اندیشه‌های بودا و دالایی لاما بر چه اساسی ست؟

ابتدا باید توجه کرد که عقیده دالایی لاما با آن چه تحت عنوان حرکت جوهری در فلسفه اسلامی آمده است بسیار تفاوت دارد , به گونه ای که به صورت بنیادین با هم تعارض دارند. این گفته دالایی لاما باید در فضای آیین بودیسم معنا شود نه به عنوان یک مطلب بریده از دیگر اندیشه های دالایی لاما.
در نگاه بودا هيچ جوهر ثابت و پابرجايي در عالم وجود ندارد و همه چيز درتغيير و دگرگوني است.( زندگی در راهی بهتر، دالایی لاما ص 60) اين عدم ثبات به صورت های متعددی در کتاب های بودایی ها و در نوشته ها و گفته های دالایی لاما مورد تبیین قرار گرفته است. در گفته هاي دالايي لاما از این دگرگونی عمومی اشیاء، به «تهيگي» تعبير شده است.
«تهيگي به معناي آن است که هيچ پديده¬اي نمي¬توانست هستي ذاتي داشته باشد. با دريافتن اين که در همه طبيعت هيچ چيز به خود پاينده نيست مي¬توانيم؛ به سرشت فريبنده يا فريب آموز بودن همه پديده¬ها پي ببريم.» (زندگي در راهي بهتر، دالايي لاما ص 50)
جاي ديگر آورده است:
«همه پديده¬ها از هستي راستين و راستي اي که جوهرين باشند تهي هستند. ... همه پديده¬ها از هستي ذاتي يا خودي که در سرشت شان جاي گرفته باشد بي¬بهره¬اند.» (همان ص 143، 144)

آن چه در رابطه با اصل« دگرگونی اشیاء» که دالایی لاما از مکتب بودا گرفته است، قابل ذکر است؛ نگاه واحد دالايي لاما به همه اشيا است که همه چيز را معادل «ماده» مي¬داند و از همين منظر، اصل تغيير را براي همه چیز مي¬پذيرد.
وي بين مجرد و مادي فرقی نمی گذارد، از همین روست که روح انسان را همچون جسم دچار بي¬ثباتي مي¬داند. در حاليکه روح در نگاه اسلام همان خلق ويژه خداوند است که موجودي است مجرد و از خصيصه¬هاي ماده که همان «زمان» و «تغيير» و «حرکت» است مبراست. بنابراين مطلق نگري وي، که عموميت تغيير را به همه مخلوقات ـ حتی حقایق مجرد و غیرمادی ـ سرايت مي¬دهد، مخدوش و غير قابل قبول است. بگذريم که اگر دالايي لاما به اين سخن وفادار مي¬ماند باید به پذیرش ذاتی که بي¬نياز و غير قابل تغيير است گردن می نهاد؛ یعنی حقیقتی که وراء همه اين تغييرهاست و نه فقط همه نيازها به اوست بلکه غیر او فقر محض اند و او غنی مطلق.
البته در مرام بودا به اين تغيير همگاني وبي¬ثباتي عمومي که منجر به تسلسل فلسفي است، جوابي داده نشده است.

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.