غلبه بر افسردگی

دوستی به شما میرسد و میگوید: ((شوهرم مرا ترک کرد)) آیا شما میگویید: ((بیا این قرص هارا بگیر،بهترین راه خودکشی است))؟؟
پس چه میکنید و چه میگویید؟ همانگونه نیز باید با خود برخورد کنید

0 16

آیافکرمیکنید افسرده اید؟

اگرمیخواهید بفهمید چگونه باعث رنجش خویش شده اید ابتدا بایداین روند(افسردگی)را بپذیرید باآغوش باز پذیرای خویش باشید به خود مهر بورزید و مطمئن باشید کم کم با کمک خودتان میتوانید به این رنج پایان دهید توجه کنید مسئله افسردگی نیست،چگونگی روند افسرده شدن است نه احساساتتان را انکار کنید و نه خود را در آن ها غرق سازید؛دوستی به شما میرسد و میگوید: ((شوهرم مرا ترک کرد)) آیا شمامیگویید: ((بیا این قرص هارا بگیر،بهترین راه خودکشی است))
پس چه میکنید و چه میگویید؟؟همانگونه نیز باید با خود برخورد کنید

یکی از راه های مواجهه با احساس افسردگی

بهتر است کمی مکث کنید، توجه خود را به درونتان معطوف سازید. و در ذهنتان، خود را به صورت شخصی مجسم سازید که هیچ ویژگی ناخوشایندی در موردش نمی یابید. به همه احساسات خود توجه کنید و هر آنچه به نظرتان می رسد بنویسید. تجزیه و تحلیل نکنید، فقط بگذارید هر چه در درون دارید از وجودتان فوران نماید. هرچه هست بیرون بریزید و آن را به هر شکل ممکن بیان کنید. تا زمانی که حرفی برای گفتن دارید، در کنار خویش همچون شخصی که دوستش دارید باقی بمانید. همه احساسات خویش را بازگو کنید تا حرفی برای گفتن باقی نماند. اگر نوشتن برایتان مشکل است، طرحی بکشید و یا در ضبط صوت صحبت کنبد.
منظور از این کار چیست؟ هنگامی که چنین روشی را بکار می برید، به مرور، الگوهای رفتاری برایتان روشن می شود و کم کم متوجه خواهید شد که شاید این شما هستید که خود را طرد میکنید و به سوی افسردگی سوق می دهید. متوجه ترس ها، پیش داوری ها و واکنش های از پیش آموخته شده ی خود خواهید شد. برایتان روشن خواهد شد که افسردگی، برخلاف تصور ما هیولای غول پیکری نیست که ما را اسیر کرده باشد، بلکه خود ما هستیم که آن را بوجود می آوریم

کوچک شمردن خود و اثر آن در تشدید افسردگی

در مواردی که روند وقایع زندگی منجر به عدم موفقیتهای پی در پی و بروز احساساتی چون یاس و ناامیدی و ناکامی میشوند باید به این نکته توجه داشته باشید که از تحقیر و سرزنش خود پرهیزکنید
این یکی از شایع ترین حالاتی است که دامنگیر کسانی که به درجاتی دچار افسردگی هستند میشود تحقیر و سرزنش نه تنها از مشکلات شما نمیکاهد بلکه خود از عوامل افسردگی و عمیق تر شدن آن است اگر با دقت بیشتری به رفتار تحقیرآمیز و سرزنشگر نسبت به خود بنگرید در پس آن دیدگاهی را مشاهده خواهید کرد که معمولا آن را بخود کم بینی، می نامند.
خود کم بینی در بسیاری افراد به صورت یک باور پذیرفته می شود. فرد خود کم بین به طور ناخودآگاه این اصل دیدگاهی را می پذیرد که عوارض آن در رفتارش تجلی پیدا می کند.
خود کم بینی هم مانند بسیاری از عادات و خصلتهای دیگر به
مرور زمان بخشی از شخصیت و رفتار می شود. منظور از خود کم بینی چیست؟مفهوم این عبارت تا حدی روشن است؛ یعنی فرد خود را کمتر از آنچه هست یا می تواند باشد می بیند. فرد خود کم بین توانمندیها و نقاط مثبت بالقوه اش را نادیده میگیرد و به آنها توجه نمی کند. این باور آنگاه که در نظرگاه فردی (البته به طور ناخودآگاه) جای گرفت، مرتب امواجی از خود صادر می کند که بخش بزرگی از رفتار و عملکرد را تحت تأثیر قرار می دهد.
از خصایص بارز این گونه افراد «منفی بافی است. آنها همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و آن نیمه پر هم همواره در معرض شکستن لیوان و بر زمین ریختن است.
امواج صادره از این باور اغلب اوقات هم عامل و هم زمینه ساز بروز احساسانی چون یأس و ناامیدی می شود. فرد خود کم بین به گونه ای رفتار می کند که رسیدن به این مرحله اجتناب ناپذیر است. وی در اکثر موارد قریب به اتفاق و هنگام بروز احساسات زجرآور و ناراحت کننده خاصه در ناکامی ها خود را مقصر می داند و شروع به تحقیر و سرزنش خود می کند. به این ترتیب همواره در دایره ای گرفتار است که از هر طرف حرکت کند یا به ناکامی می رسد یا به تحقیر خود البته این بسیار پسندیده و بجاست که آدمی همیشه و در تمام وقایع چه مثبت و چه منفی نقش و اثر عملکرد خود را به طور واقع بینانه بنگرد و مسئولیت آنها را بپذیرد ولی این نگرش با دیدگاه فرد خود کم بین بسیار فاصله دارد.
فرد خود کم بین در اغلب موارد تنها نقاط منفی و کاستی هایش را می بیند و در پی آن تنها خود را مقصر و مستحق سرزنش و تحقیر
می داند.
راه صحیح برخورد در این مورد و موارد مشابه
روراستی و صداقت با خود، نگاه درست به باورها به جای رو برگرداندن از آنها، و رودررویی با واقعیات به جای فراموش کردن آنهاست.
هر کسی ممکن است در زندگی با عدم موفقیت یا ناکامی مواجه شود.تنها مرده ها هستند که اشتباه نمی کنند. مهم پذیرفتن این مطلب است که هر یک از عوامل مؤثر در عدم موفقیت را در جای خود قرار دهیم.
ببینید به نقش خودتان در هر واقعه ای چه نمره ای می دهید به امکانات و ابزار رسیدن به اهدافتان؟ به همکاران با دستیاران احتمالی؟ به شرایط و قوانین اجتماعی؟ به عوامل ناپیدا و غیرقابل پیش بینی در هر واقعه ای؟
به این ترتیب به نقش خود، آن طور که هست، پی خواهید برد نه آن طور که عادت کرده اید.
نتایج به دست آمده را به صورت واقعی خود بپذیرید نه آنطور که پیش از این با آن برخورد می کردید. یعنی در یک بررسی بی طرفانه شما باید از صحنه بیرون بیایید، مانند قاضی یک دادگاه یا ناظر خارجی و از بیرون به عملکردهایتان بنگرید و آنگاه راجع به آنها قضاوت کنید و در نهایت حکم صادرکنید اگر نقش شما بیشتر بود،آن را پذیرا شوید و اگر نه دیگر دلیلی برای مقصر دانستن خود به عنوان عامل اصلی ناکامی ندارید و به تبع آن حق ندارید خود را سرزنش کنید

غلبه بر افسردگی/برگرفته از مرکز ذن در کالیفرنیا

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.