آزادی هدف یا وسیله؟

- آزادی به معنای ارزشی و لطیف آن به معنای رهایی روح انسان از ناهنجاری‌ها، رذایل اخلاقی و نفسانی و قیود مادّی است که در آموزه‌های دینی به این مطلب اشاره شده است:

امام علی علیه‌السلام در این زمینه می‌فرمایند: «من ترک الشهوات کان حرّا»؛  آزاد کسی است که از شهوات اجتناب کند.[1]

و در بیان دیگر آمده است: «لایسترقنّک الطمع وقد جعلک اللّه‏ حرّاً»؛  یعنی ای انسان، طمع و آز تو را اسیر و برده نکند، در حالی‌که خدا تو را آزاد آفریده است.[2]

کسی که بر اثر طمع، حرص و تمایلات شهوانی مجبور می‏‌شود تحمیلات و محدودیت‌هایی را قبول کند، آن انسان در حقیقت آزاد نیست.

در قرآن کریم در توصیف پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم آمده است: «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ...»[اعراف/ 157]؛ و بند و زنجيرشان را می‌‏گشايد.

«اصر» در لغت به معنای طناب‌هایی است که پایه خیمه را به وسیله آن با میخ به زمین می‏‌کوبند.[3]

 در واقع پیامبر اسلام‌صلی‌الله علیه و آله و سلم آمده تا آن غل و زنجیرهایی که به پای انسان‌ها بسته شده و سنگینی می‏‌کند و مانع پرواز و تکامل او می‌‏شود، را از گردن و پای او باز نماید تا بتواند به راحتی اوج بگیرد. همان‌طوری‌ که طناب بسته شده به خیمه، مانع حرکت خیمه است، انواع و اقسام تمایلات نفسانی و شهوانی و عقاید باطل و خرافی که امروز به صورت مدرن در دنیا  و جوامع غربی جلوه‌گری می‌کنند و  از آن به اسم آزادی نام می‌برند، انسان‌ها را به صورت یک حیوان درمی‌‏آورد، که اصلاً از ویژگی‌های انسانی در آنها اثری نیست، و مانند آن ریسمان‌ها مانع تکامل انسان می‌شوند. در این راستا دین اسلام آمده تا با تعالیم خود این موانع را ازبین ببرد و او را از حضیض ذلت به اوج عزت برساند و مقرّب در درگاه الهی بگرداند.

پس هدف اصلي در تفکر اسلامي تکامل انسان از جهت معنوی و تقرب او به حق‌تعالی در سایه‌سار عبودیت می‌باشد. و قرآن کریم از این حقیقت به زیبایی پرده بر می‌دارد که: «ما خلقت الجن و النس الا لیعبدون»[الذاریات/ 56]؛ جن و انس را جز براى پرستش خود نيافريده‌‏ایم.

«حافظ از جورتو حاشا که بگرداند روی/ من از آن روز که در بند توام آزادم»

و صرفا اين امر است که داراي ارزش ذاتي مي‌باشد و آزادی و سایر ارزش‌های دیگر قداست خود را از این هدف دریافت می‌کنند.  و در این میان چون آزادی وسیله  یک هدف مقدس می‌شود، قداست دینی پیدا می‌کند.

پس در واقع آزادي خود هدف نيست، بلکه وسيله‌اي در جهت نيل به هدف مذکور است. و ارزش آزادى در آنجا روشن می‌گردد كه انسان در پرتو آن بتواند آن هدف مقدس را، انتخاب کند وخويشتن را به كمال برساند.

به تعبیر شهید مطهری آزادی، کمال وسیله ای است نه کمال هدفی:

 آزادی، کمال وسیله‌­ای است نه کمال هدفی، هدف انسان این نیست که آزاد باشد ولی انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خودش برسد.....آزادی خودش کمال بشریت نیست، وسیله کمال بشریت است.[4]

حضرت امام (ره) هم در این زمینه که آزادی صرفا طریقیت دارد نه موضوعیت، فرموده اند: آزادى يك امانت الهى است كه خداوند نصيب ما كرد؛ آيا اين امانتى كه خداى تبارك و تعالى به ما داد و ما را آزاد كرد، با اين آزادى چه می‌‏كنيم؟ آيا آزادى را صرف صلاح ملت و اسلام می‌‏كنيم؟ يا آزادى را صرف جهاتى كه بر خلاف مسير نهضت و بر خلاف رضاى خداست؟[5]

آزادى بنفسه مقصد نيست، بلکه معبری است برای كمال و سعادت مطلوب انسان، كه همان تقرب به خداوند باشد. و تا جايى قداست دارد كه انسان را به آن هدف برساند؛ آزادى كه به هدف رهنمون نگردد و يا به ضد آن برساند ارزشمند نیست. و اگر از آن سوء استفاده بشود و در راه هرج و مرج و سقوط ارزشهاى انسانى به كار گرفته شود ارزشى ندارد

 بنابراین هدف بهر اندازه ارزشمند باشد آزادى به همان ميزان ارزش پيدا می‌‏كند، خلاصه آزادى هدف نيست بلكه وسيله است، موضوعيت ندارد بلكه طريق است.

پی‌نوشت:

[1].تحف العقول، ص89

[2].تصنیف غرر الحکم و درر الکلم،  ص298

[3].المفردات، ج1، ص78

[4].مجموعه آثار، ج23، ص 318

[5].صحیفه امام، ج8، ص37

افزودن دیدگاه جدید

عدد «سی صد و سیزده» را وارد نمایید