تنبیه بدنی کودک، صحیح است یا اشتباه؟

پرسش:

آيا تنبيه بدني، شيوه مناسبي براي اصلاح رفتار نادرست كودكان است؟ لطفاً توضیح دهید تنبیه بدنی کودک، صحیح است یا اشتباه؟

با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامي از اينكه با اين مركز در ارتباط هستيد خرسنديم و اميدواريم كه ارتباط شما با ما تداوم داشته باشد.
يكى از مسائل مهم و پيچيده تربيتى كه اكثر والدين در آن دچار ترديدند، چگونگى برخورد آنان با كارهاى نادرست فرزندانشان است، به طورى كه بيشتر اوقات والدين متحير مى مانند كه در مقابل خطاها و كجروى‏هاى فرزندان خود و روى برتافتن آنان از توصيه ها و راهنمايى ها چه واكنشى نشان دهند.اگر در مقابل كارهاى زشت و ناپسند او سكوت كنند بر خطاهاى خود افزوده و جسارت بيشترى پيدا مى كند، و اگر عكس العمل نشان داده و او را تنبيه كنند چه بسا كه مشكلات ديگرى هم بيافريند. واقعا راه حل كجاست؟ براي اصلاح رفتار كودك چگونه بايد عمل كرد؟ در ادامه به بررسي بيشتر اين موضوع مي پردازيم:
پرسشگر گرامي؛ تربيت كودك مراحل مختلفي دارد،در مرحله اول والدين به صورت غير مستقيم كودك خود را به سمت كارهاي پسنديده دعوت مي كنند، يعني با رفتار خود او را به سمت اين كارها سوق مي دهند، در مرحله دوم آنها با گفتار پسنديده كودك را سمت به كارهاي پسنديده هدايت مي كنند در مرحله سوم چنانچه در رفتار كودك تغييري اتفاق نيفتاد، والدين مي توانند كودك را در اين زمينه مواخذه كنند. پس اين مرحله چنانچه كودك نسبت به خواسته هاي والدين خود بي ‏تفاوت بود نوبت به تنبيه او مي رسد.
با توجه به اين مطالب مي توان گفت كه گرچه در برخي موارد تنبيه و مواخده كودك توصيه مي شود اما اين تنبيه داراي شرايط و اصولي می باشد. به بيان ديگر تنبيه مجاز شرايط خاصى دارد كه با در نظر گرفتن آنها مى بينيم اين اصل، يك اصل حكيمانه است، نه شيوه خشونت آميزى براى جبران ناتوانى هاى مربي در تربيت و هدايت متربي. در زير به برخي از شرايط آن اشاره مي شود:
1. تنبيه بدنى كودكان پيش از ده سالگى، مجاز نيست و پس از ده سالگی، مقدار زدن نيز کم و كاملا محدود است، و اگر بيش از آن باشد، يا منجر به سرخى و كبودى يا نقص عضو گردد، كيفر دارد و ...
2. تنبيه بدنى فقط در موردى تجويز مى شود كه جنبه‏ تربيتى و هدايتى داشته باشد، نه اين كه هرگاه كودك به دلخواه مربي و طبق سليقه‏ هاى شخصى يا تمايلات نفسانى او عمل نكرد، مربي مجاز باشد او را تنبيه بدنى بكند؛ زيرا ديگر تنبيه به عنوان عامل بازدارنده از كارهاى بد و وادار شدن به كارهاى خوب مطرح نيست، بلكه فقط وسيله اى است براى فرونشاندن خشم و غضب مربي. متاسفانه بايد بگوييم در بسياري از موارد تنبيه كودكان جنبه تربيتي ندارد و بيشتر وسيله اي براي فرو نشاندن خشم والدين و مربيان است.
3. به نظر مي رسد چنانچه والدين يا مربي در مراحل اول و دوم دعوت كودك به سمت كارهاي خوب درست عمل كنند، ديگر نوبت به مرحله سوم و چهارم نمي رسد. اين موضوع را ما، در زندگي اهل بيت عليهم السلام مشاهده مي كنيم. روش اهل بيت عليهم السلام اين نبوده كه فرزندانشان را تنبيه بدنى كنند، و موردى سراغ نداريم و نقل نشده كه چنين كارى كرده باشند. پس بايد ديد كه شيوه ى تربيتى آن بزرگواران چگونه بوده است. با اين كه بعضى از آنان فرزندان زيادى داشتند، اما هرگز نيازى نمى ديدند بچه هايشان را تنبيه بدنى كنند و اين مسأله بسيار مهم و درس‏ آموز است و اين ما هستيم كه چون با راه و روش تربيت والاى اسلامى آشنايى درست نداريم فكر مى كنيم كه زدن تنها راه تربيت فرزند است. علاوه بر اهل بيت عليهم السلام بزرگان ديني نيز در زندگي خود چنين عمل مي كردند. به عنوان مثال دختر حضرت امام(ره) در اين درباره مي گويد:امام هميشه ما را با رفتار خود به سمت كارهاي خوب دعوت مي كرد.
4. تنبيه تنها در كتك ‏زدن كودك خلاصه نمي شود بلكه شيوه هاي ديگري دارد كه تاثير آن از كتك‏ زدن بيشتر است پس بهتر است از آن روش ها استفاده كنيد.
5. با بيان اين مطالب روشن مي شود كه تنبيه بدنی به عنوان آخرين راهكار و در موارد بسیار استثنايي كه ساير روش هاي تربيتي كار ساز نمي باشد، استفاده می گردد.

متاسفانه در برخي خانواده ها، استفاده از تنبيه بدني به منظور تاديب كودكان، از محدوده استعمال بالايي برخوردار مي باشد. بي شك تنبيه بدني سبب مطيع ساختن آني كودك مي شود، اما در عين حال ميتوان از آن همرديف آزار جسمي نيز ياد كرد. به همين دليل اين موضوع در محافل روانشناسي و اجتماعي هميشه جزء مقوله هاي بحث برانگيز به شمار مي رفته اند. كارشناسان تعليم و تربيت براي تنبيه بدني آثار مخرب فراواني ذكر كرده اند كه هر يك از آنها به تنهايي مي تواند تأثير بسزايي در روحيه و شخصيت آينده كودك ما داشته باشد و انگيزه اي باشد كه والدين به هيچ عنوان از تنبيه بدني براي كودك خود استفاده نكنند. در ادامه به برخي از اين آسيب ‏ها اشاره مي‏ كنيم:
1. اضطراب : تنبيه بدني باعث مي شود كودك دائم مضطرب باشد زيرا همواره احساس مي كند بر اثر عمل مشابهي دوباره و به ويژه در حضور ديگران تنبيه خواهد شد ، اين اضطراب مانع از پيشرفت شده و زمينه ايجاد اختلالات رواني را ايجاد مي كند.
2. از بين رفتن اعتماد به نفس : كودكي كه به طور دائم تنبيه بدني مي شود به خاطر ضعف عملكرد و ناتواني در انجام كارهايش به تدريج اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد و احساس بي كفايتي كرده و شهامت انجام كارهاي بزرگ را ندارد.
3. احساس حقارت : كودك يا نوجواني كه كتك مي خورد ، شخصيتش تحقير شده و به مرور زمان ، عزت نفس خود را از دست مي دهد و به اين باور مي رسد كه ارزشي ندارد و در اين صورت است كه هركار خلافي را به راحتي انجام مي دهد . در روايات ما آمده است : « كسي كه خودش را حقير مي پندارد ، خود را از شر او در امان ندان .»
4. روحيه زورگويي : تنبيه بدني به كودك ياد مي دهد كه مي تواند ديگران را كتك زده و از اين طريق به خواسته هايش برسد . از اين پس او هم به ضعيف تر از خود زور مي گويد و آنان را كتك مي زند .
5. دروغ گويي : يكي از علت هاي دروغ گويي كودكان ، ترس از مجازات است . تنبيه بدني باعث مي شود كودك براي فرار از مجازات ، به دروغ گويي متوسل شده ، به مرور زمان اين رفتار در او تثبيت شود .
6. به دل گرفتن كينه تنبيه كننده : تنبيه مداوم كودك باعث مي شود كينه تنبيه كننده را به دل گرفته و در آينده به شكل هاي گوناگون از تنبيه كننده ، انتقام بگيرد .همچنين بايد توجه داشت ، كودكان زير 5 سال ،معناي تنبيه را به درستي نفهميده و از آن دشمني ، عدم امنيت و خطر برداشت مي كنند .

تنبيه بدني پيامدهاي منفي ديگري نيز دارد كه در ادامه فهرست وار به آنها اشاره مي كنيم :
- كودكان را به حيله گري و رياكاري وا مي دارد .
- باعث افسردگي كودكان مي شود.
- بچه ها را به سمت خود آزاري سوق مي دهد .
- باعث لجبازي آنان مي شود .
- كودكان را گوشه گير مي كند .
- آنها را بي ادب و نسبت به اطرافيان بي تفاوت مي سازد .
- حس كنجكاوي و ابتكار را در آنان مي كشد .
- احترام و اعتماد كودكان را نسبت به بزرگتر ها سلب مي كند .
- پرخاشگري را به آنان ياد مي دهد .
- شهامت و غرور بچه را از بين مي برد.
- شادي ها را در آنان سركوب مي كند .
- و ...

حال كه با پيامدهاي تنبيه بدني آشنا شديد ،لازم مي دانيم نكاتي در مورد جايگزين هاي آن بيان نماييم . برخي از جايگزين هاي تنبيه بدني عبارتند از:
1. محروم كردن كودك از تفريح: كودكان علاقه وافري به تفريح و سرگرمي دارند و محروم كردن آنها از اين دلخوشي هاي ساده چندان سزا نيست، منتها بايد به بچه آموخت كه اگر تكاليفش را انجام دهد اجازه دارد به تفريح و سرگرمي مورد علاقه اش بپردازد.
براي كودكان خردسال( زير 5 سال) محروميت موقت مناسب است؛ بدين گونه كه او را به ازاي هر سال سن ،يك دقيقه در اتاقي بدون امكانات (البته تاريك و ترسناك نباشد) قرار دهيد؛ تا از فعاليت عادي (بازي ،تلويزيون و ... ) محروم شود.اگر كودك مقاومت كرد ،محروميت او را دو برابر كنيد . در مورد نوپايان مي توان آن هارا رو ي صندلي نشاند و كنارشان ايستاد .
2. اگر كودك عمل ناپسندي را براي چندمين بار مرتكب شد مي توان به عنوان مثال او را موقتا از تنقلات مورد علاقه اش محروم كرد. بچه ها فطرتا از چيزهاي شيرين مانند آب نبات و بستني و غيره لذت مي برند، هر بچه اي يكي از اين انواع را بيشتر مي پسندد. اوليا بايد فراست به خرج دهند و از اين علاقه خاص كودك استفاده كنند و به نحوي به بچه بفهمانند كه شرط برخورداري از آن، انجام تكاليف است و در اين كار نيز بايد مراقب بود كه بچه به اصطلاح بد عادت نشود و در ازاي هر كاري ادعاي طلبكاري نكند.
3. خطاي بچه ها را مي توان تقسيم بندي كرد:
- اگر خطاي بچه ها، كوچك باشد بايد به طور غير مستقيم و ضمن انتساب خطا به شخص ثالث، معايب و مضرات آن خطا را مثلا هنگام صرف غذا به نحوي مطرح كرد.
- اگر خطا فاحش بود بايد خطايش را به او متذكر شد و عواقب آن را به او گوشزد كرد.
- در صورتي كه تكرار خطا از طرف كودك اجتناب ناپذير بود، بايد در ميان جمع او را نصيحت كرد.
4. از جمله تدابيري كه مي توان به مثابه توبيخ در مورد كودك روا داشت اين است كه موقتا به او بي اعتنا بود. منتها اين رفتار را بايد با ظرافت و فراست انجام داد تا كودك فكر نكند كه بزرگترها او را طرد كرده اند. در اين مورد نكاتي را هم بايد رعايت كرد:
- علت بي اعتنايي والدين بايد براي كودك مشخص باشد تا به عنوان يك عامل بازدارنده بتوان از آن بهره جست.
- در بي اعتنايي نبايد زمينه جدايي كودك از ديگران به وجود آيد.
- اگر كودك متوجه عمل اشتباه خود شد و عذر خواست، بايد عذر او را پذيرفت و در صورت امكان به علت درك درستش، هديه اي نيز به او داد و توجه اش را جلب كرد.
- در بي اعتنايي نسبت به كودك بايد زمينه آشتي را هم فراهم كرد. بعضي از كودكان به علت تندخويي پدر و مادر و مربيان، سعي مي كنند كمتر به آنها نزديك شوند. در اين طور موارد والدين بايد خودشان بهانه اي پيدا كنند تا در آشتي كردن پيشقدم باشند.
- اگر طفلي خطا كرد و بعد هم از عمل خود پشيمان نشد، مربي و اولياي او بايد كاري كنند كه او احساس ندامت كند و دريابد كه اشتباه كرده است.
- هدف بي اعتنايي بايد تنها رعايت تعليم و تربيت باشد، زيرا اگر به دنبال هر موضوع ناچيزي بزرگترها بي اعتنايي كردن را پيشه كنند، اين عمل براي كودك امري عادي مي شود و تأثيرش را از دست مي دهد.
5. رفتن به ميهماني براي طفل مهم است. اغلب وقتي او را به ميهماني نبريم متوجه مي شود كه خطايي از او سر زده، در صورتي كه كودك به اشكال كارش پي نبرده باشد بايد به نحوي به او فهماند كه چرا به ميهماني برده نشده است.
6. ندادن پول توجيبي و نخريدن شيء موردعلاقه كودك نيز يكي از راه هاي توصيه شده است.
7. ملامت و سرزنش كردن در صورتي كه درايت كودك كافي باشد و خوب و بد را تشخيص دهد اين را مي طلبد كه بيشتر مراقب او باشيم و كمتر ملامت كنيم، تا آتش لجاجت تربيت‏شونده شعله‏ور نشود.
8. هشدار دادن نيز يكي از راه‏هاي كنترل خلاف‏ كاري‏هاي كودكان است. هشدار بايد گاهي كتبي و زماني هم شفاهي باشد و در اين خصوص به نكات زير بايد توجه داشت:
- در هشدار به تربيت‏شونده زمان معيني را به او مهلت مي دهيم تا رفتارش را اصلاح كند.
- مهلت بايد منطقي تعيين شود، مثلا به بچه اي كه كند مي نويسد و براي نوشتن هر صفحه اي يك ساعت وقت صرف مي كند نبايد گفت تا نيم ساعت ديگر كارت را تمام كن.
- در هشدار بايد كلمات طوري انتخاب و ادا شود كه همه جوانب تربيتي در نظر گرفته شود.
- هشدار نبايد ناشي از كينه، حسد، ظلم، تعدي و خودبزرگ بيني باشد.
- هشدار بايد بر مبناي محبت و خيرخواهي و دلسوزي اعمال شود.
- هشدار بايد توأم با درايت، هوشياري، آينده نگري و از روي علم و دانش و دل‏آگاهي صورت پذيرد.
- هشدار يا تذكر مستقيم، بايد در خلوت صورت گيرد و نه در انظار ديگران.
9. پند و اندرز؛ حضرت علي(ع) مي فرمايد: «اين كه در بين مردم كسي را پند دهي اين نكوهش است نه پند».
- در پند و اندرز دادن، تأكيد بايد روي خود كودك باشد، همه جا بحث از خير و سعادت و سلامت او مطرح شود و همزمان نيز به خير و سعادت جامعه توجه گردد. بايد به او فهمانيد كه مي تواند در پرتو سعي و تلاش خود به انجام وظيفه بپردازد و خود را از آلودگي و ناسازگاري دور نگه دارد.
- بايد به كودك هشدار داد به گونه اي كه بفهمد در وضع و موقعيت مطلوبي قرار ندارد و بايد خود را اصلاح كند.
- گاهي كودك را به خود وا مي گذاريم تا خود نتيجه اعمالش را ببيند. در مواردي اين كار از هر پند و اندرزي مفيدتر واقع مي ‏شود. البته اعمال اين روش ضمن اين كه طولاني است گاهي ممكن است خطراتي ايجاد كند.
- در پند دادن به طفل بايد حدود فكر و فهم او را در نظر داشت و جملاتي كوتاه و قابل فهم به كار برد.
- در پند دادن به كودك بايد سعي كرد او را خوار و خفيف نساخت و روحيه اش را تباه نكرد.
- در پند دادن نبايد قضاوتي عجولانه داشت.
- بايد با پند دادن كاري كرد كه كودك اصلاح شود، نه اين كه او را با اين كار به حيله گري واداشت. البته در بچه هايي كه عقل و تميزشان به خوبي آشكار نشده باشد ارائه الگويي مناسب با سن و سال او، مؤثرتر و مفيدتر واقع مي شود.
نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت شرايطي است كه شخص ناصح بايد دارا باشد. هر كاري كه ما انجام مي دهيم شرايطي خاص را مي طلبد. مي دانيم كه هميشه انسان حرف كسي را بهتر مي فهمد كه مورد احترامش باشد و به صداقت و صفاي باطن او ايمان داشته باشد. اين كه انسان چگونه نصيحت كند، كاري است بسيار حساس. واضح و خوب بيان شدن منظور گوينده، در اين امر بسيار مهم است.
- نصيحت بايد مطابق ظرفيت و سن و سال كودك باشد. لازم است كه مربي با كودكان طبق درك سني آنها رفتار كند وگرنه جز اتلاف وقت چيزي نصيب فرد ناصح نخواهد شد و چه بسا كودك هم حساسيت و قابليت‏هاي فراگيري‏اش را از دست بدهد و بي‏تفاوت شود.
10. اخراج كردن كودك خاطي از اتاق و يا كلاس يا مدرسه. بعضي اوقات با تغيير موقتي جاي كودك (انتقالش از اتاقي به اتاق ديگر يا نيمكتي به نيمكت ديگر)، بدرفتاري كودك به طور كلي از بين مي رود. بچه ها را در آخرين مرحله بايد با اين شيوه آزمود. ولي به خاطر داشته باشيم كه محبوس كردن كودك در اتاق تاريك، زيرزمين، انباري و صندوقخانه و غيره و يا فحاشي و بيرون انداختن از كلاس درس و تندخويي بي مورد و جز اينها لطماتش كمتر از كتك زدن نيست. تنبيه به اين نحو شخصيت كودك را خرد مي كند و موجب ترس و اضطراب مي شود. در اين صورت كودك دچار ضعف اعصاب و روان مي شود و تا آخر عمر از عوارض نامطلوب آن در رنج و عذاب خواهد بود.

تقدم تشويق بر تنبيه
والدين عزيز، تنبيه ، گرچه به عنوان يك عامل بازدارنده ممكن است كودك را از ارتكاب كارهاي زشت بازدارد، ولي معمولا انگيزه هاي دروني را تغيير نمي دهد و به تغيير دروني رفتار نمي انجامد. كودكي كه از ترس تنبيه دست به كاري نمي زند، ممكن است در خلوت آن كار را انجام دهد، يا پنهان كاري كند علاوه بر اين، تنبيه ،تنها به كودك مي گويد كه چه كاري را نبايد انجام دهد، اما رفتار درست را به او ياد نمي دهد ؛ مثلا تنبيه ممكن است پرخاشگري كودك شما را كنترل كند اما به او ياد نمي دهد كه چگونه دوستانه رفتار كند.
تشويق فرزندان و فوائد آن : از تدابير مهمي كه دربازسازي رفتار فرزندانمان مي توانيم استفاده كنيم تشويق است. تشويق از مسائل بسيار مهم تربيتي اسلام و از بهترين شيوه هاي تربيت است. تشويق، عاملي سازنده است كه به كمك آن مي توان گرايش به كارهاي پسنديده را در كودكان تقويت كرد. آنها از تشويق لذت مي برند و اين، از تمايلات فطري آنهاست كه بايد به بهترين شيوه از آن استفاده كرد. تشويق، عامل مؤثري در تقويت روحي كودكان و ايجاد نشاط و اعتماد به نفس در آنهاست. البته در امر تشويق بايد به نكاتي مهم توجه داشت :
- در استفاده از تشويق نبايد زياده روي كرد. زياده روي در تشويق اولا موجب بي ارزش شدن آن مي شود؛ ثانيا اين توقع را دراو به وجود مي آورد كه بايد براي هر كاري مورد تشويق قرار گيرد؛ وگرنه آن كار را انجام نخواهد داد. از اين رو بهترين كار براي رفع مشكل، آن است كه پس از جا افتادن و نيكو شدن يك رفتار جديد، رفته رفته ازميزان تعريف و تمجيد بكاهيم و آن را به صورت موردي انجام دهيم .
- تشويق نبايد طوري باشد كه در كودك ايجاد غرور و خود بيني كند؛براي همين بهتر است كه به جاي تعريف و تمجيد از شخصيت كودك، از كار خوب او تعريف كرده و بر آن تاكيد كنيم. اگر مي خواهيد كودكتان را به خاطر نماز خواندن تشويق كنيد،بهتر اين گونه باشد:«آفرين به مريم كه نمازش رو مي خونه.» نه آنكه بگوييد:«مريم جان، تو دختر خيلي خوبي هستي.»
- به كودك پاداش بدهيد نه رشوه!كارشناسان تعليم و تربيت با قاطعيت،‌رشوه دادن به كودك رارد كرده و در عوض، پاداش دادن را لازم مي دانند. بين پاداش و رشوه تفاوت ظريفي وجوددارد. رشوه نوعي باج است.وقتي مي گوييد: اگرفلان كارراانجام دهد مي تواند فلان چيز را داشته باشد، در حقيقت به او پيشنهاد رشوه مي دهند. اما پاداش بدون قول و قرار قبلي و بلافاصله بعد از اينكه رفتار خوبي از كودك سر مي زند، به او داده مي شود.
- دليل تشويق بايد كاملا مشخص باشد؛ يعني او بايد دقيقا بداند كه به دليل چه كاري مورد تشويق قرار مي گيرد. به اين ترتيب بايد از تشويق هاي كلي، مثل «پسر خوب» يا «دختر خوب» خودداري كرد. بلكه بايد علت تشويق را كاملا مشخص كرد؛ براي مثال «آفرين به علي، كه تمام اسب بازي هايش را داخل كمدش گذاشته.»
- تشويق بايد با عملي كه از او سرزده، تناسب داشته باشد؛ مثلا، به خاطر عملي كوچك، نبايد جايزه اي مهم دريافت كند؛ همچنان كه براي هر عمل جزئي نيز نبايد تشويق شود. زيرا اين كار ارزش تشويق رانزد او از بين مي برد.
- تشويق بايد بلافاصله بعد از انجام گرفتن رفتار مطلوب صورت گيرد. تشويق كردن به ويژه در مورد كودكان خردسال وقتي مؤثرتر است كه بدون معطلي انجام شود. نگذاريد كه بين رفتار پسنديده او و تشويق شما، فاصله زيادي بيفتد، اگرچه كودكان بزرگتر قادرند اين فاصله زماني رادرك كنند.
- والدين بايد به وعده هاي خود عمل كنند،در غير اين صورت، از اعتماد فرزندان به آنها كاسته شده و بذر دروغگويي در وجود آنان كاشته مي شود. رسول خدا(ص) نيزدر اين باره مي فرمايد:« كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنها مهربان باشيد و به وعده اي كه به آنها داده ايد وفا كنيد.»
- تشويق بايد به صورت قدرداني يا وصفي باشد، نه ارزيابي. در تشويق وصفي، رفتار كودك مورد تحسين و يا تشويق قرار مي گيرد.« از اين كه راست گفتي ممنونم»، «خوشحالم كه وسايلت را جمع كردي». اما در تشويق ارزيابي، خود كودك، ستوده مي شود نه رفتار او. «تو بي نظيري،‌تو قهرمانی، تو خوب ترين كودك روي زميني...».
اميدواريم در تمام لحظات عمر موفق و پيروز باشيد.

منبع :
تنبيه آري يا خير، مجيد همتي

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره پرسمان

منبع: سایت پرسمان دانشجویی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.