خدایا ما را لحظه‌ای به حال خودمان رها مکن

رهروان ولایت ـ «ما همه شیران ولی شیر علم/حمله‌امان از باد باشد دمبدم

                    حمله‌امان از باد و ناپیداست باد/جان فدای آن‌که ناپیداست باد»[1]

یکی از امور مهم و قابل توجهی‌که نقش اساسی در زندگی انسان دارد این است‌که خدا لحظه‌ای ما را به‌حال خودمان رها نکند و باید در دعاهای خود این درخواست را از حق‌تعالی داشته باشیم.

در واقع در این دعا از حق‌تعالی می‌خواهیم که خدایا ما را از سقوط از مرحله قابلیت رحمت و عنایت الهی خود حفظ  بفرما. این درخواست آن‌چنان مهم است‌که اهل بیت علیهم السلام پیوسته به‌درگاه حق‌تعالی پناه می‌بردند و تقاضا می‌نمودند که خدایا ما را در چنین حالی قرار مده؛ به‌حدی که پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم در دعاهای خود از حق‌تعالی درخواست می‌نمود: «اللَّهُمَّ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ‏ أَبَد»،[2]؛ «خدایا، یک چشم بر هم زدن، مرا به خود وامگذار.»

هم‌چنین امام سجاد علیه السلام در دعای معروف به «ابوحمزه» فرموده‌اند:

«يَا سَيِّدِي إِنْ‏ وَكَلْتَنِي‏ إِلَى‏ نَفْسِي‏ هَلَكْتُ‏ … وَ مَنْ يَرْحَمُنِي إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِي وَ فَضْلَ مَنْ أُؤَمِّلُ إِنْ عَدِمْتُ فَضْلَك‏»، «خدایا، اگر مرا به خودم واگذاری هلاک می‌شوم…اگر تو بر من رحم نکنی، چه کسی بر من رحم می‌کند.؟! اگر تو فضلت را از من دریغ بداری به تفضل چه کسی امیدوار باشم؟!»

و آن حضرت در دعای چهل و هفتم صحیفه سجادیه خویش فرموده‌اند: «وَ لَا تُرْسِلْنِي‏ مِنْ‏ يَدِكَ‏ إِرْسَالَ مَنْ لَا خَيْرَ فِيهِ، وَ لَا حَاجَةَ بِكَ إِلَيْهِ، وَ لَا إِنَابَةَ لَه‏»،[3]؛ «خدایا، مرا از سایه قدرت خودت رها مفرما، همانند کسانی‌که هیچ گونه خیری در آن‌ها نیست و تو اهمیتی به آنان نمی‌دهی و به بازگشت آنان علاقمند نیستی.»

نیز حضرت سید الشهدا علیه السلام در دعای شریف «عرفه» خطاب به حق‌تعالی می‌فرمایند: «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ‏ فَقَدَكَ‏ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ لَقَدْ خَابَ مَنْ رَضِيَ دُونَكَ بَدَلًا وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغَى عَنْكَ مُتَحَوَّلا»، «آن‌که تو را ندارد چه دارد؟! و آن‌که تو را دارد چه کم دارد؟! چه نگون بخت و زیان‌کار است آن‌که تو را رها کرده و به‌درگاه دیگری حاجت برد.»

به‌راستی اگر انسان توجهی به خویشتن نماید و درباره هر یک از ناتوانی‌های خود اندیشه نماید، خود را یک‌پارچه فقیر محض و نیازمند قدرت حق‌تعالی می‌بیند که اگر یک لحظه او را به خود رها کند، نمی‌تواند آب دهان خود را فرو برد و پلک چشمش را نمی‌تواند بر روی هم بگذارد و نمی‌تواند بخوابد و یا از خواب برخیزد.

«ای جود تو سرمایه سود همه کس/وی ظلّ وجود تو وجود همه کس

گر فیض تو یک لحظه به عالم نرسد/معلوم شود بود و نبود همه کس»[4]

ضربان قلب، کشش جریان خون، حرکت و انقباض و انبساط دستگاه تنفسی، فعال بودن مراکز عصبی، انتقال اطلاعات از مراکز عصبی به مغز و فرمان مغز به عکس العمل در مقابل پدیده‌ها و هزاران هزار رخداد دقیق دیگر که هنوز علم پرده از اسرار آن‌ها نگشوده است، همه و همه به حول و قوّه الهی به‌وجود می‌آید.

«به اندک التفاتی زنده دارد آفرینش را/اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها»[5]

و البته مهم‌تر از امور مادی، بحث جریان معنوی است‌که از حق‌تعالی بخواهیم ما را لحظه‌ای از مسیر هدایت و بندگی خارج نفرماید و به خود وا نگذارد و فیض معنوی خود را قطع نفرماید که نتیجه‌ای جز سوء عاقبت نخواهد داشت.

———————————–

پی‌نوشت:

[1].مولوی

[2].بحارالانوار،ج92ص352

[3].فراز سی و چهارم، از دعای چهل و هفتم صحیفه سجادیه

[4].فیض کاشانی

[5].همان