پدر لاابالی

پرسش:ا سلام.شخصي از من سوالي كرده است. سوال اين است : مردي پدري دارد كه آن پدر در حقش خوبي نكرده و حق پدري را بجا نياورده و پدری لاابالي بوده. الان اين پدر تنها شده و وضع مالي خوبي هم ندارد. تكليف اين پسر چيست؟ در ضمن اگر پدرش را در خانه خودش بياورد زندگي زن و فرزندانش به هم مي خورد چون كه این پدر، ايمان درستي ندارد و ممكن است مشكلي ايجاد شود؟ تكليف اين پسر چيست؟

*** با پدرانتان خوش رفتار باشيد، تا فرزندانتان با شما خوش رفتارى كنند. امام صادق (ع) ***
مكاتبه تان با اين نهاد، گوياي اعتماد ارزشمنديست كه به پاسخ‌هاي ما داريد. اميدواريم راهنماي خوبي برايتان باشيم.
پرسشگر گرامي؛ ما مطالبي را خدمتتان تقديم مي كنيم تا فرمول كلي طريقه رفتار كردن با والدين را متوجه شويد و به شخص مورد نظر انتقال دهيد؛ حال فرقي نمي كند، پدر بد اخلاق باشد، لاابالي باشد، ظالم باشد، كافر باشد و ... ؛ اگر والدين خصوصيات رفتاري و اخلاقي نامناسبي داشته باشند، جوازي براي بي احترامي و بدرفتاري با آنان وجود ندارد و هيچ تغييري در وظايف فرزند نسبت به والدين ايجاد نمي شود. اگر پدري حقوق فرزند را ادا نكرده باشد، فرزند نمي تواند به اين بهانه حقوق پدرش را ناديده بگيرد و تلافي كند. هر كسي سزاي اعمال بد خود را خواهد ديد. در هر صورت فرزند بايد زندگي خود را طوري مديريت كند كه هيچ گونه تضييع حقي صورت نگيرد و هيچ گونه بي احترامي نسبت به والدينش صورت نپذیرد. پيش از بيان اين مطالب، داستاني را برايتان نقل مي كنم كه توجه به آن خالي از لطف نيست :
خانواده اي بود با پدر، مادر، پدر بزرگ و كودكي هشت ساله. حالا پدر بزرگ خيلي پير بود و چون دستهايش مي لرزيد و سر ميز غذا گاهي غذايش مي ريخت با خشم شديد پسر و عروسش روبرو مي شد كه مدام به او مي گفتند مواظب غذا خوردنش باشد، اما پيرمرد بيچاره هرچه سعي مي كرد نمي توانست مانع لرزش دستانش شود كه هيچ، لرزش دستهايش هر روز بيشتر هم مي شد، براي همين هميشه روميزي را كثيف مي كرد يا چيزي از غذايش كف زمين مي ريخت و چنان كه حدس مي زنيد دستمالي را هم كه دور گردنش مي بستند از همه بدتر، طوري كه مجبور بودند روزي سه بار تميزش كنند. اوضاع از اين قرار بود و بوي بهبود هم از وضع پيرمرد نمي آمد. پسر پيرمرد تصميم گرفت به اين وضعيت ناخوشايند پايان دهد. مرد با كاسه اي چوبي به خانه آمد و به پدرش گفت از حالا به بعد اينجا غذا مي خوري، دم در، چون تميز كردنش راحت تر است و عروست هم مجبور نخواهد بود دست هاي نازنينش را با شستن روميزي ها و دستمال سفره هاي كثيف پير كند و همين طور شد. صبحانه و ناهار و شام، پيرمرد بيچاره دم در خانه مي نشست و هر چه جان داشت مي گذاشت براي درست غذا خوردن. نوه (كودك هشت ساله) گويا اصلا تحت تاثير اين رفتار سنگدلانه اي كه با پدر بزرگش مي شد قرار نگرفته بود، نگاهي به پدر بزرگ مي انداخت ، بعد به پدر و مادرش و بعد غذايش را مي خورد، انگار اين موقعيت ربطي به او ندارد.
روزي وقتي پدر از كار به خانه برگشت پسرش را ديد كه دارد تكه اي چوب را مي تراشد و پيش خودش فكر كرد حتما دارد براي خودش اسباب بازي مي سازد. كاري كه آن روزگاران معمول بود. با اين همه، فرداي آن روز پدر متوجه شد كه پسر مشغول ساختن ماشين اسباب بازي نبود، يا حداقل، او نمي تواند حدس بزند چرخ هاي ماشين كجا قرار است باشند، براي همين پرسيد داري چي مي سازي؟ پسر خود را به نشنيدن زد و به تراشيد چوب با نوك چاقويش ادامه داد. پدر دوباره پرسيد نشنيدي چي گفتم؟ و پسر بدون آنكه حتي سرش را بلند كند جواب داد دارم كاسه اي براي شما درست مي كنم! (نقل از كتاب «در ستايش مرگ»؛ ژوزه ساراماگو)

اسلام، از نظر حقوقى حساب ويژه ‏اى براى پدر و مادر باز كرده همان گونه كه در جنبه ‏هاى عاطفى نيز حساب جداگانه ‏اى براى آنها در نظر گرفته است لذا در روايات آمده كه اگر پدر و مادرى از فرزندانشان راضى باشند موجب خير و بركت و سعادت فرزند مى ‏شود اگر در حق فرزندان خود دعا كنند خداوند به اين دعا توجه خاصى مى‏نمايد و اگر والدين از فرزندان ناراضى باشند و خداى ناكرده به آنها نفرين كنند ممكن است، خداوند بر چنين فرزندانى كه موجب ناراحتى والدين مي شوند قهر و غضب نمايد.
فراموش نكنيد كه مهم ترين رابطه ميان انساني با انسان ديگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است كه اصل وجود فرزند وابسته به آن هاست. آنچه پدر و مادر براي فرزند انجام مي دهند، به هيچ وجه قابل جبران و مقابله نيست و از اين رو نمي توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد. گويا به همين دليل است كه قرآن كريم معيار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هيچ آيه اي نيامده كه فرزند بايد با پدر و مادر رفتاري عادلانه داشته باشد، زيرا در چنين موضوعي عدل كارايي ندارد.قرآن كريم در آيات فراواني فرزند را توصيه به احسان به پدر و مادر خويش مي كند و تعبيرهاي خاصي در اين باره به كار مي برد كه حاكي از اهميت فوق العاده اين مسأله است. (آيه 36 سوره مباركه نساء، آيات 23 و 24 سوره مباركه اسراء، آيات 14و 15 سوره مباركه لقمان، آيه 151 سوره مباركه انعام،آيه 83 سوره مباركه بقره، آيه 8 سوره مباركه عنكبوت، آيه 15 سوره مباركه احقاف). همچنين احاديث فراواني از پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) در اين زمينه وارد شده است كه همه و همه حكايت از اهميت فوق العاده اين موضوع دارد. (اخلاق اسلامي و مباني نظري آن، علي شيرواني، انتشارات دارالفكر،1379).
در روايات آمده «نيكى كردن به والدين بزرگترين فريضه است» و يا اينكه مى ‏فرمايد «بهشت زير پاى مادران است» اين همه آيه و روايت كه در اين زمينه وارد شده حاكى از اهميتى است كه خداوند براى والدين قائل شده است و اينها بدون حكمت نيست چه اينكه اينها در مقابل زحماتى كه والدين براى فرزندان متحمل مى ‏شوند ناچيز است آنها از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام تولد و همچنين بعد از تولد، دوران شيرخوارگى و بعد دوران كودكى و ... مشكلاتى بسيار زيادى را متحمل شده ‏اند، بنابراين خداوند نيز در مقابل زحمات آنها حقوق ويژه ‏اي را براى آنها قائل شده است. از اين رو بايد در هر شرايطى احترام آنها را نگه داشت هر چند در بعضى اوقات دربرخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند.
در دين اسلام احترام به پدر و مادر بسيار فراوان سفارش شده است. فرزندان بايد هميشه و هميشه احترام به والدينشان را فراموش نكنند و كمال احترام و ادب را نسبت به والدينشان ابراز دارند. حتي اگر به نظرمان آن ها اشتباه مي كنند، يا رفتارهاي درستي ندارند، ما نمي توانيم حتي ذره اي از دايره ادب نسبت به آنها خارج شويم. اين وظيفه ديني ماست. بنابراين در همه حال ما وظيفه داريم به والدين خود احترام بگذاريم حتى اگر آنها به ما بى احترامى كنند، فقط اگر آنها بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند يا از انجام تكليف واجبى باز بدارند، اطاعت از آنها جايز نيست چه اينكه اطاعت خداوند بر هر كس ديگر حتى والدين نيز مقدم است. آن چه قابل توجه است اين است كه وجود برخي صفات ناشايست در برخي والدين مجوز عدم رعايت احترام و تواضع نسبت به آنها نيست و با وجود سر زدن اين خلاف از والدين فرزندان حق مقابله به مثل كردن و بد زباني و اسائه ادب نسبت به آنها ندارند و موظفند احترام و تعظيم را نسبت به آنها كاملا رعايت كنند و چيزي كه موجب ناخشنودي و نارضايتي آنها است انجام ندهند.

*** مطالبی كه بيان شد همگي وظايف فرزند در قبال پدر بود. البته فرزند نباید آرامش همسر و فرزندان خود را به دليل احترام به والدينش به خطر بيندازد و در حق آنان ظلم نمايد. اگر آنها موافق حضور پدر شما در منزلشان نيستند، لازم است در صورت توان، براي پدر خانه‌اي مجزا اجاره نمايد و به او رسيدگي نمايد و وظايف فرزندي خويش را در کمال احترام و ادب، به طور کامل انجام دهد. هيچ تحميلي از سوي او بر همسر و فرزندانش نبايد وجود داشته باشد.

*** در مورد رفتارهاي اين پدر توجه به اين مطلب، مهم است كه :
يك اصل كلي در مورد انسانها وجود دارد و آن اينكه انسان موجودي تغييرپذير است يعني همانطور كه تأثير روي ديگران مي گذارد، از رفتار ديگران نيز متأثر مي شود و رفتار او تغيير مي كند و قطعا فرد مورد نظر با رفتار پسنديده خود مي تواند پدر را تحت تأثير قرار دهد. در اين باره راهكارهاي زير را توصيه مي كنيم :
1. چون رفتار و روحيه پدر ايشان با گذر عمر به صورت يك صفت ثابت شخصيتي در آمده است سخت تغيير مي پذيرد و متحول ساختن چنين افرادي دشواري مي نمايد اما امري شدني است لذا نيازمند صبر و حوصله و همين طور تدبير و هوشياري و ظرافت هاي رفتاري خاص از طرف همسر و فرزندان است. لذا هرگز سعي در ايجاد تغيير ناگهاني و برخوردهاي تند و عصباني نداشته باشد كه اين شكل رفتار نه تنها وي را به سوي مخالفت مي كشاند بلكه ناسازگاري را به صورت لجاجت آميز در ايشان تشديد مي نمايد؛ البته اين نكات را تمام اعضاء خانواده به ويژه فرزندان بايد رعايت نمايند.
2. احترام گذاشتن به والدين چه پدر و چه مادر يك ضرورت تغيير ناپذير است و هيچ پديده اي نمي تواند مجوز بي حرمتي نسبت به والدين شود. با احترام گذاشتن، آنها نرم خوي تر مي شوند.
3. از ايجاد تغيير و اصلاح در رفتار پدرش مأيوس نشود.
4. هر جا و در هر موقعيتي كه نيازمند كمك شما هستند سريعا و با كمال احترام به خصوص در حضور ديگران به كمك آنها بشتابيد.
5. بهترين وسيله براي سالم سازي زمينه تأثير بر روي رفتار پدرشان محبت نمودن به او، تحويل گرفتن و احترام گذاشتن به اوست، آن هم احترام بدون قيد و شرط و به عنوان پدر و بزرگ خانواده.
6. برخورد او با وي بايد ارزاني كننده محبت، در بردارنده عشق و گوش بفرمان بودن و خدمت كردن و دلدادن و حريم قائل شدن باشد، حتي در زماني كه او بد اخلاقي مي كند و از هر برخورد مستقيمي كه نتيجه اي غير از اين داشته باشد اجتناب كنيد، و هرگز مرتكب رفتاري كه پيامي غير از موارد ذكر شده را دارد، نشود.
7. تمام اعضاي خانواده بخصوص شما فرزندان بايد چنين برخوردي با پدرتان داشته باشند و از صف آرائي و برانگيختن احساسات خصمانه عليه يكديگر سخت پرهيز نمايند و نبايد به شكلي رفتار كنيد كه پدر احساس كند همگي بر عليه او متحد شده اند بلكه بايد واقعا نسبت به يكديگر احساس صميميت، رفاقت و حب‏ورزي داشته باشيد.
8. با افزايش صميميت و دوستي در خانواده، او خواهيد توانست در فرصت هاي مناسب از پدرش بخواهد به تدريج بداخلاقي خود را كنار بگذارد و خانواده را با اين كار بيش از اين آزار ندهد. براي اين كار همچنين مي تواند از بزرگ ترهاي فاميل و كساني كه او براي آنان و سخنشان ارزش قائل است بهره بگيرد.
9. هيچ كدام از شما فرزندان بر سر پدر داد و فرياد نكنيد. (بلكه با او با سخن نيكو صحبت نماييد).
10. با تواضع و فروتني با ايشان رفتار كنند و سخن رنجش آور به پدر نگويند.
11. تا آنجا كه مي توانند نيازها و دستورات او را برآورده سازند .
12. جلو پدر، پاهايش را دراز نكند.
13. در مناسبت هاي مختلف مثل روز پدر، به او هديه بدهد.
14. از شوخي هاي نابجا و زدن حرف هاي زشت پيش والدين، پرهيز و اجتناب كند.
15. در حضور و غياب پدر براي سلامتي او دعا كند.
16. هرگز زبان به شكوه و گلايه از او نگشايد بلكه از او تعريف و تمجيد كند و از زحماتش تشكر و قدرداني كند.
17. در حضور ديگران از ويژگي هاي مثبت او تعريف كرده و سپاسگزار او باشد.
18. از طرح مسائل اختلافي ولو چيز كوچك و پيش پا افتاده اجتناب كند.
19. نقاط ضعف او را به رخش نكشد و پيش ديگران نيز مطرح نكند.
20. اگر او با شما بد رفتاري كرد سعي كنيد تحمل كنيد، گرچه خيلي سخت است اما هميشه وضع بدين گونه نخواهد ماند. هيچ وقت به فكر مخالفت يا تلافي كارهاي او نباشيد.
21. انتظار نداشته باشد اين تغيير در رفتار پدر، به سرعت شكل بگيرد و رابطه اي صميمانه به وجود آيد. بلكه نيازمند زمان است و به تدريج به هدف خود خواهد رسيد.
22. دعا به درگاه حضرت حق و توسل به حضرات معصومين (عليهم السلام) را فراموش نكنيد.

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره پرسمان

منبع: سایت پرسمان قرآنی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.