آیا عقل و اجتماع عقلاء برای سعادت کافی نیست ؟

0 13

عقل به تنهایی نمی تواند سعادت انسان را در تمام ابعاد زندگی تأمین کند زیر درک عقل محدود است و نمی تواند به تمام نیازمندیهای انسان وقوف پیدا کند گواه بر این مطلب این است که در قوانینی که از طرف انسانها وضع می شود می بینیم احیاناً هنوز قانونی به مرحله اجرا گذاشته نشده اشتباه در آن واضح و روشن می شود و قانون دیگری جایگزین آن می شود و این گواه بر وجود خطاء و ادراکات عقلی است . اضافه بر این عقل پشتوانه اجرایی جز منفعت طلبی انسان و دفع ضرر ندارد و چنین است که سیاست بازان در همین عصر حاضر می گویند باید اخلاق را از سیاست جدا کرد . زیرا از نظر آنان عقل وقتی منفعتی را دید ، دیگر اخلاق را نفی می کند . ضامن اجرا تنها ایمان است . و اگر این نبود فقط نظارت های شدید و کانونها می توانند جلودار آدمی باشند . که وقتی این اهرمها هم به دست خود آدمها است معلوم است چه فاجعه ای پیش می آید ! و تازه این موضوع به یک بحث ارتباط انسان و جهان نیز مربوط است . یعنی هنگامی که انسان را در محدوده زندگی خود و جامعه اش بدانیم شاید عقل کارساز باشد . اما هنگامی که رابطه انسان را در گستره جهان هستی ببینیم و باور کنیم که این روابط دقیق نیازمند ضوابطی هستند ، آنگاه دست عقل از ادراک این روابط حاکم بر انسان و هستی عاجز است . حتی احتمال این رابطه ، الزامی دیگر را پیش نهاد می کند و آن رجوع به وحی و استفاده از منبع بی منتهای آن برای هدایت بشر است . تأمل در این نکته ، انسان را به این اصل می رساند که مذهب نه راهی به سوی سعادت انسان بل تنها راه سعادت است .

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.