چرا احکام قضایی اسلام در دوره کنونی بصورت تمام وکمال اجرا نمی شود. مثلاً قطع انگشتان دزد یا سنگسار ، اعدام و…آیا بخاطر حقوق بشر و کوفت زهر مارهای دیگر این قوانین اجرا نمی شود؟

0 4

سرقت از معاصی کبیره , و جرایم سنگینی است که قانون گذاری جزایی اسلام برای ریشه کن کردن آن , کیفری سنگین ومتناسب با جرم , معین و مقررداشته است . هیچ جرمی را سراغ نداریم که در دومین و سومین بار ارتکاب آن کیفرهای سنگینی چون کیفرهای سرقت قانون گذاری شده باشد آیات ۳۸ و ۳۹ و۴۲ و۴۳ از سوره مائده , جرم سرقت , و کیفر آن را مقرر کرده است . سرقت مال دیگران , هرگاه با آن شرایطی که بیان خواهد شد همراه باشد , علاوه بر حیف و میل اموال دیگران از طرق نادرست , موجب سلب امنیت و عدالت اجتماعی , و ایجاد وحشت واضطرابمردم می شود , واین چیزی است که هر جا و در مورد هرجرمی وجود داشته باشد , اسلام برای آن کیفری سنگـیـن قـانـون گـذاری کـرده اسـت .نظـام مـال ومـالکیـت ودرمورد هرجرمی وجود داشته باشد , اسلام برای آن کیفری سنگین قانون گذاری کرده است .نظام مال ومالکیت خصوصی با شرایطی هر گاه همراه باشد , مورد حمایت اسلام است . واز ویژگیهای همه انسان های روی زمین بشمار می رود . مالکیت از حقوق اولیه انسان است که خداوند برای اقوام ودوام او مقرر داشته وهم ادیان آسمانی , و اکثر قریب به کل حقوق های وضعی جهان , از آن دفاع کرده اند . مالکیت , هرگز از انسان جدا نبوده واز آغاز پدید آمدن انسان , با او پدید آمده تا درروی زمین انسانی وجود دارد , مالکیت نیز وجود خواهد داشت .

اسلام , مال را ولو دردست اشخاص و متعلق به افراد باشد , قوام ومایه بقاء و هستی جامعه می شناسد و به هر وسیله ممکن پاسداری از آن را که خود یکی از ارزشهای پنج گانه معتبر انسانی است وجهه همت در قانون گذاری های خود قرار داده است . وبدین جهت است که سرقت مال دیگران را از جرایم بزرگ و سنگینبر شمرده و کیفرهای بازدارنده, وجلوگیری کننده ای برای آن قانون گذاری کرده است , به هدف این که دیگر کسی پیدا نشود که کار نکرده و رنج نبرده بخواهد براموال و رشته های دیگران دست اندازی کند و با بی اعتنایی به عرف و ارزش های انسانی به اموالی بادآورده دست یابد .

د رحقوق جزایی اسلام برای جرم سرقت درصورت تحقق داشتن شرایط آن , چهار کیفر قانون گذاری شده است . بدین ترتیب که حد سارق درمرتبه نخست , قطع چهار انگشت دست راست است . درصورتی که آن حدود درباره او اجرا شده وبار دیگر سرقت کند , کیفر او قطع پای چپ است , از پایین برجستگی پشت به گونه ای که پاشنه و قسمتی از کف پا باقی می ماند . ودر صورتی که کیفر دوم درباره او اجرا شده باشد , ودرسومین بار دست به سرقت بزند , کیفر او زندان ابد است , وهرگاه درزندان از حرزسرقت کند وسایر شرایط در او احراز شود ,در این چهارمین بار کشته می شود .

حد قطع در صورتی برسارق لازم می شود که شروط زیر وجود داشته باشد :

۱- سارق , بالغ باشد اگر کودک مرتکب سرقت شود , حد ندارد ومسولیت جنایی متوجه او نخواهد گردید , بلکه به آن چه حاکم صلاح ببیند , تادیب می شود .(۱)

۲- سارق , عاقل باشد . پس اگر دیوانه ولو این که جنون ادواری داشته باشد سرقت کند مسئولیت جنایی ندارد و کیفرقطع درباره او اجرا نخواهد گردید , البته اگر دیوانه , تنبیه شدن را درک کند ( یعنی بفهمد که مثلاُ برای چه او راکتک می زنند) وامکان داشته باشد که تادیب در او موثر است , ادب می شود .)

۳- سارق , مختار باشد . پس اگر او را به زور به سرقت واداشته باشند , محکوم به کیفر نمی شود .

۴- سارق , مضطر نباشد . پس هر گاه کسی برای دفع اضطرار , دست به سرقت بزند دست او قطع نمی شود .

۵- آنچه سارق به سرقت می برد . از طعام و خوراک درسال قحطی نباشد , پس اگر سارق درقحط سالی , ودر اثر اضطرار وناچاری به دزدیدن خوراکی ها مبادرت ورزد , حد قطع نخواهد داشت .(۲)

۶- سارق خود به تنهایی یا به کمک شریک جرم , حرز را بشکند ( ومالی رااز آن سرقت کند وبیرون برد) پس اگر دیگری حرز را بشکند , واو آن را بدون حرز سرقت کند , درباره هیچ یک کیفر قطع اجرا نمی شود . اگر چه هر دو با هم برای سرقت کردن , و کمک به هم درسرقت , آمده باشند . شکننده حرز ضامن خسارات وارده برحرزاست وسارق ضامن اموال مسروقه .

۷- سارق از حرز سرقت کند . وحرز محفظه و صندوق و جای دربسته و قفل شده ای است که انواع اموالدرهر یک نگاهداری می شود . حرز اموال مختلف , متنوع ومتفاوت است و هر چیزی محفظه مخصوص به خود را دارد . مثلاً صندوق قفل دار وگاوصندوق , حرز اشیاء گرانبها واسناد بهادار , وجواهر و پول است .ومغازه و دکان حزرکالاست, وخانه وباغ , حرزدرخت و میوه , وطویله واصطبل حرز چهارپایان .

( مثلاً اگر کسی پولش رادر جیب جلو پیراهنش بگذارد ومورد سرقت قرار گیرد , سرقت از حرزتلقی نمی شود ولی اگر در جیب بغل باشد حرز محسوب می شود .)

۸- سارق , کالا را خود (به تنهایی) یا خود به مشارکت دیگری از حرز بیرون برد , و بیرون بردن فوق نمی کند به مباشرت باشد , مثل این که سارق کالای دزدی را بر دوش بگذارد وبیرون برد , یا به تسبیب باشد , مثل اینکه آن را به طنابی ببندد, وسپس ازبیرون حرزآن را بکشدیاآن را از درون حرز و سیله ای بار کند وبیرون ببرد و …

۹- سارق , مال را از فرزند خود سرقت کرده باشد , بنابراین , پدر برای دزدیدن مال فرزند , کیفر قطع ندارد , ولی فرزند اگر از پدر سرقت کند قطع می شود (۳) …

۱۰- سارق , پنهانی مال را برگیرد , پس اگر حرز را به زور وقهر , ولی آشکارا بشکند ومال را برگیرد , محکوم به قطع دست نیست , بلکه هرگاه حرز را پنهانی بشکند , ولی مال را به زور وبه طور آشکارا بردارد , کیفر قطع نیست .

۱۱- هرگاه سارق عمل خود را جرم نپندارد , حد ندارد , مثلاً شریک مال مشترک را بدون اذن شریک دیگر بردارد به گمان آنکه جایزاست , محکوم به کیفر قطع دست نخواهد شد .

۱۲- مال سرقت شده از چیزهای حرام نباشد .

۱۳- سارق اجیرویا مهمان نباشد , پس اگر اجیر از مال صاحب کار و مهمان از میزبان و …اموالی را سرقت کند که درحرز نیست , و پنهان نکرده اند , کیفر قطع دست ندارد .

۱۴- کسی که از او سرقت شده است شکایت نزد حاکم برد مطالبه قطع ید کند , واگر مطالبه نکند ,سارق , حد قطع دست نخواهد داشت .

۱۵- آن چه سرقت شده است , مال باشد . پس اگر کودکی یا انسان بالغی را بدزدد , محکوم به قطع دست تحت عنوان حد نخواهد شد .

۱۶- مال مسروق به حد نصاب برسد , پس اگر کمتر از حد نصاب باشد , حد قطع نخواهد داشت حد نصاب ربع دینار (یک چهارم مثقال) طلای خالص مسکوک , یا معادل بهای آن است ازهر چیزی که مالیت داشته با شد مثل : لباس , معدن , میوه , خوراک وهر آن چیزی که مسلمان می تواند مالک آن بشود .(۴)

با توجه به آنچه بیان شد روشن است که تحقق شرایط ۱۶ گانه فوق در سرقت امر ی است تقریباً غیر ممکن وشاید محال . لذا انتقاد از عدم اجرای حکم درجایی که شرایط کاملاً تحقق یافته باشد وارد است وباید درجهت تنویر افکار عمومی و تبیین احکام الهی تلاش کرد ولی اگر درجایی مواجه شدید که بدون تحقق این شرایط از عدم اجرای حد سرقت انتقاد می کنند لازم است شروط مذکور را به آنان متذکر شوید. ضمن اینکه هر از چند گاهی از طریق رسانه های عمومی نسبت به اجرای این حددرموارد تحقق شروط _ اگر چه نادرـ اطلاع رسانی شده است.

(۱) جهت آگاهی به بند ۷ مراجعه فرمائید .

(۲) تحریر الوسیله امام خمینی(ره) جلد ۲ , ص ۴۸۲

(۳) تحریرالوسیله امام خمینی (ره) , جلد ۲ ,صص ۴۸۳- ۴۸۲

(۴) تحریرالوسیله امام خمینی (ره) , جلد ۲, ص ۴۸۴

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.