نظم و پدید آورنده نظم؟

نظم و پدید آورنده نظم؟

اینجا دو مطلب است که درک هر دو خیلی ساده و آسان است :
مطلب اوّل : اینکه در وجود خود ما و در وجود هر موجود زنده و در هر جزئی از اجزاء عالم نظمی عمیق برقرار است . ما بسیاری از این نظم ها را بی هیچ رنجی می توانیم دریابیم و به بسیاری از آن نیز به کمک دانش می توانیم پی ببریم مثلاً در وجودمان اگر بیندیشیم می بینیم همه اعضاء با نظم خاصّی در وجود ما تعبیه شده و هر چیزی بجای خود است و همه اعضاء با هم تناسب دارند نظم عجیب گردش خون ، کار منظم معده ، عمل ریه و کبد و کلیه همه گواه این مطلب است ، از خود بگذریم به سراغ کوچک ترین حشره چون پشه ، مورچه ، عنکبوت و زنبور برویم می بینیم هر یک در عالم خود نظمی خیره کننده دارند و طرز تغذیه ، در خانه سازی ، در دفاع از خود سامان و نظم و قاعده ای استوار دارند که از آن سرپیچی نمی کنند .
به عالم بالا نظری اندازیم می بینیم ستارگان هر کدام در مسیر معیّن خود با نظمی خاص حرکت می کنند و در آنجا نیز بی نظمی ابداً راه ندارد به طوری که هزاران سال می گذرد و یک کوکب از مسیر خود منحرف نمی گردد و به سایر کواکب برخورد نمی کند .
این است که خداوند بزرگ آفریننده موجودات و نظم موجودات در قرآن از نظم جهان فراوان سخن گفته و آن را دلیل بر وجود قدرتی مافوق قدرت ها یعنی خدا گرفته است .
یکجا می فرماید : « و فی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلا تبصرون ؛ در زمین ( و گردش و حرکت و اوضاع دیگر آن ) علامت های خداشناسی برای صاحبان یقین موجود است و همچنین در وجود خود شما آدمیان آیا نگاه نمی کنید نگاهی که بدان عبرت گیرند .
{P – سوره والذاریات ، آیه ۲۰ . P}
و در سوره یس ، آیه ۴۱ می فرماید : « لا الشمی ینبغی لها ان تدرک القمر و لااللیل سابق النهار و کل فی فلک یسبحون ؛ نه خورشیدی می تواند ماه را دریابد و نه شب می تواند از روز پیشی گیرد و هر یک از سیّارات در فلک شناورند » .
و در سوره ملک ، آیات ۴ و ۵ می فرماید : « ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصرها تری من فطور ثم ارجع البصرکرتین ینقلب الیک البصر خاسئا و هو حسیر ؛ در آفرینش خدا بی نظمی و اختلاف نمی بینی گرچه بارها صحنه آفرینش را دیده ای باز بدقّت نگاه کن ببین خللی در آن می یابی باز هم بارها نگاه کن سرانجام چشم تو خسته بسوی تو باز خواهد گشت و در خلقت خدا نقصان و بی نظمی نخواهد یافت .
مطلب دوّم : این است که نظم نمی تواند مولود تصادف و اتّفاق باشد و طبیعت کور و کر بی خرد آن را پدید آورده باشد « تصادف » نقطه مقابل « نظم » است کسانی که منکر نظم در جهان طبیعتند معمولاً به تصادف اعتقاد دارند امّا از آنجا که این کلمه در دو معنی کاملاً متفاوت به کار می رود ، توضیحی در اینجا لازم است تا اشتباهی پیش نیاید .
گاهی تصادف به معنی انکار « علّت فاعلی » است که در این صورت مرادف با انکار قانون علیّت است که جز برای « منکران علیّت » مورد قبول نیست زیرا حتّی مادیین که منکر خدا هستند منکر قانون علیّت نیستند و تصادف به معنی انکار علّت فاعلی را قبول ندارند .
معنی دیگر تصادف که معنی رائج آن است ، انکار « علّت غایی » و به تعبیر دیگر انکار « هدف » و برنامه است .
در بحث برهان نظم « تصادف » فقط به معنی دوّم به کار می رود بنابراین آنهایی که اعتقاد به تصادف دارند ، هر گونه هدف و برنامه و جهت گیری و طبعاً هر گونه عقل و اندیشه را در پیدایش این جهان انکار می کنند که ادعای آنها با آنچه بیان کردیم بسیار نادرست و غیر منطقی است .