اشاره‌های قرآنی به عید قربان

در قرآن کریم به عید قربان اشاره شده است و بارها توسط خداوند مورد قسم قرار گرفته است. عیدی که حاجیان در اجتماعی بزرگ به قربانی کردن می‌پردازند. روزی که ریشه آن به قبولی توبه حضرت آدم (علیه‌السلام) و ماجرای حضرت ابراهیم و به قربانگاه بردن اسماعیل (علیهماالسلام) بر می‌گردد. در این یادداشت به اشاره‌های قرآن به عید بزرگ قربان می‌پردازیم.

۱- عید اضحی
نام دیگر عید قربان، عید اضحی است و اضحی به معنای گسترده شدن روز است. به قربانی نیز اضحیه می‌گویند.[۱] از آنجا که زمان قربانی کردن هنگام بالا آمدن خورشید در روز عید قربان است، می‌توان عید قربان را روز اضحی دانست. در قرآن یکی از سوگندهای الهی اینچنین بیان شده است:
«وَالضُّحَى وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى[ضحی/ ۱،۲]سوگند به شب چون آرام شود. سوگند به روشنايى روز».

با توجه به روایات می‌توان ضحی را اشاره قرآنی به روز قربان دانست. مثلاً امام صادق (علیه‌السلام) درباره اهمیت زیارت امام حسین (علیه‌السلام) در سه شب ویژه فرمودند: کسی که قبر امام حسین را در سه شب زیارت کند خدا تمام گناهان او را می‌بخشد. سپس راوی می‌پرسد: آن سه شب کدام است و امام پاسخ می‌دهند: لَيلَةُ الفِطرِ، ولَيلَةُ الأَضحى، ولَيلَةُ النِّصفِ مِن شَعبانَ. شب عید فطر، شب اضحی (شب عید قربان) و شب نیمه شعبان.

و در کتاب موسوعه امام علی (علیه‌السلام) اینگونه آمده است: الإمام عليّ (علیه‌السلام) خطب يوم الأضحى، فكبّر و قال: الله أكبر، الله أكبر، لا إله إلاّ الله و الله أكبر، الله أكبر، و لله الحمد، الله أكبر على ما هدانا، و له الشكر. امام علی (علیه‌السلام) در روز اضحی(قربان) خطبه خواندند و تکبیر گفتند و اینگونه فرمودند: خدا بزرگ است، خدا بزرگ است، هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و خدا بزرگ است و حمد و ستایش برای خداست . خدابزرگ است که مارا به این هدایت کرد و شکرگزاری برای اوست.

۲- روز نمازی ویژه
در سوره اعلی می‌خوانیم:
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّي* وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّي [اعلی/ ۱۴،۱۵] به تحقیق کسی که خود را تزکیه نمود، رستگار شد. و هر وقت نام خدا را به یاد آورد به نماز ایستاد.
در تفسیر این آیه علی‌بن‌ابراهیم‌قمی نماز (فصلی) را نماز عید فطر و عید قربان دانسته است.[۲]

۳- روز شاهد
خداوند در قرآن بارها به شاهد و مشهود اشاره کرده است. در یک قسم الهی اینگونه بیان شده است: وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ [بروج/۳] و به گواه و مورد گواهى. شاهد و مشهود تفسیرهای مختلفی شده‌است که یکی از آنها تفسیر به عید قربان و روز عرفه است. علامه در تفسیر المیزان می‌گوید: مفسرين در تفسير شاهد و مشهود سخنان بسيار دارند كه بعضى آنها را تا سى وجه شمرده اند، از قبيل اينكه بعضى گفته اند: شاهد روز جمعه، و مشهود روز عرفه است. يا شاهد روز عيد قربان و مشهود روز عرفه است. و يا شاهد روز عرفه و مشهود روز قيامت است.[۲]

 ۴- روز شفع
دیگر سوگند خداوند در قرآن، قسم به شفع و وتر است: و الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ [فجر/ ۳] جابر از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرده که منظور از "الشّفع" ، روز عید قربان است و منظور از «الوتر»، روز عرفه است.[۴]

۵- روز نحر
در آیه دوم سوره کوثر خداوند به واسطه عطای الهی به او. از پیامبرش می‌خواهد نماز بخواند و نحر کند: فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ [کوثر/ ۲] پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن.
اکثر مفسران گفته‌‏اند که مراد از نماز خواندن در آیه شریفه « فَصَلِّ لِرَبِّکَ»، نماز عید قربان است و مراد از نحر در «وَ انْحَرْ»، کشتن حیوان است که از واجبات حج است یا منظور قربانى کردن است که سنت است (و بعضى) گفته‏‌اند که مراد از صلاه، نماز بامداد روز عید قربان است و از نحر، قربانى کردن؛ زیرا که پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) در روز عید قربان، اول قربانى مى‏ کرد و بعد از آن نماز بامداد را می‌خواندند، پس در این آیه خداى تعالى به آن حضرت امر کرد که اول، نماز مذکور را به جاى آور، بعد از آن قربانى کند.[۵]

۶- روز قبول توبه حضرت آدم
حضرت آدم پس از توبه به درگاه خداوند و اظهار پشیمانی، کلماتی را از جانب خداوند دریافت می‌کند و خدا را به حق آن کلمات قسم می‌دهد. موضوع دریافت کلمات و پذیرش توبه حضرت آدم در قرآن به صراحت بیان شده است: فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ [بقره/ ۳۷] سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى او توبه‏ پذير مهربان است.
در روایت بیان ده که حضرت آدم به خاطر دوری بهشت ۴۰ روز گریه کرد و سپس جبرئیل به او سفارش کرد که توبه کند و دعایی را در روز عرفه به حضرت آدم آموزش داد. سپس خداوند در روز بعد یعنی عید قربان کلمات را به حضرت آدم القاء کرد و به برکت آن کلمات توبه حضرت آدم پذیرفته شد.[۶] طبق تفسیر پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن کلمات نام‌های نورانی پنج تن آل عبا (علیهم‌السلام) یعنی محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین بوده است.[۷] بنابراین روز عید قربان روزی است که خداوند به برکت پیامبر و اهل بیت گرامی‌اش توبه حضرت آدم را پذیرفت و بشارت بخشش الهی به او رسید.

۷- روز امتحان آشکار
قربانی کردن حجاج نمادی است از امتحانی که حضرت ابراهیم (علیه السّلام)  با آن روبرو شد. امتحانی که بسیار سخت بود. به او در رؤیا دستور دادند که باید اسماعیلش را در راه خدا به قربانگاه ببرد. حضرت ابراهیم نیز تسلیم و مطیع پروردگار بود و این کار را انجام داد. قرآن کریم آن صحنه را به صورت زیبایی به تصویر کشیده است: فَلَمّا اَسْلَما وَتَلّهُ لِلجَبینِ وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ [صافات/۱۰۴،۱۰۵] پس وقتى هر دو اطاعت کردند [و وداع کردند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند. ما ندا کردیم: ای ابراهیم به خوبی انجام وظیفه کردی و ما نیکوکاران را این چنین پاداش خواهیم داد. همانا که این امتحانی آشکار بود.
از آنجا که این کار حضرت ابراهیم می‌بایست در ذهن همه بشریت باقی بماند تا بدانند مرز عشق به خداوند و اطاعت از او تا کجاست. خداوند یاد حضرت ابراهیم را جاودانه فرمود و این را در قرآن متذکر شد: وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ [صافات/۱۰۸] و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم.
اما متأسفانه امروز می‌بینیم در امتحانات کوچک الهی خیلی از ما مردود می‌شویم. مثل اقامه نماز، پرداخت خمس و زکات، دوری از گناه و... .

کلام آخر
در قرآن کریم بارها به روز عید قربان و نماز عید اشاره شده است. روزی که خداوند به آن قسم خورده، روزی که توبه حضرت آدم پذیرفته شده و روزی که یک امتحان مهم الهی در آن اجرا شده است؛ امتحان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام). امید آنکه با اطاعت از خدا، ما در سایه بخشش و نصرت خداوند قرار بگیریم.

پی‌نوشت
[۱] . المعجم الفارسی الکبیر، ج۳، ص۲۰۸۵ ذیل واژه قربانی
[۲] . صَلَاةُ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَى‏: تفسير القمي ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۱۷.
[۳] . طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏۲۰، ص ۲۵۰٫
[۴] . همان، ص ۲۸۶٫
[۵] . حسینى جرجانى، سید امیر ابوالفتوح، آیات الأحکام، تحقیق: اشراقى سرابى، میرزا ولى الله، ج ‏۱، ص ۱۸۸٫.
[۶] . رک: قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي، ج‏۱، ص: ۴۵.
[۷] . جلال‌الدین سیوطی، الدرّ المنثور، ج۱، ص۶۰ ـ ۶۱.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.