چگونه کسی که از دین بریده است،با دین آشتی دهیم ؟

قدم اوّل علّت یابی است . فهرست این علل . . .
۱ . گرایش سنّتی و یا عاطفی به دین . روشن است که این اساس زود متزلزل می شود . و راه این است که مذهب اصیل معرّفی شود . مذهب اصیل با تفکّر شروع می شود پس کافیست با تفکّر به نیاز به مذهب شروع کنیم . آنگاه می بینیم انسان در گذشته و انسان معاصر به شدّت در جستجوی دین بوده و هست . در این باره شواهد زیادی هست . انسان غیب را می خواهد و به آنچه که هست خشنود و آرام نمی شود .
۲ . رفتار ناپسند دیندارانه بی مبالات – و راه این است که با موارد شایسته و رفتار خود خویش این تنفّر را از ذهن و دل شخص بزدائیم .
۳ . عدم پاسخ به سؤال های شخص . پس باید این فرد را با اشخاص و نهادهای پاسخگو و یا کتاب های خوب مرتبط نمود .
۴ . احساس مخالفت دین با ارضای هواهای نفس و به تعبیر دیگر مانع دیدن دین برای انجام گناهان . در اینجا نیز باید شخص را از این توهم بیرون آورد که دین با ارضای تمایلات طبیعی انسان مطلقاً مخالف است و این تحدید و مرز گذاشتن دین به سود اوست چون او را از صدمات هرزگی و بی بندوباری حفظ می کند و از تکراری شدن و دلزدگی از ارضای نیازها نیز نجات می دهد . تازه همه باید بدانیم دنیا جایگاه مزاحمت هاست انسان هرگز میدان کاملی برای ارضای همه هوی نخواهد یافت .
۵ . فرصت دادن و استمرار بر مقصد . این کار شکیبایی می خواهد چنانکه پیامبر اکرم « ص » برای آن جوان یهودی ۴ سال آزار تحمّل کرد تا جوان اسلام آورد .
۶ . احتمالات دیگری نیز موجود است که برای مثال تغذیه حلال در پذیرش حق مؤثّر و تغذیه حرام مانع محسوب می شود . توجّه به این احتمالات نیز در تسهیل کار ، مطلوب است .
۷ . کتاب علل گرایش به یادگیری از شهید مطهری توصیه می شود .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.