شناخت خصوصیات جسمی و روحی فرزندان

شناخت خصوصیات جسمی و روحی فرزندان یکی از امور بسیار دقیق و حساسی است که راه گشای بسیاری از مسائل تربیتی و برطرف‌کننده‌ی اکثر آسیب‌ها و معضلات بزرگ و کوچکی است ک در زندگی فرزند به وجود می‌آید بلکه برای انجام تمام امورمان نیازمند معرفت‌هایی این‌چنینی هستیم:
امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمود:
«مَا مِنْ‏ حَرَکَةٍ إِلَّا وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ فِیهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ» هیچ حرکتی نیست مگر این‌که تو در آن نیازمند یک معرفت و دانشی هستی.1
بنابراین در امر تربیت فرزندان هم شناخت حالات جسمی آنان لازم است و هم شناخت حالات روحی آن‌ها، به این نحو که ابتدا باید مزاج فرزندان و اعضای خانواده به‌خوبی شناسایی شود تا در امر پخت‌وپز غذا و ارائه‌ی خوراکی‌ها برای فرزندان مادر دچار سردرگمی نشود که برخی از بیماری‌های جسمی و روحی برای فرزندان حاصل شود، به دلیل این‌که بسیاری از نارسایی‌های جسمی فرزندان نتیجه‌ی استفاده‌ی ناصحیح از مواد غذایی است که مادر نادانسته به خورد فرزندان می‌دهد.
در دورانی که دشمنان بشریت را در گرداب و باتلاق جهل و استعمارهای گوناگون فرهنگی و غذایی و اقتصادی و فکری انداخته‌اند لازم و ضروری است که مادران آگاه با تحصیل و آموزش کسب کردن در مورد اولیات مربوط به صحت جسمانی فرزندان مقدار بسیاری از بیماری‌ها را در وجود فرزندشان از بین ببرند.
و اما شناخت خصوصیات روحی فرزندان نیز بسیار مهم است تا با آن بتوان در حالات خاص امور تربیتی را اجرا کرد به‌عنوان‌مثال اگر مادر بخواهد فرزند را درزمانی که او برحسب روحیات خود آمادگی پذیرش نصیحت را ندارد نصیحت کند این امر موجب می‌شود که نصیحت مادر دقیقاً اثر معکوس داشته باشد و موجبات لج بازی فرزند را فراهم کند یا آن‌که اصلاً اثری نداشت باشد.
لذا باید این قسم از خصوصیات فرزندان به‌خوبی شناخته شود تا برای اجرای دستورالعمل‌ها از آن استفاده کرد.
به‌عنوان‌مثال برخی از فرزندان هستند که هنگام گرسنگی دچار پرخاشگری می‌شوند و این امر موجب می‌شود نتوان به او امرونهی کرد و یا برعکس برخی از فرزند دان هنگام گرسنگی روحیه‌ی ایشان لطیف شده و ذهنشان بهتر کار می‌کند و آن زمان، زمان مناسبی برای آموزش دادن و نصیحت ایشان است و بدیهی است که این نصیحت کردن در این دو فرد دو عکس‌العمل متفاوت را به وجود خواهد آورد.
لذا باید در این بخش بسیار دقت کرد.
مطلبی که در اینجا بسیار مهم و اساسی است دانسته شود این است که باید دانست این خصوصیات و رفتارها و حالات روحی فرزندان تا آنجا که مخالفت و تناقضی با احکام و دستورات دین ندارند باید رعایت شود ولی در اموری که رعایت آن‌ها امر صریح شریعت است نباید اجازه داده شود که هیچ مصلحتی احکام الهی را تحت‌الشعاع قرار دهد به این معنی که مصلحت‌اندیشی‌های ما موجب شود حکم الهی زیر پا گذاشته شود چراکه خود این امر یعنی سهل‌انگاری احکام الهی یکی از معضلات و موانع تربیت صحیح والهی فرزندان است چراکه هدف در تربیت فرزندان الهی کردن ایشان است نه این‌که هر نوع تربیتی مراد باشد لذا باید حرمت احکام الهی را نگاه داشت و نباید هیچ مصلحتی را بر آن‌ها مقدم کرد.


1-تحف العقول، النص، ص: 172

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.