محمد بن عبدالوهاب و تبعات تفکر تکفیری

 تفکرات تکفیری محمد بن عبدالوهاب، تبعات سوء زیادی در پی داشته است، نمونه‌ی بارز آن پیدایش گروه‌های تکفیری افراطی است که در جهان اسلام به‌وجود آمده است و سال‌هاست که گریبان‌گیر ملت مسلمان شده است.
اما سرکردگان وهابی در مجامع گوناگون و به انحاء مختلف ابراز می‌دارند که ما مسلمانی را تکفیر نمی‌کنیم، لذا اتهام تکفیری بودن شامل وهابیت نمی‌شود.
مساله‌ی مهم این است که این انکار، با عمل ایشان مطابقت ندارد، به عبارت دیگر آن‌ها به زبان چیزی می‌گویند که در عمل به آن ملتزم نیستند.
اگر کسی از ما بپرسد که دلیل شما در این ادعا چیست؟ می‌گوییم شواهد بسیاری در اعمال و نوشته‌های سرکردگان وهابی وجود دارد که موید کلام ماست. به عنوان نمونه می‌توان به کتاب الدرر السنیه اشاره کرد که حاصل نظرات بزرگان طراز اول وهابی است، در این کتاب شانزده جلدی، دو جلد هشتم و نهم، به جهاد اختصاص داده شده است.[1]
شاید بپرسید که ربط این جهاد به تکفیر مسلمانان چیست؟ پاسخ این است که این دو جلد مشتمل احکام جهاد علیه مسلمانان است، و به هیچ عنوان از دیگر اقشار مثل مشرکان، مسیحیان، یهودیان و ... کلامی به میان نمی‌آید.
قطعا اگر ایشان سایر مسلمین را کافر نمی‌دانستند هرگز مساله‌ی جهاد علیه ایشان را مطرح نمی‌کردند، حاصل این کلام اگر تکفیر مسلمانان نیست، پس چه نامی می‌توان برای آن در نظر گرفت؟
مورد دیگر که تفکر تکفیری در آن اظهر من الشمس است، این است که در جریان اختلاف میان عبدالله و سعود از فرزندان فیصل بن ترکی (از پادشاهان سعودی) کار به جایی رسید که در هر طرف بزرگانی وجود داشتند که طرفدار یکی از این دو نفر بودند، و علنا طرف مقابل را تکفیر می‌کردند.[2]
و این نیست مگر نتیجه‌ی تدریس و انتشار کتب محمد بن عبدالوهاب و عقاید تکفیری او که حتی دامن‌گیر خود وهابیان شده، و به اندک مساله‌ای سایر مسلمانان و حتی دیگر وهابیانی که نظری مخالف آن‌ها دارند را تکفیر می‌کنند.

پی‌نوشت:

[1]. علماء نجد، الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه، محقق عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، ریاض، عربستان، 1417ق.
[2]. مالکی، حسن بن فرحان، داعیا و لیس نبیا، ص 63، ناشر: مرکز دراسات تاریخی، اردن، ۲۰۰۴م.

افزودن دیدگاه