آیا ابن اسباط عقيده اثني عشري داشت؟

در حديث آمده كه: ابن اسباط از ابوالحسن ـ عليه السلام ـ سؤال مي كند كه: آيا قيام قائم ـ عج الله فرجه ـ در اين سال است؟ امام فرمود: ماشاء الله تا آخر حديث. آيا راوي عقيده اثني عشري نداشت و نمي دانست كه آن حضرت دوازدهمين امام است كه چنين سؤالي را مطرح مي كند؟.....

پاسخ:

حديث مذكور را مرحوم حميري در كتاب «قرب الاسناد» و هم چنين علامه مجلسي در «بحارالانوار» از «قرب الاسناد» اين گونه نقل نموده اند: احمد بن محمد بن عيسي عن ابن اسباطٍ قال قلت لابي الحسن ـ عليه السلام ـ : جعلت فداك إنّ ثعلبةَ بنَ ميمونٍ حدّثَني عن عليِّ بن المُغيرةِ عن زيدٍ العَمَّيَّ عن عليَّ بن الحُسين ـ عليه السلام ـ قال: يقومُ قائمنا لِمُوافاةِ النّاسِ سَنَةً، قال: يقومُ القائمُ بلا سُفيانيٍّ إنّ أمرَ القائمِ حتمٌ منَ اللهِ و أمرُ السُّفيانيِّ حتمٌ مِنَ اللهِ وَ لا يكونُ قائمٌ إلا بسُفيانيٍّ، قلتُ: جُعلتُ فِداكَ فَيكونُ في هذهِ السَّنةِ؟ قالَ: ما شاءَ اللهُ، قُلتُ: يكونُ فِي الَّتي يليهَا؟ قالَ: يَفعلُ اللهُ ما يشاءُ.(2)
ابتدا لازم است سند اين حديث را بررسي كنيم، افراد در سند عبارتند از: احمد بن محمد بن عيسي، علي بن اسباط، احمد بن محمد بن عيسي مشترك است بين پنج نفر، فقط يك نفر از آنها توثيق شده و آن يك نفر احمد بن محمد بن عيسي اشعري است،(3) چهار نفر ديگر توثيق نشدند، هر چند احمد بن محمد بن عيسي بن عبدالله بن سعد اشعري ثقه است ولي با توجه به اينكه در همين كتاب قرب الاسناد، حميري از احمد بن محمد بن عيسي بن عبيد هم روايت كرده است،(4) شايد بتوان گفت در اين روايت هم مراد ابن عبيد است.
بر فرض كه قبول شود اين راوي همان اشعري است و مورد وثوق، باز نمي توان به اين روايت استناد كرد چرا كه امام نفرموده است كه من قائم هستم بلكه به طور مبهم فرموده كه هر چه خدا بخواهد همان مي شود و مبهم گفتنش شايد به خاطر جو آن زمان بوده كه امام به صراحت نفرموده من قائم نيستم و اين ابهام گويي نيز اين را نمي رساند پس او خودش را قائم مي دانستند، بلكه امام مي فرمايد هر چه خدا بخواهد و خواست خدا اين است كه حضرت مهدي امام دوازدهم شيعيان قائم باشد و قيامش نيز بعد از خروج سفياني خواهد شد و بنابراين اشكال رفع مي شود و امام رضا ـ عليه السلام ـ هيچ وقت اميدوار نبوده كه قائم دوازدهمين باشد و يا مفهوم روايت اين است كه امامت اثني عشري مورد قبول نبود و امام رضا ـ عليه السلام ـ هم اميدوار نبود كه مهدي منتظر باشد لذا فرمود: هر چه خدا بخواهد آن خواهد شد كه اين با روايات فراوان و غير قابل انكاري كه مي رساند جانشينان رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ دوزاده نفر بودند و مهدي ـ ارواحنا له الفدا ـ دوازدهمين آن حضرات مي باشد در تعارض است. و چون روايت قرب الاسناد بر فرض ثقه بودن راوي آن، فقط يك روايت است در هنگام تعارض با روايات فراوان، قدرت تعارض نداشته و رد خواهد شد.
هر چند روايات مربوط به دوازده امام و حضرت مهدي ـ ارواحنا له الفدا ـ را نمي توان در اين نوشتار آورد و لذا به نمونه اي اشاره مي شود:
عبدالله بن جعفر بن ابي طالب از پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل كرده است كه جانشينان من و آنها كه بر همه ولايت دارند دوازده نفرند كه نه نفر از آنها اولاد امام حسين ـ عليه السلام ـ مي باشد.(5)
روايات مربوط به دوازده امام ـ عليهم السلام ـ را مي توان در اين منابع مطالعه كرد:
1. كافي، ج1، ص 529، 6 حديث.
2. بحارالانوار، ج36، ص 201، باب 40، رواياتي كه بر دوازده جانشين پيامبر اسلام دلالت دارند و اول آنها امير المؤمنين و آخرشان حضرت مهدي است بحار الانوار، ج36، ص 201، باب 41. بحار الانوار، ج36، ص 201، باب 42 و 45 و اين روايات بيش از 40 روايت مي باشد.
3. اعلام الوري، ص 382، حدود يازده روايت.
4. و اينها نمونه اي از صدها روايات بر مطلب فوق است كه يك يا چند روايت مشكوك توان تعارض با آنها را ندارند.
اما در رابطه با دلالت: با چشم پوشي از ضعف سند، ترجمه آن اين گونه است كه علي بن اسباط گويد: به ابوالحسن ـ عليه السلام ـ عرض كردم كه: قربانت گردم به راستي كه ثعلبه بن ميمون به من خبر داد كه علي بن مغيره از زيد عمي نقل نموده كه امام سجاد ـ عليه السلام ـ فرمودند: قائم ما براي ايفاي حقوق مردم در يك سالي قيام مي كند، ابوالحسن ـ عليه السلام ـ فرمود: آيا قائم ما بدون ظهور سفياني قيام مي كند؟ در حقيقت امر و ماجراي قائم ما از طرف خدا حتمي و قطعي هست، و امر و ماجراي سفياني هم از طرف خدا حتمي و قطعي هست، و قائم ما نمي آيد مگر بعد از سفياني، علي بن اسباط گويد: به امام ـ عليه السلام ـ عرض كردم كه: آيا قيام قائم امسال تحقق پيدا مي كند؟ حضرت فرمودند: آن چه كه خدا بخواهد همان مي شود، عرض كردم: سال ديگر است؟ حضرت فرمود: خداوند هرچه بخواهد انجام مي دهد.
اما شبهه اول كه آيا علي بن اسباط دوازده امامي نبود كه اين گونه سؤال كرد؟ بايد گفت كه علي ابن اسباط هر چند وي ثقه بود و در نقل روايات صادق، اما از نظر اعتقادي فطحي مذهب بوده و امام رضا ـ عليه السلام ـ را نيز امام نمي دانست و شايد به دنبال اين بود كه مهدي و قائمي كه قيام خواهد كرد چه كسي است، البته گفته مي شود وي در زمان امام جواد ـ عليه السلام ـ از اعتقاد فطحي برگشت.(6)
بنابراين اگر هم بپذيريم كه وي در زمان امام جواد ـ عليه السلام ـ از مذهب فطحي برگشت باز مي رساند وي در زمان امام رضا ـ عليه السلام ـ آن حضرت را نه به عنوان امام، بلكه يكي از اهل بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه معدن علم پيامبر اسلام است مي شناختند.
اما شبهه دوم كه چرا امام ـ عليه السّلام ـ ايشان را متنبه نكردند؟ شايد در پاسخ بتوان گفت: امام بر اساس فهم و باور مخاطب اين مطلب را نفرموده است. چرا كه مخاطب دوازده امام بودن طبق باور شيعه را قبول نداشت هر چند زمان دقيق قيام حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ براي امامان معصوم ـ عليه السلام ـ نيز هم معلوم نبوده، لذا امام ـ عليه السلام ـ آن را مقيد به مشيت و خواست خدا كردند.

پاورقی:

1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، موسسه الوفاء، چاپ سوم، 1403ق، ج52، ص182. حديث فرهنگ، ص218.
2. عبد الله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص 347، حدیث 1329، ناشر: مؤسسة آل البیت قم، چاپ اول، سال 1413 هجری، علامه مجلسی بحار الانوار، ج52، ص 182، حدیث 5، 218، ناشر: مؤسسة الوفاء بیروت، چاپ سوم، سال 1403 هجری.
3. شیخ طوسی، رجال طوسی، ص 351، شماره 5198، ناشر:جامعه مدرسین قم، چاپ اول، سال 1415 هجری.
4. قرب الاسناد، ص 147.
5. کلینی، کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج1، ص 529، حدیث 4، باب ما جاء فی الاثنی عشرو.... .
6. نجاشی، احمد، رجال نجاشی، قم، جامعه مدرسین، پنجم، 1416 هـ .ق، ص 252.
منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.