حجاب مقدمه آزادی

آزادى به معنى بی‌قید و بند بودن نسبت به قاعده و قانون و ضابطه‏ نيست. ممكن است در نگاه غرب چنين مفهومى از آزادى ارائه شود، اما در بينش الهى اين ‏نوع آزادى عين اسارت و محبوس ماندن در زندان نفس اماره است، بلکه آزادى در رابطه با قرب حق كه همان كمال حقيقى انسان است، معنا پیدا می‌کند و آزادى حقيقى به معناى رها بودن از هر قيد و بندى است كه مانع  عروج انسان در رسیدن به این مهم می‌باشد.

 واضح  است هر چیزی دارای حدی است. و ما آزادی مطلق نداریم، آیا انسان آزاد است که در نیمه شب با سر و صدای خود همسایه‌ها را بیدار نماید؟ یا بگوید من آزادم و از هر سمت و سو كه بخواهم رانندگی می‌كنم و در سرعت و پارك و دور زدن صد درصد آزادانه و دلخواه عمل می‌كنم،  به راستی اگر فقط در همین یك زمینه به افراد یك شهر آزادی مطلق داده شود چه اتّفاقی خواهد افتاد؟  آزادی‌ای ارزشمند است که موجب ضرر و سلب آسایش دیگران نشود.

یکی از مسائلی که رعایت حدود آن باعث قرب و نزدیکی به حق‌تعالی می‌شود مساله حجاب می‌باشد. چون این امر در مسیر عبودیت و اطاعت حق‌تعالی است.

در حالیکه آزادى زن در بينش و نگرش محافل غربی، يعنى اين كه به هر شكل بتواند لباس پوشد، يا با هركس بتواند رابطه برقرار كند، و حجاب داشتن زن را موجب سلب حق آزادی او می‌دانند و آن را نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می‌آورند.

ولى اين معنا از آزادى با شأن زن سازگار نیست. ارزش وجودی زن اقتضا می‌‏كند كه در خارج از منزل و در برابر بیگانگان، رعایت پاره‌ای از مسائل را بکند، یعنی در نحوه برخورد و پوشش خود روشی را در پیش بگیرد كه باعث تحريك و تهييج دیگران و برهم زدن آرامش آنها نشود و این منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نیست.

«در كشورهاى متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديت‌هايى براى مرد وجود دارد. اگر مردى برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتى با پيژامه بيرون آيد، پليس ممانعت كرده به عنوان اينكه اين عمل برخلاف حيثيت اجتماع است او را جلب می‌كند. هنگامى كه مصالح اخلاقى و اجتماعى، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصى را رعايت كنند مثلًا با لباس كامل بيرون بيايند، چنين چيزى نه بردگى نام دارد و نه زندان و نه ضد آزادى و حيثيت انسانى است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار می‌‏رود.

همين‏‌طور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند، فرياد بزند كه به دنبال من بيا، سر بسر من بگذار، متلك بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش كن.

آيا حيثيت زن ايجاب می‌كند كه اين‌چنين باشد؟  آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود، حواس پرت كن نباشد و نگاه‌هاى شهوت آلود مردان را به سوى خود جلب نكند، برخلاف حيثيت زن يا برخلاف حيثيت مرد يا برخلاف مصالح اجتماع يا برخلاف اصل آزادى فرد است؟.

آرى اگر كسى بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه بيرون رفتن از خانه به او نداد، البته اين با آزادى طبيعى و حيثيت انسانى و حقوق خدادادى زن منافات دارد. چنين چيزى در حجاب‌هاى غيراسلام بوده است ولى در اسلام نبوده و نيست.»[1]

بنابراین با توجه به اینکه زنان باید در جامعه حضور داشته باشند، رعایت حجاب، آنها را از تلاش در صحنه‌های کار و فعالیت باز نمی‌دارد، و مانع آزادی او نیست، زیرا حجاب به معنی پرده نشینی نیست بلکه به معنی پوشش معقول است.

«زن می‌تواند با پوشش کامل اسلامی به تلاش برای زندگی بهتر بپردازد، زیرا مردان بوالهوس اطمینان دارند که این‌ها طعمه و ملعبه نمی‌شوند، بنابراین کمتر مزاحمتی برای آنان ایجاد می‌کنند، اما زنان بی‌حجاب آزادی کمتری دارند، زیرا در معرض دید مردان هستند و چشم‌های هرزه را به سوی خود می‌کشانند، هوس‌ها را تحریک می‌کنند و در نتیجه مورد طمع گرگان شهوت واقع می‌شوند»[2]

پی‌نوشت:

[1].مجموعه آثار شهید مطهری، ج19، ص447

[2].دکتر بهشتی، حجاب و آزادی، ص57

[

افزودن دیدگاه جدید

.