علاقه افراطی به همکلاسی همجنس

پرسش:

من دانشجوم. زيادي به دوستم (همکلاسی و همجنس) وابسته شدم؛ اين وابستگي به حدي بوده كه نمی تونم دوریش رو تحمل کنم. حتي بدون حضور اون اصلا تمركز ندارم و درس هم نميتونم خوب بخونم. امیدم در غلبه به این مشکل کم شده. شما بگید بايد چكار كنم تا از این وضعیت خارج شم؟

*** پرسشگر محترم، مساله ای که شما با آن مواجه هستید علاقه و وابستگی افراطی به دوست همجنس تان است؛ بر این اساس ما مطالب و راهکارهایی را در اختیارتان می گذاریم که توجه و عمل به آن ها، ان شاء الله شما را از این وضعیت ناراحتی زا بیرون می آورد؛ پیش از پرداختن به این مطالب ذکر چند نکته ضروری است :
1. مشکلاتی که برای فرد به وجود می آید و با اراده و اختیارش سرکار دارد ، جز با تلاش خودش حل نمی گردند، چون دیگران صاحب اراده و اختیار او نیستند؛ اگر کسی مدام بگوید من نمی توانم بر مشکلاتم غلبه کنم، مسلماً نمی تواند، چون خودش اینگونه خواسته است. ما يا هر مشاور ديگري تنها راهنمايي هاي لازم را در اختيار شما مي گذارد و اين شما هستيد كه بايد آن ها را عملي كنيد؛ اگر شما همت لازم را براي غلبه بر اين مشكل به كار نبنديد و بر طبل نااميدي و نمي شود نمي شود، بكوبيد، از دست كسي كاري بر نمي آيد و در آينده حسرت روزهايي را خواهيد خورد كه مي توانستيد كاري بكنيد و نكرديد.
2. شما بر این مشکل غلبه خواهید کرد به شرط اینکه امید به حل مشکل داشته باشید و برای رفع آن اراده و تلاش کنید و هیچ گاه نا امید نشوید. اراده آدمی می تواند کوه آهن را ذوب کند. در مکاتباتی که با ما می شود نمونه هایی داشته ایم که با مشکل شما مواجه بوده اند و حتی وابستگی هایشان از شما شدیدتر و حادتر بوده، ولی توانسته اند به خوبی وضعیت خود را مدیریت کنند و زندگی سالم و شادابی را برای خود رقم بزنند؛ پس شما هم می توانید.
3. یکی از نشانه های انسان عاقل دوری از افراط و تفریط است؛ دوستی با همجنس خوب است به شرط اینکه در حد تعادل باشد، نه اینکه به زندگی و آینده فرد آسیب وارد کند. دوست شما، خواهی نخواهی پس از مدتی ارتباطش با شما کم می شود (فارغ التحصیلی، ازدواج و ...) و روی محبتش را به سمت همسر خود تغییر خواهد داد. پس واقع بین باشید و احساسات خود را در تقابل با او درست خرج کنید.
4. مشكل شما به مرور زمان و به تدريج، حل مي شود؛ پس عجله نداشته باشيد، خود را زياد نگران نكنيد و حساسيت بيش از حد نسبت به اين موضوع به خرج ندهيد. حداقل 6 ماه و به طور مستمر به راهكارهایي که ارائه می شود عمل كنيد تا نتيجه مثبت آن را ببينيد.
5. وابسته شدن به امور دنيايي (چه وابستگي به اشخاص و چه وابستگي به ديگر تعلقات دنيايي) به شكلي كه آدمي را از هدف اصلي خلقت خويش، كه همان عبادت خالق و عمل به دستورات او جهت قرب الهي است باز دارد، امري مذموم و نكوهيده است و براي تأمين سلامت ايماني، بايد خود را از قيد اين تعلقات خارج كرد، چرا كه اين دنيا فاني است (كل من عليها فان) و تنها بايد در فرصتي كه به ما داده شده است، توشه معنوي لازم را برداشت كرد و زندگي ابدي خويش را آباد ساخت، در غير اين صورت جز خسران و ضرر چيزي عايد فرد نخواهد شد؛ البته دل بستن به معناي اينكه آدمي خانواده خويش را دوست داشته باشد و يا به كار خود علاقه مند باشد و دل به كار بدهد و تلاش هاي لازم را براي رسيدن به اهداف مشروعش به خرج دهد و اين دل بستن ها را در جهت رضاي خدا به كار بگيرد نه در جهت دوري از خالق خويش، و حضور خداوند را همواره در زندگي خويش احساس كند و همانگونه كه او دستور داده عمل كند، امر پسنديده اي است.
6. همواره به ياد داشته باشيد كه وجود مشكلات و ناكامي ها در زندگي افراد جامعه امري طبيعي است و تنها مختص شما نيست. مشكلات و ناراحتي ها در زندگي افراد به وجود مي آيد ولي لازم نيست شما به آن مشكلات يك صندلي هم تعارف كنيد و به آن ها بگوييد بفرماييد و با خيال راحت بنشينيد! وظيفه شما هنگام مواجهه با مشكلات و ناكامي ها تلاش در حد وسع و توان، جهت رفع آن ها است. امري كه زشت، مذموم و نكوهيده است، سستي، تلاش نكردن و تسليم شدن در برابر اين مشكلات است. در روانشناسي گفته شده است كه خشم بهتر از يأس و نوميدي است، از آنجا كه يأس آدمي را خموده و افسرده و نا اميد مي سازد تا جايي كه اقدام به هيچ كاري نمي كند و در برابر محيط اطرافش منفعل مي شود و عكس العملي نشان نمي دهد و تبديل به عنصري خنثي، بي فايده و بي اثر مي گردد، در حالي كه خشم (در معناي مثبت و کنترل شده که باعث آزار و تجاوز به حقوق دیگران نشود) حداقل فايده اي كه در اينگونه موارد دارد اين است كه آدمي را به فعاليت و تحرك وا ميدارد؛ فعاليتي كه اگر در جهت صحيح هدايت شود مفيد خواهد بود. با نگاهي به تاريخ دنيا متوجه خواهيد شد كه بي تحركي و نااميدي هيچ مساله اي را تاكنون حل نكرده است و نمي كند؛ پس همواره بايد به آينده اميد داشت و در راه آن تلاش كرد.
7. بهتر است بدانيد بسياري از افراد به خاطر رفتارهاي مناسب همجنس خود به او علاقه پيدا مي كنند. به عنوان مثال كسي به خاطر ادب يك فرد به او علاقه پيدا مي كند، ديگري به خاطر علم كسي به او علاقه مند مي شود و .... و اين ها رفتارهايي طبيعي است. انسان ها فطرتاً عاشق خوبي ها و پاكي ها هستند و هر فردي داراي اين صفات باشد معمولاً مورد علاقه ديگران قرار مي گيرد. مشكل از جايي آغاز مي شود كه اين علايق به همجنس از حالت طبيعي خود خارج گردد و به صورت افراط و وابستگي در آيد و باعث اختلال در روند زندگی فرد گردد، به عنوان يك رفتار غير طبيعي و در برخي موارد يك نوع اختلال رواني نام خواهد گرفت و باید به عنوان يك مشكل به آن نگاه كرد و به فكر چاره بود.
8. همين كه اين موضوع براي شما تبديل به يك دغدغه و نگراني شده، نشان مي دهد كه اين علاقه شما به همجنس، از حد عادي آن گذشته و يك چيزي طبيعي نيست و از همين امروز بايد به فكر برطرف كردن اين مسأله باشيد؛ همانطور که در بالا هم اشاره شد، افرادی با وابستگي هايي بسيار شديدتر از شما بوده اند كه توانسته اند بر اين مسأله چيره شوند و آن را براي خود حل كنند. پس شما هم مي توانيد.
9. عشق و علاقه به همجنس فقط تا زماني مي تواند مفيد و سازنده باشد كه به صورت معمول و طبيعي آن باشد و براي فرد وابستگي و دغدغه اي ايجاد نكند. اما اگر بيش از حد باشد مانند آنچه براي شما پيش آمده بايد آن را درمان كرد. نكته قابل توجه در اين زمينه اين است كه متاسفانه اگر فرد چنين گرايشي پيدا نمايد و درمان نگردد، معمولاً ديگر متوقف نمي گردد و تا نهايت خود پيش مي رود.
حال ما مطالب و راهکارهایی را در این زمینه تقديم تان مي كنيم که اميدواريم با توجه و عمل به آن ها از اين مشكل رهايي يابيد. خوشبختانه شما به مشكل خود آگاه هستيد و به فكر درمان آن افتاده ايد و اين نشانه بسيار خوبي است، چرا كه اولين و مهمترين گام براي درمان هر مشكلي، آگاهي و اشراف به آن است.

*** وابستگی افراطی به دوست همجنس و راهکارهای درمان :
همانگونه كه مي دانيد، انسان دلبستگي هاي زيادي به اطراف و اشياء و افراد و ... دارد و اين به مقتضاي طبيعي انسان است. بنابراين داشتن تعلق تا جايي كه مانع رشد و تكامل انسان نباشد، امري عادي و قابل قبول است، در زمينه وابستگي ها بايد دانست كه زماني اين وابستگي آسيب زا است كه دست و پاي شما را براي پرواز و هجرت به سوي پيشرفت هاي مادي و معنوي مي بندند، بنابراين آنچه كه بايد از آن رهايي پيدا كرد تعلقات و وابستگي هايي است كه مانع كمال و پيشرفت است. دلبستگی به همسر ، خانواده، والدين، خواهر و برادر و دوست و.... يكي از ملزومات زندگي اجتماعي است و نشانه سلامت فرد مي باشد. اما اگر وابستگي آنچنان زياد و شديد شود كه نتوان به امور روزمره و عادي خود رسيدگي كرد، غيرعادي و غيرطبيعي است و مانع زندگي تلقي مي شود.
علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى كه موجب اخلال در برنامه زندگى و كارى انسان، تضييع حقوق والدين، مشغوليت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ايمان نگردد اشكالى ندارد، بلكه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشيدن به اين امور باشد بسيار خوب و مفيد خواهد بود، البته بهترين سياست در اين مسائل، ميانه‏روى است و زياده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشكلات عديده اي خواهد گشت، در نتيجه اگر بخواهيد در اين مسأله در حد اعتدال رفتار نماييد درباره مشكلات آن فكر كنيد و سعى كنيد خود را قانع كنيد كه افراط در اين زمينه به ضرر روح و سلامت روان شما است. علاوه بر اين، افراط در اين گونه دوستى‏ها گاهى اثر عكس مى‏گذارد و روابط دوست با انسان به جاى گرمى به سردى مى‏گرايد. زيرا افراط شما موجب به وجود آمدن توقع زيادتان مى‏گردد و ممكن است او نتواند در حدّ توقّع تان شما را راضى نمايد.
يكي ديگر از آسيب هاي خطرناك وابستگي هاي افراطي، ضعيف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است زيرا افراد وابسته در تصميم گيري هاي خود نيز به ديگران وابسته مي شوند و نمي توانند به موقع و به نحو صحيح تصميم بگيرند.
* پرسشگر گرامي؛ دوست و دوست يابي از نيازهاي واقعي زندگي است و داراي فلسفه خاصي است. اما آنچه مهم است، اين است كه در اين راستا همچون ديگر جنبه هاي زندگي رعايت اعتدال لازم و ضروري است . اين احتمال (كه خوتان صحت و سقم آن را بهتر مي دانيد) وجود دارد كه احساس شما نسبت به دوستتان احساسي پاك و لطيف باشد، اما همواره بايد عواطف با تعقل همراه باشند و عقل و منطق اين مقدار علاقه شما به دوستتان را تاييد نمي كند.

*** توجه و عمل به راهكارهاي زير مي تواند شما را در حل اين مشكل ياري كند :
1. انسان در برابر هر يك از نعمت هاي الهي - از جمله دوست خوب - همواره بايد بداند كه بالاخره روزي آن را از دست خواهد داد. بنابراين دل سپاري در برابر هر چيز بايد به گونه اي باشد كه فقدانش موجب آزار انسان نگردد.
2. سعي كنيد نسبت به دشواري دوري از دوستتان خونسرد باشيد. مسلماً به تدريج رنج اين فراق كاهش خواهد يافت و عادي خواهد شد.
3. سعي كنيد دوستان ديگري را جايگزين ايشان كنيد و روابط اجتماعي خود را افزون سازيد تا تا عمل جانشيني به طور عادي انجام گيرد و به تدريج از اين حس علاقه تان كاسته شود و ظرفيت هاي عاطفي تان به طور متناسب ميان ساير دوستان تان پخش گردد و در يك نفر متمركز نشود؛ اين كار، جلوي اين نوع آسيب ها را مي گيرد.
4. اگر امکان ارتباط با ایشان را دارید، سعي كنيد به تدريج مدت زماني كه در طول روز در كنار او به سر مي بريد را كاهش دهيد.
5. به صفات رفتاري منفي او هم توجه كنيد تا اين احساس در شما از بين برود و او را به عنوان يك دوست معمولی نگاه كنيد و نه يك معشوق.
6. تلقين در جهت منفي و مثبت اثر خود را به همراه دارد. بنابراين سيگنال هاي منفي را بايد كنار گذاشت. هرگز به خود تلقين نكنيد كه چنين گرايشي در شما قوي است.
7. به این فکر کنید که این نوع وابستگی باعث خواهد شد، فرصت هایی که دیگر برگشت ناپذیر هستند را از دست بدهید و آینده زندگی خود را متزلزل بنا نمایید.
8. اوقات خالي خود را با برنامه هاي مفيد پر كرده و از تنهايي و بيكاري پرهيز كنيد تا اين افكار به سراغتان نيايد.
9. افراط در اينگونه دوستی ها و وابستگي ها به زندگي آينده شما به صورت جدي آسيب مي رساند. زيرا هزينه كردن بيش از حد عواطف براي دوستان، باعث مي شود در آينده نتوانيد روابط عاطفي مطلوبي با همسر خود داشته باشيد؛ زيرا هر انساني داراي يك منبع محدودي از انرژي رواني است؛ همين طور كه توانايي جسماني او محدود است انرژي هاي رواني او نيز محدود است بنابراين بايد اين انرژي ها را به موقع، به تدريج و با احتياط هزينه كرد.
10. همانطور که گفتیم عجله نداشته باشید و بدانید غلبه بر این وضعیت به تدریج صورت می گیرد. از خداوند و ائمه اطهار (عليهم السلام) نیز كمك بگيريد و بدانيد اقدام شما براي حل مسائل نفساني، نشان از پاك بودن طينت شما و توجه خداوند به شما است. معنويات به ويژه نماز نيروهاي خارق العاده اي هستند كه خداوند آنها را قرارداده تا انسان در دام شياطين گرفتار نشود. از اين نيروها نهايت استفاده را ببريد.

موفق باشيد. باز هم با ما سخن بگوييد.

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره پرسمان

منبع: سایت پرسمان قرآنی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.