اگر با دیگرانش بود میلی/چرا ظرف مرا بشکست لیلی

0 96

زنی از تمام نعمت‌های ظاهری(چشم، گوش، زبان، پا و دست) محروم بود؛ ولی مرتب خدا را شکر می‌کرد. حضرت عیسی علیه‌السلام به او گفت: با این که از تمام نعمت‌ها محروم هستی باز خدا را شکر می‌کنی؟ در پاسخ گفت: اگر خدا به من توجه نداشت، پس چرا دست و پا و چشم و … مرا گرفت؟! پس معلوم می‌شود خداوند میان این همه مردم، علاقه خاصی به من دارد. «۱»
اگر با دیگرانش بود میلی/ چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خوشا به حال این زن که این چنین نور ایمان در دلش می تابد و با وجود معلولیت، خدا را هم‌چنان شکر گذاری می‌کند. چرا که انسان تا چیزی را نشناسد، نمی‌تواند به آن شوق پیدا کند. پس بر ماست که برای فراهم آوردن ایمان در دو زمینه تلاش داشته باشیم: نخست در زمینه تقویت شناخت خویش، و دوم در زمینه انگیزش میل فطری خویش به آوردن ایمان و انجام کارهای شایسته. باید بدانیم که ایمان نقش بسزایی در سعادت دنیوی و اخروی دارد چرا که انسان را به مقام قرب الهی نزدیک می‌کند. در اینجا می توان دختر نمرود را مثال زد که وقتی پدرش حضرت ابراهیم را در آتش انداخت بر بالای بامی رفت تا نظاره کند، اما دید که ابراهیم میان گل و رضوان نشسته است. گفت ای خدای خلیل!  به خلیل خود نظر لطف کردی و به لطف خود او را نواختی، یک نظر لطف نیز بر من بیچاره کن. ناگاه منقلب شد و در خاک غلتید و ناله سر داد. وقتی خبر به نمرود رسید خود را به دختر رساند و علت را پرسید. دختر گفت: دیده من از مشاهده خلیل خدا پاک شده است. و زمانیکه نمرود دخترش را تهدید کرد که اگر به غیر او، خدای دیگری را قبول کند به هلاکت خواهد رسید. گفت: خدای من اوست که مرا آفرید و از مرگ نیز باکی نیست!«۲»
حاصل آنکه اگر کسی نور ایمان در دلش تابیده شود غیر خدا هیچ نمی‌بیند ولی تاثیر کامل ایمان در سعادت ابدی مشروط به عوامل دیگر نیز می‌باشد. من جمله: ایمان به خدای یگانه، و پاداش و کیفر اخروی، و صحت آنچه بر انبیا علیه‌السلام نازل شده است. و لازمه آن تصمیم اجمالی بر عمل به دستورات خدای متعال است. هم‌چنین فراموشی از خدا و غفلت از مبادی ایمان، سبب می‌شود که انسان خود را فراموش کند و در واقع به حیوان تبدیل شود. سیر در آفاق و انفس و مطالعه تاریخ زندگی اقوام و گذشتگان انسان را از جنین غفلتی خارج می‌کند و سبب می‌شود تا انسان، دارای دل و چشم و گوش شود.
……………………………………………………………………………….
۱-پندهای جاویدان، ص ۴۸۵.
۲-داستان‌های  کشف‌السرار، ص ۳۸۵.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.