حال در لسان بعضی متکلمین به چه معنی است ؟

0 58

برخی از معتزله معتقدند که میان وجود و عدم مرز و حد وسطی وجود دارد یعنی چیزهایی داریم که نمی توان صفت وجود را به آن داد و نه صفت عدم در واقع این دسته از متکلمین نظریه حکماء را که گفته اند « ما لیس به موجود فهو معدوم مطلق ( یعنی هر آنچه موجود نیست پس آن نیست محض است » نفی کرده و می گویند برخی از اشیاء هستند که نه موجودند و نه معدوم البته این سخن را به صورت کلی مطرح نمی کنند بلکه در بعضی از صفات انتزاعی موجودات به این نتیجه رسیده اند که این صفات نه موجودند و نه معدوم و این واسطه ها را اصطلاحاً ( حال ) نامیده اند .
این گروه از متکلمین برای تایید نظریه خود مثالهایی را مطرح کرده اند که ما به طرح و نقد یکی از این مثالها می پردازیم آنها می گویند نفس و خود ( وجود ) موجود است یا معدوم ، اگر گفته شود که وجود موجود است پس وجود دارای وجود خواهد بود و آن وجود دوم باید وجود داشته باشد و منجر به تسلسل می شود و از طرف دیگر نمی توان گفت وجود معدوم است پس باید بگوئیم وجود نه موجود است و نه معدوم در پاسخ این شبهه می گوئیم که ( وجود ) موجود است و مستلزم تسلسل هم نیست زیرا وجود و موجود یک چیزند این که می گوئیم آن شئی موجود است یعنی وجود دارد پس وجود و موجود دو چیز نیستند تا سؤال شود که آیا وجود موجود است یا معدوم ؟

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.