چهار شیوه اشتباه جلوگیری از رنجش

0 39

بااتخاذ چهار روش میتوان از وارد شدن به مشاجره و رنجش ناشی از آن جلوگیری کرد این شیوه ها عبارتند از
مبارزه
فرار
وانمودکردن
کنار آمدن
هر یک از این شیوه ها ممکن است برای مدت کوتاهی موجبات آرامش طرفین را فراهم آورد در نهایت به ضرر رابطه زناشویی تمام می شوند
۱_مبارزه: این حالت مخصوص مردها است هنگامی که گفتگویی خالی از مهر و صمیمیت باشد، بعضی از افراد خود دعوا و مبارزه را در پیش می گیرند و با این تصویر غلط که “بهترین دفاع، حمله است” سعی می کنند با سرزنش و انتقاد و مقصر جلوه دادن طرف مقابل، او را از پا در آورند. آنها سر و صدا راه می اندازند، عصبانی می شوند و گمان می کند که با تهدید و ارعاب می توانند طرف مقابل را وادار کنند که به آنها محبت کند. هنگامی که همسرشان سکوت یا میدان مبارزه را ترک می کند، آنها گمان می برند برنده شده اند، در حالی که در واقع بازنده شده اند.
تهدید و خشونت، اعتماد طرف مقابل را از بین می برد. هنگامی که انسان برای اثبات حقانیت خود سعی می کند دیگران را مقصر قلمداد کند، به روابط خود با آنها لطمه می زند.
زن و شوهر با دعواهای مکرر، صمیمیت و عشق را از بین می برند و روحیه انتقاد پذیرشان را از دست میدهند. زنها برای این که بتوانند از خود مراقبت کنند، دیگر با شوهرشان ارتباطی برقرار نمی کند و مردها هم سکوت اختیار می کنند و به زن توجه می کند. به این ترتیب صمیمیت از بین می رود و زن و شوهر نسبت به هم بی تفاوت می شوند

۲_فرار: این هم یکی از شیوه های مردهاست. آنها برای این که باخانم هامقابله نکنند، به غار تنهایی خود پناه می برند و از آن بیرون نمی آیند. این حالت بی شباهت به جنگ سرد نیست. در چنین وضعیتی زن و شوهر با هم حرف نمیزنند مشکلات لاینحل باقی می مانند. این حالت شباهتی به هنگامی که مرد برای مدتی کوتاه به غار تنهایی خود می رود و سپس مشتاق تر از قبل بر می گردد ندارد.
مردها از مقابله با زنانشان هراس دارند و ترجیح میدهند آرام باشند و از صحبت هایی که به دعوا ختم می شود، پرهیز کنند. آنها سعی می کنند در روابط خود محتاط باشند و زنها هم گاهی از این احتیاط مردها گلایه می کنند. بعضی از زن و شوهرها به جای جر و بحث، از صحبت درباره موضوع مورد انتخاب خودداری می کند. این رفتار نوعی مجازات طرف مقابل است و در آن اثری از عشق و محبت دیده نمی شود.
افرادی که دست به چنین شیوه ای می زنند، برخلاف افراد گروه اول، مستقیما به آزار شریک زندگی خود نمی پردازند، بلکه او را از محبت خود محروم می کنند و آزار میدهند. هنگامی که زن با شوهر محبتش را از دیگری دریغ می کند، طرف مقابل نیز محبش را از دست می دهد و در نتیجه، هر دو ضرر می کنند.

۳_وانمود کردن این نوع موضع گیری مخصوص زن هاست. خانم ها تظاهر میکنند که مشکلی پیش نیامده، لبخند میزنند و خود را شاد نشان میدهند، اما به مرور زمان آزرده می شوند. آنها همیشه در قبال شریک زندگیشان از خود می گذرند، اما در عوض محبتشان چیزی دریافت نمی کنند، در نتیجه در ابراز محبت دچار مشکل می شوند.
زنها از ابراز احساسات صمیمانه و صادقانه می ترسند و سعی می کنند وانمود می کند که اوضاع روبراه است. مردها وقتی می گویند “اوضاع خوبه” یا “اشکالی نداره” منظورشان این است که اوضاع روبه راه، چون من خودم می توانم به تنهایی از پس کارهام بربیام”. “اشکالی نداره چون خودم خوب میدونم باید چه کار کنم”.یا “خوبه چون خودم بهش رسیدگی می کنم و به کمک کسی هم احتیاج ندارم”. ولی وقتی زنها این عبارات را به کار می برند، می خواهند جلوی بروز اختلاف را بگیرند
زن ها برای این که دریای زندگیشان طوفانی نشود، ممکن است خود را گول بزنند و بگویند که هیچ کم و کسری در زندگی ندارند، در حالی که این طور نیست و زن از خواسته های خود می گذرد که دچار تضاد با شریک زندگیش نشود.

۴_کنار آمدن: این هم یکی از کارهای زن هاست. آنها به جای جرو و بحث، تسلیم میشوند و می پذیرند که مقصرند و شوهرشان را ناراحت کرده اند. در کوتاه مدت این طور به نظر میرسد که زن و شوهر به هم علاقه دارند، ولی در اصل هویت خود را از دست می دهند.
یک بار مردی نزد من از زنش گلایه کرد و گفت، “زنمو خیلی دوست دارم، اون واسه من همه کاری می کنه، فقط نمیدونم چرا خوشحال و شاد نیست. این زن بیست سال تمام از خود گذشته و دارو ندارش را برای شوهرش داده بود. آنها هیچ وقت با هم دعوا نکرده بودند و هر وقت از زن درباره رابطه شان سوال می کردند، می گفت، “رابطه ما هیچ نقصی نداره، شوهرم آدم بسیار دوست داشتنی و خوبیه. اگر هم مشکلی پیش می یاد این منم که مقصرم. من همیشه غمگینم و علتش رو هم نمیدونم”. اندوه این زن به خاطر این بود که بیست سال تمام احساسات و عواطف خود را از یاد برده بود تا رضایت شوهرش را فراهم کند. این زنها برای این که شوهرشان راضی باشد از روی غریزه، خواسته های او را حدس می زنند و خودشان را به شکلی که او می خواهد در می آورند. نهایتا هم از این که خود را فدا کرده اند، برانگیخته و آزرده می شوند. هر فردی ممکن است در یکی از این مراحل چهارگانه یا هر چهار مرحله گرفتار شود.
انسانها معمولا از یک مرحله به مرحله دیگر می روند. در تمام این مراحل، هدف این است که از آزار دیدن اجتناب کنیم، در حالی که واقعا چنین چیزی اتفاق نمی افتد، بهترین کار این است که به شکلی منطقی شروع دعوا را تشخیص بدهیم و از آن دوری کنیم، هنگامی که آرامش برقرار می شود، می توان گفتگو را دوباره شروع کرد و آرام به بحث
ادامه داد در این بحث ها باید احترام طرفین محفوظ بماند تا به تدریج زن و شوهرها بیاموزند که بدون جار و جنجال و صدمه زدن به شخصیت طرف مقابل هم میتوان درباره اختلاف نظرها صحبت کرد

دکتر جان گری

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.