قد حضرت آدم (ع) چقدر بوده است؟

خدا عز و جل چون آدم (ع) و همسرش حوا (ع) را بزمین فرود آورد دو پاى آدم روى گردنه کوه صفا بود و سرش زیر افق آسمان و راستى که بخدا از آزار گرماى آفتاب که باو میرسید شکایت کرد، خدا عز و جل بسوى جبرئیل وحى کرد که آدم از اینکه گرمى آفتاب باو میرسد و اثر میکند شکایت دارد و جبرئیل او را درهم فشرد و درازاى او را هفتاد ذراع بذراع خودش ساخت و بحواء (ع) هم فشارى داد و درازاى او را سى و پنج ذراع بذراع خودش ساخت.(الکافی، ج‏۸، ص: ۲۳۳)
اما در سند این روایت، مقاتل بن سلیمان وجود دارد که وثاقت او ثابت نشده و به همین دلیل حدیث ضعیف می باشد.

درباره محتوای این حدیث بحث ها و اشکالات زیادی با بعضی از جواب ها، وجود دارد، که قسمتی از آن را تقدیم می کنم:
«بدان که این خبر از معضلاتى است که فهم ناظران را سرگردان کرده و از مشکلاتى است که خامه و کامه کاملان و قاصران را نومید ساخته و اشکال آن از دو جهت است.

۱- کوتاهى قامت چگونه باعث رفع آزار حرارت خورشید است.
۲- اگر قامت آدم ۷۰ ذراع بذراع خودش شده باشد خلقت او بى‏تناسب گردیده و بسیارى از کارهاى ضرورى بر او مشکل شده و این مناسب با مقام نبوت و اتمام نعمت از طرف رب العزت بوى نیست.

جواب از اشکال ۱ بدو وجه است:
۱- ممکنست خورشید از غیر جهت انعکاس نیز حرارتى داشته باشد و قامت آدم آنقدر بلند بوده است که از طبقه زمهریریه هوا درگذشته و از آن آزار میکشیده و مؤید آنست آنچه در برخى اخبار عامیه در باره داستان عوج بن عناق رسیده که او ماهى را در برابر چشمه خورشید بر مى‏آورد تا بحرارت آن بریانش کند.
۲- بوسیله بلندى قامت خود نمى‏توانسته است زیر ساختمان یا در سایه کوه و درختى بیاساید و باین واسطه از حرارت خورشید آزار میکشیده و چون قامتش کوتاه شده است این محذور برطرف گردیده است و میتوانسته در زیر ساختمان و جز آن در سایه باشد.

و اما پاسخ از اعتراض دوم بچند وجه است:
۱- آنچه یکى از افاضل اساتید ما گفته است که تناسب خلقت منحصر نیست در آنچه امروزه معهود است زیرا خداوند قادر است که انسان را بر هیئتهاى دیگرى بیافریند که همه آنها تناسب در خلقت داشته باشد و معلومست که اعضاء کنونى ما بمانند اعضاء آدم نیست و قامت ما چون قامت او نیست و آن خداوند که توانا است ما را در قامتى کوتاهتر از او بیافریند و دست ما را کوتاه‏تر از قد ما مقرر سازد توانا است که براى آدم تناسب اندام را بوجه دیگرى مقرر کرده باشد و قدش کوتاه و دستش بلند باشد و براى آن مفاصل بسیار مقرر کرده و یا آن را نرم آفریده که در طوع اراده او باشد بمانند آنکه باین ذراع و عضد معمولى کار توان کرد.
۲- که باز همین فاضل نامبرده گفته است و آن اینست که مقصود از هفتاد، ۷۰ گام یا ۷۰ وجب باشد و قدم و وجب را در کلام نیاورده براى شهرت اندازه‏گیرى قامت با قدم که قرینه مقام تواند شد چنانچه اگر گویند طول قامت انسان هفت است بذهن پیش آید که مقصود هفت قدم است و مقصود اینست که طول قامتش ۷۰ قدم معمولى شد » (روضه کافى-ترجمه کمره‏اى،  ج‏۲، ص۵۷)

اگر علاقه به مطالعه بیشتری در این باره دارید، به همین آدرسی که از کتاب روضه کافی ارائه شده، مراجعه بفرمایید.

منبع : شهر سوال

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.