عصمت بیامبران و امامان

عصمت بیامبران و امامان

تمام پیامبران و جانشینان آنان مثل سایر افراد بشر می توانستند کار خوب انجام دهند و می توانستند کار بد انجام دهند و در این جهت با سایر مردم فرقی نداشته اند و اجتناب آنان از گناه و معصیت جز و فضایل و امتیازات آنان است همان طور که هر انسان دیگری هم اگر از گناه خودداری کند جزو امتیازات او محسوب می شود .
موضوعی که هست اینکه علم و عقل پیامبران به گونه ای است که به وسیله ی همان همیشه بر شیطان و نفس مسلط بوده اند و عقیده به عصمت انبیا و جانشینان آنان هم معنایش – همین است که انبیاء الهی در اثر علم و عقل فوق العاده ای که دارند هیچگاه مغلوب نفس و شیطان نمی شوند و معنایش این نیست که نمی توانستند گناه انجام دهند بلکه مانند – سایر افراد می توانستند مرتکب گناه شوند ولی همیشه عقل خود را بر شهوات غالب می ساختند و از گناهان اجتناب می ورزیدند . و چون خدای متعال قبل از خلقت و تولد پیامبر بزرگوار اسلام ( ص ) می دانست که پس از تولد تا آخر عمر به اختیار خود از همه ی گناهان خودداری می کند و در سراسر عمر لحظه ای از خدای جهان غفلت نمی ورزد و فضائل روحی و اخلاقی او بر همه ی انبیاء برتری دارد به سایر انبیاء فضیلت و برتری او را تذکر می داد و همه ی آنان نیز سر تسلیم فرود می آوردند .
و اینکه خدا علم دارد که آن حضرت گناه نمی کند دلیل آن نیست که آن حضرت اصلاً – نتواند گناه کند .
مثلاً دوست شما می تواند به شما خیانت کند ولی شما می دانید که او خیانت نمی کند و به دیگری می گویید که رفیق من خیانت نمی کند شما که علم دارید دوست شما خیانت نمی کند این علم شما دلیل بر این نیست که او اصلاً قدرت برخیانت نداشته باشد بلکه قدرت بر خیانت دارد ولی روی مبانی اخلاقی و اجتماعی از این کار خودداری می کند و شما هم می دانید که او خودداری می کند .
خدای متعال هم می داند که حضرت محمد ( ص ) و ائمه ی هدی ( علیهم السلام ) در سراسر عمر گناه نمی کنند و همیشه به فکر و ترقی و تعالی و تکامل و توجه به خدا خواهند بود و این – موضوع را به سایرین انبیاء خبر می دهد تا آنان هم به فضیلت و برتری آنان اعتراف نمایند .
با این ترتیب روشن است که پیامبر اسلام و ائمه ی هدی ( علیهم السلام ) بر سایر انسان ها فضیلت و امتیاز داشتند ، زیرا می توانستند معصیت کنند و خود را به آن آلوده نساختند .