فعاليت‌هاي انقلابي آیت اللّه سید هادی میلانی

آیت اللّه «سید هادی میلانی» فرزند «سید احمد» از شاگردان بارز صاحب‌ جواهر و مرجع تقلید کردم آذربایجان بود. مادر ایشان دختر  محمد حسن‌ مامقانی(م 1323)[1] می‌باشد، وی بانوئی‌ با‌ جلالت‌ و دارای ملکات فاضله بوده است.‌[2] ایشان در‌ شب هفتم ماه محرّم 1313 در نجف اشرف چشم به دنیا گشود.[3]

آیت اللّه میلانی و نهضت جمهوری اسلامی‌ ایران:

ایشان یکی از چهره‌های برجسته و شناخته شده بین مبارزین در نهضت اسلامی ایـران‌ بودند و مـخصوصا‌ بـعد از قضیهء انجمن‌های ایالتی و ولایتی، فعالیّت‌های معظم له،  همراه دیگر مراجع بزرگ، چشم‌گیر و قابل‌ توجه‌ بود. از‌ جمله در تاریخ جمادی الثـانی 1382 در تـلگراف‌ شدید اللحـنی، عواقب تصویب این لایحه را به نخست‌ وزیر‌ وقت گوش‌زد کرد.

نمونه‌هایی از فعالیت‌های انقلابی ایت الله میلانی:

1. در تاریخ 28/11/41 در اعلامیه‌ای ضمن تعطیلی عید نوروز، مظالم‌ دستگاه‌ ستم‌شاهی را به ملّت مسلمان ایران گوش‌زد کردند؛ متن اعلامیه چنین است: «ملت مسلمان ایران، همه سـاله در‌ طـلیعه‌ی سال‌ نو طبق عادات جاریه، مردم این‌ مملکت عیدی داشته و مراسمی عمل می‌گردید، ولی بـا‌ کـمال‌ تأسف آن‌چه در گذشته بر ملّت ما گـذشت، دلی شـاد و خـاطری آسوده باقی نگذاشت، در این مدّت‌ هیئت‌ حاکمه‌ و زمـام‌داران، از هـیچ تجاوزی به حقوق فرد و اجتماع دریغ نکرده، گستاخی‌ را‌ تا آن‌جا کشاندند که قوانین آسـمانی اسـلام‌ را‌ مورد‌ ملعبه قرار داده و بدون تـوجه بـه خشم‌ عـمومی‌ مـلّت مـسلمان، به حریم احکام شرعیه که در حـکم‌ نوامیس الهـی می‌باشد، تجاوز کردند‌ و هم اکنون جمعی از علماء‌ و رجال متدیّن‌ و استادان‌ و دانشجویان دانـشگاه‌های مـملکت در زندان بسر‌ می‌برند، از‌ هر طرف‌ ابتلاء و فـقر و گرسنگی ملت ما را تـهدید می‌کند.

بی‌کاری و فـساد‌ و تجاوز عمّال حکومت به حـقوق‌ انـسانی افراد، نقطه‌ای را خالی‌ نگذاشته، تنها‌ چیزی‌ که مورد توجه نیست، حقوق ملّت‌ و مصالح آن‌هاست، معلوم‌ نیست تا کـی مـهلت پیدا کنند و عاقبت کار بـه کـجا‌ بـرسد؟ روشن‌ است در این‌ شرایط، روحانیّتی کـه خـود‌ را‌ شریک‌ غم و شادی‌ مـلّت‌ مـسلمان ایران می‌داند،  هرگز عید‌ و مراسم آن را نخواهد داشت، جز آن‌که متوسل به اوّلین شخص عالم‌ امکان حضرت ولیعـصر‌(ارواحنا‌ له الفداء) شده و از درگاه‌ خداوند‌ مـتعال مسالت‌ نـماید در سـال جـاری‌ فرجی برای ملت مـسلمان و عموم برادران ایرانی روی‌ دهد و آسایش روحی و فکری حاصل‌ آید.
«و‌ السلام علی من اتّبع الهدی‌» محمد هـادی‌ الحـسینی‌ المیلانی‌22ذی الحجة 1382».

2. ایشان بعد از قیام شکوه‌مند‌ 15 خرداد و دست‌گیری‌ و زندانی شدن حـضرت امام(قدس‌سره) چون رژیم تهدید کرده بود که دست‌گیر شدگان در دست مـا گـرفتارند، دادگاه صـحرایی تشکیل می‌دهیم و آن‌ها را محاکمه و اعدام می‌کنیم. مرحوم میلانی برای دفاع از کیان اسلام‌ و‌ مرجعیّت شیعه، بدون اطلاع قبلی و به طوری که مـقامات مـحلی، خبردار نشوند به وسیله‌ی هواپیما عازم تهران می‌شود و لکن بعد از پرواز در حالیکه هواپیما به نـیمه‌های راه رسـیده بـود، مزدوران شاه‌ از‌ قضیه با خبر شده و هواپیما را به مشهد برمی‌گردانند و در نتیجه آن مرحوم از راه‌ زمینی و باز بدون اطـلاع مأمورین، خود را به تهران رسانده و طی تلگرافی خدمت‌ حضرت‌ امام‌(رحمه‌الله‌علیه) چنین مرقوم داشتند: «بازداشت حضرت‌عالی و بقیه آیات و حجج و مبلغین و اساتید دانشگاه و سایر اشخاص‌ محترم با ایمان در ایّام عزاداری حسینی(علیه‌السلام) به جرم اظهار حق و امر و به معروف و نهی از منکر بسیار موجب تأثّر است.... ساکت نخواهیم نشست، بر همه مسلمانان لازم‌ است به‌ وظیفه‌ ارادت‌مندی‌ خود عمل نمایند و یاری و پشتیبانی کنند و هم آهنگی خود را اظـهار بـدارند تـا‌ با‌ تأیید خداوندی، قرآن و دین و آئین از مخاطرات مصون گـردد، گویا اولیـاء امور می‌خواهند‌ این‌ مملکت‌ جعفری را به خاک و خون کشیده، با کشتن جوانان غیور و با ایمان، کشور را به دست‌ دشمنان‌ اسلام و قـرآن بسپارند......سید مـحمدهادی الحـسینی المیلانی».

3. در تاریخ 2/5/42 نیز ضمن اعلامیه‌ای مفصل در محکومیت دست‌گیری حضرت امام، مظالم‌ دسـتگاه‌ شـاهنشاهی را به مردم گوش‌زد کرده و آنان را به پایداری دعوت نمودند.[4]

حاصل آن‌که: با توجه به این شواهد ایشان در حمایت از انقلاب و حمایت از حضرت امام نقش موثری داشته و مردم را برای حمایت از این دو تحریک می‌کردند و با سخنرانی و قلم خود با رژیم منحوس پهلوی مبارزه کرده و از انقلاب دفاع می‌کرد.

 

....................................................
پی‌نوشت
[1]. مقدمه محاضرات فـی فـقه الامامیة.
[2]. مخزن المعانی ص 241.
[3] همان.
[4].مجله نور علم، شماره 25.