چرا انسان باید رشد و تکامل را بخواهد؟

چرا انسان باید رشد و تکامل را بخواهد؟

ترکیب انسان و استعدادهای او با هدف رشد تناسب دارد . زیرا انسان بیش از هدف رفاه و برخورداری ، استعداد دارد انسان ، از فکر ، عقل ، وجدان ، آزادی و . . . برخوردار است و این استعدادهای اضافی اگر در جهت هدفی صحیح و بالاتر از رفاه و برخورداری به کار گرفته نشود خود ، مشکل زا خواهد بود و حتّی رفاه و آرامش ظاهری انسان و جامعه انسان را برهم خواهد زد . به عنوان مثال فکر پرسش های اساسی بسیاری را برای انسان مطرح می کند . پرسش هایی نظیر :
چرا به دنیا آمده ایم؟
چرا از دنیا می رویم؟
پس از مرگ چه بر سر ما خواهد آمد؟ و . . .
انسان اگر درصدد پاسخ صحیح و منطقی به این پرسش ها نباشد و بخواهد فکر خود را تنها در راه رفاه و خوشگذرانی به کار ببندند این پرسش ها او را در برهه هایی از زندگی رها نخواهد کرد و کام او را تلخ می کند . به گونه ای که بعضی در اوج برخورداری و رفاه دست به خودکشی زده اند . این درباره رشد فکری انسان بود و این که انسان باید بداند از خلقت او هدفی منظور بوده و باید خالق خود را بشناسد ، معاد و مال خود را بشناسد و . . . در دیگر استعدادها هم چنین است .
بنابراین انسان و جامعه انسانی برای زندگی سعادتمند و توأم با آرامش راهی جز پیمودن راه رشد و تکامل را ندارد آنگاه که انسان در این راه قدم گذاشت مورد توجّه و عنایات خاصّ الهی قرار می گیرد . امّا اگر همچون گندمی که در مسیر رشد قرار نگرفته ، به جای رشد و شکوفایی ، می گندد و به هرز می رود . گندم با هدایت تکوینی خداوند و انسان با هدایت تشریعی الهی و پذیرش اختیاری از سوی انسان .