عاشق شدن از طريق نگاه

پرسش:

به نظر شما عاشق شدن از طريق نگاه، تنها هوس و شهوته يا مي تونه نشانه اي از عشق واقعي باشه؟ اگه عاشق، مذهبي و پايبند به اصول باشه چطور؟ پسری 20 ساله هستم.

  پرسشگر گرامي، نگاه، ضرب آهنگ آشنايي است، نه مسير عشق، پس براي تشخيص عشق واقعي از هوس تنها ملاك و معيار، شناخت است. عشق واقعي عشقي است كه بر اساس شناخت درست و منطقي باشد نه احساسات زودگذر . بعضي عشق ها را عشق هاي حيواني ناميدند كه در آن عاشق تنها از روي شهوت و هوس معشوق خود را مي خواهد و به جنبه هاي جنسي و جسمی او نظر دارد. امروزه در عرف كوچه و بازار اين معنا طيف گسترده اي دارد تا آنجا كه رندي گفته است : «به دنيا هر كجا درد دلي بود به هم كردند و عشقش نام كردند». تا آنجا كه ديده مي شود برخي از جوانان اشعار عرفاني عرفا را تا آنجا پايين مي آورند كه آن را براي جنس مخالف مي نويسند. هر چند برخي سعي بر اين دارند كه اين نوع كشش هاي طبيعي به جنس مخالف را عشق مجازي تعبير كنند ولي واقعيت اين است كه اكثر آنها چيزي جز ميل جنسي و يا هيجانات زود گذر نيست. اما بعضي عشق ها هم هستند كه آن را عشق پاك مي نامند كه اگر چه نظر او به ظاهر محبوب است، ولي چون ظاهر نماد باطن است و نشان از ذات الهي دارد، خود زمينه ساز عشق حقيقي مي شود و مانند پلي عاشق را به سوي عشق حقيقي رهنمون مي شود.
اگر روح حاكم بر اين گونه دوست داشتن ها صرفاً ظواهر باشد، بدون هيچ شناختي از طرف مقابل و به دور از خرد ورزى، اين يعني هوس كه پاى خرد و عقل در آن لنگ است؛ در حالى كه عشق واقعي، تنها بر عقل استوار است؛ يعني فرد اول خوب فكر مي كند و فارغ از دوستى و محبت، مشورت و تحقيق مي كند و فرد مورد نظر را انتخاب می کند؛ سپس خالصانه‏ ترين عشق و ناب‏ترين محبت ‏ها را بدون منت به شخص برگزيده (همسر خود) تقديم مي كند. دوستى‏ هاى قبل از انتخاب همسر و تصميم گيرى در مورد ازدواج با فرد خاص، راه عقل را مسدود و چشم بصيرت را كور مى ‏سازد و اجازه نمى ‏دهد تا يك تصميم صحيح و عارى از خطا گرفته و فرد مناسب برگزيده شود. اين نوع انتخاب، موجب دردسر و گرفتارى شده و زندگى را تلخ و آينده را تيره و تار مى‏سازد.
حقيقت اين است كه شيطان، هنرمند توانايي است. گاهي آنقدر خوب سفسطه مي بافد كه خيال مي كنيم بزرگترين فيلسوف عالم است. گاهي آنقدر عاطفي و دلسوز نشان مي دهد كه انگار بهترين روان شناس دنياست. آنقدر با دقت برخورد مي كند كه گاه او را فرشته اي مي بينيم كه ما را به سوي خدا مي برد. همه اينها براي اين است كه نقابهاي او، خيلي شبيه اصل هستند. گاهي آنقدر هيجان رواني را با شعف معنوي نزديك نشان مي دهد كه تفاوت آن دو را احساس نمي‌كنيم؛ مثلا همين رابطه با نامحرم بويژه براي جوانان؛ به گونه اي اين روابط را براي ما ترسيم مي كند كه حتي براي لحظه اي احتمال گناه بودن آن را نمي دهيم ...؛ اما بايد دانست كه همه اينها دانه‌هاي دام شيطان است تا قدم به قدم ما را بسوي گرفتاري ببرد؛ نقابي است كه هنگام افتادن ديگر ما را ياراي بازگشت نيست. لذا راهي كه عقل، شرع و عرف بر آن تكيه دارند و آن را عشق واقعي مي نامند ايجاد شناخت در مسير عاقلانه و شرعی است.

 

در مورد قسمت پاياني سؤالتان، بهتر است بدانيد مذهب در اوج عقلانيت است. كسي كه مذهبي است، از مسير عقل دور نيست چه عقل دروني و چه عقل مستند عرفي. عقل هرگز پاي عشقي كه يكسره با نگاه متولد شده و بزرگ شده را امضا نمي كند. عاشق دانا (پس از مشخص کردن معیارهای انتخاب همسرش و انجام تحقیقات لازم و گرفتن مشورت از والدین و اقوام و افراد باتجربه)، احترام به فرمان خدا و تلاش سال‌هاي فراوان والدين معشوق را فراموش نمي‌كند و معشوق را از والدينش خواستگاري مي كند كه اين بهترين و درست ترين راه است.
پرسشگر محترم؛ قدم نهادن در مسيري كه در امتداد سرانگشتان اشاره دين و عقل است، مقصدي جز خوشبختي دنيا و آخرت نخواهد داشت.
منتظر مكاتبات بعدي شما هستيم. موفق و پيروز باشيد.

نویسنده : زهرا محمدی

منبع: سایت پرسمان دانشجویی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.