شيخ انصاري معتقد است كه يكي از فضيلت هايي كه شيعه در زمان غيبت حضرت ولي عصر(عجل الله)همچون ديدار با امام از آن محروم است تشكيل حكومت است آيا اين گفته ايشان است؟

مرحوم شيخ انصاري در كتاب مكاسب، اصلي را مطرح و تبيين نموده بدين مضمون، كه هيچ كس از مردمان حق حكومت و ولايت بر ديگران را ندارد و صرفاً هر كس عهده دار و حق دار خود و متعلّقات خويش مي باشد، چنان چه اين مطلب علاوه بر دليل عقلي، از ادلّة نقلي چون ـ مردم بر جان و مال خودشان مسلّط هستند ـ استفاده مي شود.(1)
آن گاه در بحث از ولايت مطلقه فقيه يعني تصرّف در مال و جان مردم، ضمن طرح اجمالي روايات كه مورد استدلال قرار گرفته، هر يك از آن ها را به نحوي مورد خدشه قرار داده و در پايان نتيجه مي گيرد: كه اثبات ولايت معصوم براي فقيه با استناد به عمومات دلايل لفظي مشكل است، و انصاف اين است كه بعد از ملاحظه صدر و ذيل و سياق اين روايات چنين جزم پيدا مي شود كه آن ها در مقام بيان وظيفه فقيهان از جهت احكام شرعيه اند، بدون اينكه آنان مانند پيامبران و امامان معصوم ولايت بر مردم داشته باشند.(2)

به اين ترتيب شيخ در مكاسب، ولايت مطلقة فقيه را انكار مي نمايد و نتيجة اين انكار اين است كه شيعه در زمان غيبت كه امام معصوم حضور ندارد و فقيه حق ولايت در تصرّف را (ولايت مطلقه) ندارد، نمي تواند، حكومت اسلامي شرعي و قانوني تشكيل بدهد، زيرا كسي كه حق حكومت كردن بر مردم را داشته باشد حضور ندارد.
ولي از كلام شيخ، هرگز تصريح بر نفي، ولايت مطلقه و عامّه فقيه، استفاده نمي شود، بلكه كلام وي مشتمل بر اجمالي است كه بايد با بيان ديگر كلمات شان در مكتوبات ديگر تفسير و تبيين شود زيرا بر فرض اگر ما قادر به اثبات ولايت مطلقه از كلام شيخ نباشيم، ضرورت وجود حكومت اسلامي در كلام ايشان مورد تنصيص و تصريح قرار گرفته است، چون در كتاب خمس در ضمن بحث از مصارف خمس و كتاب طهارت به طور صريح و بي پرده به وجود ولايت مطلقه فقيه اذعان نموده چنين مي گويد: واجب است خمس به مجتهد تحويل داده شود از اين نظر كه وي نائب عام و مطلق امام است او حجّت امام و امين و خليفة او بر رعيّت است، چنان كه همه اين عناوين از اخبار و روايات استفاده شده است لكن انصاف اين است كه ظاهر اين دلايل اين است كه فقيه از جانب امام بر امور عامّه و مطلقه ولايت دارد.(3)
اين كلام ضمن اين كه در غايت صراحت بر اثبات ولايت مطلقه فقيه دلالت دارد، علاوه بر آن از فقيه با عناويني چون امين و خليفة امام بر رعيّت ياد مي كند و اين اوصاف گرفته شده از متن روايات است، اين نشان دهندة آن است كه ايشان دلالت روايات مذكور را تمام مي داند، از اين رو در استدلال به آن تمسّك نموده است.(4)
نتيجه اين كه: با صراحت كلام شيخ در كتاب خمس، اجمال و ابهام كلام وي در مكاسب رفع گرديده و روشن مي شود، كه شيخ با اثبات ولايت مطلقة فقيه، ضرورت وجود حكومت اسلامي زير نظر فقيه جامع الشرايط را به اثبات رسانده است. بنابراين با وجود فقيه جامع الشرايط از نظر شيخ تشكيل حكومت در زمان غيبت هيچ گونه محذوري ندارد و تنها شيعه از تشكيل آن محروم نخواهد بود بلكه بايد براي تشكيل آن تلاش كند.

پاورقی:

1. شیخ انصاری، مرتضی، مکاسب 3:546، المؤتمر العالمی بمناسبة الذکری المئویة الثانیة لمیلاد الشیخ الانصاری، 1420 هـ .ق.
2. همان، ص 553.
3. شیخ انصاری مرتضی، کتاب الخمس، ص 332، المؤتمر العالمی بمناسبة الذکری المئویة الثانیة لمیلاد الشیخ الأنصاری، 1415 ق، کتاب الطهاره 2:552، مؤسسه آل البیت للطباعة و النشر.
4. حسین قائم مقامی سید عبّاسی، حکومت و نظام سیاسی اسلام از نظر شیخ انصاری، ص 23ـ 24، مؤسسه الهادی، قم 1373هـ .ش.
منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.