نقش تنبیه در تربیت کودک

مهر و قهر دو وصف از اوصاف الهیه محسوب می شوند؛ یعنی خدای سبحان هم «ارحم الراحمین» است و هم «اشد المعاقبین»
این ویژگی در پیامبرش نیز جاری است. «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا»[سبا28]
مسائل تربیتی نیز بر این دو اصل استوار است یعنی تشویق و تنبیه. و در خانواده هایی که دارای فرزند می باشند این دو اصل ظهور بیشتری پیدا می کند، ولی متاسفانه؛ برخی از خانواده ها در تشویق و یا تنبیه از روش های نادرست بهره می گیرند.
از آنجایی که کودکان سرشار از عواطف و احساسات هستند، تنبیه آنان می تواند نقش مهمی در تربیت آنها ایفا کند، و تنبیه غلط باعث تربیت ناصحیح شود. به عنوان مثال بعضی ها به جای تنبیه از سرزنش استفاده می کنند، به این شکل که شخصیت فرزند خود را مورد صدمه قرار می دهند، که کاری بس اشتباه است، و زیاده روی در آن باعث شماتت و گستاخی کودکان می شود. امیرالمومنین (علیه السلام) می فرماید:«زیاده روی در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.» [1]
اگر بپذیریم تنبیه، جزء تربیت است، لازم است درباره چگونگی آن بحث کنیم. چون نوعا خانواده ها تنبیه را در کتک زدن خلاصه می کنند اما باید بدانند این شیوه تربیتی کاملا منسوخ است. چرا که طبق فرمایش امیرالمومنین (علیه السلام) : «حیوانات با کتک و زدن تربیت می شوند.» [2] در ضمن اثر تربیتی تنبیه بدنی، کوتاه مدت و موقت است. علاوه بر این فرزندان امانت های الهی هستند که اینگونه برخورد مناسب با شان آنها نیست. 
اما تنبیه باید چگونه باشد؟
در روایات آمده است که فردی خدمت امام موسی کاظم (علیه السلام) شرفیاب شد و از فرزندش شکایت کرد. امام (علیه السلام) در پاسخ او فرمود: «لا تَضْرِبْهُ وَاهْجُرْهُ و لا تُطِلْهُ. او را نزن، با او قهر کن ولی این قهر را طولانی نکن.» [3]
چرا امام (علیه السلام) این روش را پیشنهاد می کنند؟
شاید یکی از دلائل آن باشد چون فرزند تماما نیازمند به والدین است و کسی را به عنوان پناهگاه و تکیه گاه جز والدین خود ندارد و اگر دست خود را از این منبع کوتاه ببیند؛ تنبیه سختی برای او محسوب می شود، یعنی نیاز فرزند باقی است اما پاسخ دهنده ای به این نیاز وجود ندارد.
همانگونه در آیات قرآن هم آمده است که یکی از عذاب های قیامت برای عده ای این است که «لاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ [آل عمران77] خدا روز قيامت با آنان سخن نمى‏ گويد و به ايشان نمى ‏نگرد.»
عامل موثر دیگر در تنبیه؛ استفاده از جمالات عاطفی است. به عنوان مثال: فرزندم با این کار باعث ناراحتی من شدی. یا فرد دیگری به کودک بگوید با این کارت پدر و مادرت از تو ناراحت شدند. و این مورد در فرزندانی که رابطه عاطفی بیشتری با والدین خود دارند پاسخگو خواهد بود. و استفاده از این موارد بازدارنده بستگی به روحیات فرزند دارد.
نکته آخر که باید مورد توجه قرار بگیرد اینکه هدف از تنبیه، تربیت است نه تخلیه خشم و اظهار قدرت والدین بر کودک ناتوان، و باید دانست که در فرهنگ قرآن کریم باید با بدی برخورد کرد نه با بد «يَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ [قصص54] بدى را با نيكى دفع مى ‏نمايند.» یعنی، عمل زشت باید مورد نقد قرار بگیرد نه اینکه فرد تحقیر و سرزنش بشود.

- - - - - - - -

پی نوشت

[1]. غرر الحكم و درر الكلم،  تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، ص94
[2]. غرر الحكم و درر الكلم،  تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، ص234
[3]. بحار الأنوار علامه مجلسی(ط - بيروت) / ج‏101 / 99 / باب 2 فضل الأولاد و ثواب تربيتهم و كيفيتها ..... ص : 89

افزودن دیدگاه جدید

.