چرا انسان بعضی اوقات دچار غم واندوه وگرفتار وغصه دار می شود وراههای دفع آن چیست؟ وکتابی را دراین زمینه ذکر کنید جهت مطالعه.

0 4

منشاء غم واندوه در وجود انسان ازتعلق به دنیا و امورآن سرچشمه می گیرد وقتی انسان به دنیا وامور آن تعلق قلبی داشت وبه آن اهتمام ورزید هر اندازه تعلق قلبی وی شدید باشد به همان اندازه غم واندوه او را در فقدانها و تغییر وتبدیلها شدیدتر خواهد بود.

بخش دیگری از غم واندوه نداشتن تکیه گاههای مطمئن است که به آن دست نیافته است نداشتن عقائد صحیح ازآن جمله است. نداشتن اعتماد به نفس واتکال به قدرت لایزال الهی از عوامل دیگر غم واندوه در وجود آدمی می باشد. چنانچه حضرت امام خمینیره در اربعین حدیث آورده اند روح وراحت را حق تعالی در یقیین و رضا قرارداده وحزن وهم را در شک و سخط واین مقتضای قسط وعدل است و ذر جای دیگرگفته اند معلوم است کسی که توجه قلبش به آخرت باشد به امور این دنیا وکارهای صعب او (که علت اصلی حزن واندوه ما همین امر است) در نظرش حقیر وسهل شود واین دنیا را عبورگاه خود ودارالتربیه خود داند و به هیچیک از سختی و خوشی آن اعتنا نکند ونیز می فرمایند : مؤمن خوف وحزنی ندارد جزء از مبدأ متعال ومرجع ۱

بنابراین منشاء غم واندوه در زندگی، عدم تقویت باورهای اعتقادی ویا تعلق بدنیا است که هرچه آن ایمان تقویت واین تعلق کم گردد، زمینه آرامش خاطر وبدست آوردن روحیه نشاط درآدمی رونق می یابد. برای رسیدن به ایمان درقدم اول باید صورت علمی عقائد حقه را یادگرفت ودر قدم بعد با تذکر وتکرار آن را به قلب رساند وبه صورت یک باور اعتقادی درآورد. در این مرحله است که انسان به مرتبه ایمان رسیده است وآرامش حاصل می شود. بگونه ای که مصداق آیه شریفه الا بذکر الله تطمئن القلوب واقع می گردد.

بنابراین آرامش و روحیه با نشاط از اعتقاد وباور به پروردگاری که متصف به اسماء و صفات حسنی است ورضایت به آنچه که او مقدور فرموده بدست می آید.

یکی دیگر از دلائل غم واندوه ممکن است گناهانی باشد که انسان به آن مبتلا است زیرا گناه و معصیت این اثر را دارد که راحتی را از روح انسان سلب می کند، آرامش خاطر را از انسان می گیرد وانسان را دچار غم واندوه می کند. گاهی انسان به وسیله ستم وتضییع حقوق دیگران دچار شکنجه وجدان شده ناآرام می شود این امر بدلیل وجود نیرویی است که خداوند در روان انسان قرار داده که به آن نفس لوامه گفته می شود. این نیرو هنگام انحراف انسان از جاده فطرت وحق وحقیقت انسان را مورد ملامت قرار می دهد وانسان بدین وسیله از کار زشت وقبیح خود آگاه می شود.

امام علی ع می فرمایند : ….من اعتدی کم تو من بوائقه ولم سلم قلبه ۲ هر کس دست اندازی کرد از بدی های آن آسوده نیست ودلش آرام نمی باشد.

در زمینه معرفی کتاب می توانید از کتاب آموزش عقائد آیت ا…مصباح، مقالات استاد شجاعی و شرح اربعین حدیث امام خمینیره استفاده کنید.

(۱) شرح اربعین حدیث امام خمینیره،ص۱۲۸

تحف القلوب،ص۲۲۱

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.