چگونه فساد اخلاقی به وجود می آید؟ چگونه می توانیم آن را از خود دور کنیم ؟

0 5

علم به ملکات واخلاقی که موجب سعادت می شود و راههای بدست آوردن آنها و همچنین ملکات واخلاقی که موجب شقاوت می شود وراههای درمان آنها موضوع علم اخلاق است بنابراین پاسخ جامع وکامل جنابعالی نیمی از علم اخلاق است لیکن در اینجا به اجمال توضیحی ارائه می دهیم.

نفس انسانی دارای ابعاد وقوای متعددی است بعضی از این قوا مربوط به باطن ما می باشند قوه واهمه، غضب وشهوت قوه عاقله از قوای باطنی ما محسوب می شوند. عجب، کبر، طلب ریاست، خدعه،مکر، نفاق، کذب ومانند اینها از فروعات واهمه می باشند، همچنین خودسری ،زورگویی، انتحار،سرکشی، قتل، فحش و آزار خلق وامثال آن از فروعات غضب می باشند همچنین حرص، طمع، بخل، امثال آن از فروعات قوه شهوت می باشند هرگاه در کسی این قوا تحت عقل و شرع قرار گرفته باشند وملکه عدالت درمیان این قوا ایجاد شده تعدیل شده باشند دراین صورت چنین کسی به لحاظ اخلاقی سالم است درغیر این صورت دچار فساد اخلاقی شده است.

بی نهایت طلبی انسان، بالفعل بودن قوه واهمه، غضب، شهوت، درابتدای نشو نمای طبیعی انسان، محیط خانوادگی واجتماعی، …کار تعدیل قوای نفسانی انسان را با پیچیدگی و درعین حال دشواری مواجه می کند وجهاد وکوشش یک عمر را می طلبد.

حضرت امامره در مورد آنچه گفته ایم فرموده اند : بدان که تعدیل قوای نفسانیه، که غایت کمال انسانی ومنتهای سیرکمالی بسته به آن است بلکه به یک معنی خود آن است، از مهمات امور است که غفلت ازآن، خسارت عظیم وخسران وشقاوت غیر قابل جبران است.

وانسان تا در عالم طبیعت است ممکن است قوای سرکش خود را تعدیل کند ونفس چموش سرکش را درمهار عقل وشرع کشد، واین در اول جوانی بسیار سهل وآسان است، زیرا که نور فطرتمقهور نشده، وصفای نفس از دست نرفته،اخلاق فاسده و

صفات ناهنجار درنفس رسوخ ننموده.

ونفس کودک در ابتدای امر، چون صفحه کاغذ بی نقش ونگاری است که هر نقشی را به سهولت وآسانی قبول کند، وچون قبول کرد، زوال آن به آسانی نشود؛ چنانچه مشاهد است که اطفال را معلومات یا اخلاقی که در اول صباوت حاصل شده تا آخر کهولت باقی وبرقرار است، ونسیان به معلومات زمان طفولیت کمتر راه پیداکند. از این جهت، تربیت اطفال وارتیاض صبیان از مهماتی است که عهده داری آن، بر ذمه پدر ومادر است، واگر در این مرحله، سهل انگاری وفتور وسستی شود، چه بسا که طفل بیچاره را کار به رذائل بسیار کشد ومنتهی به شقاوت وبدبختی ابدی او شود.

و چون اطفال را حشر دائم یا غالب با پدر ومادر است، تربیتهای آنها باید عملی باشد؛ یعنی، اگر فرضاً خود پدر ومادر به اخلاق حسنه واعمال صالحه متصف نیستند، در حضور طفل با تکلف، خود را به صلاح نمایش دهند تا آنها عملاً مرتاض ومربی شوند، واین خود، شاید مبدأ اصلاح خود پدر ومادر نیز شود؛ زیرا که مجاز قنطره حقیقت وتکلف راه تخلق است.

وفساد عملی پدر ومادر ازهر چیز بیشتر در اطفال سرایت کند. چه بسا که یک طفل، که عملاً در خدمت پدرو مادر بد تربیت شد، تا آخر عمر با مجاهدت وزحمت مربیان اصلاح نشود.

و پس ازاین مرحله، تربیتهای خارجی از معلمان ومربیان ـ غیر پدر ومادر ـ است که آن را نیز در اول امر، پدر کفیل است، وصحت و فساد در این مرحله به ذمه پدر است. و البته انتخاب معلم متدین خوش عقیده خوش اخلاق, و مدرسه ومعلم خانه مناسب دینی اخلاقی مهذب، در تربیت ابتدائی طفل دخالت تام تمام دارد. چه بسا باشد که نقشه سعادت وشقاوت طفل در این مرحله، ریخته شود و تزریقات معلمین، یا شفای امراض و یا سم قاتل است که عهده دار آن پدر است. واز این مرحله که گذشت، کم کم حد رشد و بلوغ پیش می آید، و استقلال فکر ونظر وایام جوانی می رسد. و انسان در این مرحله،خود کفیل سعادت خود و ضامن شقاوت و بدبختی خود است، و هر قدم که به ایام نونهالی و جوانی نزدیکتر است، تحصیل سعادت آسانتر وسهلتر واستقرار آن بیشتر است؛ چون صفحه نفس از نقوش خالیتر وبه سادگی نزدیکتر است. واگر تا این مرحله از عمر، دارای اخلاق زشت یا عادت وعمل ناهنجاری باشد، چندان محکم و مستحکم نشده و به مقداری مراقبت و مواظبت می توان آن را تصفیه وتزکیه نمود، وریشه اخلاق زشت را از بن کند؛ چون نهال نورسی که چندان ریشه در زمین ندوانده با مختصر فشار و کمی زحمت می توان آن را از جای کند. ولی چون مدتی سهل انگاری شد وانسان در صدد اصلاح و قلع ماده فساد برنیامد کم کم درخت فساد برومندشده و کهن گردد، و ریشه های آن سخت پنجه به زمین دل، بند کند که با روزگارهای دراز و ریاضتهای بسیار نیز انسان کمتر موفق به تصفیه آن شود، و شاید عمر مجال ندهد و روزگار مهلت ندهد که انسان اصلاح خودکند؛ چون درخت کهنی که پنجه و ریشه خود را به زمین، سخت و محکم بند نموده که با زحمتهای بسیار و رنجهای فراوان نتوان آن را از بیخ و بن درآورد :

درختی که اکنون گرفت است پای به نیروی شخصی برآید زجای

ورش همچنان روزگاری هلیبه گردونش، از بیخ برنگسلی

چه بسا باشد که یک خلق زشتی چون بخل یا حسد مثلاً، که درجوان، نارس است با کمی مراقبت وزحمت بتوان اصلاح کرد؛ بلکه مبدل به اخلاق صالحه مقابله آنها کرد، و چون مدتی غفلت شد وسهل انگاری شد، محتاج به ریاضات سخت و مجاهدات شدید طولانی باشد که ممکن است وضعیت روزگار ورسیدن اجل به انسان مجاهد نیز، مهلت اصلاح و تصفیه ندهد وباآن اخلاق ظلمانی و کدورتهای معنوی، که مبدأ و منشأ فشارها و ظلمتهای قبر و برزخ وقیامت است، انسان منتقل به آن عالم شود.

پس بر جوانها حتم ولازم است که تا فرصت جوانی و صفای باطنی و فطرت اصلی باقی و دست نخورده است، در صدد تصفیه وتزکیه برآیند، و ریشه های اخلاق فاسده واوصاف ظلمانیه را از قلوب خود برکنند که با بودن یکی از اخلاق زشت ناهنجار، سعادت انسان در خطر عظیم است.

ونیز درایام جوانی اراده و تصمیم انسان، جوان است ومحکم. از این جهت نیز، اصلاح برای انسان آسانتر است. ولی در پیری اراده سست وتصمیم، پیر است، چیره شدن بر قوا مشکلتر است.

از دیدگاه اجتماعی یکی دیگر از عوامل فساد اخلاقی فقر است که شامل فقرفرهنگی ومالی می شود وراه برطرف کردن بعضی فسادها فقط برطرف کردن فقر است.

با توجه به آنچه گفتیم وبا توجه به سخنان حضرت امامره بسته به نوع خُلق فاسد، راه درمان وجود دارد، تبدیل کفر به ایمان، یأس به امید، کفران به شکر، حرص به توکل، قساوت به رأفت، جهل به علم، کبر به تواضع، جزع به صبر و…هرکدام راه به خصوصی و نسخه ویژه ای را می طلبد که دراین جا مجال آن نیست لیکن توصیه اکید می کنیم که به کتب اخلاقی به خصوص کتابهای اخلاقی امام راحلره مراجعه کنید.

کتاب شرح حدیث جنود عقل وجهل از مقاله ششم به بعد و اربعین حدیث حضرت امام راحل بهترین کتابهایی هستندکه تاکنون نوشته شده اند. د رصورتی که روزی ۱۰ صفحه ازاین کتابهای یادشده را به طور مرتب و پیوسته مطالعه کنید. بعد از چند وقت تغییرات واصلاحاتی در وجود خود احساس خواهید کرد.

امیدواریم با توکل به خدا مرد این میدان باشید.

* شرح حدیث جنود وعقل و جهل،ص۱۵۷الی۱۵۳

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.