مقایسه اسلام و بهائیت در شستن پا را بیان کنید

آیین مقدس اسلام به اندازه ای به موضوع طهارت و نظافت اهمیت داده و به زبان های مختلف و تعبیرات گوناگون از این موضوع طرفداری نموده است که بالاتر از آن متصور نیست.
و برای فهم حقیقت این مطلب لازم است به ابواب مختلف طهارت که درکتب احادیث فقه منعقد است (تطهیر، وضوء، غسل، نجاسات، مطهرات، حمام، مسواک، تزیّن و غیر آنها) مراجعه نمود.
و جناب میرزا بهاء از یک طرف موضوع نجاسات را از میان برداشته و تمام اشیاء را در دریای طهارت غرق می بیند، و از طرف دیگر برای جلب نظر مردم ظاهر بین در موضوع پاها که اغلب بدبو و زودتر کثیف و متعفن می شوند، حکم می کند که در هر چند روز باید آنها را شست و شو و پاک کرد.
در اقدس می گوید: اغسلوا ارجلکم کل یوم فی الصیف و فی اشتاء کل ثلاثة ایام مرة واحدة و من اغتاظ علیکم قابلوه بالرفق- پاهای خودتان را در فصل تابستان در هر روز یک مرتبه بشوئید و در فصل زمستان از هر سه روز یک مرتبه و چون کسی به شما غیظ و غضب کند در مقابل آن نرمش و مدارا کنید. [1]
اسلام می گوید: در هر وضوئی که می گیرید، پای های خودتان را مسح کنید، و هر موقع که بدن شما کثیف شد، آن را تطهیر و تمیز نمائید، و در صورت احتیاج یک روز در میان استحمام کنید.
انصافا برای تنظیف و استحمام و تطهیر نمی شود حد معینی را تعیین کرد، از باب مثال، کسی را می بینیم در اثر عرق کردن پاها مجبور می شود هر روز یک مرتبه پاهای خود را شسته و کثافت و عفونت را از خود زائل کند، دیگری در هر هفته یک مرتبه هم محتاج به تطهیر نمی شود. باز یکی در اثر گرمی مزاج و چرب بودن پوست بدن خود را ملزم می بیند که در هر روز یک مرتبه به حمام رفته و صابون و کیسه بزند، و دیگری از هر ده روز هم به یک مرتبه صابون زدن محتاج نمی شود.
پس بهتر اینست که این حکم بطور کلی و بدون تحدید به زمان و مدت ذکر بشود. اشخاصی که پاهای ایشان متعفن می شود بسیار خوب است ، ولی این حکم را نمی شود قانون کلی برای همه جا و هر فرد و هر فصلی گرفت.
در نقاط سردسیر و مخصوصا در هوای زمستان شستن پاها از هر سه روز یک مرتبه کاملا بی وجه و بی ربط است.
و در نقاط گرمسیر نیز مخصوصا در تابستان نه تنها در هر روز یک مرتبه شستن پاها لازم است بلکه در هر روز چندین مرتبه شست و شوی تمام بدن حتمی است.
و ممکن است جناب میرزا از لحاظ کثافت و عفونت پاها بسیار ناراحت و متأذّی میشده است، و خواسته است همه مانند خود ایشان در این حکم اشتراک جویند. [2]

 

پی نوشت:

1- صفحه 41 سطر 5

2- محاکمه و بررسی باب و بهاء جلد 2 صفحه 87 و 88

 

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.