برای شروع تهذیب نفس از چه چیز باید شروع کنیم؟

0 3

با سپاس وتشکر از اینکه سؤالتان را با ما درمیان گذاشتید در پاسخ به این سؤال خوب شما عر ض می شود که اکثر علمای اخلاق اول شرط مجاهده با نفس را تفکر دانسته اند که دراینجا توجهتان را به قسمتی از بیانات حضرت امام خمینیره در این باره جلب می کنم. ایشان می فرمایند : اول شرط مجاهده با نفس وحرکت به جانب حق تعالی تفکر است…وتفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان لا اقل در هرشب و روزی مقداری ولو کم باشد فکر کند در اینکه آیا مولای او که او را در این دنیا آورده وتمام اسباب آسایش و راحتی را برای او فراهم کرده بدن سالم وقوای صحیحه که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می کند، به او عنایت کرده واین همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده واز طرفی این همه انبیاء فرستاده وکتابها نازل کرده وراهنمائیها نموده ودعوتها کرده آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟ آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است که با تمام حیوانات شریک هستیم یا مقصود دیگری درکار است. آیا انبیاء گرام واولیای عظام وحکمای بزرگ و علمای هر ملت که مردم را دعوت به قانون عقل و شرع می کردند وآنها را از شهوات حیوانی واز این دنیای فانی پرهیز میدادند با آنها دشمنی داشتند ودارند، یا راه صلاحما بیچاره های فرورفته در شهوت را مثل ما نمی دانستند، انسان عاقل باید در فکر خودش باشد وبه حال بیچارگی خودش رحم کند وبا خود خطاب کند ای نفس شقی که سالهای دراز در پی شهوات عمر خود را صرف کردی و چیزیحز حسرت نصیب نشد خوب است قدری به حال خود رحم کنی از مالک الملوک حیا کنی وقدری در راه مقصود اصلی قدم زنی که آن موجب حیات همیشگی وسعادت دائمی است…بعد ازتفکر منزل عزم است. امام خمینیره در کتاب شرح چهل حدیث عزم را اینگونه تعریف کرده اند : عزم عبارت است از بناگذاری وتصمیم برترک معاصی وانجام واجبات و جبران آنچه ازاو فوت شده و بالاخره عزم براینکه ظاهر وصورت خود را انسان عقلی وشرعی نماید کهشرع و عقل به حسب ظاهر حکم کنند این شخص انسان است وانسانشرعی عبارت ازآن است (انسانی است) که موافق مطلوباتشرع رفتار کندو ظاهرش ظاهر رسول اکرم ص باشد و…این امری است بس ممکن زیرا ظاهر را مثل آن سرورکردن امری است مقدور هر یک از بندگان خدا.

از موارد دیگری که امام خمینیره رعایت آنها را برای مجاهد لازم می دانند مشارطه مراقبه و محاسبه است مشارطه آن است که دراول روز مثلاً با خود شرط کند که برخلاف فرموده خداوند تبارک وتعالی رفتار نکند و این مطلب را تصمیم بگیرد….ممکن است شیطان وجنود آن ملعون برتو این امر را بزرگ نمایش دهند ولی این از تلبسات آن ملعون است او را از روی واقع وقلب لعن کن واوهام باطله را از قلب بیرون کن ویک روز تجربه کن آن وقت تصدیق خواهی کرد.

پس از مشارطه باید وارد مراقبه شوی وآن چنان است که درتمام مدت شرط متوجه عمل به آن باشی وخود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن واگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خدا است بدان که این از شیطان وجنود اوست…به شیطان بگو که من یک روز با خود شرط کردم که خلاف فرمان خداوند تعالی عمل نکنم ولی نعمت من سالهای دراز است که به من نعمت داده نعمت سلامت وامنیت مرحمت فرموده ومرحمتهایی فرموده که اگر تا ابد خدمت او کنم از عهده یکی ازآنها بر نمی آیم سزاوار نیست یک شرط جزئی را وفا نکنم…وبه همین حال باشی تاشب که موقع محاسبه است وآن عبارت است از این که حساب نفس را بکشی ودر این شرطی که با خدای خود کرده ای آیا بجا آورده وبا ولی نعمت خود دراین معامله جزئی خیانت نکردی اگر درست وفا کردی شکر خدا کن در این توفیق وبدان که یک قدم پیش رفته ای ….وکار فردا آسانتر خواهد شد چندی به این عمل مواظبت کن امید است ملکه گردد. به طوری که کار خیلی سهل وآسان شود.

دوست عزیز! امور دیگری نیز درمجاهده بانفس و شیطان به انسان یاری میکند که برای اطلاع بیشتر می توانی به کتاب شرح چهل حدیث امام خمینیره مراجعه کنی علاوه براینها برای تقویت حالات معنوی خود بهتر است این موارد را رعایت کنید:

۱٫ با دعاهای معصومینع که به قول امامره قرآن صاعد وازافتخارات ماست مأنوس شده وقرائت قرآن وتدبر درآیات آنرا فراموش نکنید.

۲٫ با رفقای صالح وباتقوا نشست وبرخاست کنید. همانطور که می دانید دوست نقش بسیار مهمی دررفتار وکردار انسان بازی می کند

بابدان کم نشین که صحبت بد، گرچه پاکی ترا پلید کندآفتاب بدان بلندی را،قطعه ای ابر ناپدید کند

۳٫ ازمحیط آلوده وناسالم وجائیکه می دانید بساط گناه ومعصیت فراهم است دوری کنید. امام معصوم در دعای ابوحمزه ثمالی موقعیکه حالت خستگی و بی حوصله گی موقع مناجات با خدا را بیان می کند و می فرماید : خدایا من هرگاه با خودم گفتم که آماده شدم و برای نماز به پا ایستادم و به نجوای تورسیدم برعکس تو مرا با چرت وخواب همراه کردی وشور نجوی رااز من گرفتی چه برای من پیش آمده که هرگاه با خودم می گویم دیگر درست شدم ودرونم صالح شد و…یک گرفتاری وامتحان برایم نمودار می شود ونقطه های ضعفم رانشان می دهد و پایم را میلرزاند…درادامه ا زعواملی که انسان را به این محرومیت وهجران می کشاند سخن گفته ودر میان این عوامل یک عامل را الفت با مجالس بطالین معرفی کرده ومی فرماید : اولعلک رأیتنی آلف مجالس البطالین فبینی و بینهم خلیتنی یعنی شاید تو دیدی که من با بطالها که فقط حرف میزنند و فقط با حرف ها وقت را پر می کنند الفت گرفته ام وبه حرف زدنها قانع شده ام وبه نقالی پرداخته ام پس تو کنار کشیدی ومرا با آنها گذاشتی تا دربطالت تمام شوم.

در پایان به این نکته اشاره می کنیم که کمال انسان درتعادل وتوازن اوست یعنی انسان با داشتن این همه استعدادهای گوناگون آنوقت انسان کامل است که فقط به سوی یک استعداد گرایش پیدا نکند واستعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نگذارد وهمه را دریک وضع متعادل ومتوازن همراه هم رشد دهد یعنی درعین این که همه استعدادهای انسان رشد می کند رشدش رشد هماهنگ باشد مثل این که یک کودک که رشد میکند دست، پا، سر، گوش، زبان، بینی، دهان و…وسایر چیزها را داراست. کودک سالم کودکی است که همه اعضایش بطور هماهنگ رشد می کند نه آن که فقط چشمهایش رشد کند و دیگر اعضا رشد نکند. و انسان کامل انسانی است که همه ارزشهای انسانی در او رشد کند اما هماهنگ با یکدیگر رشد کند و رشد هر کدام از این ارزشهابه حد اعلای خود برسددراین رابطه مثالی عرض میکنم تا مطلب واضحتر شود، به پیامبر اکرم( خبر دادند عده ای از اصحاب غرق عبادت شده اند ناراحت به مسجد تشریف آوردند وفرمودند ما بال اقوام؟ چه می شود گروههایی را (درتعبیر عامیانه اش می گوییم چه مرضی دارند؟) من که پیامبر شماهستم این طور نیستم هیچوقت همه شب تا صبح راعبادت نمی کنم قسمتی از آن را می خوابم من به خاندان وهمسران خود رسیدگی می کنم هر روز روزه نمی گیرم…کسانی که این کارها را پیش گرفته اند ازسنت من خارجند.

دوست گرامی نکته ای که در پایان خدمت شما عرض می کنم این است که تهذیب نفس درواقع تبدیل زمین بایر و چه بسا متعفن و خرابه ای به گلستان یا باغ مصفائی است که در آن گلهای معنویت رشد کند، لذا باید توجه نمود که کاستی ها، نواقص وکمبودهای گذشته را باید جبران کنیم که فقط معنای این کار همان توبه است. وبدون توبه وجبران گذشته مخصوصاً اگر حق الناس باشد تهذیب نفس و سلوک درطریق الی ا….محال است.

سبحه برکف توبه برلب دل پرازشوق گناهمعصیت راخنده می آید ز استغفار ما

با تشکر از شما که وقت خود را صرف مطالعه این اوراق کردید امیدوارم توانسته باشم راهنمایی لازم را دراین زمینه ارائه کرده باشم.التماس دعا

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.