب زنده داری پرداخته است. واگر خواب بر او چیره شده بر روی زمین خوابیده وکف دست را بالین خود قرار داده و در گروهی است که ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده …

جایگاه ساده زیستی تا اندازه ای برای خواننده گرامی روشن شد. پس ساده زیستی اتخاذ زندگی بدور از افراط و تفریط در همه امور زندگی می باشد. باید لباس به حد اعتدال پوشید وغذا را به مقدار نیاز مصرف کرد. باید از اسراف و ول خرجی دوری کرد. ساده زیستی یعنی آلوده نشدن به دنیای حرام، واستفاده صحیح از دنیای حلال و این روش اولیای الهیاست که باید سرمشق ماباشد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.