آیا أمیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه شیعه را تعریف نموده اند؟

لازم است بیان شود امروزه آنچه از واژه شیعه یا اصطلاح آن می فهمیم که به گروه یا فرقه ای  خاص در برابر دیگر فرقه ها اشاره دارد (که مدعیان پیروی مولای متقیان(ع) در عقیده و عمل هستند) در آن روز یا وجود نداشته یا پر رنگ نبوده است.
البته در کلام مولای متقیان خصوصا در کتاب نهج البلاغه (که هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شیعه مورد اعتناء است و سید رضی مطالب حضرت را که به این نام مشهور است، از منابع مشترک جمع آوری کرده) اوصاف بندگان خاص خدا که از گروه متقین اند، بسیار بر شمرده شده است. مومنان راستینی که در کلام معجزه گونه آن امام همام، با صفات مخصوص به خود معرفی شده اند که به طور طبیعی، این صفات شامل افرادی می شود که خود را پیرو خالص مولای متقیان(ع) می دانند ومدعیان دریافت این پیام، شیعیان حضرت اند.
در هر صورت اگر در بیان مولای متقیان و نیز سایر امامان سلام الله علیهم اجمعین در باره شیعه سخنی گفته شده است، مقصود شیعه به معنای خاص فرقه ای که در مقابل اهل سنت، به معنای امروزی است، نبوده بلکه شیعه شامل کسانی می شد که از دستور اولیای حق پیروی می کردند.
با این حال این توضیح لازم است اضافه شود اگر چه حضرت با علم لدنّی خود می دانست چه کسانی پیروان واقعی اویند، اما به این دلیل که  او خود را امام همه متدینین به دین پیامبر(ص) می دانست، پس به طور عام و کلی، مسیر حق را در روایات و خطابه های ماندگار خود تفسیر می کرد تا بلکه همه دل های طالب حق را به سوی هدایت و نجات جلب کند.
البته در طول زمان و بعد ها که باب فرقه گرایی به شکل وسیع تری  گشوده شد، شیعه به عنوان ملتی صاحب نام و مدعی حق در مقابل سایر گروه ها قد علم کرد.
اوصاف شیعه در بیان حضرت:
به این روایت تاریخی توجه شود:
مولای متقیان(ع) اوصاف شیعه را به یکی از یارانش به نام نوف این گونه تبییین می کند: اى نوف! …
شیعیان من به خدا مردمان شکیبا و دانشمند به خدا و دین خدایند، به طاعت و امر خدا عمل می کنند. هدایت ‏کنندگان به دوستى خدایند، یاوران بندگان خدایند، هم نشین پارسایان اند.
از اثر شب‏ زنده‏دارى رنگ چهره‏های شان زرد است.(۱)
همان طور که ملاحظه می کنیم شیعه در این بیان به معنای پیرو است و شامل همه کسانی می شد که در این راه دنباله رو حضرت بودند.
یکی دیگر ار خطبه هایی که معیار خوبی برای معرفی شیعه است خطبه سوم است که حضرت غاصبان خلافت را مذمت می کند و در واقع می خواهد بفرماید پیروان ما نیز این اعتقاد را باید داشته باشند.
پی نوشت:
۱. رضایی سید عبد الحسین، ترجمه فارسی ارشاد القلوب دیلمی، تهران، انتشارات اسلامیه، سال ۱۳۷۷ ه ش، چاپ سوم،  ج‏1، ص ۳۴۹.
موفق باشید.

با استفاده از سایت  مرکز ملی پاسخگویی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.