آیا همسران پیامبر نیز در صلوات داخل می‌شوند؟

تمامی روایات وارده در مورد کیفیت و چگونگی صلوات، در پیرامون تفسیر آیه‌ی مبارکه «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ[احزاب/۵۶]» وارد شده است. روایات صلوات، از حدود ۱۶نفر صحابه، در کتب حدیثی اهل سنت نقل شده است. ۱۵ نفر از صحابه «آل محمد» را نقل کرده‌اند. و تنها از یک نفر از صحابه به نام «ابوحمید ساعدی» روایتی [هر چند غیر معتبر] نقل شده است که در آن «آل محمد» حذف شده و به جایش عبارت «ازواجه و ذریته» را آورده است.[۱] 
بنابراین بر اساس در صیغه صلواتی که ابو حمید ساعدی آن را نقل نموده است بر همه همسران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و همه نسل ایشان(چه معصوم و چه غیر معصوم) می‌توان صلوات و درود فرستاد و هیچ وجهی برای اختصاص صلوات به چهارده معصوم(علیهم‌السلام) نیست.

اما در مورد روایت ابو حمید ساعدی چند اشکال به نظر می‌رسد که در موردش باید گفت: 
اولا:  آن روایت، خبر واحدی‌ است که در برابر اخبار متواتری که از طرق مختلف آمده و تنها «آل محمد» را در صلوات ذکر نموده‌اند قرار دارد و اعتبارش در برابر آن همه روایات متواتره بسیار اندک می‌گردد.
از آن‌جا که ذکر «آل محمد» در صلوات امری یقینی بوده و صلوات با ذکر «آل» تشریع گردیده است، لذا حدیث‌سازان در صدد کم رنگ نمودن این امر و قرار دادن عِدلی برای اهل بیت(علیهم‌السلام) برآمده‌اند؛ از این‌رو روایتی ساختند که همسران پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نیز در صلوات داخل کردند.

«ابن حجر» در کتاب: «الصواعق المحرقه» در جمع بین این دو دسته روایت یعنی روایات متواتری که «آل محمد» در آن‌ها ذکر شده است و روایتی که «ازواجه و ذریته» در آن آمده است، می‌نویسد: «روایت صلوات به دو صیغه‌ [«اللهم صل علی محمد وآل محمد» و «اللهم صل علی محمد و ازواجه و ذریته»] وارد شده است؛ بنابراین منافاتی ندارد که در صحیح بخاری و مسلم، «آل» [در روایت ساعدی] حذف شده باشد؛[۲] زیرا که در روایات دیگری ذکر «آل محمد» ثابت است. از این‌جا دانسته می‌شود که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) همه‌ی این افراد را در کیفیت صلوات داخل فرموده، منتهی برخی از روات این قسمت [درود بر آل] را حفظ نمودند‌؛ در حالی که صلوات بر ازواج و ذریه را حفظ ننموده‌اند و برخی دیگر صلوات بر ازواج و ذرّیه را حفظ نموده و صلوات بر آل را حفظ ننموده‌اند».[۳]

پاسخ ما به سخن ابن حجر آن است که ذکر «آل محمد» امری متواتر و یقینی بوده به گونه‌ای که فرض فراموشی و عدم حفظ آن از سوی راویان اخبار امری بعید می‌نماید؛ لذا ما معتقدیم که این اسقاط امری عمدی و در راستای کم رنگ نمودن جایگاه اهل بیت(علیهم‌السلام) بوده است.

ثانیا: هم‌چنین بر فرض، اگر فقره «ازواجه و ذریته» درست باشد و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آن کیفیت صلوات نیز دستور داده باشد، چرا صحابه‌ای هم‌چون امیرالمومنین(علیه‌السلام) ، «ابن عباس» ، «ابو سعید خدری» ، «بریده» ، «ابومسعود انصاری» ، «طلحه» ، «ابن مسعود» ، «ابو هریره» ، «یونس بن خباب» ، «کعب بن عجزه» و دیگران که کیفیت صلوات را با «آل محمد» روایت کرده‌اند آن‌را اصلا ذکر نکرده‌اند؟! در حالی که این اصحاب شاخص‌ترین افراد امت در حفظ حدیث بوده‌اند و امری بعید است که آنان در چنین مساله‌ی آشکاری دچار اشتباه و فراموشی شده باشند؛ علاوه بر آن‌که راویانی که این اخبار را از این اصحاب نقل نموده‌اند؛ خود نسبت به ازواج عنایت ویژه‌ای داشته‌اند که فرض فراموشی این فقره از طرف آنان نیز، فرضی بعید می‌نماید.

ثالثا: نکته‌ی دیگر آن‌که در صلواتی که در آن ذکر ازواج به میان آمده گفته شده: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَ عَلَى أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ» تبعا در برابر صلوات بر ابراهیم و آل ابراهیم باید صلوات بر محمد و آل محمد قرار بگیرد و چگونه ممکن است پیامبری که فصیح‌ترین فرد عرب بود عِدل و معادل صلوات بر خویش و ازواج و ذریه‌اش را صلوات بر ابراهیم و ال ابراهیم قرار داده باشد که هیچ تناسبی میان‌شان وجود ندارد. چون بر اساس فصاحت کلام و منطق سخن لازم است که معادل یک کلمه متناسب با آن باشد و در این صیغه صلوات می‌بایست این‌گونه گفته می‌شد: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَ عَلَى أَزْوَاجِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى ابراهیم و ازواجه و ذریته»؛ در حالی‌که چنین گفته نشد و بین دو فراز هیچ تناسبی وجود ندارد.
اما در روایاتی که معادل و در برابر صلوات بر ابراهیم و آل ابراهیم، صلوات بر محمد و آل محمد قرار گرفته است، تناسب بسیار واضح و آشکار است؛ زیرا مقایسه بین پیامبر و آل آن حضرت، با ابراهیم و آل ابراهیم صورت پذیرفته است. در حالی که در صیغه‌ی صلواتی که ازواج در آن قرار گرفته‌اند، هیچ تناسبی بین این دو فقره مشاهده نمی‌‌گردد؛ یک طرف پیامبر و ازواج و ذریه قرار دارند و در طرف دیگر ابراهیم و آل او قرار دارند.

قرآن کریم نیز به هنگام یاد کردن از ابراهیم(علیه‌السلام) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ»[ال‌عمران/۳۳] در این آیه سخنی از همسران حضرت ابراهیم به میان نیامده، در حالی که مقام و منزلت حضرت هاجر بر کسی پوشیده نیست؛ اما مراد از آل ابراهیم در این آیه، همان کسانی‌اند که به مقام رسالت و امامت نائل گشتند؛ هم‌چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِین[بقره/۱۲۴] و هنگامى که خدا ابراهیم را با کلماتى بیازمود و او همه را به اتمام رسانید، گفت: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم. [ابراهیم‏] گفت: از خاندانم چطور؟ فرمود: عهد من به ستمکاران نمى‏‌رسد» در مورد پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نیز، تنها آل آن حضرتند که با ایشان معیّت و همراهی داشته؛ کسانی که معصوم بوده و تالی تلو مقام آنحضرت قرار گرفته‌اند.

در نتیجه: روایت ابو حمید ساعدی نیز به خاطر خبر واحد بودنش اعتبار اندکی دارد و اعتبارش آن‌جا کمتر و کمتر می‌‌شود که درست در برابر و مقابل آن، روایات صحیحِ فوق متواتری وجود دارد که در همه آن‌ها بعد از صلوات بر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کلمه «آل محمد» آورده شده و تنها بر آل محمد درود فرستاده شده و اصلا ذکری از همسران به میان نیامده است. مضاف بر این‌که هیچ‌یک از صحابه بزرگی که همه راوی کیفیت صلواتند اصلا صلوات بر ازواج و همسران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نقل نکردند بلکه برعکس، همه آن‌ها کیفیتی از صلوات نقل نمودند که فقط «آل محمد» در آن وجود دارد. علاوه بر این، اشکالات محتوایی و دلالی نیز به این روایت وارد است. لذا این روایت از حیز انتفاع و درجه اعتبار ساقط می‌شود.

_________________________________
پی‌نوشت
[۱].«عمر بن سلیم زُرَقی» روایت می‌کند که ابو حمید ساعدی به من خبر داد که آنان از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سؤال نمودند: ای رسول خدا! چگونه بر شما درود بفرستیم؟ آن حضرت فرمودند بگوئید: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّیَّتِهِ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ، وَبَارِکْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّیَّتِهِ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ». الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلى الله علیه وسلم وسننه وأیامه = صحیح البخاری، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی)، ۱۴۲۲هـ، چاپ أول، کتاب الدعوات، باب۲۳.
[۲]. یعنی تنها در نقل ابو حمید ساعدی.
[۳]. الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه، أحمد بن محمد بن علی بن حجر الهیتمی السعدی الأنصاری، شهاب الدین شیخ الإسلام، أبو العباس (م۹۷۴هـ)، مکتبه القاهره، ص۱۴۶.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.