آیا پیامبر (ص) به خاطر عباداتی که در غار حرا می‌کرد پیامبر شد ؟

آیا پیامبر (ص) به خاطر عباداتی که در غار حرا می‌کرد پیامبر شد یا اینکه چون خدا می‌خواست پیامبر شود در غار حرا عبادت می‌کرد؟
 

همه موجودات مادی از جمله انسان از بدو خلقت و پیدایش دارای یک سری استعدادها هستند. و هر چه این موجود پیچیده تر باشد از تنوع استعداد بیشتری برخوردار خواهد شد. در مورد انسان،تفاوت استعدادها بسیار چشمگیر است. بعضی ها استعداد ذهنی بالایی دارند و بعضی دیگر استعداد خاصی در مهارتهای عملی دارند. بعضی ها هوش بالای دارند و بعضی حافظه خوبی دارند و بعضی استعداد هنری ویژه این تفاوت‌های همه از حکمت خداست. اگر این‌ها نبود هیچ گاه زندگی متنوع اجتماعی شکل نمی‌گرفت و تقسیم کارها و وظایف و محاسبات انسانی دچار مشکل می‌شد.
اما صرف داشتن استعداد کمال نیست. استعداد اگر به فعلیت نرسد و شکوفا نشود هیچ فایده ای برای شخص ندارد. در مورد انسان بسیاری از این استعدادها با عمل اختیاری خود انسان است که شکوفا می‌شوند. پیامبران نیز مثل بقیه انسان‌ها استعدادهایی دارند. لکن در این‌ها استعداد خاصی وجود دارد که یا در دیگران نیست یا اگر هست در سطح پایین تری است. و آن استعداد نبوت است. استعداد اتصال به منبع وحی. بسیاری از انسان‌ها استعداد اتصال به عالم غیب را دارا هستند. ولی مقدار این استعدادها متفاوت است. مثلاً استعداد سلمان فارسی در این زمینه بیشتر ازابوذرغفاری است. اما استعداد اتصال به مرتبه خاصی از عالم غیب که موطن وحی است در عده خاصی وجود دارد. و این‌ها همان انبیاء هستند و البته بین خود انبیاء نیز تفاوت استعداد وجود دارد. و پیامبر اسلام در این زمینه برتر از همه است.«تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات»(بقره/253)
اما کسی به صرف داشتن استعداد نبوت، نبی نمی‌شود، بلکه باید استعداد خود را شکوفا کند. در این‌ها استعداد اتصال به غیب به قدری قوی است که حتی ممکن است بخشی از آن در شکم مادر نیز شکوفا شود. همانطور که گاه یک بچه که استعداد نقاشی دارد بدون تعلیم، مقداری از استعدادش رشد می‌کند. ولی وقتی به استاد سپرده می‌شود با سرعت بالاتری رشد می‌کند. انبیاء نیز از همان طفولیت به عالم غیب متصل می‌شوند. فلذا باطن معصیت را می‌دیدند و از این رو مرتکب گناه نمی‌شدند. یعنی مرتبه پایین عصمت را از همان بچگی داشتند. ولی برای اتصال به مراتب بالای علم غیب باید تلاش می‌کردند. و عبادت و خلوت انبیاء قبل از بعثتشان برای همین بوده است. پيامبر (ص) با عبادت و خلوت در غار حرا استعداد نبوت خویش را شکوفا می‌کرد. تا آنجا که به منبع وحی متصل شد. علي (ع) نیز استعداد امامت خویش را تحت تربیت پيامبر (ص) شکوفا نمود. در جای پیامبر خوابید، در جنگ‌ها با اخلاص جنگید و خود را شکوفا ساخت.
حضرت ابراهيم (ع) که صاحب مقام نبوت بود برای رسیدن به مقام امامت که فوق مقام نبوت است امتحان‌ها پس داد. تا استعداد امامت دراو شکوفا شود. «و اذ ابتلی ابراهیم ربه به کلمات فاتمهن، قالانی جاعلک للناس اماما ... .» (بقره/125)؛ و زمانی که پروردگار ابراهیم، او را به اموری چند امتحان کرد پس از او همه آن‌ها را بجا آورد. به او گفت: من تو را برای مردم امام قرار دادم ... .
فلسفه امتحان الهی همین است، امتحان بشر برای این است که استعدادهای متعالی او شکوفا شوند فلسفه عبادت و دعا و ذکر نیز همین است که استعدادهای عالی انسانی شکوفا شود و انسان به مراتب بالای تقوا و عبودیت دست یابد. در این طریق کتاب آسمانی به منزله کتاب راهنمای رشد استعدادهاست و انبیاء و ائمه، استاد رشد استعدادها هستند.

منبع: نرم افزار پرسمان دانشجویی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.