همه دنبال خدا هستند، حتی شیطان پرستان

اهل عرفان بیان می‎کنند که همه انسان‎ها دنبال خدا هستند، ولی این سخن برای فهم انسان‎های عادی کمی سخت به نظر می‎رسد که چگونه فلان گنهکار هم خداجوست؟

در این مطلب می خواهیم به تبیین این موضوع، به صورت مصاحبه‎ای فرضی، ولی در حقیقت واقعی و بسیار شیرین با یک گنه‎کار تمام عیار بپردازیم:

مصاحبه گر: در دنیا دنبال چه چیزی هستی؟

گناه کار: دنبال گناه هستم وهیچ چیزدیگری را قبول ندارم.

- اگر دنبال گناه هستی، چرا با فلانی بهم زدی؟ خوب گناه را ادامه می‌دادی؟

- چون حال نمی‌داد، عوض کردم. با یکی دیگه دوست شدم.

- پس با اینکه گناه هست، ولی نمی‌خواهی انجامش بدی؟

- بله من کاری به گناه و ثوابش ندارم، دنبال حال خودم هستم، هر جا لذت باشه، من اونجام. چه گناه باشه چه ثواب.

- پس دنبال گناه نیستی، دنبال لذتی.

- بله.

- خوب شد، یک مرحله جلوتر رفتیم. حالا چقدر لذت می‌خوای؟

- خوب معلومه، هرقدر باشه. من دنبال لذت صد در صد هستم، نه حتی نود ونه درصد.

- آفرین. پس دنبال لذت صد در صد هستی. لذت صد در صد کی ایجاد می‌شه؟

- خوب معلومه، اونوقت که محبوبی که بهش میخوام برسم، محبوب کامل و صد در صد باشه.

- پس اگه محبوب ناقص باشه لذت به همان مقدار ناقص می‌شه و حال آدم بهم می‌خوره؟

- آره.

- به نظرت کامل ترین موجود کیه؟

- می‌خوای چی بگی؟

- خودت رو گول نزن، هر چی تشخیص می‌دی رو بگو.

- خوب باشه. معلومه که محبوب کامل خداست.

- پس فهمیدی که دنبال خدا هستی؟ اما راه را اشتباه میری و هی مجبور میشی عوضش کنی، چون متوجه میشی که اونی که می‌خواستی نبود. و در آن دنیا هم عذاب در انتظار توست. چون می‌تونستی حق را پیدا کنی و این اشتباه را نکنی.

- راست می‌گی. ولی نمی‌دونم چرا این کار رو می‌کنم.

- بخاطر اینکه خیال می‌کنی لذت صد در صد رو با غیرخدا بدست میاری.

- آخه من از خدا لذت نمی‌برم.

- معلومه، چون سیستم وجود خودت رو طوری تنظیم نکردی که بتونی از خدا لذت ببری، مثل لذت مطالعه که برای هر کسی ایجاد نمی‌شه، و باید اولش با خودت مبارزه کرده و مطالعه کنی تا کم کم لذت مطالعه برات ایجاد بشه. و بعدش دیگه نمی‌تونی مطالعه نکنی.

- چکار کنم آخه سخته.

- برات یه مثال می‌زنم؛ یخچال رو به عنوان جا کفشی استفاده کردن سخته یا در جای خودش استفاده کردن؟

- معلومه که اگر به عنوان جاکفشی استفاده بشه خراب میشه.

- انسان هم اگر طبق دستور خدا عمل کنه راحت تر وآرام تر است. مثلا کسی که در وسط جاده خطرناک سفره باز کرده و چلوکباب می‌خورد، آیا از غذا خوردن لذت می‌برد؟ معلومه که نه. چون همیشه احتمال میده یک ماشین به او برخورد کنه و بمیره. این مثل کسی است که با خدا میانه خوبی نداره، همیشه می‌ترسه که بمیره و نمی‌دونه بعد از مرگ چه اتفاقی می‌افته، ولی کسی که در سایه درختی آسوده وآرام نشسته و غذای ساده ای حتی می‌خوره، آرامش داره. و اگر هم غذایش ساده باشه این را از طرف خدا میبینه و آنچه از دوست رسد نیکوست، این مثل کسی است که با خداست،که در زندگی دنیا اگر هم مشکلاتی داشته باشه، ولی همه این مشکلات را از طرف خدا می‌بینه و بنابراین خوشحال هست که مولا مرا دوست داره که می‌خواد امتحانم بکنه و رشدم بده.

یک مثال دیگه برات می‌زنم: اگر براده های آهن را با چند آهن ربا روبرو کنی چی میشه؟

- خوب هر آهنربایی یک مقدار براده را جمع می‌کنه.

- حالا فرض کن یک آهنربا باشه چی میشه؟ معلومه دیگه همه اشان به یک آهنربا جذب میشن واین خیلی بهتره . اهل دین ودوستان خدا فقط با او معامله می‌کنند لذا ثبات شخصیت و استحکام رفتاری دارند. برخلاف اهل دنیا که هر روز باید دل کسی را بدست آورند و دلشان همیشه مشوش و مضطربه، که فلانی راضی شد یا نه. و می‌دونی هم که به این راحتی‌ها نمیشه دل مردم رو بدست آورد و تقریبا محاله که انسان بتونه همه اینها رو راضی کنه.

حضرت یوسف به دوستان زندانی خود در زندان فرمود: «يا صاحِبَيِ السِّجْنِ، أَ أَرْبابٌ‏ مُتَفَرِّقُونَ‏ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ؟[یوسف/39] ای همراهان زندانی من، آیا اربابهای مختلف بهتر است یا خداوند واحد قهار؟»

علاوه براین، دنیا معشوقه خیلی‌ها هست و روی آن جنگ و دعوا زیاده و هرکسی در این مبارزه پیروز نمیشه وخیلی ها به خواسته خود نمی‌رسن، و خود این اذیت زیادی داره.

ببین یک روایت برات نقل می‌کنم: «از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند: يَا هِشَامُ إِنَّ الْعَاقِلَ نَظَرَ إِلَى الدُّنْيَا وَ إِلَى أَهْلِهَا فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ وَ نَظَرَ إِلَى الْآخِرَةِ فَعَلِمَ أَنَّهَا لَا تُنَالُ إِلَّا بِالْمَشَقَّةِ فَطَلَبَ بِالْمَشَقَّةِ أَبْقَاهُمَا[1] ای هشام، عاقل به دنیا نظر می‌اندازد و به اهل دنیا، می‌فهمد که دنیا بدون مشقت بدست نمی‌آید، و به آخرت هم نظر می‌اندازد و می‌فهمد که آن هم بدون مشثت بدست نمی‌آید، پس (چون می‌بیند بالاخره باید زحمت بکشد و یکی را انتخاب کند)، آن را که باقی تر است(آخرت) برمی‌گزیند.»

والسلام علی من اتبع الهدی

--------------------------------------

پی نوشت:

[1]الكافي ج‏1 - 18 كتاب العقل و الجهل ص : 10

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.