دایره رحمت و غضب الهی

در قرآن کریم خداوند متعال علاوه بر اینکه از رحمت خود سخن به میان آورده، در آیاتی نیز از عذاب و نوع قهر خود نسبت به بعضی بندگان آیاتی را بیان کرده است: «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ[محمد/۴] شما مؤمنان چون(در میدان جنگ) با کافران رو به رو شوید باید(شجاعانه) آنها را گردن زنید تا آن گاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پا در آوردید پس از آن، اسیران جنگ را محکم به بند کشید که بعدا یا بر آنها منّت نهید(و آنها را آزاد کنید.) یا فدا بگیرید تا در نتیجه جنگ سختیهای خود را فروگذارد. این حکم فعلی است.» حال پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه این دعوت به جنگ‌ها و خشونت‌ها با رحمت و رحمانیت خدا سازگاری دارد.

رحمت همگانی الهی و غضب‌های اختصاصی
خداوند بزرگ رحمتش را شامل همه موجودات ساخته، آنها را خلق کرده، بر خان رحمت و عطای خود نشانده و فرموده است: «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا[هود/۶] و هيچ جنبنده‏ اى در زمين نيست مگر[اينكه] روزيش بر عهده خداست.» و در ضمن خداوند خود را یاری دهنده تمام اقشار خوانده و همگان را شامل عطایای خویش دانسته است: «كُلًّا نُمِدُّ هَؤُلَاءِ وَهَؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً[اسراء/۲۰] هر دو[دسته] اينان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى ‏بخشيم و عطاى پروردگارت[از كسى] منع نشده است.» طبق این آیات، روزی رساندن، یاری کردن و بهره مندی از عطای الهی، مسئله‌ای همگانی بیان شده و بیانگر رحمت عام خداست. البته برخی از مهربانی‌های خداوند اختصاصی نیز هست. رحمت‌هایی که بسته به ایمان و تقوای افراد بیشتر و بیشتر می‌شود و خداوند درباره آن فرموده است: «فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ[نساء/۱۷۵] و اما كسانى كه به خدا گرويدند و به او تمسك جستند به زودى[خدا] آنان را در جوار رحمت و فضلى از جانب خويش درآورد.»
در طرف دیگر و با بررسی آیات قرآن، به روشنی می‌بینیم که خداوند عذاب خود را نه تنها همگانی نخوانده بلکه آن را منحصر در افراد خاصی دانسته است: «قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ[اعراف/۱۵۶] فرمود عذاب خود را به هر كس بخواهم مى ‏رسانم و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است.» در آیه‌‌ای دیگر خداوند فرموده است: «كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى[طه/۸۱] از خوراكيهاى پاكيزه‏‌ كه روزى شما كرديم بخوريد و در آن زياده‏ روى مكنيد كه خشم من بر شما فرود آيد و هر كس خشم من بر او فرود آيد قطعاً در[ورطه] هلاكت افتاده است.» در این آیه خداوند نه تنها خشم و غضب خود را منحصر در افرادی خاص دانسته، بلکه آن را به علت کارهای خودشان معرفی کرده است.

خشونت یا عقاب الهی
خشم و غضب خداوند را در تفاسیر رسیده از معصومین(علیهم‌السلام)، عقاب الهی تعریف کرده‌اند. مثلاً در تفسیر آیه ۸۱ سوره طه، وقتی از امام باقر(علیه‌السلام) پرسیده می‌شود این غضب چیست؟ حضرت می‌‍فرمایند: «هُوَ الْعِقَاب‏[۱] آن عقاب است.» می‌دانیم که عقاب، رابطه تنگاتنگی با اعمال انسان‌ها داشته و برخاسته از عقیده، رفتار و کردار آنهاست. پس وقتی غضب الهی برابر با عقاب باشد و آن هم به دلیل کارهای خود انسان‌ها شکل بگیرد؛ نمی‌توان خداوند را به خاطر این خشم و غضب سرزنش کرد. در لغت شناسی عقاب بیان شده که عقاب از عقب و آن هم به معنای پاشنه است. از این رو به پشت سر، عقب گفته می‌شود و عقاب، عقوبت، معاقبه مخصوص به عذاب هستند که خداوند فرموده است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ‏[بقره/۱۹۶] و بدانید خداوند سخت کیفر است.[۲]»
در آیات بسیاری از قرآن کریم نیز فرو آمدن عذاب الهی و هلاکت اقوام گذشته، باز به علت کارهای خودشان مطرح شده و خداوند فرموده است: «وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِدًا[کهف/۵۹] و[مردم] آن شهرها چون بيدادگرى كردند هلاكشان كرديم و براى هلاكتشان موعدى مقرر داشتيم.» حتی در آیه‌ای دیگر، خداوند هلاکت را ناشی از تکذیب و سرپیچی از رسولان الهی مطرح کرده و فرموده است: «وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ[قصص/۵۹] و پروردگار تو[هرگز] ويرانگر شهرها نبوده است تا[پيشتر] در مركز آنها پيامبرى برانگيزد كه آيات ما را بر ايشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند؛ ويران‏ كننده نبوده‏ ايم.» بنابراین آیات، عدم تبعیت از انبیاء الهی، دوری از راه هدایت و ظلم افراد سبب عذاب و هلاکت آنها یا همان عقاب الهی می‌شود و در چنین صورتی نمی‌توان چهره‌ای خشن از خداوند را از آیات برداشت کرد.

جنگ و جهاد در قرآن کریم
در آیات جنگ و جهاد نیز، وجهه و صورت پیشگیری یا قطع فتنه‌انگیزی و دست اندازی‌ها مطرح است. مثلاً در دو آیه از قرآن آمده است: «قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ[بقره/۱۹۳ و انفال/۳۹] و با آنان بجنگيد تا فتنه‏ اى بر جاى نماند.» یا در فلسفه تجهیز نظامی و تقویت بنیه نظامی در اسلام، قرآن به صراحت مسئله ترساندن دشمن و جلوگیری از اقدامات نظامی را مطرح کرده و فرموده است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ[انفال/۶۰]برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو[و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده[برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی خدا آنان را می شناسد بترسانید.»
وقتی عده‌ای از مشرکان و کافران با مسلمانان ظالمانه برخورد کرده و به جای پذیرش راه هدایت و سعادت، دست به قبضه شمشیر زدند و بر مسلمانان یورش برده و آنان را از خانه‌هایشان بیرون کردند؛ آیا عقلانی است که مسلمانان در مقابل این همه تجاوزها و ظلم‌ها دست روی دست بگذارند تا دشمن بیشتر خونریزی کند؟ معلوم است در چنین حالتی حکم الهی جهاد است؛ جهادی که به این صورت مطرح شده است: «وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ[بقره/۱۹۱] و هر كجا بر ايشان دست‏ يافتيد آنان را بكشيد و همان گونه كه شما را بيرون راندند آنان را بيرون برانيد.»
به هر رو خداوند جنگ و جهاد علیه کافران و مشرکان را نیز به خاطر ظلم‌ها و جنگ آفرینی‌های آنها مطرح کرده و فرموده است: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ[حج/۳۹و۴۰] به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت[جهاد] داده شده است چرا كه مورد ظلم قرار گرفته‏ اند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست.» در چنین شرایطی است که وقتی خداوند می‌بیند به عده‌ای از بندگانش ظلم شده و کافران به جای پذیرش قول حق، آنان را مورد تهاجم قرار می‌دهند؛ خدا نیز به کمک مظلوم آمده و اجازه جنگ با ظالم را داده و فرموده است: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ[حج/۳۹] به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت[جهاد] داده شده است چرا كه مورد ظلم قرار گرفته‏ اند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست.»

نکته و سخن پایانی
رحمت الهی با خشونت خدا تعارضی ندارد؛ زیرا اگر کافران و ملحدان، به جای پیش گرفتن فتنه و جنگ، طغیان نمی‌کردند؛ اگر ظالمان به جای ستمگری از کارهای ناشایست خود توبه می‌کردند؛ در چنین صورتی از آغوش رحمت الهی بیرون نشده و از عذاب و عقاب به دور بودند؛ که خداوند فرموده: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[حدید/۲۸] اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت‏ خويش شما را دو بهره عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه به[بركت] آن راه سپريد و بر شما ببخشايد و خدا آمرزنده مهربان است.»

پی‌نوشت
[۱]- الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب‏، دار الكتب الإسلامية، تهران‏، ۱۴۰۷ ق‏، ج۱، ص۱۱۰.
[۲]- قاموس قرآن، قرشى بنايى، على، دار الكتب الاسلامية، تهران‏، ۱۴۱۲ ق‏، ج۵، ص۲۱.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.